Document Type : Original Article
Authors
1 Department of Entrepreneurship, Faculty of Entrepreneurship, University of Tehran, Tehran, Iran.
2 Department of Public Administration, Faculty of Management, Islamic Azad University, South Tehran Branch, Tehran, Iran.
3 Department of Economics, Faculty of Economics, University of Tehran, Tehran, Iran.
Abstract
Keywords
مقدّمه
رشد مداوم تجارت الکترونیک و تکامل فناوری اطلاعات باعث رشد کارآفرینی دیجیتال شدهاست (ژو و لی[1]، 2023؛ چانگ و همکاران[2]، 2018؛ وانگ و همکاران[3]، 2016). مزیتهای کلیدی کسبوکارهای آنلاین نسبت به شرکتهای سنتی شامل هزینههای راهاندازی کمتر، دسترسی جغرافیایی وسیعتر و تعامل بیشتر با مشتریان است (وانگ و همکاران، 2016). کارآفرینی دیجیتال یک رویکرد نوظهور از نوآوری است. از آنجا که کارآفرینی دیجیتال در مقایسه با مدلهای کسبوکار سنتی دارای مزیتهایی از قبیل داشتن هزینههای عملیاتی کمتر و آستانه پایینتر برای استارتآپها است، بهتدریج بهنوعی از کارآفرینی تبدیلشده است که بهراحتی توسط نسل جوان پذیرفته شده و در دسترس است (چانگ[4]، 2020).
حوزه نوآوری و کارآفرینی که بهعنوان کارآفرینی دیجیتالی شناخته میشود، حوزهای است که به نسل امروزی مرتبط است و انتخاب روزافزونی از مکانها برای مطالعه فرصتهای شغلی مرتبط با کارآفرینی را فراهم میکند (کراوس[5]، 2019). ایجاد و پیگیری فرصتهای کارآفرینی از طریق استفاده از سیستمهای عامل فنی و احتمالاً سایر تجهیزات تخصصی، ارتباطی و اطلاعاتی تعریفی است که بیشتر معنای اصطلاح «کارآفرینی دیجیتال» را نشانمیدهد. در نتیجه، کارآفرینی دیجیتال میتواند بهخوبی تحت طیفی از گروههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد. این زیرمجموعهها (مانند بازاریابی محصول، فروش محصول، محصولات و خدمات، سیستمهای ذخیره و توزیع، فرایندهای مدیریت و سیستمهای عملیات تجاری)، همراه با زیرمجموعههای جدیدی که ممکن است در نتیجه بهبود و توسعه فناوری پدیدار شوند که در معرض تغییر بهعنوان یک نتیجه مستقیم از پیشرفت تکنولوژی است (آنتونیزی[6]، 2020).
مطالعات نشان داده است یکی از عوامل تأثیرگذار بر کارآفرینی دیجیتال، قصد کارآفرینی است (با زن[7]، 2020). قصد بهمعنای ارزیابی یک شخص نسبت به یک رفتار خاص است، به همین ترتیب، هر چه سطح مثبت بودن در مورد پیامدهای شروع یک راهاندازی بالاتر باشد، مطلوبیت اجرای آن بیشتر خواهد بود (جونسوسالو و همکاران[8]، 2015). قصد، مقدمه کلیدی عمل است و مطالعه قصد کارآفرینی میتواند درک افراد از شناخت و الگوهای رفتاری کارآفرینی را عمیقتر کند. شکلگیری قصد کارآفرینی محصول تعامل بین افراد و محیط است (سان و همکاران[9]، 2017).
یکی از دلایلی که برخی از مدیران کارآفرین در شرایط محیطی- حمایتی قصد کارآفرینی دیجیتال پایینی دارند، نداشتن رفتار برنامهریزیشده مناسب است. از آنجا که کارآفرینی دیجیتال یک کار برنامهریزیشده و دقیق است، نظریه رفتار برنامهریزیشده بهعنوان یکی از نظریههای مهمی است که در زمینة قصد کارآفرینی مطرح است (فایول و همکاران[10]، 2014). بر اساس نظریه رفتار برنامهریزیشده (آجزن[11]، 2002)، کنترل رفتاری ادراکشده، هنجارهای ذهنی و نگرش نسبت به انجام یک کار، موجب میشود قصد فرد در انجام آن عمل تقویت شود. در این راستا دائو[12] (2021) نشان داد که در نظریه رفتار برنامهریزیشده، بهجز هنجارهای ذهنی بقیه عوامل بر قصد کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارند. اجباری[13] (2019) در پژوهش خود نشان داد که ارضای نیازهای روانشناسی از طریق نظریه رفتار برنامهریزیشده بر قصد کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
از دیگر عوامل مرتبط با قصد کارآفرینی منبع کنترل است (لستاری[14]، 2023). منبع کنترل به معنی میزان توانایی فرد در کنترل و مدیریت رویدادها و نتایج حاصل از کاری که انجام میدهد تعریفشده است (ژیا و ما[15]، 2020)؛ بنابراین نشاندهنده باورها و ارزیابیهایی است که فرد از شکستها و موفقیتهای خود به عمل میآورد (ازدمیر و بکتاس[16]، 2021). منبع کنترل به دو نوع منبع کنترل درونی و بیرونی دستهبندی میشود. افراد دارای منبع کنترل درونی موفقیتها و شکست خود را ناشی از توانایی و یا عدم توانایی خود میدانند در حالی که افراد با منبع کنترل خارجی، موفقیتها و شکست خود را ناشی از عوامل بیرونی همچون دیگران، بخت یا اقبال میدانند (سانتی[17]، 2019). آرکورفول و هیلتون[18] (2022) در پژوهش خود نشان دادند که بین منبع کنترل درونی با قصد کارآفرینی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و منبع کنترل تا 21% به قصد کارآفرینی کمک میکند.
از سویی وقتی فراگیران در باره کارآفرینی اطلاعات کمی دارند، آموزشهای کارآفرینی تأثیر قابل توجهی بر قصد کارآفرینی آنها میگذارد. آموزش کارآفرینی تمرکز بر آموزش مهارتهایی دارد که برای راهاندازی یک کسبوکار لازم و ضروری است و مانند پلی ارتباطدهنده بین نظریه و عمل است. در عصر حاضر بهدلیل تحولات و پیشرفت فناوری و ارتباطات، این نوع آموزش بیش از پیش مورد نیاز است (جونز و همکاران[19]، 2017). آموزش کارآفرینی موجب توسعه همه مهارتهای ضروری برای کارآفرینی میشود و در پی آن، موفقیت برای کارآفرینی را بهدنبال دارد (واردانا و همکاران[20]، 2020). آموزش کارآفرینی در اکثر کشورهای پیشرفته بهعنوان یک ضرورت انکارناپذیر تلقی میشود و این تفکر که کارآفرینان دارای ویژگی ذاتی هستند رد شدهاست. سرا و همکاران[21] (2020) و بیان و همکاران[22] (2021) در مطالعات خود نشان دادند که آموزش کارآفرینی تأثیر قابل توجهی بر قصد کارآفرینی دانشجویان دارد و موجب میشود که اهداف کارآفرینی و طرز فکر آنان تغییر کند.
چالشهای همهگیری کووید-19 به کارآفرینی دیجیتال دامن زده و فرصتهای جدید زیادی ایجاد کرده است (تجویدی و تجویدی[23]، 2021). علیرغم افزایش کارآفرینی دیجیتال و حمایت دولتی مرتبط، قصد راهاندازی کسبوکار مبتنی بر اینترنت در میان دانشجویان کم است. برای مثال، در سال 2021 انجمن تحقیقات جهانی کارآفرینی گزارش داد که تنها 5/15% از بزرگسالان در تایوان قصد راهاندازی کسبوکار در سه سال آینده را داشتند. علاوه بر این، آمارهای کلیدی مربوط به کارآفرینی دیجیتال نگرانیها را در مورد ادامه توسعه در بخش تجارت مبتنی بر اینترنت افزایش میدهد. برای مثال، یک مطالعه نشان داد که بیش از 90% استارتآپهای آنلاین در 120 روز اول بهدلیل دانش و مهارتهای ناکافی بازاریابی اینترنتی شکست میخورند (اسکلدون[24]، 2019). در ایران نیز بهدلیل وجود مسائل فراوانی همچون ذهنیت نادرست، عدم وجود مشوق، نبود برنامهریزی مناسب و آموزش در زمینة کارآفرینی دیجیتال سبب شدهاست که بسیاری از مدیران کارآفرین فقط به کارآفرینی سنتی توجه داشتهباشند و فعالیت در زمینة کارآفرینی دیجیتال بسیار ضعیف و محدود باشد؛ لذا در این پژوهش به شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر ایجاد قصد کارآفرینی دیجیتال پرداختهشده است. بنابراین بر اساس مطالب بیان شده و چالشهای مطرحشده، این پژوهش بهدنبال پاسخگویی به این سؤال است که چه رابطهای بین منبع کنترل و قصد کارآفرینی دیجیتال با نقش تعدیلگری آموزش کارآفرینی بر اساس نظریه رفتار برنامهریزیشده در دانشجویان وجود دارد؟
ضرورت و اهمیت پژوهش حاضر در این است که قصد کارآفرینی شاخصی غیرقابلانکار برای اقدام کارآفرینی است، همچنین درک مقاصد کارآفرینی به مدیران کارآفرین و تصمیمگیرندگان این امکان را میدهد تا دیدگاه شفافی از نحوه ایجاد یک قصد، میزان ارزشها و بینشها داشتهباشند و انگیزههای پدیدآورندگان کسبوکار جدید میتواند بر قصد آنها برای شروع واقعی یک سرمایهگذاری جدید تأثیر بگذارد (وانگ و همکاران، 2011). تمرکز بر مقاصد کارآفرینی بسیار مهم است زیرا پیشبینیکننده و نشاندهنده رفتارهای واقعی کارآفرینی است، بنابراین زمانی که فردی قصد کارآفرین شدن را دارد، بهاحتمالزیاد درک مثبتی از آن رفتار خواهد داشت و یک تجارت واقعی را تشکیل میدهد. طبق بررسی به عمل آمده، قصد کارآفرینی مطابق نظریههای خودکارآمدی (وانگ و همکاران، 2020)، ویژگیهای شخصیتی و نظریه خودتعیینگری (وانگ و همکاران، 2016)، نظریه تعیین هدف (چانگ و همکاران، 2018) و نظریه خودکارآمدی و روانشناسی مثبت (چانگ و همکاران، 2020) مورد بررسی قرار گرفته است؛ با این حال مطالعهای در زمینة بررسی نظریه رفتار برنامهریزیشده در حیطه موضوع پژوهش حاضر یافت نشده است که نشاندهنده شکاف قابلتوجهی در ادبیات موضوع است. از طرفی پیچیدگی مدیریت در کارآفرینی دیجیتال نسبت به زمینههای کارآفرینی سنتی موجب شدهاست که این افراد همواره با چالشهای فراوانی روبهرو شوند. علاوه بر این، مدیران کارآفرین دیجیتال باید با تغییرات فناوری اطلاعات سازگار شوند و دانش خود را بهروز کنند تا بتوانند نیازهای مصرفکنندگان را برآورده سازند. از طرفی، مدیریت یک گروه مجازی از افراد با زمینههای فرهنگی متفاوت میتواند دشوار باشد (تجویدی و تجویدی، 2021)؛ بنابراین، کارآفرینان دیجیتال در طول فرایند شروع و حفظ سرمایهگذاریهای آنلاین به تعهد و پشتکار زیادی نیاز دارند و این نیازمند رفتار برنامهریزیشده است. لذا کارآفرینی دیجیتال موضوعی است که سزاوار توجه بیشتر است؛ کارآفرینی دیجیتال دارای میزان شکست بالایی بوده (اسکلدون، 2019) و پیچیدگی مدیریتیِ بالایی دارد (تجویدی و تجویدی، 2021) و نیاز است که در این زمینه مطالعات گستردهتری انجام گیرد. لازم به ذکر است که اهمیت کاربردی این تحقیق در آن است که به گسترش مبانی نظری نظریه رفتار برنامهریزیشده و قصد کارآفرینی کمک میکند و نتایج حاصل از این مطالعه میتواند بهعنوان چراغ راهی جهت راهنمایی کارآفرینان دیجیتال باشد.
مبانی نظری
نظریه رفتار برنامهریزیشده
نظریه رفتار برنامهریزیشده یک چارچوب مفهومی بسیار محبوب است که در مطالعه رفتار انسان کاربرد دارد (آجزن، 2001). طبق این نظریه مهمترین عامل در تعیین رفتار یک شخص، قصد فرد است که موجب انجام یک عمل خاص میشود و سپس ترکیبی از نگرشها و هنجارهای ذهنی در رتبههای بعدی قرار میگیرند. نگرش فرد نسبت به رفتار شامل عقیده رفتاری بارز و ارزشیابی از نتایج رفتار و هنجارهای ذهنی شامل عقیده هنجاری و انگیزه برای اطاعت است. این نظریه یک قاعده کلی برای نگرشها از طریق رفتارها فراهم میکند و توسط آجزن (2010) ارائه گردید. مؤلفههای تشکیلدهنده این نظریه شامل نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتار درک شدهاست. نگرش به معنی ارزیابی مثبت یا منفی فرد نسبت به رفتار است (آشوغ و همکاران، 1392). هنجارهای ذهنی بهمعنای درکی است که فرد از عوامل بیرونی در انجام دادن یا ندادن رفتار دارد (آجزن، 2011). کنترل رفتار درک شده بهمعنای ارزیابی فرد از سخت یا آسان بودن یک رفتار است و میزان استفاده شخص از مهارتها، منابع و فرصتهای مورد نیاز در جهت انجام رفتار را بیان میکند (مونتانو و کاسپرزیک[25]، 2015). در زمینة کارآفرینی، نگرش بهعنوان ارزیابی مثبت یا منفی یک فرد در مورد راهاندازی یک کسبوکار جدید است. هنجارهای ذهنی بهعنوان درک فرد از فشار اجتماعی و انتظارات افراد مهم مانند خانواده و دوستان برای شروع و یا عدم شروع یک کسبوکار اشاره دارد. کنترل رفتاری درکشده به درجه کنترلی که خود فرد بر فرایند ایجاد یک کسبوکار جدید دارد گفتهمیشود (فرستچنر[26]، 2013).
منبع کنترل
منبع کنترل بهعنوان یک عامل مؤثر در تصمیمگیری تعریفشده است. منبع کنترل دارای دو بعد بیرونی و درونی است. منبع بیرونی شامل عامل محیطی مانند جامعه و فرهنگ است. در مقابل منبع درونی شامل انگیزه شخصی برای دستیابی به اهداف خود است و این یک فرایند دوطرفه است مانند دانشگاهها که سعی میکنند برنامههای درسی و محیط خود را برای حمایت و ترویج کارآفرینی مناسبتر کنند. عوامل درونی تأثیر فراوانی در تصمیمگیری افراد دارد (لی و همکاران[27]، 2021). منبع کنترل درونی بالا نشاندهنده این باور است که مهارتها، تلاش و توانایی فرد میتواند نتایج را تغییر دهد و او میتواند با تلاش فراوان به اهداف خود دست یابد (را تر[28]، 1966). منبع کنترل بیرونی بالا این باور را منعکس میکند که نیروهای خارجی نتایج فرد را تعیین میکنند و سرنوشت او بهوسیله شانس کنترل میشود (لی، 2008). مفهوم ساختاری منبع کنترل توسط را تر (1966) و مقیاس تجدید نظر شده لولنسون و همکاران[29] (1974) بهطور جامع در ادبیات مدیریتی و سازمانی مورد برسی قرار گرفته است. منبع کنترل هماکنون بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین ویژگیهای کارآفرینی شناختهشده است. منبع کنترل یک فرد میزان کنترل او بر زندگی است. منبع کنترل داخلی مهمترین مسیر شغلی و نیات کارآفرینی بالاتر را برای کسبوکارهای موفق تعیین میکند. همچنین این اعتقاد مردم است که با اعمال آن محیط را کنترل میکنند. افرادی که منبع کنترل بالاتری دارند ریسک میکنند و کسبوکارهای موفقی را ایجاد میکنند (گورول[30]، 2006). آنها به اعمال خود برای کنترل محیط اعتقاد دارند. افرادی که امتیاز بالاتری در احساس کنترل دارند معمولاً چشماندازهای روشنی برای آینده خود دارند. کارآفرینان زمانی که منبع کنترل داخلی آنها حیاتیتر است، نیات عالیتری نشان میدهند (کریستیانسن و ایندارتی[31]، 2004). افراد تحت کنترل درونی با موفقیت علایق خود را نشان میدهند و بهطور مثبت بر برخوردهای حیاتی غلبه میکنند. آنها بهجای تکیهبر افراد، بهتنهایی تعامل اجتماعی را مدیریت میکنند.
آموزش کارآفرینی
آموزش کارآفرینی به مجموعهای از دورهها و فعالیتهای آموزشی با هدف بهبود نگرشها و مهارتهای کارآفرینان اطلاق میشود (میو همکاران[32]، 2020). آموزش کارآفرینی در ادبیات نظری به دستههای مختلفی تقسیمبندی شدهاست. لبنان و فایول[33] (2015) چهار نوع آموزش را برای کارآفرینی پیشنهاد دادهاند: 1- آموزش برای کارآفرینی؛ 2- آموزش در رابطه با کارآفرینی؛ 3- آموزش آگاهی کارآفرینی و 4- آموزش راهاندازی. آنان آموزش کارآفرینی را در سه بعد تعریف کردهاند؛ 1- یادگیری برای کارآفرینی؛ 2- آموزش کارآفرینان بهکمک دانش عملی و 3- تربیت مربیان کارآفرین با ارائه دانش نظری در مورد عوامل موفقیت و شکست کارآفرینی. آموزش کارآفرینی برای پرورش قصد کارآفرینی، دانش و مهارتهای مرتبط با کارآفرینی (برای مثال برنامهریزی کسبوکار، ارائه ایدههای نوین) خودکارآمدی و رفتار پویای لازم برای مدیریت رشد کسبوکار، ضروری است (لبنان و فایول، 2015). لاتانچسگر (2011) آموزش کارآفرینی را به دو دسته تقسیم کرده است: 1- آموزش برای کارآفرینی (ارائه دانش عملی به فراگیران) و 2- آموزش در مورد کارآفرینی (ارائه دانش نظری به فراگیران در مورد عوامل موفقیت و شکست کارآفرینی).
استهولمن و همکاران[34] (2018) معتقدند آموزش کارآفرینی میتواند تمایل به کارآفرین شدن را افزایش دهد (پلتیر و اسکووتی[35]، 2010). برخی محققان ارزش آموزش کارآفرینی را تأیید کردند؛ آنها استدلال کردند که آموزش کارآفرینی به ایجاد پیوند بین فرد و جامعه و اقتصاد و ارتباط آموزش عالی و اقتصاد کمک میکند (لینگاپا[36]، 2020). آموزش و پرورش و همچنین آموزش عالی نقش مهمی در آمادهسازی جوانان برای بازار کار ایفا میکنند. آموزش حرفهای بهعنوان مهمترین عامل در هموارسازی مسیر انتقال از دانشگاه و مدرسه به محیط کسبوکار است (ایچهورست[37]، 2018). پاردوگارسیا و با راک[38] (2020) در مطالعات خود دریافتند که یک برنامه آموزشی فرصت مناسبی را برای دانشجویان جهت توسعه خلاقیت و کارآفرینی ایجاد میکند. روشهای مورد استفاده برای سنجش کارایی برنامههای آموزش کارآفرینی عمدتاً بر سه حوزه متمرکز هستند: قصد کارآفرینی، فعالیت کارآفرینانه و مهارتهای اکتسابی (لاگوناسانچز و همکاران[39]، 2020).
قصد کارآفرینی
اسکالتن و همکاران[40] (1999) معتقد هستند که قصد کارآفرینی شناخت، ترجیح و تمایل رفتار درونی کارآفرین برای ایجاد یک کسبوکار جدید است. ایندارتی و کریستیانسن[41] (2003) قصد کارآفرینی را بهعنوان یک نگرش و انتظار ذهنی از کارآفرینان بالقوه در مورد اینکه آیا آنها در فعالیتهای کارآفرینی شرکت میکنند یا خیر تعبیر میکنند. تامپسون[42] (2009) قصد کارآفرینی را بهعنوان این باور تعریف میکند که کارآفرینان قصد راهاندازی یک کسبوکار را دارند. بهطور کلی قصد کارآفرینی حالتی روانشناختی است که توجه را بهسمت اهداف تجاری خاص جهت دستیابی به نتایج کارآفرینانه هدایت میکند. وانگ و همکاران (2016) قصد کارآفرینی دیجیتال را بهعنوان ارزیابی فرد از احتمال راهاندازی کسبوکار دیجیتال تعریف میکنند.
قصد کارآفرینی در حال تبدیلشدن به یک موضوع قابل تحقیق است. پیش از این، موانعی مانند کمبود بودجه و مواد اولیه و کارکنان غیر ماهر بهعنوان عوامل بازدارنده اصلی در راهاندازی و توسعه فعالیتهای کارآفرینی تلقی میشدند. با اینحال، با توجه به مقررات مختلف توسعه که توسط مقامات دولتی ایجاد شدهاست، قصد کارآفرینی بهعنوان یک جزء مهم ظاهر گردیدهاست. قصد کارآفرینی را میتوان بهعنوان تمایل به راهاندازی یک تجارت یا کار برای خود توصیف کرد. جهتگیریهای شخصی که ممکن است به توسعه سرمایهگذاری منجر شود نیز آرزوهای کارآفرینی محسوب میشوند.
قصد کارآفرینی یکی از مهمترین متغیرها در شروع، رشد و توسعه کارآفرینی است (محمد و همکاران[43]، 2023). قصد کارآفرینی خودکفایی و ابتکار عمل را تشویق میکند. طبق مطالعات بیهقی[44] (2019) و الفرایح[45] (2022)، قصدِ شروع یک کسبوکار بهعنوان یک عنصر تعیینکننده در تصمیمگیری برای دنبال کردن یک حرفه بهعنوان یک کارآفرین در نظر گرفتهمیشود. برای کشف عواملی که بر قصد کارآفرینی افراد تأثیر میگذارند، به درک کامل مؤلفههایی که قصد آنها را هدایت میکنند، نیاز است. النادی و گیث[46] (2021) دریافتند که اگر قصد کارآفرینی وجود نداشتهباشد، هیچ گام کارآفرینی وجود نخواهد داشت. از اینرو، محققان بهمنظور درک بهتر چگونگی و چرایی مشارکت مردم در ایجاد سرمایهگذاری، بر قصد کارآفرینی متمرکزشدهاند.
پیشینه پژوهش
رامادانی و همکاران[47] (2023) پژوهشی تحتعنوان تأثیر ضریب ناملایمات و منبع کنترل بر قصد کارآفرینی دانشجویان دانشگاه ملاورمان انجام دادند. یافتهها نشان داد که ضریب ناملایمات و منبع کنترل بر نیات کارآفرینی تأثیر میگذارند. آرکورفول و هیلتون (2022) در پژوهش خود نشان دادند که بین منبع کنترل درونی با قصد کارآفرینی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و منبع کنترل تا 21% به قصد کارآفرینی کمک میکند. محمود و همکاران[48] (2023) در پژوهش خود نشان دادند که ضریب ناملایمت و منبع کنترل بر قصد کارآفرینی تأثیر میگذارند و این تمایل در دانشآموزان برای عمل به مقاصد مذکور، مانند شرکت در سمینارها و انجام تحقیق در مورد موضوعات کارآفرینی دیدهمیشود.
یان و همکاران[49] (2023) پژوهشی با هدف بررسی رابطه بین آموزش کارآفرینی و مقاصد کارآفرینی را با استفاده از نظریه رفتار برنامهریزیشده انجام دادند. نتایج این پژوهش نشان داد رفتار برنامهریزیشده با نگرش کارآفرینی همبستگی مطلوبی دارد. همچنین نتایج دیگر این پژوهش نشان داد آموزش کارآفرینی بر مقاصد کارآفرینی تأثیر معناداری میگذارد. مارتینز گرگریو و همکاران[50] (2021) در یک پژوهش فراتحلیل، به بررسی تأثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی و پیامدهای مرتبط پرداختند. نتایج این پژوهش نشان داد آموزشهای کارآفرینی در افزایش قصد کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی مؤثر است.
دائو[51] (2021) پژوهشی با هدف تأثیر رشتههای تحصیلی بر قصد کارآفرینی دانشجویان بهکمک بسط نظریه رفتار برنامهریزیشده انجام داد. یافتههای اصلی نشان داد که در نظریه برنامهریزیشده رفتار، بهجز هنجارهای ذهنی بقیه عوامل بر قصد کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارند و خطرات ادراکشده تأثیر منفی بر قصد کارآفرینی افراد میگذارد. ژانگ و همکاران[52] (2019) پژوهشی تحتعنوان «چگونه یادگیری کارآفرینی بر قصد فرد نسبت به کارآفرینی تأثیر میگذارد: یک رویکرد رفتار برنامهریزیشده» انجام داد. یافتهها نشان داد که رابطه مثبتی بین یادگیری کارآفرینانه و قصد کارآفرینی وجود دارد و اثرات میانجی یادگیری کارآفرینی بر قصد کارآفرینی از طریق نگرشها و کنترل رفتاری درک شده، با قرار گرفتن در معرض کارآفرینی تعدیل میشود.
اگان و همکاران[53] (2017) یک نظرسنجی طولی از دانشجویان بازرگانی در یکی از دانشگاههای بریتانیا انجام دادند و به یادگیری و الهامات کارآفرینی بالاتری در آنها نسبت به همتایان غیر آموزشدیده دست یافتند. آنها دریافتند که آموزش کارآفرینی دانش و مهارتهای کسبوکار دانشجویان را به میزان قابلتوجهی بهبود بخشیده و مشارکت آنها را در مشاغل کوچک پس از فارغالتحصیل به میزان قابلتوجهی افزایش داده است. چانگ (2020) پژوهشی باهدف بررسی تأثیر تفکر مثبت در رابطه بین خودکارآمدی دیجیتال و قصد کارآفرینی دیجیتال انجام داد. نتایج این مطالعه نشان داد که خودکارآمدی کارآفرین دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر نیات کارآفرینی دیجیتال دارد؛ درحالیکه تفکر مثبت تأثیری ندارد و تفکر مثبت در واقع رابطه بین خودکارآمدی کارآفرینی دیجیتال و نیات کارآفرینی دیجیتال را تعدیل میکند.
الماماری[54] (2022) پژوهشی تحتعنوان درک قصد و رفتار کارآفرینی در پرتو مدل رفتار برنامهریزیشده از دیدگاه کارآفرینی دیجیتال انجام داد. نتایج این پژوهش نشان داد نظریه رفتار برنامهریزیشده برای کمک به توسعه زمینه کارآفرینی و بهطور کلی حمایت از قصد کارآفرینی دیجیتال مؤثر است. اجباری (2019) پژوهشی با هدف بررسی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم ارضای نیازهای روانشناسی از راه نظریه رفتار برنامهریزیشده بر قصد کارآفرینی پرداخت. یافتههای مطالعه از یکپارچگی نظری مدل پشتیبانی میکند که در آن ارضای نیازهای روانشناختی پایه، تأثیر مثبتی بر نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده دارد و بهنوبه خود تأثیر مثبتی بر قصد کارآفرینی دارد. یافتهها نشاندهنده میانجیگری کامل نگرش نسبت به کارآفرینی و کنترل رفتاری ادراکشده بهدلیل تأثیر مستقیم ناچیز ارضای نیاز بر قصد کارآفرینی است، در حالی که در مورد هنجارهای ذهنی اثر میانجی مشاهده نشد. خلیلی خضرآبادی و حسنی (1401) پژوهشی تحتعنوان "تأثیر آموزش کارآفرینی و هویت اجتماعی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه دانشجویان؛ نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینی" انجام دادند. یافتههای این پژوهش نشان داد خودکارآمدی کارآفرینی دانشجویان در رابطهی بین هویت کارآفرینانه با قصد کارآفرینی، نقش میانجی دارد، لیکن آموزشهای کارآفرینی نتوانستهاند بهطور مستقیم یا غیرمستقیم ارتباطی معنادار با گسترش قصد کارآفرینانه دانشجویان داشتهباشند.
مالکی و جوکار (1401) در پژوهش خود نشان دادند خودکارآمدی کارآفرینی بر قصد کارآفرینی استراتژیک با نقش میانجیگری هنجارهای ذهنی مؤثر است. مرادینژاد (1401) پژوهشی با عنوان تأثیر عوامل محیطی بر قصد کارآفرینانه دانشآموزان مدارس متوسطه شهرستان دزفول انجام داد. یافتهها نشان داد که حمایت رابطهای درک شده تأثیر مثبت و معناداری بر قصد کارآفرینانه دانشآموزان دارد؛ ولی اثر متغیرهای حمایت آموزشی و ساختاری درک شده بر قصد کارآفرینانه دانشآموزان مورد مطالعه تأیید نشد.
قنبری و رحمتی (1401) پژوهشی تحتعنوان تأثیر آموزش کارآفرینی مبتنی بر عمل بر رفتار کارآفرینانه با توجه به نقش میانجی قصد کارآفرینی و جهتگیری کارآفرینانه انجام دادند. یافتهها نشان داد جهتگیری کارآفرینانه نهتنها بر رفتار کارآفرینانه تأثیر مثبت و مستقیم دارد بلکه رابطه میان آموزش کارآفرینانه و رفتار کارآفرینانه را نیز میانجیگری میکند. در صورتی که قصد کارآفرینی این تأثیر را بر رفتار کارآفرینانه نداشته و بهدنبال آن، رابطه میان آموزش کارآفرینانه و رفتار کارآفرینانه را نیز میانجیگری نمیکند.
بر اساس مبانی نظری و پیشینه بیانشده فرضیات پژوهش به شرح زیر است:
1- منبع کنترل بر نگرش نسبت به کارآفرینی دیجیتال تأثیر معناداری دارد.
2- منبع کنترل بر هنجارهای ذهنی نسبت به کارآفرینی دیجیتال تأثیر معناداری دارد.
3- منبع کنترل بر کنترل رفتارهای درک شده نسبت به کارآفرینی دیجیتال تأثیر معناداری دارد.
4- نگرش نسبت به کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دیجیتال تأثیر معناداری دارد.
5- هنجارهای ذهنی در مورد کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دیجیتال تأثیر معناداری دارد.
6- کنترل رفتاری درک شده نسبت به کارآفرینی بر قصد کارآفرینی دیجیتال تأثیر معناداری دارد.
7- آموزش کارآفرینی بهطور مثبت، تأثیر نگرش به کارآفرینی را بر قصد کارآفرینی دیجیتال تعدیل میکند.
8- آموزش کارآفرینی بهطور مثبت، تأثیر هنجارهای ذهنی در مورد کارآفرینی را بر قصد کارآفرینی دیجیتال تعدیل میکند.
9- آموزش کارآفرینی بهطور مثبت تأثیر کنترل رفتارهای درک شده کارآفرینی را بر قصد کارآفرینی دیجیتال تعدیل میکند.
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش
روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش در زمره پژوهشهای توصیفی از نوع همبستگی است که در مقطعی از زمان و به شیوه پیمایشی انجام شدهاست.
جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان رشته مدیریت، فناوری اطلاعات و کامپیوتر دانشگاه شهید باهنر کرمان تشکیل میدهند که مجموع آنها 1450 نفر بود. در روش معادلات ساختاری تعیین حجم نمونه میتواند بین 5 تا 15 مشاهده بهازای هر متغیر اندازهگیری شده تعیین شود. با توجه به اینکه مجموعاً تعداد گویههای مطرحشده در پرسشنامههای این پژوهش 56 گویه است، لذا حجم نمونه میتواند بین 280 تا 840 نفر انتخاب شود که در این پژوهش 380 نفر در نظر گرفته شد و بهروش نمونهگیری تصادفی طبقهای با انتساب متناسب انتخاب شدند (مطابق جدول 1).
جدول 1. معرفی جامعه آماری و انتساب نمونهها (یافتههای پژوهش)
|
|
رشته کامپیوتر |
رشته فناوری اطلاعات |
رشته مدیریت |
مجموع |
|
تعداد افراد در هر گروه جامعه آماری |
400 |
450 |
600 |
1450 |
|
نسبت افراد در هر گروه جامعه |
27% |
31% |
41% |
100% |
|
تعداد افراد نمونه در هر گروه |
103 |
119 |
158 |
380 |
مطابق جدول 1، تعداد 103 نفر از رشته کامپیوتر، 119 نفر از رشته فناوری اطلاعات و 158 نفر از رشته مدیریت انتخاب شدند.
ابزار سنجش در این پژوهش شامل پرسشنامه قصد کارآفرینی دیجیتال بارال و همکاران[55] (2018) شامل 8 سؤال و 4 بعد؛ داشتن هدفهای حرفهای، برنامهریزی راهاندازی کسبوکار دیجیتال، جدیت برای راهاندازی کسبوکار دیجیتال و سعی برای راهاندازی کسبوکار دیجیتال است. بارال و همکاران (2018) ضریب پایایی این پرسشنامه را 89/0 محاسبه کردند.
پرسشنامه آموزش کارآفرینی لبنان و چن[56] (2009) با شش گویه در مقیاس لیکرت بود که ابعاد آن؛ آموزش، روش تدریس، تواناییهای مدرسان، دعوت از کارآفرینان، کارگاهها و آزمایشگاهها و امکانات کمکآموزشی را مورد بررسی قرار داد. پرسشنامه منبع کنترل را تر (1966) با 23 گویه طراحی شد؛ این پرسشنامه دارای 23 ماده است که هر ماده دارای یک جفت سؤال (الف و ب) است. آزمودنی یکی از جملات الف یا ب را بایستی انتخاب کند. یکی از دو جمله هر ماده مربوط به کنترل بیرونی و دیگری مربوط به کنترل درونی است. افرادی که نمره 9 یا بیشتر بگیرند، دارای منبع کنترل بیرونی و افرادی که نمره کمتر از 9 بگیرند، دارای منبع کنترل درونی خواهند بود. برای سنجش نگرش از پرسشنامه منوزی و همکاران[57] (2015)، برای سنجش هنجارهای ذهنی از پرسشنامه پائول و همکاران[58] (2016) و برای سنجش کنترل رفتاری درک شده از پرسشنامه شین و هانسر[59] (2016) استفاده گردید.
روایی و پایایی هر یک از پرسشنامههای مذکور با استفاده از محاسبه پایایی ترکیبی، میانگین واریانس استخراجشده و ضریب آلفا کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت.
یافتههای پژوهش
ارزیابی مدل اندازهگیری
برای بررسی برازش مدل اندازهگیری از سه معیار پایایی، روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. پایایی از سه طریق ضریب بار عاملی، ضرایب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت.
جدول 2. شاخصهای روایی و پایایی (مأخذ: یافتههای پژوهش)
|
متغیر |
گویهها |
CR پایایی ترکیبی CR>0.7 |
AVE میانگین واریانس استخراجشده AVE>0.5 |
ضریب آلفای کرونباخ Alpha>0.7 |
|
منبع کنترل |
---- |
926/0 |
559/0 |
911/0 |
|
رفتار برنامهریزیشده |
نگرش هنجارهای ذهنی کنترل رفتاری |
750/0 |
667/0 |
857/0 |
|
آموزش کارآفرینی |
آموزش روش تدریس دعوت از کارآفرینان کارگاهها و آزمایشگاهها امکانات کمکآموزشی |
867/0 |
523/0 |
818/0 |
|
قصد کارآفرینی |
هدف برنامهریزی جدیت تلاش |
759/0 |
882/0 |
851/0 |
با توجه به جدول 2، مقادیر بار عاملی، ضریب پایایی ترکیبی، واریانس استخراجشده و ضریب آلفا کرونباخ بزرگتر از مقدار آستانه است. بنابراین روایی و پایایی سؤالات مورد تأیید قرار میگیرد.
یکی دیگر از معیارهای بررسی مدل ساختهشده، روایی واگرا است که شامل بررسی همبستگی یک سازه با شاخصهایش در مقابل همبستگی آن سازه با سایر سازهها است.
جدول 3. روایی واگرا
|
|
آموزش کارآفرینی |
قصد کارآفرینی |
منبع کنترل |
نگرش |
هنجارهای ذهنی |
کنترل رفتاری |
|
آموزش کارآفرینی |
729/0 |
|
|
|
|
|
|
قصد کارآفرینی |
671/0 |
689/0 |
|
|
|
|
|
منبع کنترل |
718/0 |
659/0 |
748/0 |
|
|
|
|
نگرش |
727/0 |
675/0 |
723/0 |
816/0 |
|
|
|
هنجارهای ذهنی |
721/0 |
560/0 |
632/0 |
725/0 |
749/0 |
|
|
کنترل رفتاری |
700/0 |
658/0 |
652/0 |
600/0 |
572/0 |
786/0 |
همانطور که در جدول 3 مشاهده میشود مقدار جذر AVE متغیرهای مکنون که در قطر اصلی واقعشدهاند، از همبستگی میان آنها که در خانههای زیرین قرار گرفتهاند باید بیشتر باشد تا روایی واگرا مورد تأیید قرار گیرد و این امر محقق گردیدهاست و روایی واگرای مدل مورد تأیید است.
برازش مدل ساختاری
برای بررسی برازش مدل ساختاری از سه معیار R2، Q2 و GOF استفاده شد که توضیح هر یک در ادامه آمده است.
مقدار R2 میزان تأثیر یک متغیر برونزا بر یک متغیر درونزا را مشخص میکند. این ضریب فقط برای متغیرهای وابسته به کار میرود و برای متغیرهای مستقل این مقدار صفر است. این و با نت[60] (1998) سه مقدار 19/0، 33/0 و 67/0 را بهعنوان مقدار ملاک برای مقادیر ضعیف، متوسط و قوی بودن برازش بخش ساختاری مدل بهوسیله معیار R2 در نظر گرفتند.
از دیگر معیارهای قدرت پیشبینی مدل، شاخص Q2 است. هنسلر و همکاران (2009) سه مقدار 02/0، 15/0 و 35/0 را برای نشان دادن قدرت پیشبینی ضعیف، متوسط و قوی سازه یا سازههای برونزای مربوط به آن تعریف کردهاند.
جدول 4. شاخصهای برازش مدل
|
متغیر وابسته |
R2 |
Q2 |
|
قصد کارآفرینی |
556/0 |
542/0 |
|
نگرش |
680/0 |
670/0 |
|
هنجارهای ذهنی |
547/0 |
533/0 |
|
کنترل رفتاری |
538/0 |
524/0 |
برازش مدل کلی
معیار GOF جهت بررسی قدرت کلی مدل است. معیار GOF توسط تننهاوس و همکاران[61] (2004) ساخته شد که از طریق حاصل ضرب مجذور میانگین مقادیر اشتراکی و میانگین R2 محاسبه میگردد این مقدار 537/0 بهدست آمده است.
مدل ساختاری به بررسی روابط علی بین متغیرهای مکنون که در حقیقت همان فرضیههای پژوهش هستند میپردازد. این مدل مجموعهای از آزمونها است که بهبیان ضرایب مسیر و معناداری آنها بهدقت و کیفیت پیشبینی رفتار متغیرهای درونزا میپردازد.
شکل 2. مدل ساختاری در حالت تخمین ضرایب استاندارد
شکل 3. مدل ساختاری در حالت معناداری ضرایب
با توجه به اطلاعات مربوط بهشکل 2 مدل ساختاری در حالت تخمین ضرایب استاندارد و شکل 3 مدل ساختاری در حالت معناداری ضرایب کاملاً مشهود است و نتایج بهصورت خلاصه در جدول 5 بیان گردیدهاست.
جدول 5. بررسی فرضیههای پژوهش
|
روابط |
ضریب بتا |
آمار t |
نتیجه |
|
منبع کنترل (نگرش نسبت به کارآفرینی دیجیتال |
795/0 |
025/26 |
تأیید |
|
منبع کنترل (هنجارهای ذهنی کارآفرینی دیجیتال |
634/0 |
541/9 |
تأیید |
|
منبع کنترل (کنترل رفتارهای درک شده کارآفرینی دیجیتال |
657/0 |
062/12 |
تأیید |
|
نگرش نسبت به کارآفرینی دیجیتال (قصد کارآفرینی دیجیتال |
412/0 |
461/3 |
تأیید |
|
هنجارهای ذهنی در مورد کارآفرینی دیجیتال ßقصد کارآفرینی دیجیتال |
041/0 |
386/0 |
رد |
|
کنترل رفتاری درک شده نسبت به کارآفرینی دیجیتال ßقصد کارآفرینی دیجیتال |
386/0 |
128/4 |
تأیید |
بررسی نقش تعدیلگر
متغیر تعدیلگر متغیری است که بر روابط علی بین دو متغیر تأثیر گذاشته روابط بین آنها را تقویت و یا تضعیف میکند. در این پژوهش متغیر آموزش کارآفرینی بهعنوان متغیر تعدیلگر در نظر گرفته شدهاست که توسط آزمونهای مربوط به اثر تعدیلگری این متغیر مورد سنجش قرار میگیرد. برای تحلیل و تفسیر اثر تعدیلگری متغیر آموزش کارآفرینانه و همچنین تحلیل فرضیههای مربوطه، لازم است مقدار بتا و T-value مورد بررسی قرار گیرد.
شکل 4. نتایج آزمون متغیر تعدیلگر آموزش کارآفرینی
پس از بررسی برازش مدل، با استفاده از ضرایب معناداری z و ضرایب استاندارد شده بار عاملی مربوط به مسیرهای هر یک از فرضیهها به بررسی و آزمون فرضیهها پرداخته شدهاست. ملاک تأیید فرضیههای این پژوهش به این صورت است که ضرایب مسیر مثبت و آماره t بالاتر از 96/1 باشد که در جدول 6 نتایج بررسی فرضیهها ارائه شدهاست:
جدول 6. بررسی فرضیات پژوهش در حالت وجود متغیر تعدیلگر
|
روابط |
ضریب بتا |
آمار t |
نتیجه |
|
نقش تعدیلگری آموزش کارآفرینی در رابطه بین نگرش و قصد کارآفرینی دیجیتال |
06/0 |
248/2 |
تأیید |
|
نقش تعدیلگری آموزش کارآفرینی در رابطه بین هنجارهای ذهنی و قصد کارآفرینی دیجیتال |
036/0 |
349/3 |
تأیید |
|
نقش تعدیلگری آموزش کارآفرینی در رابطه بین کنترل رفتاری درک شده و قصد کارآفرینی دیجیتال |
083/0 |
022/2 |
تأیید |
بحث و نتیجهگیری
نتایج حاصل از بررسی فرضیهها نشان داد منبع کنترل با ضریب بتا 795/0 بر نگرش نسبت به کارآفرینی، با ضریب بتای 634/0 بر هنجارهای ذهنی کارآفرینی و با ضریب بتای 657/0 بر کنترل رفتارهای درک شده کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری دارد. یافتههای این پژوهش با تحقیقات (رامادانی و همکاران، 2023؛ آرکورفول و هیلتون، 2022؛ محمود و همکاران، 2023) همسو بوده است. منبع کنترل بهعنوان یک ویژگی شخصیتی، شناختهای رفتار برنامهریزیشده را از طریق تأیید خود فعال میکند و بهطور خاص، افراد دارای منبع کنترل درونی بالا تمایل دارند نگرش مثبتی نسبت به کارآفرینی دیجیتال نشان دهند، این افراد سعی دارند که دانش خود را بهروز کنند و مهارتها و آمادگیهای لازم برای مشارکت در کارآفرینی دیجیتال را فراگیرند. اگرچه منبع کنترل قبلاً برای پیشبینی قصد کارآفرینی استفاده شدهاست (برای مثال، تنتاما و عبدالسلام[62]، 2020) پژوهش حاضر آن را در زمینة کارآفرینی دیجیتال اعمال میکند.
منبع کنترل، از راه مکانیسم تأیید خود، یک پیشبینیکننده مؤثر شناختهای مرتبط با کارآفرینی (برای مثال، کنترل رفتاری درکشده، نگرشها و هنجارهای ذهنی) است که قصد کارآفرینی دیجیتال را تسهیل میکند؛ بنابراین، این بررسی با توصیف یک فرایند روانشناختی کاملتر منبع کنترل را به قصد رفتاری در زمینة کارآفرینی دیجیتال مرتبط میکند. همانطور که در مقدمه ذکر شد، کارآفرینی دیجیتال مستلزم درجه بالایی از پیچیدگی مدیریت است و نگرش را به یک محرک کلیدی برای قصد کارآفرینی دیجیتال تبدیل میکند.
در زمینة کارآفرینی دیجیتال، افراد دارای منبع کنترل داخلی تمایل زیادی بهدنبال کردن این نوع کارآفرینی نشان میدهند؛ زیرا بر اساس نظریه خود تأیید، افراد دارای منبع کنترل درونی بالا میخواهند که دیگران آنها را بسیار تأثیرگذار و قادر به رویارویی با چالشهای مرتبط با کارآفرینی دیجیتال بدانند؛ بنابراین، این افراد تمایل دارند نگرش مثبتی نسبت به کارآفرینی دیجیتال نشان دهند، بهطور تهاجمی بهدنبال کمک و حمایت از سوی افراد مرتبط در شبکههای اجتماعی خود هستند (برای مثال، دوستان، بستگان، همکاران) (هایسو و همکاران[63]، 2016) و بهطور فعال مهارتها و شایستگیهای خود را برای غلبه بر چالشهای مرتبط پرورش میدهند. بر اساس موارد فوق، منبع کنترل داخلی میتواند بهعنوان منبعی جهت استقرار کنترل رفتاری درک شده، هنجارهای ذهنی و نگرشها در زمینة کارآفرینی فرض شود و عکس این موضوع نیز برای منبع کنترل خارجی صادق باشد.
یافتههای دیگر پژوهش نشان داد نگرش نسبت به کارآفرینی با ضریب بتای 412/0 و کنترل رفتاری ادراکشده نسبت به کارآفرینی دیجیتال با ضریب بتای 386/0 بر قصد کارآفرینی دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری دارد ولی تأثیر هنجارهای ذهنی بر قصد کارآفرینی دیجیتال در این پژوهش تأیید نشد.
یافتههای این بخش با تحقیقات (چانگ، 2020؛ اماماری، 2022؛ اجباری، 2019؛ مالکی و جوکار، 1401؛ قنبری و رحمتی، 1401) همسو است. در تبیین این نتیجه میتوان گفت زمانی که مدیران کارآفرین نگرشی مثبت به کارآفرینی دیجیتال داشتهباشند سایر افراد از آنها در فرایند کارآفرینی دیجیتال حمایت میکنند و این امر سبب میشود این افراد راهاندازی کارآفرینی دیجیتال را امری امکانپذیر تلقی کنند و این عوامل میتواند بر قصد کارآفرینی دیجیتال تأثیر مثبت بگذارد. در زمینة تأثیر کنترل رفتاری ادراکشده بر قصد کارآفرینی دیجیتال میتوان گفت زمانی که فرد به این باور برسد که منابع یا فرصتهای کافی برای انجام دادن کاری در اختیار دارد، ذهن او جهت انجام رفتارهای موردد نظر آماده میشود و سبب میگردد این باور در شخص به وجود آید که توانایی انجام کارهای سخت را خواهد داشت.
دلیل تأثیر نداشتن هنجارهای ذهنی بر قصد کارآفرینی دیجیتال میتواند این باشد که راه اندازی یک کسبوکار دیجیتال یک ایده نوین است و با توجه به پیشرفت فراوانی که در زمینة تکنولوژی و فناوری حاصل شدهاست، کارآفرینی که پا به این عرصه میگذارد قطعاً به خودباوری کافی رسیده است و دیگران نمیتوانند بر این خودباوری شخص در انجام این کار تأثیر بگذارند و یا اگر هم تأثیر داشتهباشند بسیار اندک است. نظریه رفتار برنامهریزیشده عمدتاً برای توضیح قصد کارآفرینی در دانشجویان استفاده شدهاست (برای مثال، اجباری و همکاران، 2019؛ شیء و همکاران[64]، 2020). این پژوهش با گسترش نظریه رفتار برنامهریزیشده به حوزه کارآفرینی دیجیتال به درک علمی در این زمینه کمک میکند. با توجه به تفاوتهای بین کارآفرینی سنتی و دیجیتال (تجویدی و تجویدی، 2021؛ وانگ و همکاران، 2020)، یافتههای تحقیق در مورد کارآفرینی سنتی بهطور مستقیم به زمینة کارآفرینی دیجیتال قابل انتقال نیستند. یافتههای این تحقیق، نگرش نسبت به کارآفرینی را بهعنوان محرک کلیدی پیشبینی قصد رفتاری در زمینة کارآفرینی دیجیتال بیان میکند، در حالی که هنجارهای ذهنی در مطالعات قبلی بهعنوان محرک کلیدی در زمینة کارآفرینی سنتی مشخصشده است (اجباری و همکاران، 2019؛ شیء و همکاران، 2020).
یافتههای دیگر پژوهش حاضر نقش تعدیلگری آموزش کارآفرینی با ضریب بتای 06/0 در رابطه بین نگرش و قصد کارآفرینی دیجیتال، با ضریب بتای 36/0 در رابطه بین هنجارهای ذهنی و قصد کارآفرینی دیجیتال و با ضریب بتای 042/0 در رابطه بین کنترل رفتاری درک شده و قصد کارآفرینی دیجیتال بوده است. این نتایج با تحقیقات (مارتینز گرگریو و همکاران، 2021؛ دائو، 2021؛ ژانگ و همکاران، 2021؛ خلیلی خضرآبادی و حسنی، 1401) همسو است. در مطالعات قبلی نشان داده شد که آموزش کارآفرینی قصد کارآفرینی دیجیتال را افزایش میدهد (وانگ و همکاران، 2020). در تبیین این نتیجه میتوان گفت که آموزش کارآفرینی به دانشجویان کمک میکند تا حس خودباوری و اعتماد به تواناییهایشان و همچنین افزایش استقامتشان در مواجهه با موانع را توسعه دهند. زمانی که دانشجویان آموزشهای کارآفرینی بیشتری دریافت میکنند، تمایل دارند دانش و قابلیتهای مرتبط خود را افزایش دهند که این امر باعث افزایش خودکارآمدی آنها میشود و به نوبه خود اطمینان درک شده از خود را افزایش دهند؛ بنابراین، چنین استنباط میشود که آموزش کارآفرینی، روابط رفتارهای ادراکشده-قصد، هنجارهای ذهنی- قصد و نگرش- قصد را تقویت میکند. از طرفی دیگر آموزش کارآفرینی، نگرشها و مهارتهای شناختی را برای کارآفرینی از طریق برنامهها و فرایندهای آموزشی تقویت میکند و موجب تقویت ارتباط بین آگاهی و شناخت کارآفرینی میشود.
بر اساس یافتههای پژوهش پیشنهاد میشود مربیان کارآفرینی دیجیتال مواد آموزشی را با توجه به ویژگیهای شخصیتی فراگیران خود تنظیم کنند. طبق یافتههای این پژوهش که نشان داد افراد دارای منبع کنترل درونی بالا بهتر از همتایان خود با منبع کنترل بیرونی بالا میتوانند با چالشهای کارآفرینی دیجیتال مقابله کنند؛ بنابراین، مربیان کارآفرینی دیجیتال باید مطالب و محتوای درسی خود را طوری تنظیم کنند که نمایه کلی منبع کنترل فراگیران را منعکس کند. از آنجایی که آموزش کارآفرینی تأثیرات مثبت شناختهای کارآفرینی دیجیتال را بر قصد کارآفرینی دیجیتال تقویت میکند، مربیان باید محتوای دوره خود را طوری طراحی کنند که اطمینان حاصل شود فراگیران به دانش و مهارتهای مرتبط مجهز هستند.
همچنین، فراگیران به دانش عملی بیشتری نیاز دارند که به آنها کمک میکند تا از قدرت فناوریهای جدید برای ایجاد ارزش مشتریان در تنظیمات آنلاین استفادهکنند. امروزه مشتریان تمایل دارند از طریق کانالهای آنلاین مختلف با شرکتها ارتباط برقرار کنند؛ بنابراین، هنگام طراحی دورههای کارآفرینی دیجیتال، مربیان باید به فراگیران آموزش دهند که چگونه از این رسانهها و ابزارهای جدید برای تعامل با مشتریان به شیوه یادگیری در عمل استفادهکنند.
سپاسگزاری
بدینوسیله تیم پژوهش از تمامی افرادی که در انجام این مطالعه یاری رساندند، تشکر و قدردانی مینمایند.
[1]. Zhou & Lee
[2]. Chang et al.
[3]. Wang et al.
[4]. Chang
[5]. Kraus
[6]. Antonizzi
[7]. Bazan
[8]. Joensuu-Salo et al.
[9]. Sun et al.
[10]. Fayolle et al.
[11]. Ajzen
[12]. Dao
[13]. Al-Jubari
[14]. Lestari
[15]. Xia & Ma
[16]. Ozdemir & Bektas
[17]. Asante
[18]. Arkorful & Hilton
[19]. Jones et al.
[20]. Wardana et al.
[21]. Çera et al.
[22]. Bian et al.
[23]. Tajvidi & Tajvidi
[24]. Skeldon
[25]. Montano & Kasprzyk
[26]. Fretschner
[27]. Li et al.
[28]. Rotter
[29]. Lolenson et al.
[30]. Gurol
[31]. Kristiansen & Indarti
[32]. Mei et al.
[33]. Liñán & Fayolle
[34]. Stholmen et al.
[35]. Peltier & Scovotti
[36]. Lingappa
[37]. Eichhorst
[38]. Pardo-Garcia & Barac
[39]. Laguna-Sánchez et al.
[40]. Scholten et al.
[41]. Indarti & Kristiansen
[42]. Thompson
[43]. Mohamed et al.
[44]. Baihaqi
[45]. Alferaih
[46]. Elnadi & Gheith
[47]. Ramadani et al.
[48]. Mahmud et al.
[49]. Yan et al.
[50]. Martínez-Gregorio et al.
[51]. Dao
[52]. Zhang et al.
[53]. Egan et al.
[54]. Al-Mamary
[55]. Barrel et al.
[56]. Liñán & Chen
[57]. Menozzi et al.
[58]. Paul et al.
[59]. Shin & Hanser
[60]. Chaien & Bonett
[61]. Tenenhaus et al.
[62]. Tentama & Abdussalam
[63]. Hsiao et al.
[64]. Shi et al.