Presenting a Paradigmatic Model for the Development of Entrepreneurship Education in the Third Generation Universities: Application of the Grounded Theory

Document Type : Original Article

Authors

Department of Management and Entrepreneurship, Faculty of Economics and Entrepreneurship, Razi University, Kermanshah, Iran.

Abstract

The purpose of this research was to present a paradigmatic model for the development of entrepreneurship education in the third generation universities. This research is applied in terms of purpose and qualitative in terms of approach, which was conducted using the grounded theory method. The studied community included all experts in the field of the research. The samples were selected using the snowball and theoretical sampling methods. The stage of data collection continued until theoretical saturation was achieved, and theoretical saturation was achieved with the number of 19 people in this research. Data collection tools included open questionnaire, in-depth individual interview, and note taking. Validity was verified using the triangulation and member check techniques. The results obtained from the research data were extracted and classified in the form of concepts in the process of open, axial, and selective coding. The results showed that for the development of entrepreneurship education in third generation universities, the existence of a set of factors is necessary, the most important of which include causal conditions (such as entrepreneurial leadership, innovative strategy, improving the quality of entrepreneurship education, and human capital development), contextual conditions (such as factors related to entrepreneurial culture, flexible organizational structure, and development of a network relationships), intervening conditions (such as correct policy making and infrastructure development), actions (such as the development of economic and entrepreneurial activities, the development of education and research in the field of entrepreneurship, the development of communications and interactions, the development of cultural-social infrastructures and resources), and consequences (such as psychological consequences, educational-scientific consequences, economic consequences, and cultural-social consequences). Based on the results of the research, updating entrepreneurial training through the development of relationships among stakeholders is suggested.

Keywords


مقدّمه

امروزه، کارآفرینی به یک محرک اصلی برای رشد اقتصادی (خلیلی خضرآبادی و حسنی، 1401) و چالشی قابل توجه برای اکثر کشورهای در حال توسعه تبدیل شده‌است و علاوه بر اینکه محرکی برای اشتغال‌زایی و رشد اقتصادی است (عزمی و پرندآور، 1401)، به ارضای نیاز به موفقیت در میان افراد دارای گرایش خلاق و ریسک‌پذیر کمک زیادی کرده است (بدری و هاچیچا[1]، 2019). کارآفرینی به افراد انگیزه می‌دهد که از طریق شناسایی فرصت‌های موجود، ریسک راه‌اندازی کسب‌وکار خود را بپذیرند و اثرات مثبتی بر اقتصاد داشته‌باشند (سدلاسیک و استریک[2]، 2017). با این حال، در بسیاری از کشورها به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه که اشتغال ناقص در آنان شایع است، بسیاری از کارآفرینان به این دلیل که گزینه‌های شغلی بهتری را نمی‌یابند، کسب‌وکار خود را راه‌اندازی می‌کنند، بنابراین در سراسر جهان سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان به تحریک و تسهیل کارآفرینی علاقه‌مند بوده‌اند.

     اشتغال جوانان اغلب مورد توجه سیاست‌های خاص است؛ چراکه در بسیاری از کشورها بیکاری جوانان بیشتر از بزرگ‌سالان است؛ بنابراین برای رسیدگی به این موضوع، سیاست‌گذاران بر تقویت مهارت‌های کارآفرینی قبل از خروج جوانان از سیستم آموزشی تأکید دارند (آلاریف و همکاران[3]، 2019)؛ چراکه معتقدند آموزش کارآفرینی نقش مهمی در پرورش شایستگی‌های کلیدی در همه دارد و به افراد اجازه می‌دهد راه‌حل‌های جدیدی برای آینده‌ای فراگیر و پایدار بیابند (مورسیلی و جورنس[4]، 2022).

     در حال حاضر به‌طور میانگین در تمام کشورها اعم از در حال توسعه و توسعه‌یافته در همه پایه‌های تحصیلی، آموزش و ترویج کارآفرینی جایگاه ویژه‌ای دارد (گورریرو و همکاران[5]، 2018). در ابتدا در آمریکا، تعداد دانشگاه‌هایی که دوره‌های کارآفرینی را آموزش می‌دادند بسیار کم بودند، در حالی که این دانشگاه‌ها در سال 2005 به بیش از 2000 مورد رسید و در سال‌های اخیر رشد فزاینده‌ای داشته است. همچنین در طول دهه گذشته، آموزش و ترویج کارآفرینی به‌طور فزاینده‌ای در حوزه‌های مختلف آموزشی و پژوهشی افزایش یافته‌است (حسینی نیا و موسوی، 1397)؛ به‌طوری که تعداد نشریات علمی در آموزش و پرورش کارآفرینی در سال 2010 در مقایسه با سال 2000 بیش از 300 درصد افزایش داشته است (ریززا و واروم[6]، 2011). با این وجود، مشکلات متعددی از جمله تدوین برنامه‌های کوتاه‌مدت، وجود موازی کاری و نبود انسجام در برنامه‌های آموزش کارآفرینی نظام فعلی آموزش‌عالی به‌طور عام و آموزش کارآفرینی به‌طور خاص را تهدید می‌کند. بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند رفع مشکلات مذکور نیازمند خط‌مشی‌گذاری علمی و معتبر و نیل به این هدف مستلزم مطالعه هدفمند و علمی جهت طراحی مدل دانشگاه نسل سوم است (آلدریچ[7]، 2015).

مأموریت دانشگاه‌های نسل اول آموزش بوده و در نسل دوم، انجام پژوهش به‌منظور رفع نیازهای جامعه به آن اضافه شده‌است. بالاخره ویژگی مهم دانشگاه‌های نسل سوم، علاوه بر مأموریت آموزش و پژوهش، کارآفرینانه بودن آن‌ها است (عزیزی و عزیزی، 1395). ویژگی اساسی دانشگاه‌های نسل سوم، نوآور، فناوری و کارآفرین بودن آن‌ها (پور جاوید و همکاران، 1399) و توسعة مهارت‌های شغلی، حرفه‌ای و شایستگی‌ها، توانمندسازی دانشجویان و اساتید همسو با فرایند توسعة ملی و حل مسائل جامعه به‌روش علمی است (توشمالی و همکاران، 1399).

     باید گفت تبدیل دانشگاه‌های نسل اول و دوم به دانشگاه‌های نسل سوم نه‌تنها یک ضرورت اساسی برای تمام کشورها است بلکه بی‌توجهی به آن پیامدهای سوئی به‌دنبال خواهد داشت. این مسئله با توجه به مسئله بیکاری قشر تحصیل‌کرده اهمیت دوچندان می‌یابد. بیکاری دانش‌آموختگان دانشگاهی یک معضل اساسی برای تمام کشورها از جمله ایران است؛ به‌طوری که بر اساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار توسط مرکز آمار ایران در بهار ١٤٠١، نرخ بیکاری گروه سنی ١٨ تا ٣٥ ساله (که عمدتاً فارغ‌التحصیلان دانشگاهی هستند) بالا رفته به‌طوری که 6/16% از جمعیت فعال این گروه سنی بیکار بوده‌اند، همچنین تغییرات فصلی نرخ بیکاری این افراد نشان‌می‌دهد که این نرخ نسبت به بهار ١٤٠٠، به میزان 1% افزایش یافته‌است (مرکز آمار ایران، 1401).

     با توجه به پیامدهای مختلف مشکل بیکاری مانند احساس بی‌ارزشی در فرد، فقر و تنگدستی و مشکلات خانوادگی، بزهکاری و آلوده شدن به اعتیاد و عقب‌ماندگی کشور از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛ لزوم توجه به آموزش کارآفرینی به‌عنوان یکی از راهکارهای ویژه برای کاهش نرخ بیکاری و رشد اقتصادی در کشور را بیش از پیش نمایان می‌کند؛ بنابراین آموزش و توسعه کارآفرینی در دانشگاه‌ها و در پی آن، اشتغال‌زایی و درآمدزایی برای دانش‌آموختگان دانشگاهی می‌تواند راهگشای این معضل در ایران باشد (رحمانیان و عبداللهی، 1396). با توجه به اهمیت موضوع و با اینکه محققان مختلف همچون توشمالی و همکاران (1399)، عباسی و همکاران (1397) و عزیزی و عزیزی (1395) مطالعاتی در زمینة دانشگاه‌های نسل سوم و اهمیت آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها انجام داده‌اند، اما هیچ مدل مدون و منسجمی برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم ایران ارائه نشده است؛ بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین مدلی برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم در دانشگاه‌های دولتی مربوط به وزارت علوم در سراسر کشور است.

بر اساس بررسی‌های صورت گرفته در زمینة موضوع مورد مطالعه پژوهش‌های مرتبط در دو سطح ملی و بین‌المللی صورت گرفته است که در ادامه به بررسی مهم‌ترین و مرتبط‌ترین آن‌ها پرداخته شده‌است؛ رستمی و همکاران (1401) در پژوهش خود تحت‌عنوان «ارائه مدل دانشگاه کارآفرین برای دانشگاه تبریز» نشان دادند که مدل دانشگاه کارآفرین شامل چهارده عامل اصلی است که در چهار دسته کلی طبقه‌بندی شده‌اند که عبارت‌اند از: الف: عوامل کاربردی کردن دانش، شامل عوامل اصلی: 1- تشخیص نیاز جامعه و بازار، 2- تجاری‌سازی علم و دانش، 3- حفظ ارتباط دانشگاه با صنعت، 4- توسعه مراکز دانش‌بنیان، ب: عوامل انسانی، شامل عوامل اصلی: 5- آموزش کارآفرینی، 6- وجود اعضای هیئت علمی تیم‌ساز و توانمند، 7- ارتقا فرهنگ سازمانی کارآفرینی، ج: عوامل مدیریتی، شامل عوامل اصلی: 8- مدیریت دانشگاه کارآفرین، 9- اصلاحات ساختاری، 10- شناسایی و رفع موانع درون‌سازمانی کارآفرینی، 11- عوامل مالی و اقتصادی، 12- توسعه سخت‌افزاری، د: عوامل محیطی، شامل عوامل اصلی: 13- عوامل قوه اجراییه (دولت)، 14- موانع بیرون سازمانی.

نتایج مطالعه توشمالی و همکاران (1399) با عنوان «مفهوم‌سازی دانشگاه کارآفرین و طراحی الگوی دانشگاه نسل سوم» که با استفاده از رویکرد آمیخته (کیفی- کمی) انجام گرفت، نشان داد جذب منابع مالی، ابداع نوآوری، مدیریت کارآفرینی فناورانه و رویکرد کارآفرینانه اساتید به‌عنوان مقوله‌های اصلی دانشگاه نسل سوم شناسایی شدند. بر اساس الگو ارائه‌شده، فرهنگ سازمانی کارآفرینانه در کانون آن قرار گرفت. این عنصر در تعامل پویا با جذب منابع مالی، ابداع نوآوری، مدیریت کارآفرینی فناورانه و رویکرد کارآفرینانه اساتید دانشگاهی بود.

حسینی‌نیا و موسوی (1397) در مطالعه مروری خود با بررسی کتابخانه‌ای به بررسی تعاریف مفاهیم کارآفرینی، انواع مدل‌ها و روش‌های تدریس کارآفرینی در دانشگاه‌ها و چالش‌های پیش روی آموزش‌عالی ایران در این حوزه نوین پرداخته‌اند. آنان به این نتیجه رسیدند که در آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها باید اصلاح محتوای آموزشی، ایجاد تمایل و تعهد به ایجاد کسب‌وکار، افزایش شایستگی‌های کارآفرینانه و استفاده از کارآفرینان به‌عنوان مدرس، مورد توجه قرار گیرند.

مطالعه عزیزی و عزیزی (1395) با هدف شناسایی تجربیات دانشگاه‌های برتر در آموزش کارآفرینی انجام شده‌است. یافته‌های این پژوهش نشان‌می‌دهد که در دانشگاه‌های برتر برای آموزش کارآفرینی از لحاظ ویژگی‌های نهادی دانشگاه، حوزه و قلمرو آموزش، شیوه اجرای دوره‌ها، فعالیت‌های ترویجی و گسترش و ارزشیابی با اتکا به منابع صنعت توجه ویژه‌ای داشته‌اند.

پژوهش عابدی (1395) نشان داد که دگرگونی در دیدگاه مدیران آموزشی برای انجام وظایف و کارکردهای مدیران آموزشی در مراکز آموزش‌عالی کشاورزی، از مهم‌ترین ضرورت‌های راه‌اندازی دانشگاه‌های کارآفرین (دانشگاه‌های نسل سوم) کشاورزی و منابع طبیعی است. پاسخ‌گویان همچنین، یکی از مهم‌ترین بازدارنده‌های ایجاد این‌گونه دانشگاه‌ها را عدم آگاهی و در نتیجه، عدم حمایت مدیران ارشد وزارت عتف از ماهیت و کارکرد دانشگاه‌های کارآفرین عنوان کرده‌اند.

صمدی میارکلایی و همکاران (1393) در پژوهش خود بیان کردند که ویژگی‌ها و شاخص‌های دانشگاه کارآفرین شامل: مؤلفه‌های چشم‌انداز، مأموریت و راهبرد دانشگاه، حاکمیت و اداره دانشگاه، ساختار و طرح سازمانی چند رشته‌ای و فرا رشته‌ای، توانایی نفوذ و استفاده از منابع گوناگون، مدیریت نیازهای ذی‌نفعان و توجه به ارزش‌های جامعه، دانش‌آموختگان، انتقال دانش، مرکز رشد، تأمین و حمایت مالی شرکت‌های وابسته به دانشگاه در زمینة خطرهای پیش روی احتمالی، بین‌المللی‌سازی و در نهایت آموزش کارآفرینانه و آموزش سرمایه‌گذاری در سطح نامناسبی قرار دارند.

یافته‌های پژوهش بهزادی و همکاران (1393) نیز نشان داد که الگوی یک دانشگاه نسل سوم شامل مؤلفه‌های؛ کیفیت دانش‌آموختگان، جذب منابع مالی، قراردادهای پژوهشی، ثبت اختراع، ایجاد کسب‌وکارهای زایشی، ایجاد پارک علم و فناوری، فرهنگ سازمانی کارآفرینانه، ساختار سازمانی منعطف، رویکرد کارآفرینانه اعضای هیئت علمی، مدیریت کلان و محتوای درس‌ها و ویژگی‌های دانشجویان است.

کامپاگنوکسی و اسپیگاریلی[8] (2020) به ایجاد ارتباط بین صنعت و دانشگاه به‌عنوان یکی از ابعاد مهم دانشگاه‌های نسل سوم اشاره داشتند آنان بیان نمودند که دانشگاه‌ها باید مسائل روز صنایع را پیگیری کنند و همچنین باید مهارت‌های مورد نیاز صنایع را به دانشجویان آموزش دهند که لازمه این مهم ارتباط پویا و دوسویه بین صنعت و دانشگاه است.

جیمسون و اٌدونل[9] (2015) در پژوهشی که در زمینة شناخت مؤلفه‌های دانشگاه کارآفرین انجام دادند چهار بخش مأموریت و ارزش‌ها، توسعة مجموعه مهارتی و ذهنی، مرکز فرماندهی قوی و سازمان‌دهی منابع را به‌عنوان بخش‌های مختلف فرایند تحقق یک دانشگاه کارآفرین شناسایی کردند. نتایج پژوهش گراهام[10] (2014) که در دانشگاه‌های کارآفرین پیشرو در 19 کشور جهان انجام گرفته است، نشان داد که مؤلفه‌های مهم در ایجاد دانشگاه کارآفرین عبارت‌اند از؛ تعامل کارآفرینان و نوآوران در سراسر جامعه‌های دانشگاهی و منطقه‌ای، توانمندی در تحقیقاتی که به‌وسیله صنعت تأمین مالی می‌شوند و صدور پروانه از دانشگاه‌های صاحب فناوری، دستور کار نوآوری و کارآفرینی دانشگاهی منعکس‌شده در سیاست‌ها، مأموریت‌ها، تخصیص بودجه، مشوق‌ها و برنامه‌های درسی.

گارسیا اراسل و همکاران[11] (2013) نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که شاخص‌های محیطی، تدریس، انتقال دانش، کارکنان، منابع مالی، دولت و مدیریت، تشکیل‌دهنده مؤلفه‌های دانشگاه کارآفرین هستند.

گیب[12] (2012) در تحقیق خود که در دانشگاه‌های انگلستان انجام شده‌است، به این نتیجه رسید که مأموریت، چشم‌انداز و راهبرد، حمایت از انتقال و تبادل دانش، بین‌المللی‌سازی، آموزش کارآفرینی و اشتغال ذی‌نفعان، پنج جنبه مختلف یک دانشگاه کارآفرین هستند که در صورت وجود در هر دانشگاهی سبب ایجاد قابلیت و ظرفیت برای کارآفرین شدن آن دانشگاه می‌شوند.

     مرور مطالعات مختلف نشان‌می‌دهد بیشتر پژوهش‌ها به بررسی ویژگی‌ها و عناصر اصلی دانشگاه‌های نسل سوم پرداخته‌اند و بر اساس بررسی‌ها تاکنون هیچ مطالعه‌ای در سطح ملی و بین‌المللی به ارائه مدلی منسجم برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم نپرداخته است. اگرچه پژوهشگران مختلف همچون عزیزی و عزیزی (1395) و عباسی و همکاران (1397) مطالعاتی در زمینة دانشگاه‌های نسل سوم و اهمیت آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ها انجام داده‌اند، اما هیچ‌کدام به ارائه مدلی برای آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم نپرداخته‌اند و بیشتر بر مبانی نظری و کتابخانه‌ای موضوع توجه کرده‌اند، همچنین باوجود اینکه مطالعه توشمالی و همکاران (1399) تا حدودی به‌دنبال ارائه چارچوبی برای دانشگاه‌های نسل سوم بوده است؛ اما الگویی که ارائه کرده‌اند بر اساس مدل پارادایمیک و در راستای توسعه آموزش کارآفرینی نبوده است؛ در حالی که پژوهش حاضر به‌دنبال ارائه مدل پارادایمیک برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم بر اساس روش کیفی نظریه بنیانی با سبک استراوس است.

روش پژوهش

پژوهش حاضر از نظر ماهیت، جزء پژوهش‌های کیفی؛ از لحاظ هدف، کاربردی و با روش نظریه بنیانی به سبک استراوس[13] انجام گرفت. نظریه بنیانی یک روش برای استخراج مفاهیم[14] از دل داده‌ها و سپس ترکیب آن‌ها است (گلیزر و استراوس[15]، 1967). مطابق با نظریه بنیانی، فرضیه از پیش تعیین‌شده‌ای وجود ندارد، اما در فرایند تجزیه‌وتحلیل می‌توان به آن دست‌یافت (کوربین و استراوس[16]، 2008). زمانی که هیچ فرضیه روشنی وجود ندارد و یا اینکه در منطقه‌ای، تاکنون پژوهشی در زمینه‌ای صورت نگرفته باشد و یا پژوهش‌های اندکی صورت گرفته باشد، روش نظریه بنیانی پاسخ مناسبی را ارائه خواهد داد (جووانویس و همکاران[17]، 2017).

جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه خبرگان و مطلعان کلیدی در زمینة موضوع مورد پژوهش از قبیل اعضای هیئت علمی با سابقه و دارای رزومه و مدرک مرتبط و همچنین کارشناسان و مشاوران با سابقه کسب‌وکارها در حوزه کارآفرینی در سطح ادارات و سازمان‌های مربوطه و همچنین کارآفرینان برتر و موفق باسابقه در سطح کشور می‌باشند. در این پژوهش، از روش نمونه‌گیری هدفمند[18] از نوع گلوله برفی و نمونه‌گیری نظری استفاده گردید.

مرحله جمع‌آوری داده‌ها[19] (نمونه‌گیری) تا رسیدن به اشباع نظری[20] ادامه یافت؛ یعنی زمانی که دیگر هیچ اطلاعات جدیدی به‌دست نیاید و مفاهیم جدیدی شناسایی نشوند؛ در این تحقیق با تعداد 19 نفر اشباع نظری حاصل شد، به‌عبارت دیگر تعداد نمونه مورد مطالعه در این تحقیق برابر با 19 نفر هستند. در این مطالعه از پرسش‌نامه باز[21] (بدون ساختار[22])، مصاحبه عمیق انفرادی[23] و یادداشت‌برداری[24] (یادداشت کردن سخنان کلیدی افراد و یادداشت کردن حالات رفتاری آنان مانند خشم، عصبانیت، خوشحالی و غیره و سپس استفاده از آن در مرحله تجزیه‌وتحلیل) و یا اغلب ترکیبی از این موارد به‌منظور جمع‌آوری داده‌های اولیه استفاده شد و برای تمرکز بیشتر، با رضایت برخی مشارکت‌کنندگان، مکالمه‌ها ضبط شدند. مصاحبه‌ها به‌طور میانگین در حدود 52 دقیقه به طول انجامید.

داده‌ها به‌طور هم‌زمان جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل شدند. اعتبارپذیری و اطمینان‌پذیر یافته‌های پژوهش از طریق تکنیک مثلث‌سازی[25] و کنترل اعضا[26] حاصل شد. داده‌ها بر اساس اصول روش‌شناسی نظریه بنیانی که شامل سه مرحله کدگذاری باز[27]، کدگذاری محوری[28] و کدگذاری انتخابی[29] است (استراوس و کوربین، 1990؛ پریست[30]، 2002)، تجزیه‌وتحلیل شدند؛ به این صورت که در پایان هر روز، تمام داده‌ها (به‌صورت صدا، دست‌نوشته و...) که از زمینه[31] مورد مطالعه جمع‌آوری‌شده بودند به متن[32] تبدیل شدند. در این فرایند سه مرحله‌ای و غیرخطی، ابتدا داده‌های جمع‌آوری‌شده، دسته‌بندی می‌شود و به هر دسته عنوان مناسب تخصیص و سپس از دل آن‌ها، مفاهیم[33] و مقولات[34] استخراج می‌شوند و از این رهگذر خوشه‌های مفهومی تشکیل می‌شوند که هر یک به مقولاتی تعلق دارند و سرانجام از ارتباط این مقولات است که شالوده‌ای سامان می‌یابد و مدل مورد نظر پارادایمیک برای توضیح یک پدیده خلق می‌شود. در طول مرحله تجزیه‌وتحلیل، روش مقایسه دائمی[35] مورد استفاده قرار گرفت. در روش نظریه بنیانی، محقق از همان ابتدا بر مفهوم‌سازی[36] تمرکز دارد و با استفاده از روش تحلیل مقایسه‌ای این کار را انجام می‌دهد؛ یعنی دائماً باید یک گام به عقب برگردد و در مفاهیم تجدید نظر نماید (گلیزر و هاتلن[37]، 2004). در نهایت بر اساس روش نظام‌مند نظریه بنیانی یک مدل پارادایمیک بر اساس داده‌های جمع‌آوری‌شده در زمینة مورد بررسی ارائه گردید که ارتباطات و تعاملات بین مقوله‌های اصلی پژوهش در این مدل مشهود است (شکل 1). اعتبار مدل ارائه‌شده علاوه بر روش مثلث‌سازی، با استفاده از معیار توصیف‌شده توسط شوانت و همکاران[38] (2007) یعنی از نظر 4 شاخص اعتبار[39]، انطباق[40]، قابلیت انتقال[41] و وابستگی[42] مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت تأیید شد.

نتایج

به‌منظور دستیابی به اهداف پژوهش با استفاده از روش نظریه بنیانی به ارائه مدلی پارادایمیک برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم پرداخته شد. در این مرحله درمجموع 86 کد مفهومی باز شناسایی شدند که در قالب 19 مقوله اصلی که درواقع کدهای محوری بودند، جای گرفتند و در نهایت ابعاد پژوهش را شکل دادند (جدول 1).

جدول 1. طبقات ایجاد شده حاصل از مفاهیم (کدگذاری باز و محوری)

مفاهیم حاصل از کدگذاری باز

کدهای محوری

ابعاد پژوهش

مدیریت متمایز و همه‌جانبه با رویکرد کارآفرینانه

رهبری کارآفرینانه (A1)

شرایط علی (A)

گزینش مدیران میانی خلاق و نوآور

رهبری قوی و منسجم کل دانشگاه با تأکید بر توسعه کارآفرینی

تدوین چشم‌انداز مشترک و روشن در زمینة کارآفرینی و نوآوری

استراتژی نوآورانه (A2)

حاکمیت مفاهیم کارآفرینانه و نوآورانه در مأموریت و رسالت دانشگاه

تدوین استراتژی‌ها با رویکرد کارآفرینانه و نوآورانه

تأکید بر تجازی‌سازی علم و تأسیس و توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان

سازگاری با محیط نوآوری

بازنگری برنامه‌های درسی در رشته‌های مختلف با رویکرد توسعه کارآفرینی

بهبود کیفیت آموزش‌های کارآفرینی (A3)

توسعه کارآفرینی در فرایند آموزش و یادگیری

ارائه سرفصل‌های دروس به‌روز و مبتنی بر نیاز روز جامعه

ارائه سرفصل‌های دروس به‌روز و مبتنی بر مهارت‌های مورد نیاز روز جامعه

ارائه آموزش‌های کارآفرینی با رویکرد مربی‌گری

بین‌المللی سازی آموزش‌ها و پژوهش‌ها در حوزه کارآفرینی

ماهیت مشارکتی تدریس دروس با رویکرد کارآفرینی

گسترش دوره‌های کارآموزی و کارورزی

توسعه همکاری، مشارکت و حضور صنایع در امر آموزش

توسعه رویکرد کارآفرینی، تجاری‌سازی و تأسیس و توسعه کسب‌وکار در فرایند آموزش

به‌کارگیری روش‌های آموزشی کارآفرینی جذاب و متناسب

توسعه دانش کارآفرینانه اساتید و کارکنان

توسعه سرمایه‌های انسانی (A4)

تلاش در جهت تغییر نگرش و رویکرد اساتید و کارکنان به‌سمت کارآفرینی

توسعه مهارت‌ها و توانمندی‌های کارآفرینانه اساتید و کارکنان

توسعه تجربه کارآفرینانه اساتید و کارکنان از طریق توسعه ارتباطات با صنایع

توسعه روحیه و نگرش کارآفرینانه کلیه ذی‌نفعان از قبیل اساتید، کارکنان و دانشجویان

فرهنگ کارآفرینانه (B1)

شرایط زمینه‌ای (B)

توسعه و ترویج حاکمیت فرهنگ نوآوری در دانشگاه

توسعه فرهنگ کارآفرینانه در دانشگاه از طرق مختلف از قبیل توسعه سیستم پاداش

ادامه جدول 1. طبقات ایجاد شده حاصل از مفاهیم (کدگذاری باز و محوری)

مفاهیم حاصل از کدگذاری باز

کدهای محوری

ابعاد پژوهش

ساختار سازمانی غیرمتمرکز

ساختار سازمانی منعطف (B2)

شرایط زمینه‌ای (B)

ساختار سازمانی متمایز

ساختار سازمانی انعطاف‌پذیر

توسعه روابط دانشگاه با جامعه

توسعه شبکه روابط (B3)

توسعه روابط دانشگاه با صنعت

توسعه روابط دانشگاه با دولت

توسعه روابط دانشگاه در سطوح منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی

توسعه روابط کارآفرینانه دانشگاهیان با نخبگان و دانش‌آموختگان

سیاست‌گذاری مناسب در حوزه توسعه آموزش کارآفرینی در نظام آموزش‌عالی

سیاست‌گذاری صحیح (C1)

شرایط مداخله‌گر (C)

انعطاف در قوانین و مقررات دانشگاهی در راستای توسعه آموزش کارآفرینی

حمایت معنوی و مادی سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و مدیران از روند توسعه آموزش کارآفرینی

نظارت بر حسن انجام سیاست‌های توسعه آموزش کارآفرینی

ایجاد مشوق‌ها و عوامل انگیزشی در توسعه آموزش کارآفرینی

تأسیس و توسعه پارک علم و فناوری

توسعه زیرساخت‌ها (C2)

تأسیس و توسعه مرکز رشد و کارآفرینی

تأسیس و توسعه مرکز ارتباط با صنعت

تأسیس و توسعه شرکت‌های خصوصی مشاور در حوزه تجاری‌سازی

تأسیس و توسعه دفاتر انتقال تکنولوژی

توسعه کمی آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم

توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم (PA)

پدیده (PA)

توسعه کیفی آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم

تلاش در جهت خودکفایی و استقلال کشور با تأکید بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی

توسعه فعالیت‌های اقتصادی و کارآفرینانه (Eg1)

راهبردها (Eg)

تجاری‌سازی دانش و ایده‌های دانشگاهی

انجام تحقیقات بنیادین و توسعه مرز دانش با تأکید بر توسعه پروژه‌های صنعتی

متنوع سازی درآمدهای دانشگاهی با رویکرد کارآفرینی

تلاش در جهت استقلال مالی دانشگاه‌ها

بهره‌برداری مناسب از ظرفیت کارآفرینان

تأسیس و توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان

اصلاح نظام آموزشی با تأکید بر اقدامات کارآفرینانه مبتنی بر نیاز روز جامعه و صنایع

توسعه آموزش و پژوهش در حوزه کارآفرینی (Eg2)

تعیین نیازهای آموزشی و پژوهشی کارآفرینانه دانشجویان

طراحی و توسعه برنامه‌های آموزشی و پژوهشی با رویکرد کارآفرینی

اجرای برنامه‌های آموزشی و پژوهشی کارآفرینانه

ارزیابی و اصلاح برنامه‌های آموزشی کارآفرینانه اجراشده

پذیرش دانشجویان بر اساس علاقه و معیارهای کارآفرینانه

بین‌المللی سازی نگرش، توانایی و مهارت‌های کارآفرینانه اساتید و به‌مراتب دانشجویان

ایفای نقش اساتید به‌عنوان پل ارتباطی دانشجویان و صنایع ذی‌ربط

توسعه ارتباطات و تعاملات (Eg3)

توسعه تعاملات و مشارکت دانشگاه با صنایع، جامعه و دولت

تأسیس و توسعه پارک علم و فناوری در دانشگاه

توسعه زیرساخت‌ها و منابع (Eg4)

تأسیس و توسعه مرکز رشد

تأمین زیرساخت‌ها و منابع مورد نیاز توسعه کارآفرینی

توسعه فرهنگ کارآفرینی در سطح جامعه

فرهنگی- اجتماعی (Eg5)

تلاش در جهت اصلاح نگرش به کارآفرینی در بین کلیه جوامع ذی‌ربط

تلاش در جهت اصلاح فرهنگ کارآفرینی در بین دانشگاهیان

ادامه جدول 1. طبقات ایجاد شده حاصل از مفاهیم (کدگذاری باز و محوری)

مفاهیم حاصل از کدگذاری باز

کدهای محوری

ابعاد پژوهش

افزایش انگیزه و امید به زندگی در بین دانشجویان و فارغ‌التحصیلان

پیامدهای روان‌شناختی (F1)

پیامدها (F)

تغییر در نگرش و رفتار سازمان

تغییر در نگرش و رفتار اساتید

تغییر در نگرش و رفتار دانشجویان

افزایش اعتماد صنایع و جامعه به دانشگاه‌ها و مراکز علمی

هدفمندی آموزش‌های کارآفرینانه مبتنی بر نیاز روز جامعه

پیامدهای آموزشی- علمی (F2)

حرکت دانشگاه به‌سمت جهانی‌شدن

ارتقا کیفیت، رنکینگ و برند دانشگاه‌ها

ارتقا رقابت بیش از پیش بین دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی

توسعه صنایع و رفع مشکلات اقتصادی آنان با رویکردی خلاقانه و کارآفرینانه

پیامدهای اقتصادی (F3)

ارزش‌آفرینی و ثروت‌آفرینی و کاهش وابستگی

افزایش ارزآوری و جلوگیری از خروج ارز

کاهش مسائل اقتصادی جامعه

توسعه اقتصادی

پاسخ‌گویی به مسائل روز جامعه

پیامدهای فرهنگی- اجتماعی (F4)

توسعه ارتباطات صنایع، جامعه و دانشگاه‌ها

اشتغال دانش‌آموختگان و کاهش بیکاری جامعه

توسعه فرهنگی- اجتماعی

     در ادامه به کدگذاری انتخابی پرداخته شد. در این مرحله، جمله‌هایی که قبلاً کدگذاری شده‌اند، دوباره با هم ترکیب می‌شوند تا رابطه میان آن‌ها بر اساس ایجاد خط سیر داستانی قابل درک شود و سپس نمودار مربوط به آن‌ها ترسیم می‌گردد. شکل (1)، مدل پارادایمیک پژوهش را نشان‌می‌دهد.

شکل 1. مدل توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاههای نسل سوم (منبع: یافتههای پژوهش).

بحث

نتایج نشان داد که عواملی که به‌طور مستقیم سبب توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم می‌گردند شامل رهبری کارآفرینانه، استراتژی نوآورانه، بهبود کیفیت آموزش‌های کارآفرینی و توسعه سرمایه‌های انسانی هستند. در زمینة رهبری کارآفرینانه باید چنین بیان نمود که نظام آموزش‌عالی باید رهبری کل‌نگر و منسجم و با رویکردی کارآفرینانه را در دستور کار دانشگاه‌های نسل سوم خود قرار دهد تا سبب توسعه آموزش کارآفرینی در آنان گردد این بخش از یافته‌ها با نتایج عابدی (1395)، صمدی میارکلایی و همکاران (1393)، جیمسون و اٌدونل (2015) و اراسل و همکاران (2013) هم‌سو است.

     دیگر عاملی که از دیدگاه مشارکت‌کنندگان سبب توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم می‌گردد استراتژی نوآورانه بود به‌عبارتی دیگر از دیدگاه مشارکت‌کنندگان برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم ابتدا باید چشم‌اندازها و مأموریت‌های دانشگاه‌ها بر اساس تحلیل محیط و در راستای حداکثر سازگاری با آن و با رویکردی کارآفرینانه و نوآورانه بازبینی و بازطراحی شود این بخش از یافته‌ها با نتایج توشمالی و همکاران (1399)، صمدی میارکلایی و همکاران (1393)، جیمسون و اٌدونل (2015)، گراهام (2014) و گیب (2012) هم‌راستا است.

     از دیدگاه مصاحبه‌شوندگان بهبود کیفیت آموزش‌های کارآفرینی عاملی دیگر است که سبب توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم می‌گردد. در این راستا باید بیان نمود برای توسعه آموزش‌های کارآفرینی ابتدا باید بر اساس اصول برنامه‌ریزی آموزشی اقدام به بازبینی شود به‌عبارتی در هر گروه آموزشی لازم است آموزش کارآفرینی بر اساس شرایط موجود و مطلوب بررسی شود، در ادامه باید نیازهای جوامع ذی‌ربط از قبیل صنعت، جامعه و دولت دیده شود و بر اساس آنان وضعیت مطلوب آموزشی تدوین شود و پس از تعیین نیازهای آموزشی اقدام به تعیین اهداف آموزشی و به‌مراتب تدوین برنامه برای آموزش کارآفرینی پرداخت و سپس به بررسی و گزینش مناسب‌ترین و متناسب‌ترین شیوه‌های آموزشی پرداخت و پس از برگزاری دوره‌ها باید به ارزیابی و بازبینی دوره‌ها پرداخته شود. این بخش از یافته‌ها با نتایج توشمالی و همکاران (1399)، حسینی‌نیا و موسوی (1397)، عزیزی و عزیزی (1395)، صمدی میارکلایی و همکاران (1393)، بهزادی و همکاران (1393)، جیمسون و اٌدونل (2015)، گراهام (2014)، اراسل و همکاران (2013) و گیب (2012) مطابقت دارد.

     آخرین عاملی که از دیدگاه مشارکت‌کنندگان سبب توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم می‌گردد شامل توسعه سرمایه‌های انسانی است. آنچه مشخص است شایستگی مجریان نقش اساسی در توسعه آموزش کارآفرینی دارد. اگر قرار باشد که برنامه‌های توسعه آموزش کارآفرینی به‌صورت اثربخش اجرا شود باید دانش، نگرش و تجارب مجریان از قبیل مدرسین و کارکنان دانشگاه‌ها ارتقا یابد تا زمینه بهبود دانش، نگرش و تغییر رفتار در بین دانشجویان فراهم گردد. این بخش از یافته‌ها با نتایج توشمالی و همکاران (1399)، حسینی‌نیا و موسوی (1397)، بهزادی و همکاران (1393) و گراهام (2014) هم‌سو است.

     از دیدگاه مشارکت‌کنندگان شرایطی که زمینه را برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم فراهم می‌کنند شامل عوامل فرهنگ کارآفرینانه، ساختار سازمانی منعطف و توسعه شبکه روابط هستند. اولین عامل از بین شرایط زمینه‌ای شامل فرهنگ کارآفرینانه بود. مشارکت‌کنندگان معتقد بودند تا زمانی که روحیه و نگرش کارآفرینانه در سطح دانشگاه‌ها و در بین کلیه جوامع ذی‌ربط توسعه و ترویج نیابد زمینه توسعه آموزش کارآفرینی به‌صورت اثربخش در دانشگاه‌های نسل سوم فراهم نخواهد شد. توسعة فرهنگ کارآفرینانه است که زمینة استقبال و مشارکت همه افراد از فعالیت‌های کارآفرینانه و به‌مراتب از آموزش‌های کارآفرینانه را فراهم می‌سازد. این بخش از یافته‌ها با نتایج بهزادی و همکاران (1393) مطابقت دارد.

     عامل بعدی که زمینه را برای بروز پدیده فراهم نمود شامل ساختار سازمانی منعطف بود. مشارکت‌کنندگان بیان نمودند که برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم ابتدا باید ساختار متناسب با آن فراهم باشد چراکه ساختار سازمانی زمینه توسعه آموزش کارآفرینی را فراهم خواهد کرد. این بخش از یافته‌ها با نتایج صمدی میارکلایی و همکاران (1393) و بهزادی و همکاران (1393) مطابقت دارد.

     آخرین عامل از بین شرایط زمینه‌ای شامل توسعه شبکه روابط بود. برای توسعه آموزش‌های کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم ابتدا باید از نیازها و مسائل به‌روز صنایع و جوامع مختلف آگاهی داشت و این مهم از طریق توسعه ارتباطات و شبکه‌ها بروز پیدا می‌کند. توسعة شبکه‌ها و روابط بین سه ضلع جامعه، صنعت و دانشگاه‌ها است که می‌تواند سبب شناخت کافی همه ذی‌نفعان از شرایط و توانایی‌هایی یکدیگر در رفع مسائل گردد. هر چقدر روابط و شبکه‌ها توسعه یابند، به همان میزان آموزش‌های کارآفرینانه هدفمندتر و مبتنی بر نیاز روز صنعت و جامعه بازطراحی و ارائه می‌گردد. این بخش از یافته‌ها با نتایج رستمی و همکاران (1401)، بهزادی و همکاران (1393)، کامپاگنوکسی و اسپیگاریلی (2020)، گراهام (2014) و گیب (2012) مطابقت دارد.

     از دیدگاه مشارکت‌کنندگان دیگر عواملی که در بروز پدیده مورد بررسی دخالت دارند شامل سیاست‌گذاری صحیح و توسعه زیرساخت‌ها بودند. در این راستا اولین عامل شامل سیاست‌گذاری صحیح بود. اصلاح نظام آموزشی بدون اصلاح سیاست‌های کلان و انعطاف در قوانین و مقررات رخ نخواهد داد، توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم مستلزم بازنگری و بازطراحی سیاست‌های مربوطه است که در این راستا باید حمایت معنوی و مادی سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و مدیران از روند توسعه آموزش کارآفرینی در این بازطراحی سیاست‌ها دیده شود. این بخش از یافته‌ها با نتایج گراهام (2014) و اراسل و همکاران (2013) هم‌سو است.

     دیگر عامل شامل توسعه زیرساخت‌ها بود. در این راستا باید گفت که توسعه آموزش کارآفرینی نیازمند توسعه زیرساخت‌ها و منابع مربوطه از قبیل تأسیس و توسعه پارک علم و فناوری، مرکز رشد و کارآفرینی، مرکز ارتباط با صنعت، شرکت‌های خصوصی مشاور در حوزه تجاری‌سازی و دفاتر انتقال تکنولوژی است. به‌عبارت دیگر توسعة آموزش‌های کارآفرینانه در خلأ رخ نخواهد داد و برای توسعة آموزش‌های کارآفرینانه باید زیرساخت‌های لازم فراهم گردد. توسعة این موارد از پیش‌نیازهای توسعة آموزش کارآفرینی است؛ زیرا هرگونه آموزشی از جمله کارآفرینی بدون توجه به زیرساخت‌های مربوطه اثربخش نخواهد بود. این بخش از یافته‌ها با نتایج رستمی و همکاران (1401)، بهزادی و همکاران (1393)، جیمسون و اٌدونل (2015)، گراهام (2014) و اراسل و همکاران (2013) مطابقت دارد.

     از دیدگاه جوامع ذی‌ربط راهبردهایی که در تعامل با پدیده مورد مطالعه تاکنون اتخاذ شده‌است شامل توسعه فعالیت‌های اقتصادی و کارآفرینانه، توسعه آموزش و پژوهش در حوزه کارآفرینی، توسعه ارتباطات و تعاملات، توسعه زیرساخت‌ها و منابع و فرهنگی- اجتماعی هستند. به‌عبارتی دیگر از جمله اقدامات جوامع ذی‌ربط می‌توان به توسعه فعالیت‌های اقتصادی کارآفرینانه به‌واسطه توسعه آموزش و پژوهش‌های حوزه کارآفرینی اشاره کرد که خود این آموزش و پژوهش‌ها مبتنی بر نیازسنجی و محصول توسعه ارتباطات و تعاملات با کلیه جوامع ذی‌ربط بود انجام آموزش‌های مربوطه نیازمند توسعه زیرساخت‌ها و توسعه منابع مربوطه می‌باشد که در نهایت اقدامی مؤثر در جهت توسعه فرهنگ کارآفرینانه و توسعه اجتماعی بوده است.

     از دیدگاه مشارکت‌کنندگان پیامدها شامل پیامدهای روان‌شناختی، پیامدهای آموزشی - علمی، پیامدهای اقتصادی و پیامدهای فرهنگی- اجتماعی بودند. پیامدهای روان‌شناختی شامل افزایش انگیزه و امید به زندگی در بین دانشجویان و فارغ‌التحصیلان، تغییر در نگرش و رفتار سازمان، تغییر در نگرش و رفتار اساتید، تغییر در نگرش و رفتار دانشجویان، افزایش اعتماد صنایع و جامعه به دانشگاه‌ها و مراکز علمی بود. پیامدهای آموزشی- علمی به دستاوردهای علمی و آموزشی و پژوهشی حاصل از توسعه آموزش کارآفرینی شامل هدفمندی آموزش‌های کارآفرینانه مبتنی بر نیاز روز جامعه، حرکت دانشگاه به‌سمت جهانی‌شدن، ارتقا کیفیت، رنکینگ و برند دانشگاه‌ها، ارتقا رقابت بیش از پیش بین دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی اشاره دارد. پیامدهای اقتصادی شامل دستاوردهای مالی و اقتصادی می‌گردد که خود محصول توسعه اقدامات کارآفرینانه، رفع مسائل جامعه و صنایع و افزایش اشتغال‌زایی است. پیامدهای فرهنگی اجتماعی نیز به دستاوردهای فرهنگی اجتماعی از قبیل پاسخ‌گویی به مسائل روز جامعه، توسعه ارتباطات صنایع، جامعه و دانشگاه‌ها، اشتغال دانش‌آموختگان و کاهش بیکاری جامعه و به‌طورکلی توسعه فرهنگی - اجتماعی اشاره دارد.

نتیجهگیری

هدف کلی از انجام این پژوهش، ارائه مدلی پارادایمیک برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم بود. نتایج نشان دادند که برای توسعه آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم وجود مجموعه‌ای از عوامل و شرایط ضروری است. از مهم‌ترین این عوامل می‌توان به رهبری کارآفرینانه، استراتژی نوآورانه، بهبود کیفیت آموزش‌های کارآفرینی و توسعه سرمایه‌های انسانی اشاره کرد. به‌عبارتی دیگر وجود چشم‌اندازها در کنار رهبری کارآفرینانه جهت تحقق پدیده و همچنین وجود آموزش با کیفیت مبتنی بر نیاز و وجود افراد توانمند جهت اجرای این آموزش‌ها از مهم‌ترین عوامل هستند. همچنین از دیدگاه مشارکت‌کنندگان برای بروز پدیده شرایطی از قبیل عوامل فرهنگ کارآفرینانه، ساختار سازمانی منعطف و توسعه شبکه روابط جهت بروز پدیده مورد مطالعه ضروری است.

     لازم به ذکر است که اجرای موفقیت‌آمیز هر برنامه‌ای مستلزم و نیازمند توسعه فرهنگ مربوطه و ساختاری متناسب و البته وجود شبکه‌های ارتباطی است. سیاست‌گذاری صحیح و توسعه زیرساخت‌ها دیگر عواملی بودند که بر بروز پدیده و واکنش‌های جوامع در مقابله با پدیده تأثیرگذار بودند؛ بنابراین برای دستیابی و تحقق پدیده مورد مطالعه اصلاح و انعطاف در سیاست‌ها و قوانین و توسعه زیرساخت‌های لازم ضروری است. جوامع ذی‌ربط راهبردهایی از قبیل توسعه فعالیت‌های اقتصادی و کارآفرینانه، توسعه آموزش و پژوهش در حوزه کارآفرینی، توسعه ارتباطات و تعاملات، توسعه زیرساخت‌ها و منابع و فرهنگی- اجتماعی را اتخاذ کرده‌بودند که دارای پیامدهایی از قبیل پیامدهای روان‌شناختی، پیامدهای آموزشی- علمی، پیامدهای اقتصادی و پیامدهای فرهنگی - اجتماعی بودند.

بر اساس یافته‌ها پیشنهادهای کاربردی ذیل ارائه می‌گردد:

- در انتخاب و گزینش مدیران به شاخص‌های خلاقیت و نوآوری توجه بیشتری شود؛

- چشم‌اندازها و مأموریت دانشگاه‌ها بر اساس رویکردهای کارآفرینانه بازبینی و اصلاح شود؛

- آموزش‌های کارآفرینانه بر اساس نیاز روز جوامع ذی‌نفع مجدداً به‌روزرسانی شود و از طرفی دیگر کیفیت و سطح آموزش‌ها از طرق مختلف به سطح استاندارهای بین‌المللی ارتقا یابد؛

- در توسعه آموزش‌ها به واحدها و دوره‌های کارآموزی و کارورزی و حضور در صنایع بیش از پیش توجه شود؛

- مهارت‌ها و توانمندی‌های کارآفرینانه اساتید از طریق برگزاری کلاس‌ها و دوره‌های ضمن خدمت به‌روزرسانی و تقویت گردد؛

- روحیه، نگرش و به‌طورکلی فرهنگ کارآفرینانه از طریق روش‌های مختلف از قبیل توسعه سیستم پاداش در بین کلیه ذی‌نفعان به‌خصوص دانشگاه ارتقا و توسعه یابد؛

- از طرق مختلف از قبیل برگزاری جلسات، همایش‌ها، نشست‌ها و سایر موارد شبکه روابط دولت، دانشگاه و صنعت ارتقا و توسعه یابد.

            از مهم‌ترین پیشنهادهای پژوهشی می‌توان به واکاوی راهکارهای توسعه فرهنگ کارآفرینانه در بین جوامع ذی‌ربط و یا واکاوی تجربه زیسته دانشگاه‌های کارآفرین برتر در زمینه توسعه آموزش‌های کارآفرین و همچنین به واکاوی راهکارهای توسعه ارتباطات و تعاملات دانشگاه‌های نسل سوم با صنایع، جامعه و دولت اشاره کرد. از مهم‌ترین محدودیت‌های پژوهشی می‌توان به پراکندگی جامعه مورد مطالعه و عدم تدام همکاری برخی از مشارکت‌کنندگان در طول فرآیند پژوهش اشاره کرد.

 

[1]. Badri & Hachicha

[2]. Sedláček & Sterk

[3]. Alaref et al.

[4]. Morselli & Gorenc

[5]. Guerrero et al.

[6]. Rizza & Varum

[7]. Aldrich

[8]. Compagnucci & Spigarelli

[9]. Jameson & O'Donnell

[10]. Graham

[11]. Garcia-Aracil et al.

[12]. Gibb

[13]. Straussian Grounded Theory (SGT)

[14]. Concepts

[15]. Glaser & Strauss

[16]. Corbin & Strauss

[17]. Jovanovic et al.

[18]. Purposeful sampling

[19]. Data collection

[20]. Theoretical saturation

[21]. Open questionnaire

[22]. Unstructured

[23]. Individual depth interviews

[24]. Note-taking

[25]. Triangulation

[26]. Member checks

[27]. Open coding

[28]. Axial coding

[29]. Selective coding

[30]. Priest

[31]. Context

[32]. Text

[33]. Concepts

[34]. Category

[35]. Constant comparative

[36]. Conceptualization

[37]. Glaser & Holton

[38]. Schwandt et al.

[39]. Creditability

[40]. Conformability

[41]. Transferability

[42]. Dependency

References
Abbasi, H., Nasiri, B., Sourani Yancheshmeh, R., & Mosleh, M. (2018). Toward the third generation of medical universities, a strategy for knowledge-based economics. Journal of Medicine and Spiritual Cultivation, 27 (3): 179-189 (in Persian).
Abedi, B., Baradaran, M., Khosravipour, B., Yaqoubi, J., & Yazdan Panah, M. (2015). Entrepreneurial University of Agriculture and Natural Resources of Agriculture, from theory to practice. Master's thesis of Agricultural Extension and Education Department, Ramin Khuzestan University of Agriculture and Natural Resources (in Persian).
Alaref, J., Brodmann, S., & Premand, P. (2019). The Medium-Term Impact of Entrepreneurship Education on Labor Market Outcomes: Experimental Evidence from University Graduates in Tunisia. Labour Economics, 62 (1), 1-50. doi:10.1016/j.labeco.2019.101787.
Aldrich, H. E. (2015). The emergence of entrepreneurship as an academic field: A personal essay on institutional entrepreneurship. Research Policy, 41 (7), 1240-1248. https://doi.org/10.1016/j.respol.2012.03.013
Azizi, M., & Azizi, A. (2015). The third academic generation: successful experiences of top universities in entrepreneurship education by relying on industry resources. Journal of Industry and University, 9 (31-32), 1-13 (in Persian).
Azmi, A., & Parand Avar, A. (2023). Feasibility of Construction of Tourism Complex With an Emphasis on Entrepreneurship Development in Shian Dam of Eslam Abad Gharb. Education and Management of Entrepreneurship, 1 (1), 35-52. doi: 10.22126/eme.2023.2433 (in Persian).
Badri, R., & Hachicha, N. (2019). Entrepreneurship education and its impact on students’ intention to start up: A sample case study of students from two Tunisian universities. The International Journal of Management Education, 17 (2), 182–190. doi:10.1016/j.ijme.2019.02.004
Behzadi, N., Razavi, S. M., & Hosseini, S. R. (2014). Designing A Conceptual Model for an Entrepreneurial University; Using Corporate Entrepreneurship Approach. Journal of Entrepreneurship Development, 7 (4), 697-713. doi: 10.22059/jed.2014.53625 (in Persian).
Compagnucci, L., & Spigarelli, F. (2020). The Third Mission of the university: A systematic literature review on potentials and constraints. Technological Forecasting and Social Change, 161 (1), 1-30. doi:10.1016/j.techfore.2020.120284 10.1016/j.techfore.2020.120284
Corbin, J., & Strauss, A. (1990). Ground theory research procedures, canons and evaluative criteria. Qual. Sociol. 13 (1), 3e21.
Corbin, J., & Strauss, A. (2008). Basics of qualitative research: Techniques and procedures for developing grounded theory (3rd ed.). Thousand Oaks, CA: Sage.
Garcia-Aracil, A., Castro-Martinez, E., Jimenez-Saez, F., & Arroyo-Vazquez, M. (2013). What might an entrepreneurial university constitute?. Proceedings of the 2013 EU-SPRI Forum Conference, Madrid 10-12 April 2013.
Gibb, A. (2012). Exploring the synergistic potential in entrepreneurial university development: towards the building of a strategic framework. Annals of Innovation & Entrepreneurship 2012, 3: 16742 - DOI: 10.3402/aie.v3i0.16742
Glaser, B., & Holton J. (2004). Remodeling grounded theory. Qualitative Social Research, 5 (2), 1–29. https://doi.org/10.1016/j.clae.2007.06.001
Glaser, B. G., & Strauss, A. L. (1967). The Discovery of Grounded Theory: Strategies for Qualitative Research. Aldine Publications Company, New York.
Graham, R. (2014). Creating university-based Entrepreneurial ecosystems evidence from Emerging world leaders. Copyright 2014 Massachusetts Institute of Technology.
Guerrero, M., Urbano, D., Cunningham, JA., & Gajon, E. (2018). Determinants of graduates’ start‐ups creation across a multi‐campus entrepreneurial university: the case of monterrey institute of technology and higher education. Journal of Small Business Management, 56 (1), 150-178.
Hosseini Nia, G. H., & Mosavi, S. S. (2018). Entrepreneurship Training in Universities: Methods and Challenges. Higher Education Letter, 11 (41), 59-88 (in Persian).
Iran Statistics Center (2022). In the spring of 2022, the unemployment rate of the population aged 15 and over. Available at: www.amar.org.ir (in Persian).
Jameson, J., & O'Donnell, P. (2015). The Entrepreneurial University: a Unifying Theme for TU4Dublin. Stream1: Enterprise and Engagement, Higher Education in Transformation Conference, Dublin, 2015, Paper 6. http://arrow.dit.ie/st1/6.
Jovanovic, M., Mas, A., Mesquida, A., & Lalic, B. (2017). Transition of organizational roles in Agile Transformation Process: A Grounded Theory approach. The Journal of Systems & Software, 133 (1), 174-194.
Khalili Khezrabadi, M., & Hassani, M. (2023). The Impact of Entrepreneurship Education and Entrepreneurial Social Identity on Entrepreneurial Intention of University Students; The Mediating Role of Entrepreneurial Self-Efficacy. Education and Management of Entrepreneurship, 1 (1), 1-18. doi: 10.22126/eme.2023.2434 (In Persian).
Morselli, D., & Gorenc, J. (2022). Using the EntreComp framework to evaluate two entrepreneurship education courses based on the Korda Method. The International Journal of Management Education, 20, 100591. https://doi.org/10.1016/j.ijme.2021.100591
Pourjavid, S., Khosravipour, B., & Alibaygi, A. (2021). Components of Institutionalizing the Fourth Generation of Universities in Agricultural Higher Education in Iran. Journal of Agricultural Education Administration Research, 12 (55), 170-186. doi: 10.22092/jaear.2021.124304 (in Persian).
Priest, H. (2002). An approach to the phenomenological analysis of data. News researchers, 10 (2), 50-63.
Rahmanian, D., & Abdollahi, M. (2017). From Covert Unemployment to Overt Unemployment: The Effect of Land Reform in Acknowledging Unemployment. Tahqiqāt-e Tārikh-e Ejtemā’i (Social History Studies), 7 (1), 109-135. doi: 10.30465/shc.2017.2437 (in Persian).
Rizza, C., & Varum, C. (2011). Directions in Entrpreneurship Education in Europe, XX Journadas de la Asociacion de Economia de la Education.
Rostami, P., Habibi, H., Daneshvarheris, Z., Maleki Avarsin, S., & Yari Haj Atalou, J. (2023). Presenting an Entrepreneurial University Model for University of Tabriz. ihej 14 (3), 65-84. URL: http://ihej.ir/article-1-1917-fa.html (in Persian).
Samadi Miarkolaei, H., Aghajani, H., & Samadi Miarkolaei, H. (2014). Evaluation of Indexes of Entrepreneurial University With an Emphasis on Fuzzy Inference in University of Mazandaran. Journal of Entrepreneurship Development, 7(2), 369-388. doi: 10.22059/jed.2014.52066 (in Persian).
Schwandt, T. A., Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (2007). Judging interpretations: but is it rigorous? Trustworthiness and authenticity in naturalistic evaluation. New Dir Eval, 114 (1), 11-25.
Sterk, V., & Sedlacek, P. (2017). The Growth Potential of Startups over the Business Cycle. American Economic Review, 107 (10), 3182-3210.
Toushmali, G., Alimohammadzadeh, K., Maher, A., Hoseini, S. M., & Bahadori, M. K. (2020). Entrepreneurship University Conceptualization and Third Generation University Pattern Design. Iran Occupational Health. 17 (1), 415-436. URL: http://ioh.iums.ac.ir/article-1-2962-fa.html (in Persian).