<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آموزش و مدیریت کارآفرینی</title>
    <link>https://eme.razi.ac.ir/</link>
    <description>آموزش و مدیریت کارآفرینی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش ادبیات عرفانی در توسعه فرهنگ کارآفرینی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_3938.html</link>
      <description>هدف این پژوهش آن است ( برآن است) که نقش ادبیات عرفانی و شاخصه‌های آن را در مقایسه تطبیقی با کارآفرینی ( به معنی عام و ) (کارآفرینی ) اجتماعی (به معنی خاص) و (در راستای کارآفرینی ) معنوی و ویژگی‌های شخصیتی کارآفرین(، با ) و مقدار (میزان ) این هماهنگی و مشابهت را به‌عنوان الگو و عاملی اثرگذار بر توسعة فرهنگ کارآفرینی بررسی کند. همچنین تلاش شده است؛ تا ارتباط بین ویژگی‌های فردی کارآفرین(ان) اجتماعی و ویژگی و شاخصه‌های ادب عرفانی به-عنوان یکی از انگیزه‌های معنوی اثرگذار در این امر بررسی شود. براساس نتایج این تحقیق، (کارآفرینان واقعی از جمله ) کارآفرین اجتماعی، از لحاظ ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری، دارای ابعاد مشترک با ویژگی‌های شخصیتی ادب عرفانی است که می‌تواند به عنوان الگو در شناسایی شایستگی‌های کارآفرینان اجتماعی نیز قرار گیرد. ویژگی‌هایی مانند؛ خطرپذیری، (مسئولیت پذ یری و تعهد) کانون کنترل، تحمل ابهام، نوآوری و خلاقیت، استفاده از فرصت، عمل‌گرایی،( نگرش مثبت و خوش بینی)، (و حل مسئله) به ‌طور کلی ویژگی‌ روان‌شناختی و شخصیتی کارآفرینانه مهم ‌ترین شاخصه‌های کارآفرین اجتماعی هستند که در ادبیات عرفانی هم نقش کلیدی دارد و در توسعة فرهنگ و مفهوم کارآفرینی بسیار موثر هستند. بنابراین، بین ویژگی‌های فردی و (توسعة کارآفرینی به معنی عام ) و کارآفرینی اجتماعی (به معنی خاص) حتی در سازمان-های غیردولتی مردم نهاد، رابطة مستقیمی وجود دارد؛ بدین معنی که افراد با ویژگی‌های روان‌شناختی کارآفرینانه &amp;amp;ndash; که با ادبیا عرفانی &amp;amp;ndash; مشترک است، به‌عنوان متغیرهای مستقل، بهتر می‌توانند به توسعة کارآفرینی اجتماعی، به‌عنوان متغیر وابسته، عمل کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجلی نوآوری سبز در شرکت‌های تولیدکننده کالاهای ورزشی: کاربست روش شناسی کیو</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4027.html</link>
      <description>امروزه ضرورت توسعه پایدار شرکت‌های تولیدکننده کالاهای ورزشی با توجه به نقشی که می‌توانند در رشد اقتصادی کشورها ایفا نمایند، موجب توجه روزافزون به موضوع نوآوری‌های سبز شده است. نوآوری سبز دیدگاهی است که ضمن تأکید بر نوآوری به کاهش هرچه بیشتر چالش‌های زیست‌محیطی نیز توجه می‌نماید. در این چارچوب پژوهش حاضر با هدف تحلیل دیدگاه خبرگان در خصوص نوآوری سبز در این شرکت‌ها انجام شد. روش پژوهش حاضر با توجه به استفاده از روش کیو، آمیخته اکتشافی است. بنابراین برای پاسخ به سؤال اصلی پژوهش دو گام اساسی طی شد. در گام اول ابتدا براساس مرور ادبیات پژوهش عبارات تشکیل‌دهنده فضای گفتمان شناسایی شدند. در گام دوم نیز به تحلیل عاملی کیو پرداخته شد. در نتیجه روش گردآوری داده‌ها در گام اول مطالعات کتابخانه‌ای و در گام دوم مطالعات میدانی (پرسشنامه کیو) است. پرسشنامه مذکور ابزاری است که بر اساس ادبیات موضوع در یک شبکه توزیع شبه نرمالِ کیو ارائه شد و از نظر روایی و پایایی مورد تأیید قرار گرفت. بدین‌ترتیب خبرگان، شاخص‌های برآمده از بخش اول پژوهش را رتبه‌بندی نمودند. جامعه نظری پژوهش را خبرگان دانشگاهی و مدیران اجرایی مرتبط با صنعت کالاهای ورزشی تشکیل می‌دهند که بر اساس معیارهای مشخص شامل آشنایی با مفاهیم کلیدی پژوهش، تجربه کاری بالاتر از 5 سال، و مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر، در نهایت 20 خبره بصورت نمونه‌گیری هدفمند از نوع ارجاع زنجیره‌ای انتخاب شدند. یافته‌های حاصل از امتیازدهی خبرگان به 31 عبارت کیو نشان‌دهنده چهار الگوی ذهنی متفاوت شامل صنعت آینده‌نگر، واکنشی، یادگیرنده و هوشمند است و در این میان، الگوی ذهنی صنعت آینده‌نگر به عنوان دیدگاه غالب شناخته شد. هر الگو نمایانگر دیدگاه خاصی نسبت به تجلی نوآوری سبز در شرکت‌های تولیدکننده کالاهای ورزشی است. بر این اساس، پیش‌بینی تقاضا و نیازهای اجتماعی آینده در بازار، آگاهی زیست‌محیطی در میان ذینفعان و جامعه، اشتراک منابع و انتقال دانش از طریق همکاری و استفاده از فناوری‌های پیشرفته از جمله عوامل حاصل از تبیین این الگوهای ذهنی می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مضمون موانع توسعه صنعتی و تجاری‌سازی داروهای گیاهی در ایران با رویکرد کارآفرینی و اشتغال‌پذیری</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4043.html</link>
      <description>در دهه های اخیر با مشاهده ی عوارض جانبی داروهای صناعی و شیمیایی، تمایل به مصرف داروهای گیاهی، روند افزایشی پیدا کرده است؛ به گونه ای که قرن بیست ویکم را قرن استفاده از داروهای گیاهی نام نهاده اند. با توجه به تغییر رویکرد جهانی در سیستم های مراقبت های بهداشتی و درمانی، بازار جهانی داروهای گیاهی با سرعت چشمگیری رشد کرده است و از نظر اقتصادی و تجاری سازی اهمیت فراوانی دارند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی موانع توسعه صنعت و تجاری سازی داروهای گیاهی در ایران و ارائه راهبردهایی جهت رفع این موانع انجام شد. روش پژوهش، کیفی‌ و از نوع تحلیل مضمون بود. جامعه مورد مطالعه را خبرگان دانشگاهی و صنعتی تشکیل داد. معیار تعیین حجم نمونه، قاعده اشباع نظری بود که در مصاحبه 13 حاصل گشت. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود. داده های گردآوری شده با استفاده از روش کدگذاری باز و فرایند شش مرحله ای براون و کلارک، مورد تحلیل قرار گرفت. روایی، اعتباربخشی، صحت و استحکام داده‌های پژوهش، با استفاده از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا، مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پژوهش نیز، با استفاده از روش پایایی بازآزمون هولستی، مورد تأیید قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که موانع توسعه صنعت داروهای گیاهی در ایران شامل 140 مضمون پایه، 27 مضمون سازمان‌دهنده و 9 مضمون فراگیر است. مضامین فراگیر عبارتند از موانع اقتصای و سرمایه گذاری، موانع قانونی و سیاستگذاری، موانع آموزشی و فرهنگی، موانع کارآفرینی و اشتغالپذیری، موانع سیاسی و تحریم، موانع زیرساختی و تسهیلگری، موانع استانداردسازی، کنترل کیفی و ایمنی، موانع زیست محیطی و موانع بازاریابی و فروش. نتایج این پژوهش می تواند به کارآفرینان، مدیران و سیاستگذاران صنعت داروهای گیاهی در راستای سیاستگذاری اثربخش و رفع موانع توسعه و تجاری سازی این صنعت یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر دانش بازاریابی بر تمایل دانشجویان به راه‌اندازی کسب‌وکار: نقش میانجی هویت کارآفرینانه و خودکارآمدی کارآفرینانه</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4045.html</link>
      <description>در دنیای امروزی، کارآفرینی به عنوان یکی از عوامل کلیدی توسعه اقتصادی و اجتماعی شناخته می‌شود. در این میان، دانشجویان به عنوان لایه‌ای پویا و خلاق از جامعه، می‌توانند نقش برجسته‌ای در رشد کارآفرینی ایفا کنند. با توجه به اهمیت دانش بازاریابی در موفقیت کسب‌وکارها، بررسی تأثیر این دانش بر تمایل دانشجویان به راه‌اندازی کسب‌وکار امری ضروری است. همچنین، هویت کارآفرینانه و خودکارآمدی کارآفرینانه به عنوان متغیرهای روانشناختی-اجتماعی می‌توانند نقش میانجی مهمی در این رابطه ایفا کنند. لذا هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی تاثیر دانش بازاریابی بر تمایل دانشجویان به راه اندازی کسب و کار با توجه به نقش میانجی هویت کارآفرینانه و خودکارآمدی کارآفرینانه است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، یک تحقیق کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده‌ها، تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی دانشجویان دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه حضرت معصومه (س) قم در سال تحصیلی 1404&amp;amp;ndash;1403 تشکیل می‌دهند. نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام شده است. تعداد 300 پرسشنامه بین دانشجویان توزیع و 280 پرسشنامه قابل استفاده جمع‌آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار ویژوال پی ال اس استفاده شده است. نتایج نشان دادند که، دانش بازاریابی بر تمایل دانشجویان به راه اندازی کسب و کار ، هویت کارآفرینانه و خودکارآمدی کارآفرینانه تاثیر معناداری دارد. هویت کارآفرینانه و خودکارآمدی کارآفرینانه نیز بر تمایل دانشجویان به راه اندازی کسب و کار تاثیر معناداری دارند. نتایج نشان دادند که هویت کارآفرینانه و خودکارآمدی کارآفرینانه نقش میانجی معناداری در رابطه بین دانش بازاریابی و تمایل به کارآفرینی دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی مطلوب رهبری کارآفرینانه با رویکرد مدیریت راهبردی دانش در دوره متوسطه نظام آموزشی ایران</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4048.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین ابعاد و مؤلفه‌های رهبری کارآفرینانه و هم‌گرایی آن با مدیریت راهبردی دانش در مدارس دوره متوسطه انجام شد. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که آموزش کارآفرینی به‌عنوان ابزاری کلیدی برای توسعه مهارت‌ها و توانمندی‌های نسل جوان و ارتقای عملکرد آموزشی مورد توجه نظام‌های آموزشی قرار گرفته است. این مطالعه از نوع کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی بود و نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و نظری انجام شد. گروه هدف شامل ۲۱ نفر از اساتید دانشگاه در حوزه کارآفرینی و مدیریت دانش، کارآفرینان موفق و معلمان دوره متوسطه بود که در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته شرکت کردند. داده‌ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و بیش از ۳۲۰ کد اولیه استخراج شد. این کدها در ۴۵ مقوله سازماندهی و در قالب ۱۰ بعد کلیدی الگوی مدرسه کارآفرین تجمیع گردید: چشم‌انداز و راهبرد مدرسه، فرهنگ نوآوری و شبکه‌سازی دانش، مدیریت دانش و فناوری، رهبری و توانمندسازی انسان‌ها، مدیریت منابع و مالی، تعامل و مشارکت، یادگیری و توسعه مهارت‌ها، ارزیابی و پایش، بومی‌سازی و سازگاری ساختاری و مدیریت چالش‌ها. نتایج نشان می‌دهد مدرسه کارآفرین، الگویی چندبعدی و پویا است که مهارت‌های زندگی و کارآفرینانه را پرورش داده و بستری برای توسعه منابع انسانی و فرهنگ نوآوری فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی نقش سواد مهارتی و شبکه‌های اجتماعی بر موفقیت کسب‌وکارهای ورزشی؛ با رویکرد کارآفرینی در ورزش</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4066.html</link>
      <description>یکی از عوامل موثر بر دوام و پایداری کسب و کارهای ورزشی وجود سرمایه های نامحسوس برای استمرار کارآفرینی در ورزش است. که از جمله این منابع، سواد مهارتی و شبکه های اجتماعی است. در واقع سواد مهارتی و شبکه های اجتماعی به عنوان دارایی های نامشهود سازمان ها، عامل کلیدی در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است. در این راستا، هدف از پژوهش پیش رو ارائه الگوی نقش سواد مهارتی و شبکه های اجتماعی بر موفقیت کسب وکارهای ورزشی؛ با رویکرد کارآفرینی در ورزش است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارآفرینان کسب و کارهای ورزشی اعم از باشگاه ها، فروشگاه های ورزشی و تولیدی های لوازم ورزشی در سطح استان کرمانشاه به تعداد 220 مورد تشکیل دادند که از طریق جدول مورگان حجم نمونه به روش نمونه گیری در دسترس 136 نفر انتخاب شد. در این پژوهش جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد سواد مهارتی سیامک و همکاران (2005)، پرسشنامه موفقیت کسب و کارهای ورزشی موسوی و همکاران (2015) و پرسشنامه شبکه های اجتماعی فربودنیا و همکاران (2016) استفاده گردید و روایی ابزار بر اساس نظر خبرگان ارزیابی و تأیید گردید و پایایی پرسشنامه ها از طریق آلفای کرونباخ برآورد شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از مدل معادلات ساختاری به کمک نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته‌های تحقیق چشم‌انداز در حال تحول کارآفرینی ورزشی را مطرح می‌کند و روندهای نوآورانه، چالش‌ها و فرصت‌هایی را که صنعت را شکل می‌دهند نشان می‌دهد. مقوله‌های شناسایی‌شده برای ظرفیت‌ها و روش‌های جدید در کارآفرینی ورزشی، نقشه راهی را برای کارآفرینان، ذینفعان و سیاست‌گذاران فراهم می‌کند تا در محیط رقابتی و پویای کسب‌وکار ورزشی حرکت کنند. کارآفرینان با پذیرش سواد مهارتی، فناوری های دیجیتال، رسانه های اجتماعی و گردشگری ورزشی، می‌توانند پتانسیل‌های جدیدی را برای رشد و نوآوری در صنعت ورزش باز کنند. این تحقیق به‌ عنوان یک منبع ارزشمند برای تصمیم‌گیرندگانی است که به دنبال ایجاد تغییرات مثبت، تقویت همکاری و ایجاد مدل‌های تجاری پایدار در قلمرو روزافزون کارآفرینی ورزشی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روابط میان عادات غذایی، ویژگی‌های شخصیتی و قصد کارآفرینی در میان دانشجویان دانشگاه‌های دولتی شهر تهران</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4300.html</link>
      <description>قصد کارآفرینانه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های رفتار کارآفرینانه مطرح است و بررسی عوامل تأثیرگذار‌ بر آن اهمیت دارد، در حالی که نقش عادات غذایی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های سبک زندگی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم میان الگوهای غذایی، ویژگی‌های شخصیتی پنج‌گانه و قصد کارآفرینانه در میان دانشجویان دانشگاه‌های دولتی تهران بود. این مطالعه با طرح توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی و به روش مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه‌های دولتی تهران بودند که در مرحله نهایی 123 نفر به روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای غیرتصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده شامل پرسشنامه بسامد خوراک فیلر و اگلاف، پرسشنامه شخصیت نئو فرم کوتاه مک‌کری و کاستا، و پرسشنامه قصد کارآفرینانه لینان و چن بود و تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی و مسیر انجام گرفت. نتایج نشان داد که گشودگی به تجربه به‌طور مثبت و روان‌رنجوری به‌طور منفی قصد کارآفرینانه را پیش‌بینی کردند و رژیم پروتئین‌محور به‌طور مستقیم با کاهش توافق پذیری همراه بود. همچنین رژیم ناسالم از طریق تقویت روان‌رنجوری به‌طور غیرمستقیم قصد کارآفرینانه را تضعیف کرد، در حالی که سایر مسیرهای میانجی‌گری معنادار نبودند. این یافته‌ها بیانگر نقش مهم تعامل ویژگی‌های شخصیتی و عادات غذایی در شکل‌گیری تمایلات کارآفرینانه بودند. در مجموع، نتایج بر لزوم توجه به ابعاد سبک زندگی در برنامه‌های توسعه‌ کارآفرینی دانشگاهی و ادغام مداخلات مرتبط با بهبود الگوهای تغذیه و ارتقای سلامت روان در کنار آموزش‌های مهارتی تأکید کردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر سوادآموزی بر کارآفرینی زنان عشایر استان چهارمحال و بختیاری</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4096.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر توسعه سوادآموزی بر ارتقای کارآفرینی زنان عشایر استان چهارمحال و بختیاری است. سوادآموزی به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر در توانمندسازی زنان، می‌تواند موجب افزایش درآمد، ارتقای مهارت‌های شغلی، بهبود تولیدات کشاورزی و ایجاد انگیزه برای نوآوری و ارائه ایده‌های جدید شود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است.جامعه آماری شامل کلیه زنان عشایر استان چهارمحال و بختیاری بوده که به‌صورت نامحدود در نظر گرفته شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود، 384 نفر تعیین گردید و نمونه‌گیری به روش در دسترس انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل دو پرسشنامه استاندارد بود: پرسشنامه سوادآموزی یاپ و تان (2022) و پرسشنامه کارآفرینی انوار و سلام (2019). پایایی تمامی ابعاد با ضریب آلفای کرونباخ بالای 80/0 تأیید شد و روایی ابزارها نیز توسط متخصصان دانشگاه فرهنگیان و اصفهان مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده‌ها، از آمار توصیفی (درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی با استفاده از ضریب مسیر بهره گرفته شد. تحلیل نهایی با نرم‌افزارهای SPSS-23 و    Smart PLS-3 انجام شد. نتایج نشان داد که افزایش سوادآموزی به‌طور متوسط موجب بهبود 9/85 درصدی در شاخص‌های کارآفرینی زنان عشایر استان می‌شود. بر اساس یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود برای زنان عشایر طراحی برنامه های آموزشی بر اساس نیازهای واقعی زنان عشایر، با تمرکز بر مسائل روزمره، مهارت های شغلی و چالش های اقتصادی انجام شود. هم چنین، راه‌اندازی واحدهای آموزش سیار با حضور مربیان متخصص برای آموزش مهارت‌های سواد اطلاعاتی، خودارزیابی و کارآفرینی در مناطق عشایری مورد تأکید قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی بسته آموزشی کارآفرینی مبتنی بر بازی در دوره پیش‌دبستان</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4117.html</link>
      <description>مقدمه: آموزش کارآفرینی برای کودکان موجب توسعه مهارت‌های یافتن راه‌حل‌های منحصر به فرد، افزایش درآمد، بهره‌برداری از فرصت‌ها، اعتماد به نفس و پذیرش ریسک خواهد شد که در نهایت به ظهور رهبران و مدیران منجر می‌شود. هدف این پژوهش، طراحی بسته آموزشی کارآفرینی مبتنی بر بازی در دوره پیش‌دبستان می‌باشد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل اسنادی انجام شده است. جامعه مورد بررسی شامل کتاب‌ها و مقالات علمی و پژوهشی داخلی و خارجی می‌‌باشند که با استفاده از روش نمونه‌‌گیری در دسترس مجموعا 30 سند برای تحلیل انتخاب شدند. اعتبار یافته‌ها با استفاده از روش بررسی همکار مورد تایید قرار گرفت و تحلیل یافته‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. یافته‌ها: مطابق با نتایج بسته آموزشی کارآفرینی مبتنی بر بازی شامل 4 مقوله اصلی، 17 مقوله فرعی و 56 خرده مقوله می‌باشد. مقوله ویژگی‌‌های محتوا از (5 مقوله‌‌ فرعی: فعال‌‌محور بودن، محتوای بازی‌‌ها، کارآفرینانه بودن محتوا، تطابق با نیازهای فردی و جامعه، تأمل محور بودن)، اهداف ( 4 مقوله‌‌ فرعی: شناسایی اهداف مثبت، توسعه ذهنیت کارآفرینی، مشارکت و همدلی و تمرکز بر کار تیمی)، روش‌‌های یاددهی (6 مقوله‌‌ فرعی: مشاهده تجربی؛ کارهای هنری؛ بازی؛ داستان‌‌گویی؛ استفاده از امکانات و آموزش به همراه عمل)، شیوه‌‌های ارزشیابی( 2 مقوله‌‌ فرعی مشاهدات و بررسی‌‌های مربی و ارزشیابی گروهی) تشکیل شده است. نتیجه‌گیری/دستاوردها: مطابق با نتایج بسته آموزشی مبتنی بر بازی می‌تواند به‌عنوان شیوه‌‌ای اثربخش و مناسب با ویژگی‌ها و نیازهای کودکان در دوره پیش‌دبستان در راستای آموزش و توسعه مهارت‌های کارآفرینی آنها به کار رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادغام هوش مصنوعی در آموزش کارآفرینی جهت بهبود رفتار کارآفرینانه دانشجویان (مطالعه موردی: دانشگاه اراک)</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4156.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی تأثیر به‌کارگیری فناوری هوش مصنوعی در آموزش کارآفرینی بر رفتار کارآفرینانه دانشجویان می‌پردازد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی˗همبستگی با رویکرد کمی است. داده‌ها از ۸۰ دانشجو از دانشکده‌های مختلف دانشگاه اراک با استفاده از ابزار پرسشنامه‌ محقق ساخته گردآوری شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار اسمارت پی‌‌ال‌اس انجام گرفت. تمامی متغیرهای پژوهش ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بالاتر از 7/0 داشتند که بیانگر ثبات و قابلیت اعتماد مطلوب ابزار اندازه‌گیری بود. یافته‌ها نشان داد که پردازش و تحلیل داده‌ها و جست‌وجوی هوشمند تأثیر مثبت و معناداری بر انتقال دانش و مهارت‌های کارآفرینانه دارند، در حالی‌که شخصی‌سازی دسترسی به دانش تأثیر معناداری نشان نداد. همچنین انتقال دانش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی و نگرش کارآفرینانه اثر مثبت داشت. مقادیر ضریب تعیین برای قصد کارآفرینی (866/0) و نگرش کارآفرینی (857/0) بدست آمد که بیانگر برازش مطلوب مدل است. در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که استفاده از ابزارهای یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی در آموزش کارآفرینی می‌تواند به تقویت ظرفیت نوآوری، توان شناسایی فرصت‌ها و تمایل به اقدام کارآفرینانه در میان دانشجویان منجر شود و فرایند یادگیری نظری را به کنش واقعی و تجربه‌محور تبدیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر نگرش دانشجویان دانشگاه رازی نسبت به خوداشتغالی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4202.html</link>
      <description>نگرش افراد به خوداشتغالی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. این در حالی‌ است که، در شرایط کنونی اقتصاد ایران با چالش بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز مواجه است. علاوه بر آن، آنچه در تحقیقات کارآفرینی و اشتغالزایی مغفول مانده، بررسی تعامل پیچیده این عوامل و سهم نسبی هر یک از آنها در شکل‌دهی نگرش دانشجویان به خوداشتغالی است. از این‌رو، این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر نگرش دانشجویان دانشگاه رازی نسبت به خوداشتغالی آنان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل 234 نفر از دانشجویان دانشگاه رازی بود که حجم نمونه براساس جدول مورگان و به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ی محقق ساخته انجام شد و تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو بخش آمار توصیفی (شامل میانگین، انحراف معیار و ضریب تغییرات) و آمار استنباطی (شامل تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی) با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. بر اساس نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، چهار عامل اصلی به عنوان عوامل مؤثر بر نگرش دانشجویان شناسایی شدند که در مجموع 77/64 درصد از واریانس کل را تبیین کردند. این عوامل به ترتیب اهمیت عبارتند از: عوامل انگیزشی شامل توانایی کنترل هزینه‌ها و درآمد، تحقق ایده‌های شخصی و اثرگذاری اجتماعی (81/42%)؛ خودکارآمدی کارآفرینانه شامل توانایی حل مسئله بدیع و تحلیل ریسک (76/10%)؛ موانع ادراک‌شده شامل موانع مالی و اجتماعی(23/6%)؛ و عوامل آموزشی شامل حمایت دانشگاه و دسترسی به شبکه‌های کارآفرینی (96/4%). نتایج تحلیل عاملی تأییدی برازش مطلوب عوامل شناسایی شده را تأیید کرد (96/0 CFI= و 07/0 RMSEA=). بر این اساس، عوامل درونی (انگیزش و خودکارآمدی) نقش قوی‌تری نسبت به عوامل بیرونی (آموزش) در شکل‌دهی نگرش مثبت به خوداشتغالی دارد. از این‌رو، توصیه می‌شود سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان آموزشی در دانشگاه‌ها به ایجاد کارگاه‌های تقویت خودکارآمدی و خلاقیت، شبیه‌سازی کسب‌وکار و رفع موانع مالی از طریق ارتباط با شتاب‌دهنده‌ها و ارائه تسهیلات بپردازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>انتخاب ایده در استارت‌آپ‌ها و بازتاب آن در عبور از دره مرگ</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4222.html</link>
      <description>ایده‌های نوآورانه منبع حیات و موفقیت استارت‌آپ‌ها هستند. اما هر ایده نو، لزوما یک فرصت خوب تجاری نیست. برای جلوگیری از اشتباهات پرهزینه، استارت‌آپ‌ها باید در انتخاب ایده‌ مهارت کافی داشته باشند. از سوی دیگر، استارت‌آپ‌های نوآور در مراحل ابتدایی رشد خود با چالش سختی به نام &amp;amp;laquo;دره مرگ&amp;amp;raquo; مواجه شده و اکثر آن‌ها دچار شکست می‌شوند. علی‌رغم اهمیت این دو موضوع، تا کنون به صورت اختصاصی تاثیر کیفیت ایده بر نحوه عبور از دره مرگ به عنوان یکی از مهمترین مراحل رشد استارت‌آپ‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفیت ایده در استارت‌آپ ها و اثرات آن در عبور از دره مرگ انجام پذیرفت. با توجه به ماهیت اکتشافی موضوع،  این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و بر حسب شیوه گردآوری داده‌ها، کیفی و با روش موردکاوی چندگانه در بین 6 استارت‌آپ موفق و ناموفق صورت گرفت. پس از اشباع تئوریک، جهت همگن سازی تحلیل‌ها و مقایسه‌های نظام‌مند، از ترکیب &amp;amp;laquo;مدل دره مرگ واگنر&amp;amp;raquo; و مراحل زمانی &amp;amp;laquo;آپاد&amp;amp;raquo; به همراه پارامترهای &amp;amp;laquo;کیفیت ایده&amp;amp;raquo; استفاده شد. یافته‌های پژوهش 8 ویژگی اساسی در ایده‌های منتخب جهت عبور بهتر از دره مرگ شامل کوتاه و کم هزینه بودن فازهای اولیه، پتانسیل ایده برای جذب حمایت دولتی و سرمایه‌گذاران، تجربه تیم استارت‌آپ، سهولت مسائل قانونی ایده، نفوذ سریع در بازار و رسیدن سریع به نقطه سر به‌سر را شناسایی نمود. نتایج نشان می‌دهد هر قدر یک ایده استارت‌آپی بخش بیشتری از این ویژگی ها را پوشش دهد عبور استارت‌آپ مذکور از دره مرگ آسان تر خواهد بود. بر این اساس، مقاله حاضر معیار جدیدی جهت ارزیابی ایده‌های استارت‌آپی ارائه می‌کند که به جای تمرکز بر حداکثر سود دهی، بر روی حداکثر احتمال موفقیت استارت‌آپ استوار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل بومی کارآفرینی و توسعه کسب‌وکارهای نوپای سلامت دیجیتال در ایران</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4231.html</link>
      <description>You said:
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی برای کارآفرینی و توسعه کسب‌وکارهای نوپای سلامت دیجیتال در ایران انجام شد. با توجه به رشد فناوری‌های نوین و نقش فزاینده آن‌ها در تحول نظام سلامت، این مطالعه تلاش کرد تا عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و توسعه کسب‌وکارهای نوپای سلامت دیجیتال را شناسایی و تحلیل کند. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه سلامت و کارآفرینی گردآوری شد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان و متخصصان فعال در حوزه سلامت دیجیتال از جمله مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان، اساتید دانشگاه و کارشناسان وزارت بهداشت بود. نمونه‌گیری به روش هدفمند و گلوله‌برفی صورت گرفت و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. در مجموع 17 مصاحبه انجام و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار مکس‌کیودی‌ای 2024 در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 865 شد. برای اطمینان از اعتبار یافته‌ها، معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا (قابلیت اعتماد، انتقال‌پذیری، انسجام و تأییدپذیری) مدنظر قرار گرفت. مدل نهایی پژوهش متشکل از شش بُعد اصلی شامل مؤلفه‌های کلیدی کارآفرینی، شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، عوامل مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها است. شرایط علّی شامل تحولات فناورانه، نیازهای نوظهور جامعه، فشارهای اقتصادی و الزامات اجتماعی بودند. شرایط زمینه‌ای همچون حمایت‌های دولتی، فرهنگ کارآفرینی، سطح بلوغ فناورانه و همکاری‌های بین‌بخشی نیز بستر لازم برای فعالیت‌های کارآفرینانه را فراهم می‌کردند. در مقابل، شرایط مداخله‌گر از جمله محدودیت‌های قانونی، ضعف زیرساخت‌های فنی و مالی، کمبود نیروی انسانی متخصص و چالش‌های فرهنگی و پذیرشی، موانع مهمی در مسیر توسعه این حوزه به شمار می‌رفتند. در پاسخ به این شرایط، راهبردهایی در دو سطح سازمانی (مانند نوآوری در مدل‌های کسب‌وکار، توسعه منابع انسانی، تحلیل بازار و ساختارهای چابک) و کلان (شامل سیاست‌گذاری‌های حکمرانی دیجیتال و تنظیم‌گری مؤثر) شناسایی شدند. این ابعاد در تعامل با یکدیگر مدلی بومی برای کارآفرینی سلامت دیجیتال را در ایران تبیین می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین جهت‌گیری کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی بر اساس قابلیت‌های شناختی با رویکرد ترکیبی مدل‌سازی معادلات ساختاری و شبکه عصبی مصنوعی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4257.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با روشی نوین به بررسی نقش مؤلفه‌های شناختی شامل قابلیت شناسایی فرصت، خلاقیت کارآفرینانه و قابلیت مدیریت ریسک در چارچوب مدل‌های رفتاری پرداخته است تا قدرت تبیین جهت‌گیری کارآفرینانه فردی در میان دانشجویان کشاورزی مورد سنجش قرار گیرد. بدین منظور، داده‌های گردآوری شده از شرکت‌کنندگان در دوره های کارآفرینی مرکز رشد دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در قالب بوت کمپ، با بهره‌گیری از روش‌شناسی ترکیبی مدل‌سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) و شبکه عصبی مصنوعی (ANN) تحلیل شد. یافته‌های پژوهش، نقش محوری خلاقیت کارآفرینانه را به عنوان قدرتمندترین پیش‌بین جهت‌گیری کارآفرینی دانشجویان تأیید کردند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل ماتریس اهمیت-عملکرد (IPMA) نشان داد که اگرچه قابلیت شناسایی فرصت از عملکرد مطلوبی برخوردار است، اما تقویت مهارت‌های مدیریت ریسک برای تثبیت ذهنیت کارآفرینانه دانشجویان ضرورتی اجتناب‌ناپذیر دارد. نتایج تجزیه و تحلیل شبکه عصبی با تأیید روابط غیرخطی، دقت پیش‌بینی مدل را در تبیین جهت‌گیری کارآفرینانه دانشجویان افزایش داد و برتری این روش ترکیبی را در غلبه بر محدودیت‌های روش‌های خطی سنتی به اثبات رساند. در نهایت، این پژوهش نشان داد که با توجه به اهمیت راهبردی شایستگی‌های شناختی، دانشگاه‌ها و مراکز رشد باید در طراحی واحدهای آموزشی خود بر بهبود مجموعه مهارت‌های حل مسئله و تقویت تاب‌آوری ذهنی دانشجویان تمرکز نمایند. پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران آموزشی با تسهیل مسیر انتقال دانش به بازار و تمرکز بر مربی‌گری تخصصی، به‌ویژه برای دانشجویان مناطق کمتر توسعه‌یافته، شکاف‌های عملکردی را مرتفع ساخته و بستر لازم را برای شکل‌گیری نسل جدیدی از کارآفرینان نوآور در زیست‌بوم کشاورزی فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تاب‌آوری کارآفرینانه بر عملکرد کسب‌وکارهای نوپا: نقش میانجی یادگیری از شکست و خودکارآمدی کارآفرینانه و نقش تعدیل‌گر حمایت اجتماعی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4287.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هدف از ای پژوهش تبیین سازوکارهای اثرگذاری تاب‌آوری کارآفرینانه بر عملکرد کسب‌وکارهای نوپا از طریق آزمون نقش میانجی یادگیری از شکست و خودکارآمدی کارآفرینانه و نقش تعدیل‌گر حمایت اجتماعی ادراک‌شده در بستر کسب‌وکارهای نوپای ایرانی بوده است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کارآفرینان و مدیران کسب‌وکارهای نوپا با حداکثر ۵ سال سابقه فعالیت در استان‌های تهران، البرز و قزوین بود. نمونه‌گیری به روش هدفمند در دسترس انجام شد و ۲۵۴ پرسشنامه قابل استفاده گردآوری گردید. داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌های استاندارد با مقیاس پنج‌گزینه‌ای لیکرت بود. روایی و پایایی ابزار با استفاده از روایی محتوایی، روایی همگرا، روایی واگرا، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد.
نتایج: یافته‌ها تمامی نه فرضیه پژوهش را تأیید کرد. تاب‌آوری کارآفرینانه تأثیر مستقیم مثبت و معناداری بر عملکرد کسب‌وکارهای نوپا داشت. تاب‌آوری بر یادگیری از شکست و خودکارآمدی کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنادار داشت. یادگیری از شکست بر خودکارآمدی و عملکرد تأثیر مثبت و معنادار داشت. خودکارآمدی نیز بر عملکرد تأثیر مثبت و معنادار داشت. نقش میانجی یادگیری از شکست و خودکارآمدی در رابطه بین تاب‌آوری و عملکرد تأیید شد. حمایت اجتماعی ادراک‌شده رابطه بین تاب‌آوری و یادگیری از شکست را تعدیل کرد؛ به‌گونه‌ای که در سطوح بالاتر حمایت اجتماعی، این رابطه قوی‌تر بود. مدل پژوهش ۵۲ درصد از واریانس عملکرد کسب‌وکارهای نوپا را تبیین کرد و از قدرت پیش‌بینی مناسبی برخوردار بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد تاب‌آوری کارآفرینانه از طریق یادگیری از شکست و خودکارآمدی کارآفرینانه موجب بهبود عملکرد کسب‌وکارهای نوپا می‌شود. این نتایج بر اهمیت تقویت سازوکارهای روان‌شناختی و اجتماعی در فرآیند رشد کسب‌وکارهای نوپا تأکید دارد. از این رو، تقویت تاب‌آوری کارآفرینان و نظام‌های حمایتی می‌تواند اثربخشی فعالیت‌های نوآورانه را افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل ساختاری تأثیر نظام ارزیابی پژوهش و فناوری بر توسعه کارآفرینی فناورانه در سطح ملی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4288.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین تأثیر نظام ارزیابی پژوهش و فناوری بر توسعه کارآفرینی فناورانه در سطح ملی انجام شد. مطالعه حاضر از نوع کمّی و تبیینی بوده و با بهره‌گیری از مدل‌سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی انجام گرفت. داده‌های پژوهش از دو منبع شامل شاخص‌های ثانویه بین‌المللی در بازه زمانی 2010 تا 2024 و نظرات 112 نفر از خبرگان گردآوری شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ای ساختاریافته مبتنی بر ادبیات پژوهش بود که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن در سطح مطلوب تأیید شد. نتایج نشان داد کیفیت حکمرانی، سرمایه انسانی و زیرساخت فناورانه تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری ملی دارند و نوآوری ملی نیز به‌طور معناداری بر توسعه کارآفرینی فناورانه اثرگذار است. همچنین نقش میانجی‌گری نوآوری ملی در انتقال اثر متغیرهای ساختاری بر کارآفرینی فناورانه تأیید شد. شاخص‌های برازش و قدرت پیش‌بینی مدل نیز نشان دادند که مدل پژوهش از اعتبار و تبیین‌پذیری مناسبی برخوردار است. بر این اساس، توسعه کارآفرینی فناورانه مستلزم تقویت هم‌زمان سازوکارهای حکمرانی، سرمایه انسانی و زیرساخت‌های فناورانه در چارچوب یک نظام نوآوری منسجم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تفکر استراتژیک بر نوآوری و تمایل به کارآفرینی دانشجویان با میانجی‌گری خودکارآمدی کارآفرینانه (مورد مطالعه: دانشگاه خلیج فارس)</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4290.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تفکر استراتژیک بر نوآوری و تمایل به کارآفرینی با نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینانه در میان دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر است. این مطالعه از نوع کاربردی و به روش توصیفی همبستگی انجام شده و به‌منظور آزمون فرضیه‌ها از مدل‌یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای 26SPSS و 3SmartPLS بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در سال تحصیلی ۱۴۰۴ بودند که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، ۴۰۰ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از چهار پرسشنامه استاندارد شامل پرسشنامه تفکر استراتژیک، خودکارآمدی کارآفرینانه، نوآوری و تمایل به کارآفرینی استفاده شد. روایی ابزارها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن‌ها با آزمون آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. یافته‌ها نشان داد که تفکر استراتژیک تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری و تمایل به کارآفرینی دارد و همچنین موجب ارتقاء خودکارآمدی کارآفرینانه می‌شود. از سوی دیگر، خودکارآمدی کارآفرینانه نیز به‌طور مثبت بر نوآوری و تمایل به کارآفرینی مؤثر بوده و در این روابط نقش میانجی جزئی ایفا می‌کند. نتایج پژوهش بر اهمیت توجه به مهارت‌های تفکر استراتژیک در آموزش عالی برای ارتقاء توانمندی‌های روان‌شناختی و رفتاری دانشجویان در مسیر کارآفرینی تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی چارچوبی برای ارتقاء تاب‌آوری در کسب‌وکارهای کوچک و متوسط: مرور چتری</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4298.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوبی مفهومی برای تقویت تاب‌آوری کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در محیط‌های پرتلاطم انجام شده است؛ بنگاه‌هایی که به‌دلیل محدودیت‌های ساختاری، منابع محدود و مواجهه مستمر با بحران‌های اقتصادی، سیاسی، تحریم‌ها و بلایای طبیعی، بیش از سایر سازمان‌ها در معرض آسیب‌پذیری قرار دارند. با وجود توسعه ادبیات مرتبط، پراکندگی مفهومی و فقدان یک الگوی جامع و عملیاتی، ضرورت انجام پژوهشی یکپارچه را برجسته ساخته است. این مطالعه با رویکردی کاربردی و با بهره‌گیری از روش کیفی مرور چتری، به سنتز نظام‌مند یافته‌های مطالعات مروری پیشین پرداخته است. داده‌ها بر اساس دستورالعمل PRISMA و از طریق پایگاه‌های Scopus و Web of Science گردآوری شد و تنها مقالات Q1 و Q2 منتشرشده در بازه زمانی 2021 تا اوت 2025 انتخاب گردید که در نهایت 20 مطالعه مروری واجد شرایط تحلیل شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش سنتز تماتیک و از طریق کدگذاری استقرایی، استخراج تم‌های توصیفی و توسعه تم‌های تحلیلی انجام گرفت. یافته‌ها به شناسایی هفت بعد کلیدی شامل تحول دیجیتال، تعالی عملیاتی و توسعه قابلیت‌ها، مدیریت ارتباطات و تعاملات، مدیریت راهبردی، مدیریت منابع، مدیریت ریسک و تداوم کسب‌وکار، و نوآوری و کارآفرینی منجر شد که به‌صورت پویا و درهم‌تنیده، سازوکار تاب‌آوری را شکل می‌دهند. این ابعاد نشان می‌دهند که تاب‌آوری پدیده‌ای چندبعدی و حاصل تعامل مستمر قابلیت‌های فناورانه، عملیاتی، ارتباطی، راهبردی، منابعی، ریسکی و نوآورانه است و اتکای صرف به یک بعد برای مواجهه با بحران‌ها ناکافی است. چارچوب پیشنهادی ضمن کاهش پراکندگی نظری، دلالت‌های کاربردی مهمی برای مدیران و سیاست‌گذاران فراهم کرده و بر ضرورت آزمون تجربی آن در بسترهای واقعی، به‌ویژه در اقتصادهای پرتلاطم، تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شناختی عوامل مؤثر بر تمرکز توجه کارآفرینان بر انرژی‌های اجتماعی منابع انسانی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4299.html</link>
      <description>در پارادایم نوین مدیریت، شناسایی ماهیت انرژی‌های اجتماعی به عنوان یک مزیت استراتژیک در هدایت فعالیت‌های کارآفرینانه شناخته می‌شود و این پژوهش با رویکردی تحلیلی-شناختی در پی تبیین عواملی است که موجب معطوف شدن توجه کارآفرینان به این انرژی‌ها در منابع انسانی می‌شود؛ بدین منظور &amp;amp;laquo;پیوندهای اجتماعی مثبت&amp;amp;raquo; به عنوان تجلی بارز این انرژی‌ها مد نظر قرار گرفت. روش پژوهش از نوع کیفی و کاربردی بوده و محققین با استفاده از تکنیک دلفی به دنبال اجماع نظری بودند. در این راستا، با توجه به اینکه مدیران ارشد بانکی در مدیریت پارادوکس میان ساختارهای بوروکراتیک و ضرورت‌های کارآفرینانه تجربه غنی دارند و به‌عنوان مجریان اصلی انتقال انرژی‌های اجتماعی به عملکرد در سازمان‌های رسمی شناخته می‌شوند، پنلی متشکل از ۱۰ نفر از مدیران ارشد بانک صادرات کرمانشاه به عنوان خبرگان و کارآفرینان سازمانی انتخاب شدند که در چندین دور به پرسش‌های باز پاسخ دادند. یافته‌های نهایی یک چارچوب مفهومی یکپارچه از پنج عامل کلیدی ارائه داد که شامل عوامل گروهی و تیمیِ تسهیل‌گر کارآفرینی، عوامل همگونی و زمینه‌ایِ کارآفرینانه، عوامل فرهنگی-سازمانیِ حامی کارآفرینی، ساختار و فرآیندهای سازمانیِ کارآفرینانه و نقش جنسیت در الگوهای توجه کارآفرینانه است. نتایج نشان می‌دهد که مدیران کارآفرین بالاترین اولویت شناختی خود را به &amp;amp;laquo;عوامل گروهی و تیمی&amp;amp;raquo; اختصاص می‌دهند؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود مدیران با مهندسی فرآیندهای کاری برای افزایش &amp;amp;laquo;وابستگی متقابل وظایف&amp;amp;raquo;، تعاملات اجتماعی را به بخشی ضروری از کار تبدیل کنند تا انرژی‌های اجتماعی به طور خودجوش فعال شود. در نهایت، این پژوهش استدلال می‌کند که درک شناختی این عوامل و اولویت‌بندی آن‌ها به مدیران اجازه می‌دهد تا با نگاهی جامع‌نگر، عملکرد کارآفرینانه سازمان را ارتقا بخشند.یافته‌های نهایی حاصل از این فرآیند هم‌افزایی، یک چارچوب مفهومی یکپارچه از عوامل کلیدی را به نمایش گذاشت که در آن، مفاهیم زیر با درجات متفاوتی از مرکزیت و تأثیرگذاری شناسایی شدند: عوامل گروهی و تیمی، عوامل همگونی و زمینه‌ای، عوامل فرهنگی-سازمانی، ساختار و فرآیندهای سازمانی و جنسیت. نتایج نشان می‌دهد که این فرآیند دلفی، درکی عمیق و مورد اجماع از پیچیدگی‌های انرژی اجتماعی فراهم می‌آورد و به مدیران امکان می‌دهد تا با نگاهی کل‌نگر، نسبت به فعال‌سازی این انرژی‌های کانون برای بهبود فعالیت کارآفرینان در محیط کسب‌وکار اقدام نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر پژوهش‌های دانشگاهی و زیست‌بوم نوآوری بر کارآفرینی فناورانه با تأکید بر کارآفرینی دانشگاهی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4024.html</link>
      <description>کارآفرینی فناورانه به عنوان فرایندی که فرصت‌ها را شناسایی کرده و دسترسی به منابع را برای کسب‌وکارهای فناورانه فراهم می‌کند، از طریق تقویت کارآفرینی دانشگاهی، موجب افزایش رقابت و بهره‌وری و خلق ارزش می‌شود. این پژوهش با استفاده از پژوهش‌های دانشگاهی و زیست‌بوم نوآوری به توسعه کارآفرینی فناورانه می‌پردازد و به‌ویژه بر نقش میانجی کارآفرینی دانشگاهی تمرکز دارد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و صاحبان ۲۰۰ هسته و واحد فناور در دانشگاه‌های کشاورزی خوزستان، ساری و گرگان بود که از میان آن‌ها ۱۲۷ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها از طریق یک پرسشنامه محقق‌ساخته برخط و با تأیید روایی محتوایی توسط اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی گردآوری شد. پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی (CR) و میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE) تأیید شد. همچنین، روایی تشخیصی با معیار فورنل-لارکر و نسبت یگانه دوگانه (85/0HTMT&amp;amp;lt;) ارزیابی گردید که کفایت مدل را نشان داد. تحلیل‌های توصیفی در نرم‌افزار SPSS نسخه 26 انجام پذیرفت، در حالی که مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) در نرم‌افزار Smart PLS &amp;amp;nbsp;نسخه 3 اجرا شد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که پژوهش‌های دانشگاهی و زیست‌بوم نوآوری بر کارآفرینی دانشگاهی و کارآفرینی فناورانه تأثیر مثبت و معنی‌داری دارند. علاوه‌ بر این کارآفرینی دانشگاهی نقش حیاتی در توسعه کارآفرینی فناورانه ایفا می‌کند. از این‌رو، برای افزایش اثربخشی تبدیل دانش به ثروت، ضروری است پژوهش‌های دانشگاهی با نیازهای فناورانه جامعه و صنعت همسو شوند و زیرساخت‌های قانونی و مالی مراکز رشد تقویت گردد. همچنین، الزامی شدن آموزش کارآفرینی در کلیه رشته‌های دانشگاهی برای توانمندسازی دانشگاهیان در جهت تجاری‌سازی فناوری پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رفتار کارآفرینی دیجیتال نسل زِد: تأمّلی بر نقش آموزش کارآفرینی و مدیریت یادگیری</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4064.html</link>
      <description>با توسعه کسب‌وکارهای دیجیتال، کارآفرینی دیجیتال به طور چشمگیری مورد توجه جوانان نسل زِد قرار گرفته است. این نسل که در بدو ورود به بازار کسب‌وکار هستند، بیشترین انس با فناوری و فضای دیجیتال را داشته و توانمندی بالایی در بهره‌گیری از آن دارند. از طرفی برای تحقق اهداف کارآفرینانه لازم است قصد کارآفرینی به رفتار کارآفرینی منجر گردد که مستلزم حل مجموعه‌ای از مسائل مختلف دانشی و رفتاری است. هدف از این مطالعه بررسی نقش مدیریت یادگیری و آموزش کارآفرینی در تبدیل قصد کارآفرینی دیجیتال به رفتار کارآفرینی دیجیتال نسل زِد&amp;amp;nbsp; است. در گردآوری و تحلیل داده‌های این پژوهش از روش‌ توصیفی-پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه بوده و&amp;amp;nbsp; یافته‌های پژوهش از طریق روش معادلات ساختاری تحلیل شده است. ابزار گردآوری داده‌‌ها پرسشنامه‌های استاندارد قصد کارآفرینی دیجیتال لائوتیتال، رفتار کارآفرینی دیجیتال شیروکوواتال، آموزش‌ کارآفرینی لی‌نان و چن و مدیریت یادگیری سیهیو و همکاران بوده است. در ارزیابی مدل ساختاری، برآورد ضرایب مسیر و سطح معناداری از نرم‌افزار Smart PLS نسخه 3 بهره گرفته شده است. نتایج نشان داد که فرضیه‌های پژوهش مورد تأیید قرار گرفته و مدیریت یادگیری و آموزش کارآفرینی می‌تواند علاوه بر نقش مستقیم در شکل‌دهی به رفتار کارآفرینی دیجیتال، در نقش متغیرهای میانجی در تبدیل قصد کارآفرینی دیجیتال به رفتار کارآفرینی دیجیتال&amp;amp;nbsp; در میان دانشجویان نسل زِد&amp;amp;nbsp; ایفای نقش کنند. این نتایج علاوه بر ایفای نقش در غنی‌تر شدن ادبیات موضوع، نشان از اهمیت مدیریت یادگیری و آموزش کارآفرینی در شکل‌دهی رفتار کارآفرینی دیجیتال و لزوم برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در این حوزه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی چالش‌های هوش مصنوعی در توسعه زیست‌بوم کارآفرینانه استارتاپ‌های ناب: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4030.html</link>
      <description>نقش روزافزون هوش مصنوعی در ارتقای کارایی و سرعت رشد استارتاپ‌های ناب، ضرورت شناسایی موانع مؤثر بر این فرایند را دوچندان کرده است. این پژوهش به‌منظور شناسایی چالش‌های هوش مصنوعی در توسعه زیست‌بوم کارآفرینانه استارتاپ‌های ناب و با هدف کاربردی، رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده‌ است. جامعه آماری این پژوهش عبارتند از 12 نفر از متخصصین در حوزه هوش مصنوعی و اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های استان کرمانشاه. &amp;amp;nbsp;به‌منظور شناسایی خبرگان و صاحب‌نظران از روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی بهره گرفته شده است. داده‌های مورد نیاز نیز از طریق مصاحبه با خبرگان گردآوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از کدگذاری با روش تحلیل مضمون استفاده شد. همچنین، پایایی داده‌ها با استفاده از ضریب کاپای کوهن (0.75) در توافق دو کدگذار تأیید شد و روایی نتایج نیز از طریق استراتژی حساسیت پژوهشگر، تأیید خبرگان و رویکرد کثرت‌گرایی در گردآوری و ارزیابی داده‌ها تضمین گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد، چالش‌های هوش مصنوعی در فرآیندهای تصمیم‌گیری استارتاپ‌ها در قالب ۴۳ مضمون پایه، ۸ مضمون سازمان‌دهنده و ۳ مضمون فراگیر قابل دسته‌بندی است. این چالش‌ها شامل ضعف در زیرساخت‌های فناورانه و داده‌محور، ناکارآمدی ساختاری، کمبود نیروی متخصص و موانع حقوقی و مالی در زیست‌بوم استارتاپی می‌شود. این پژوهش با شناسایی چالش‌های کلیدی هوش مصنوعی در توسعه زیست‌بوم استارتاپ‌های ناب، زمینه فهم عمیق‌تری از موانع پیشِ ‌رو را فراهم آورده و می‌تواند در ارائه راهکارهای عملی و تدوین سیاست‌های مؤثر جهت غلبه بر این چالش‌ها و بهره‌برداری بهینه از قابلیت‌های هوش مصنوعی نقش مهمی ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر سرسختی روانشناختی بر اشتیاق کاری کارآفرینان نوپا با نقش میانجی ارتباطات سازمانی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4215.html</link>
      <description>یک عامل مهم و تعیین‌کننده در بهبود فرایند کارآفرینی، اشتیاق کاری در بین کارأفرینان است. اشتیاق کارآفرینانه، یک احساس مثبت شدید و کاملاً آگاهانه است که تجربه زیسته درگیری در فعالیت کارآفرینانه را ایجاد و تقویت می&amp;amp;shy;‌کند. سرسختی روانشناختی و ارتباطات درون سازمانی اهمیت حیاتی در پرورش اشتیاق کاری کارآفرینان دارند. چرا که سرسختی باعث تداوم و پایداری فعالیت است و ارتباطات نیز گردش آگاهانه اطلاعات را ایجاد می&amp;amp;shy;‌کند. هدف این پژوهش ارزیابی تأثیر سرسختی روانشناختی بر اشتیاق کاری با نقش میانجی ارتباطات سازمانی است. جامعه آماری را کارآفرینان مستقر در پارک علم وفناوری فارس در شهر شیراز تشکیل داده‌اند. نمونه آماری طبق فرمول کوکران به تعداد 183 نفر برآورد و نمونه‌گیری به روش در دسترس انجام گرفت. داده ها بر اساس پرسشنامه‌&amp;amp;shy;های استاندارد سرسختی روانشناختی کوباسا و همکاران، اشتیاق کاری سالواناوا و شوفلی و ارتباطات سازمانی جابلین و پوتنام گردآوری شدند. آزمون فرضیه‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار Smart PLS 4 انجام شد. نتایج نشان داد سرسختی روانشناختی باعث افزایش اشتیاق کاری شده و ارتباطات سازمانی نیز نقش میانجی در این مدل دارد. ضریب تأثیر متغیر سرسختی روانشناختی بر اشتیاق برابر 29/0، ارتباطات بر اشتیاق کاری برابر 57/0 و سرسختی بر ارتباطات برابر 77/0 است. &amp;amp;nbsp;با توجه به تأثیر مثبت اشتیاق کاری بر کارآفرینی، مجموعه ویژگی‌&amp;amp;shy;های روانشناختی مرتبط با سرسختی، کارآفرین را به‌&amp;amp;shy;رغم قرار گرفتن در معرض عوامل فشارزا، مصون نگه می‌&amp;amp;shy;دارد. در نتیجه، کارآفرینان سرسخت توانایی بالایی برای مقابله با عوامل فشارزا دارند. همچنین ارتباطات اثربخش موجب شوق، وقف و جذب افراد در سازمان و در نتیجه اشتیاق کاری، می&amp;amp;shy;‌شود. بسترسازی مناسب برای برقراری ارتباط شفاف از طرف بنیان‌گذاران یک کسب‌وکار کوچک به وسیله نشر اطلاعات صحیح از چشم&amp;amp;shy;‌انداز، هدف‌ها و انتظارات موجب افزایش اثربخشی ارتباطات سازمانی خواهد شد. سرسختی تأثیر مثبت مستقیم بر ارتباطات سازمانی نیز دارد. فقدان اعتماد به نفس مانع بزرگ ارتباط است و در اشکال مختلفی، مانند کمرویی، بی‌دست‌وپایی، ناراحتی و ... وجود دارد و به عکس، سرسختی می&amp;amp;shy;‌تواند ارتباطات را تسهیل کند. در واقع سرسختی، نگرش درونی خاصی را به وجود می‌&amp;amp;shy;آورد که شیوه رویارویی افراد با مسائل مختلف زندگی را تحت تأثیر قرار می‌&amp;amp;shy;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آموزش تربیت‌بدنی در مدارس؛ مبنایی برای ایجاد نگرش کارآفرینانه در دانش‌آموزان</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4157.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی نقش آموزش تربیت‌بدنی در مدارس با رویکرد ارتقای نگرش کارآفرینانه در دانش‌آموزان انجام شد. مطالعه حاضر با بهره‌گیری از رویکرد ترکیبی کیفی و کمی، به شناسایی مؤلفه‌های کلیدی آموزش تربیت‌بدنی مبتنی بر کارآفرینی و بررسی تأثیر آن‌ها بر نگرش کارآفرینانه دانش‌آموزان پرداخت. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با معلمان تربیت‌بدنی (20 نفر) دارای تجربه و تخصص در شهرستان نجف‌آباد اصفهان، داده‌ها گردآوری و با روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که مضامین اصلی شناسایی‌ شده شامل توسعه نگرش و انگیزه کارآفرینانه، پرورش مهارت‌های خلاق و استراتژیک، تقویت انعطاف‌پذیری و مدیریت چالش‌ها، و توسعه ارزش‌های حرفه‌ای و اجتماعی بودند که در قالب تم‌های محوری (10 مضمون) و 33 کدباز دسته‌بندی شدند. در بخش کمی، با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته مبتنی بر مضامین کیفی و پرسشنامه استاندارد لینن و چن، داده‌ها از دانش‌آموزان مقطع متوسطه اول در همان منطقه (256 نفر نمونه) جمع‌آوری و با روش حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار اسمارت پی ال اس&amp;amp;nbsp; تحلیل شدند. نتایج کمی تأیید کرد که تمامی مضامین اصلی &amp;amp;nbsp;مانند تقویت خودباوری، مدیریت هیجانات و نوآوری تأثیر معناداری بر نگرش کارآفرینانه دانش‌آموزان دارند، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند تقویت خودباوری، مدیریت هیجانات و نوآوری. شاخص‌های برازش مدل، از جمله ریشه میانگین مربعات باقیمانده استاندارد و شاخص برازش هنجار شده، نشان‌دهنده برازش مناسب مدل بودند. این یافته‌ها با ادبیات موجود در زمینه یادگیری تجربی و نقش فعالیت‌های ورزشی در پرورش مهارت‌های نرم همخوانی دارد و بر ظرفیت ورزش و تربیت‌بدنی به‌عنوان ابزاری مبنایی و قوی برای آموزش غیرِ مستقیم و اثربخش مفاهیم کارآفرینی تأکید می‌کند. پژوهش حاضر پیشنهاد می‌کند که برنامه‌های درسی تربیت‌بدنی و ورزش با ادغام فعالیت‌های تجربی هدفمند، مانند فعالیت‌های گروهی پروژه‌های تیمی و بازی‌های مبتنی بر حل مسأله، بازطراحی شوند تا نگرش کارآفرینانه در دانش‌آموزان تقویت شود. همچنین، برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای معلمان تربیت‌بدنی جهت پیاده‌سازی این رویکرد توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی چارچوب رهبری کارآفرینانه در آموزش با استفاده از رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4204.html</link>
      <description>محیط‌‌های آموزشی با شتاب فناوری و نیاز فزآینده به نوآوری مواجه هستند و در چنین بستری رهبری کارآفرینانه به‌ عنوان راهبردی کلیدی برای خلق فرصت و ارتقای کیفیت یاددهی-یادگیری اهمیت یافته است. هدف این پژوهش، طراحی چارچوبی جامع برای رهبری کارآفرینانه در آموزش با بهره‌گیری از رویکرد فراترکیب است. با توجه به پراکندگی و ناهم‌خوانی مطالعات پیشین، تلاش شد تا با تلفیق نظام‌مند یافته‌های کیفی، ابعاد و مؤلفه‌های بنیادین این نوع رهبری شناسایی و تبیین شود. جامعه پژوهش شامل کلیه مطالعات منتشر شده در حوزه رهبری کارآفرینانه در آموزش طی سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ در پایگاه‌های داخلی و بین‌المللی بود. از میان ۳۹۸ پژوهش شناسایی ‌شده، پس از غربالگری بر اساس معیارهای کیفیت و ارتباط موضوعی، ۳۲ مطالعه واجد شرایط انتخاب و با الگوی هفت‌ مرحله‌ای سندلوسکی و بارسو تحلیل گردیدند. فرایند کدگذاری منجر به استخراج ۲۷۵ کد باز، ۲۲ مؤلفه محوری و شش بعد اصلی شد. یافته‌ها نشان داد که رهبری کارآفرینانه در آموزش پدیده‌ای چندسطحی و چرخه‌ای است که از ویژگی‌های فردی و روان‌شناختی رهبر آغاز شده، در شایستگی‌های دانشی و مدیریتی تبلور می‌یابد و از طریق رهبری تحول‌گرای آینده‌نگر، توانمندسازی سازمانی، فرهنگ یادگیری و شبکه‌سازی آموزشی نهادینه می‌شود. این مدل می‌تواند به‌عنوان چارچوبی نظری و راهنمایی عملی برای مدیران آموزشی، سیاست‌گذاران و توسعه برنامه‌های تربیت رهبر کارآفرین مورد استفاده قرار گیرد. نتایج پژوهش، ضرورت بازنگری در سیاست‌های توسعه رهبری آموزشی و تقویت مهارت‌های نوآورانه و فرصت‌محور در مدیران مدارس و دانشگاه‌ها را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین‌کننده‌های مشارکت کارآفرینانه جوانان در فعالیت‌های کشاورزی در استان گلستان: نقش عدم تقارن شناختی در مزایا و معایب ادراک‌شده</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4309.html</link>
      <description>بخش کشاورزی در استان گلستان با چالش رو به رشد کاهش مشارکت نسل جوان مواجه است. این مسئله نه تنها آینده این بخش حیاتی را با تهدید جدی روبه‌رو ساخته، بلکه تداوم امنیت غذایی، پایداری اشتغال روستایی و حفظ سرمایه‌های انسانی در مناطق روستایی را نیز تحت شعاع قرار داده است. این مطالعه با هدف شناسایی تعیین‌کننده‌های مشارکت کارآفرینانه جوانان در فعالیت‌های کشاورزی در مناطق روستایی استان گلستان و با تأکید بر نقش عدم تقارن شناختی در مزایا و معایب ادراک‌شده انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده‌ها کمی بود که به روش توصیفی-تحلیلی اجرا گردید. جامعه آماری شامل کلیه جوانان روستایی ۱۸ تا ۳۵ سال استان گلستان بود که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۸۵ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (۷۳/۰ تا ۷۶/۰) تأیید شد. داده‌ها با استفاده از رگرسیون لاجیت تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که تنها 1/35 درصد از جوانان در فعالیت کشاورزی مشارکت دارند. مهم‌ترین عوامل مؤثر مثبت شامل سابقه کشاورزی والدین، زمین تحت مالکیت، دسترسی به خدمات ترویجی، آگاهی از طرح‌های حمایتی دولت و دانش از مزایای کشاورزی بود. در مقابل، سن، وجود شغل جایگزین غیرکشاورزی و دانش از معایب کشاورزی تأثیر منفی داشتند. نتیجه‌گیری می‌شود که برای افزایش مشارکت جوانان، باید ضمن تقویت جریان‌های اطلاعاتی درباره مزایای کشاورزی، دسترسی به خدمات ترویجی و طرح‌های حمایتی افزایش یابد و نسبت به رقابتی‌سازی کشاورزی در برابر مشاغل غیرکشاورزی اقدام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدلی برای تحلیل قصد کاربران برای نوآوری مشترک در کسب وکارهای پلتفرمی: مورد مطالعه حوزه ی تغذیه و رژیم درمانی</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4310.html</link>
      <description>با گسترش روزافزون کسب‌وکارهای پلتفرمی، توجه به پلتفرم‌های خلق مشترک ارزش در حوزه‌های متنوع نیز افزایش پیدا کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر قصد کاربران برای نوآوری مشترک در پلتفرم‌های دیجیتال حوزه تغذیه و رژیم درمانی انجام شده است. در این پژوهش دو چارچوب نظری &amp;amp;laquo;انگیزه-توانایی-فرصت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نظریه عمل مستدل&amp;amp;raquo; به عنوان مبنای مفهومی پژوهش در نظر گرفته شده است و میزان تاثیر عواملی همچون انگیزه ها، توانایی ها و فرصت بر روی نگرش و قصد کاربران بر نوآوری مشترک در پلتفرم‌های دیجیتال را بررسی می‌کند. پژوهش یک مطالعه کمی، از نوع توصیفی- همبستگی است و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS  انجام شده است. روش گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه و با نمونه‌گیری هدفمند در جامعه آماری بیماران دیابتی مراجعه کننده به کلینیک تابان شهر تهران بوده است. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که متغیرهای مستقل انگیزه و توانایی، دارای تاثیر مثبت و معناداری بر نگرش بیماران به نوآوری مشترک است. در میان ابعاد انگیزشی، انگیزه‌های دانشی، اجتماعی و ذاتی تأثیر مثبت بر نگرش و قصد نوآوری مشترک دارند. اما تأثیر انگیزه‌های مالی تأثیر معناداری ندارد. همچنین برای آنکه نگرش کاربران به نوآوری مشترک به قصد تبدیل شود، نقش تعدیلگری فرصت‌های محیطی باید در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین و پیش‌بینی کارآفرینی سازمانی بر پایه سبک رهبری تحول‌آفرین و توانمندسازی روان‌شناختی مدیران</title>
      <link>https://eme.razi.ac.ir/article_4326.html</link>
      <description>کارآفرینی سازمانی، به عنوان یکی از ضرورت‌های اساسی تحول در نظام آموزش عالی، مستلزم بهره‌گیری از الگوهای نوین رهبری و ارتقای شایستگی‌های شناختی و روان‌شناختی مدیران است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تبیین و پیش‌بینی کارآفرینی سازمانی بر پایه سبک رهبری تحول‌آفرین و توانمندسازی روان‌شناختی در میان مدیران ارشد و میانی دانشگاه‌های دولتی شهر تهران انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی مدیران ارشد و میانی دانشگاه‌های دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1403&amp;amp;ndash;1404 به تعداد 322 نفر بود که بر اساس جدول مورگان، نمونه‌ای به حجم 177 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای نسبی انتخاب شد. داده‌های پژوهش با استفاده از پرسشنامه رهبری تحول‌آفرین باس و آولیو (2003)، پرسشنامه توانمندسازی روان‌شناختی و پرسشنامه کارآفرینی سازمانی هیل (2003) گردآوری شد. روایی ابزارها به تأیید متخصصان رسید و پایایی آن‌ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به‌ترتیب 90/0، 96/0 و 89/0 نشان‌دهنده مطلوب بودن همسانی درونی ابزارها بود. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزار SPSS و از طریق آمار توصیفی و آزمون‌های استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش گام‌به‌گام انجام شد. یافته‌ها نشان داد که بین سبک رهبری تحول‌آفرین و توانمندسازی روان‌شناختی با کارآفرینی سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و این متغیرها در تبیین تغییرات کارآفرینی سازمانی نقش معناداری ایفا می‌کنند. نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن بود که توانمندسازی روان‌شناختی با تبیین 18 درصد و سبک رهبری تحول‌آفرین با تبیین 13 درصد از واریانس کارآفرینی سازمانی، از قدرت پیش‌بینی معناداری برخوردارند؛ به‌گونه‌ای که توانمندسازی روان‌شناختی سهم بیشتری در پیش‌بینی این متغیر دارد. در مجموع، نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تقویت ابعاد توانمندسازی روان‌شناختی در کنار به‌کارگیری سبک رهبری تحول‌آفرین می‌تواند نقش مؤثری در توسعه و ارتقای کارآفرینی سازمانی در دانشگاه‌ها ایفا کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
