Analysis of Barriers Facing Rural Women's Entrepreneurship in Kermanshah Province: An Application of the Grounded Theory

Document Type : Original Article

Authors

1 Department of Agriculture Extension and Education, Agricultural College, Razi University, Kermanshah, Iran.

2 Department of Agricultural Economics, Faculty of Agricultural Economics, University of Kentucky, Lexington of Kentucky, USA.

Abstract

The purpose of this research is to use the qualitative paradigm and Strauss Grounded Theory (SGT) method to examine and analyze the barriers facing rural women entrepreneurs in Kermanshah province. To this end, 18 rural women entrepreneurs in Kermanshah province were selected using purposeful and theoretical sampling methods; the sampling continued to reach the data saturation. The techniques used for data collection were in-depth individual interviews and note-taking. According to the findings, causal conditions (lack of sufficient financial capital and savings, inability of risk-taking due to lack of financial resources, lack of access to primary resources, etc.), context conditions (inappropriate educational, managerial, social and communication-information structures), intervening conditions (political-legal barriers and supportive barriers), strategies used by the studied population (self-esteem decrease, abandoning the business, etc.), and consequences (lack of entrepreneurial atmosphere in the village, dependence on the household head) were the results of the following study.  Moreover, the results showed that the rural women are facing different barriers in entrepreneurial undertakings and this has decreased their amount of entrepreneurial behaviors and undertakings and ultimately increased their dependency level on the household head in Kermanshah Province. Based on the results, offering proper facilities, holding educational classes, informing rural women’s individual and social rights, and introducing supportive organizations to them are recommended.

Keywords


مقدّمه

یکی از عوامل مهم و شتاب‌دهنده توسعه روستایی[1]، کارآفرینی[2] است (ژانگ و همکاران[3]، 2023؛ آکینبامی و همکاران[4]، 2019؛ چاکراوارتی[5]، 2013؛ دریگا و همکاران[6]، 2009؛ لابریاندیس[7]، 2006). امروزه اهمیت کارآفرینی در توسعه روستایی در کشورهای پیشرفته به‌خوبی شناخته شده‌است و یک ابزار کلیدی برای تحریک رشد متنوع و درون‌زا در سیاست توسعه روستایی است (ایسنگلوا و همکاران[8]، 2023؛ مک و مارکلی[9]، 2006؛ هندرسون[10]، 2002)؛ اما آنچه در این میان، در مناطق روستایی کمتر مورد توجه قرار گرفته، زنان کارآفرین روستایی[11] هستند (شاه مرادی و همکاران، 1401؛ موحدی و یعقوبی فرانی[12]، 2012).

با وجود اینکه زنان قشر آسیب‌پذیر و از حاشیه‌ای‌ترین گروه‌های اجتماعی، به‌ویژه در نواحی روستایی کشورهای در حال توسعه می‌باشند (واگل و همکاران[13]، 2023؛ سلطانا و همکاران[14]، 2010)، اما شواهدی از ایران (سقائیان و همکاران[15]، 2022؛ حسینی و مکلی[16]، 2011)، هندوستان (راستوگی و همکاران[17]، 2022)، اوگاندا (لورنسو و همکاران[18]، 2014)، آسیا (فرانزکی و همکاران[19]، 2022؛ متیو[20]، 2010) و دیگر مطالعات در سایر نقاط جهان به‌خصوص در یک دهه اخیر (موزامدار و همکاران[21]، 2022؛ دی‌روزا و مکلی[22]، 2015؛ تاری و مارتینز[23]، 2014؛ فرانک[24]، 2012؛ آکوادو و همکاران[25]، 2009)؛ نشان می‌دهند که کارآفرینی زنان می‌تواند یک عامل ضروری برای رشد و توسعه اقتصادی، به‌خصوص در مناطق روستایی باشد؛ اما با این وجود، متأسفانه آن‌ها اغلب در برنامه‌ریزی‌های توسعه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران نادیده گرفته می‌شوند (زمانی‌مقدم و افشانی، 1400)؛ به‌طوری‌که بسیاری بر این باورند که زنان روستایی برای یک مدت زمان طولانی نقش «نامرئی[26]» را در توسعه اقتصاد روستایی در کشورهای در حال توسعه (کروز و همکاران[27]، 2022؛ آکوادو و همکاران، 2009) ایفا کرده‌اند.

در چند دهه گذشته، کارآفرینی زنان در بیشتر نقاط جهان به‌خصوص در نواحی روستایی بیش از پیش مورد توجه و به‌مراتب توسعه و گسترش یافته‌است (آل‌قاتانی و همکاران[28]، 2023؛ دریگا و همکاران، 2009) و زمینه را برای حرکت به‌سمت توسعه‌ی پایدار روستایی در سطح جهانی فراهم کرده است. این نوع از توسعه برای کشورهای در حال توسعه (چاترجی و همکاران[29]، 2022؛ با شل[30]، 2008) از جمله ایران بسیار مهم است؛ زیرا توسعه کارآفرینی زنان، به‌خصوص در مناطق روستایی نیز بخشی از «تلاش‌های ملی برای کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه در رابطه با تحقق اهداف توسعه هزاره سوم» است (بامبو نام[31]، 2009). زنان روستایی از کل کار مربوط به تولید کشاورزی در سراسر جهان به‌طور متوسط حدود 40% و در ایران حدود 20% را به خود اختصاص می‌دهند (بانک‌جهانی[32]، 2023)، هرچند به‌طور ویژه‌تر برآوردها در برخی از فصل‌ها و محصولات پُر زحمت در ایران نشان می‌دهند که زنان روستایی بیش از 70% از برخی از تولیدات همچون برنج و 90% محصولات تابستانه را تأمین می‌کنند (حسینی و مکلی، 2011).

با این وجود متأسفانه آمارها نشان‌دهنده آن است که هنوز در ایران، به‌دلایل گوناگون فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تعادل مطلوب و قابل قبولی در امر مشارکت عادلانه زنان در جهت توسعه پایدار روستایی برقرار نشده است. آمارهای برنامه توسعه سازمان ملل[33] (2022) گویای آن است که مشارکت زنان ایران در سال 2021 از مجموع 170 کشور عضو در رتبه 120 است، بنابراین یکی از بزرگ‌ترین مسائل که نتیجه مطالعات متعدد در کشورهای مختلف در حال توسعه است، پایین بودن نرخ کارآفرینی زنان در مقایسه با مردان (دفتر دیده‌بان جهانی کارآفرینی[34]، 2022) به‌ویژه در مناطق روستایی ایران است.

استان کرمانشاه با وجود دارا بودن پتانسیل‌های بالای کارآفرینی به‌خصوص در نواحی روستایی از نرخ بالای بیکاری (مرکز آمار ایران[35]، 1402) در بین سایر استان‌ها رنج می‌برد؛ اما آنچه در این استان مشهودتر است، بالاتر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان است. این در حالی است که با توجه به قابلیت‌هایی که در مناطق روستایی استان وجود دارد، سرشار از فرصت‌ها و پتانسیل‌های کارآفرینی روستایی (علی‌بیگی و تقی‌بیگی، 1402) به‌خصوص برای زنان است. از طرفی بر اساس بررسی‌های صورت گرفته پژوهش‌های اندکی موانع فراروی توسعه کارآفرینی زنان را در مناطق روستایی به‌خصوص در سطح استان کرمانشاه و آن‌هم با رویکرد کیفی بررسی کرده‌اند، لذا با عنایت به موارد مذکور، هدف کلی از انجام این پژوهش، تحلیل موانع فراروی توسعه کارآفرینی زنان روستایی در استان کرمانشاه است.

مروری بر ادبیات موضوع

کارآفرینی روستایی و نقش آن در توسعه روستایی

بسیاری از محققین بر این باورند که کارآفرینی روستایی رویکردی نوین برای توانمندسازی و ارتقا ظرفیت‌های روستاییان و وسیله‌ای برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی (شعبان[36]، 2022؛ رائوس-کارونادو و همکاران[37]، 2016)، ابزاری مهم در جهت رشد و توسعه شغل‌ها و فعالیت‌های کشاورزی و غیر کشاورزی و وسیله‌ای مهم برای بهبود معیشت روستاییان (سواری و همکاران[38]، 2023؛ نامینز و ژانگ[39]، 2018؛ رشیدپور[40]، 2012) است؛ بنابراین توسعه کارآفرینی روستایی و رفع موانع پیش روی آن، یکی از ابزارهای ضروری برای دستیابی به توسعه روستایی متوازن و پایدار است (سواری و همکاران، 2023؛ دریگا و همکاران، 2009؛ لابریاندیس، 2006).

مک و مارکلی (2006) استدلال می‌کنند که توسعه مبتنی بر کارآفرینی، می‌تواند نقش مهمی در احیای مناطق روستایی از طریق نقش مهم آن در تحریک توسعه انسانی، سرزندگی روستایی، توسعه کارآفرینی مدنی و اولویت‌های سیاست اقتصادی توسعه داشته‌باشد. امروزه در کشورهای در حال توسعه، کارآفرینی روستایی حدود 25% از اشتغال کامل روستایی و 40% درآمد روستایی را تشکیل می‌دهد (انگوین و همکاران[41]، 2014). بدین ترتیب، کارآفرینی روستایی نقش مهمی در توسعه اقتصادی روستاها و در نهایت توسعه ملی به‌خصوص در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران را دارا است.

زنان کارآفرین روستایی و موانع پیش روی آنان

زنان کارآفرین روستایی آن دسته از گروه جامعه روستایی هستند که ایده‌های تجاری را ایجاد و سازمان‌دهی و در نهایت بهترین‌ها را انتخاب می‌کنند (راتنا و همکاران[42]، 2016). به‌طور طبیعی زنان کارآفرین روستایی به‌عنوان یک کاتالیزور مثبت برای رشد و توسعه اقتصاد روستایی عمل می‌کنند و نقش مهمی در توسعه اقتصادی جامعه روستایی و در نتیجه توسعه اقتصاد ملی به‌خصوص در کشورهای در حال توسعه دارند (کلی و همکاران[43]، 2022؛ باتناگار و همکاران[44]، 2017؛ گوتام و میش را[45]، 2016).

هرچند در سطح جهانی، منحنی کارآفرینی زنان در حال افزایش است، اما هنوز تعداد کارآفرینان زن کمتری وجود دارد. زنان حدود یک سوم همه افراد درگیر در فعالیت‌های کارآفرینی را تشکیل می‌دهند، واقعیت این است که در مناطق روستایی، زنان با موانع بیشتری مواجه می‌شوند که شانس موفقیت و فرصت‌های آن‌ها را محدود می‌کند (براندث[46]، 2002). کارآفرینی زنان همواره به نفع جوامع روستایی و در راستای توسعه روستایی بوده است (انگوین و همکاران، 2014)، لذا کارآفرینی زنان روستایی یک ابزار بالقوه برای کاهش مشکلات نسبی زنان در مناطق روستایی از طریق توسعه اقتصادی زنان روستایی است (رامان و همکاران[47]، 2022؛ دریگا و همکاران، 2009؛ آنتوپولو[48]، 2009).

پیشینه پژوهش

بر اساس بررسی‌های صورت گرفته و بر پایه نتایج پژوهش‌های انجام‌شده چنین می‌توان گفت که عوامل متعددی می‌توانند به‌عنوان مانع توسعه کارآفرینی زنان عمل کنند که در ادامه به مهم‌ترین آنها پرداخته شده‌است؛ عواملی مانند ضعف فرهنگی (توماس و مولر[49]، 2000)، فقدان شبکه‌ها و انجمن‌ها (راسماسن و سورحیم[50]، 2006)، کمبود منابع و امکانات (لیچتنستین و براش[51]، 2001) و حمایت‌های دولتی (قوز و همکاران[52]، 2017).

آگاروان و جوهان[53] (2021) در پژوهشی که با استفاده از روش مرور نظام‌مند به بررسی کارآفرینی زنان روستایی پرداخته‌بودند نشان دادند که مهم‌ترین موانع توسعه کارآفرینی زنان روستایی شامل عدم توسعه آموزش کارآفرینی، کمبود اعتبارات خرد و عدم دسترسی به فناوری اطلاعات می‌باشند. راتنا و همکاران (2016)، مهم‌ترین موانع فراروی کارآفرینی زنان روستایی را شامل شرایط نامساعد بازار، قوانین سخت‌گیرانه، عدم آگاهی از نوآوری‌های جدید، عدم اعتماد به نفس و عدم دسترسی به اطلاعات می‌دانند. گاتمن و میش را (2016)، مهم‌ترین موانع کارآفرینی زنان روستایی را شامل فقدان آموزش، نبود تعادل بین وظایف خانوادگی و شغلی، جامعه مردسالار روستاییان، مشکلات مالی، پایین بودن سطح ریسک‌پذیری، فقدان مهارت‌های کارآفرینی، مهارت‌های مدیریتی محدود، عدم آگاهی فنی، دشواری پیدا کردن مواد اولیه، موانع فرهنگی- اجتماعی، نگرش‌های اجتماعی ناصحیح و عدم وجود انگیزه می‌دانند. نتایج پژوهش موحدی و یعقوبی فرانی (2012)، با هدف تجزیه و تحلیل موانع و محدودیت‌های توسعه کارآفرینی زنان روستایی در ایران نشان دادند که موانع و محدودیت‌های کارآفرینی زنان روستایی به‌ترتیب اهمیت عبارت‌اند از: شرایط و ویژگی‌های فردی، شخصیتی و رفتاری زنان روستایی؛ شرایط و ویژگی‌های خانوادگی؛ دانش و مهارت زنان روستایی (آموزش، تجربه، ارتباطات)؛ شرایط فرهنگی، اجتماعی (حاکم بر جامعه روستایی)؛ دسترسی به امکانات و خدمات مورد نیاز زنان روستایی (در فرایند راه‌اندازی، اداره و توسعه کسب و کار)؛ عوامل قانونی و حقوقی؛ عوامل مالی و اقتصادی؛ عوامل نهادی و سازمانی و شرایط جغرافیایی و عوامل محیطی (محیط روستایی).

چیستک[54] (2010)، مهم‌ترین مانع را مانع فرهنگی، برای کارآفرینی زنان روستایی بیان می‌کند. خسروی‌پور و همکاران (1398) در پژوهش خود مهم‌ترین موانع کارآفرینی زنان روستایی را به‌ترتیب شامل عوامل زمینه‌ای، عوامل حمایتی، عوامل دولتی، عوامل شغلی، عوامل شخصیتی، عوامل جنسیتی و عوامل آموزشی بیان کردند. صابر (1392) در تحقیق خود، موانع زیر را برای کارآفرینی زنان شناسایی کرد: جامعه پدرسالارانه، اعتماد به نفس پایین، فقدان تشویق خانوادگی، عدم انگیزه، نگرش محافظه‌کارانه نسبت به زنان، مقاومت در برابر تغییر، محدودیت سرمایه‌گذاری اقتصادی، عدم توانایی زنان برای تأمین وام برای شروع کارآفرینی (به‌ویژه در روستاها)، نگرش منفی بانک‌ها و مؤسسات مالی به‌سمت زنان، عدم تجربه کسب و کار در زنان، اعتقادات سنتی در مورد زنان در خارج از منزل و تبعیض خانواده. مکلی (2003) در بررسی‌های خود در عمان نشان داد که یکی از مشکلات اصلی برای توسعه کارآفرینی زنان روستایی، محدودیت‌های آموزشی است.

بر اساس مطالعات بررسی‌شده چنین می‌توان گفت که تاکنون پژوهشی با رویکرد کیفی و با روش نظریه بنیانی به واکاوی موانع فراروی کارآفرینی زنان روستایی استان کرمانشاه نپرداخته است.

روششناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نظر رویکرد، کیفی؛ از لحاظ هدف، کاربردی و با روش نظریه بنیانی به‌روش استراوس[55] انجام گرفت. نظریه بنیانی یک روش برای استخراج مفاهیم[56] از دل داده‌ها و سپس ترکیب آن‌ها است (گلیزر و اشترتوس[57]، 1967). زمانی که هیچ فرضیه‌ی روشنی وجود ندارد و یا تاکنون تحقیقی در زمینه‌ای صورت نگرفته و یا تحقیقات محدودی صورت گرفته باشد، نظریه بنیانی متناسب‌ترین است (جووانویک و همکاران[58]، 2017).

     با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند[59] و نظری[60]، هجده نفر از زنان کارآفرین روستایی در استان کرمانشاه که در حال حاضر (سال انجام تحقیق: 1400) در روستاهای استان کرمانشاه فعالیت دارند، انتخاب شدند. اتمام نمونه‌گیری زمانی رخ داد که از نمونه‌های جدید اطلاعات جدیدی به‌دست نمی‌آمد و اشباع داده‌ها[61] صورت گرفته‌بود. در این مطالعه، از مصاحبه عمیق انفرادی[62] و یادداشت‌برداری[63] به‌منظور جمع‌آوری داده‌های اولیه استفاده شد و برای تمرکز بیشتر، با رضایت شرکت‌کنندگان، از ضبط صوت استفاده گردید. هر مصاحبه به‌طور میانگین حدود 30 تا 45 دقیقه به طول انجامید. داده‌ها به‌طور هم‌زمان جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل شدند. در فرایند تحلیل داده‌ها از تحلیل خط‌به‌خط[64] برای کدگذاری باز[65] استفاده شد و همراه با توسعه مفاهیم و مقوله‌ها، از کدگذاری محوری[66] و کدگذاری انتخابی[67] استفاده شد. قابلیت اعتماد[68] یافته‌ها از راه: 1. مشارکت طولانی[69] و مشاهده مداوم در میدان پژوهش؛ 2. مثلث‌سازی[70]؛ 3. بررسی همکاران[71] و 4. تأیید مشارکت‌کنندگان[72] تأیید شد.

یافتهها

کدگذاری باز

در پژوهش حاضر برای انجام کدگذاری باز، داده‌ها به‌صورت خط به خط بازنگری شده و پس از تشخیص فرایندها و نکات اصلی، به هر جمله کد داده‌شده‌است. در این مرحله 36 مفهوم استخراج گردید که در جدول 1 قابل مشاهده‌است.

کدگذاری محوری

در کدگذاری محوری، طبقات شکل گرفته و مفاهیم با توجه به قرابت معنایی در یک طبقه قرار می‌گیرند. در این مرحله، پایه‌های اولیه مدل پارادایم یک پژوهش که نشان‌دهنده جریان فرایندها و فعالیت‌هایی است که در بستر مطالعه اتفاق افتاده‌است، شکل گرفت. این مدل 5 قسمت دارد؛ شرایط علّی[73]، شرایط زمینه‌ای[74]، شرایط مداخله‌گر[75]، فرایندها و تعاملات[76] (راهبردها) و پیامدها[77]. در جدول 1 طبقات محوری و مفاهیم، نمایش داده‌شده‌است.

جدول 1. مفاهیم و طبقات ایجادشده (نتایج دو مرحله کدگذاری باز و محوری)

مفاهیم

طبقه

طبقات محوری

- هزینه زیاد خرید تجهیزات و مواد اولیه

- نداشتن سرمایه و پس‌انداز کافی

- عدم توانایی ریسک به‌واسطه عدم پشتوانه مالی

- بالا بودن نرخ بهره‌های بانکی

- پایین بودن قیمت فروش نسبت به هزینه‌های اولیه

- عدم دسترسی به بازار فروش

- دسترسی نداشتن به منابع اولیه

- عدم حمایت مالی از جانب خانواده

- بازاریابی نامناسب برای محصولات تولید شده

- عدم حمایت مالی متصدیان امور روستایی

- نبود بازار محلی یا ظرفیت پایین بازارهای محلی

- نبود خرید تضمینی محصولات تولید شده

موانع اقتصادی

شرایط علی

- عدم آگاهی از تسهیلات مربوط به زنان کارآفرین

- وظایف زیاد زنان در خانواده‌های روستایی

- ناامنی‌های اجتماعی برای حضور زنان

- عدم حمایت عاطفی خانواده

- عدم توانایی پیگیری امور اداری (پیگیری وام‌ها)

- عدم اعتماد جامعه به زنان در راه‌اندازی کسب و کار

- عدم آگاهی لازم نسبت به شروع یک کسب و کار

- عدم آگاهی لازم و به‌موقع از نیاز بازار

- عدم آگاهی جهت تشکیل گروه و شروع کار تیمی

- عدم وجود یک رهبری خوب جهت راهنمایی

- ناآگاهی نسبت به انجمن‌های حامی زنان کارآفرین

موانع اجتماعی

شرایط زمینه‌ای

- سیستم حمل‌ونقل نامناسب

- عدم دسترسی به اطلاعات و فناوری‌های جدید

- انزوای روستا و دور بودن از مرکز استان

- دسترسی نداشتن به دانش فنی

- ضعف در برقراری ارتباط با کارآفرینان موفق

- دسترسی پایین به مشاوران فنی روستایی

موانع ارتباطی - اطلاعاتی

- عدم شناسایی به‌موقع فرصت‌های محلی موجود

- نداشتن مدیریت کافی در ایجاد کسب و کارها

- عدم مدیریت و پیگیری مناسب از سوی زنان

موانع مدیریتی

- کمبود دانش فنی و مهارت تخصص در بین زنان

- پایین بودن سطح تحصیلات و سواد زنان روستایی

- مهارت پایین در استفاده از ابزارآلات و فناوری نوین - نبود یا نامنظم بودن برگزاری کلاس‌های مهارتی

- عدم وجود کلاس‌های تخصصی

- نبود آموزش‌های مناسب برای شروع کسب و کار

موانع آموزشی

ادامه جدول 1. مفاهیم و طبقات ایجادشده (نتایج دو مرحله کدگذاری باز و محوری) (منبع: یافتههای پژوهش)

مفاهیم

طبقه

طبقات محوری

- عدم توجه سیاست‌گذاران کلان به زنان روستایی

- ارجاع ارباب‌رجوع ان به بخش‌های مختلف - قوانین دست‌وپاگیر برای ارائه وام به زنان

موانع سیاستی- قانونی

شرایط مداخله‌گر

- عدم تشویق و ترغیب زنان روستایی به روی آوردن به فعالیت‌های کارآفرینانه از سوی نهادهای متولی

- همکاری ضعیف نهادهای مرتبط در زمینه کارآفرینی

موانع حمایتی

- فرهنگ مردسالارانه در جامعه روستایی

- همکاری اندک مدیران روستایی با زنان

- تعصبات و تفکرات سنتی حاکم بر جامعه روستایی

- وابستگی زنان به نظرات همسر و سرپرست خانوار

- عدم حمایت عاطفی خانواده‌ها

- عدم باور جامعه به توان زنان در زمینه کارآفرینی

- عدم همکاری مردان با زنان روستایی

- عدم تمایل خانوار برای کار کردن زنان روستایی

- رفتارهای منفی برخی از روستاییان

موانع فرهنگی

- پایین بودن اعتماد به نفس زنان روستایی

- عدم خودباوری از سوی زنان روستایی

- عدم اقدام زنان روستایی به فعالیت‌های کارآفرینانه

- رها کردن کسب و کارهای آغازشده در نیمه راه

- عدم انگیزه برای ادامه کار یا گسترش و توسعه آن

- انزوای زنان روستایی

اقدامات اتخاذ شده

راهبردها

- عدم وجود جو کارآفرینانه برای سایر زنان روستایی

- وابستگی زنان به سرپرستان خانوار

- کاهش تنوع درآمدی در خانوارهای مناطق روستایی

- کاهش و یا حتی عدم درآمد زنان روستایی

- درآمد پایین خانوار

- کاهش سطح رفاه خانوارهای روستایی

- مهاجرت به شهر به‌دلیل درآمد پایین خانوار

- عدم توسعه پایدار روستا

پیامدهای حاصل از اقدامات

پیامدها

کدگذاری انتخابی و مدل پارادایم یک پژوهشی

در مرحله کدگذاری انتخابی دسته‌بندی نهایی طبقه‌ها در اطراف طبقه اصلی و نهایی شدن پدیده مرکزی انجام می‌گیرد. شکل 1، مدل پارادایم یک پژوهش را نشان‌می‌دهد.

 

شکل 1. مدل پارادایم یک پدیده عدم توسعه کارآفرینی زنان در مناطق روستایی (منبع: یافتههای پژوهش)

بررسی مدل پارادایم یک پژوهش

شرایط علی

نتایج حاصل از پژوهش نشان داد نداشتن سرمایه و پس‌انداز کافی، عدم توانایی ریسک‌پذیری به‌واسطه عدم پشتوانه مالی، دسترسی نداشتن به منابع اولیه، نبود بازار محلی یا ظرفیت پایین بازارهای محلی و... علل مهم عدم توسعه کارآفرینی زنان در مناطق روستایی بود. در این زمینه پاسخ‌دهنده آی اذعان داشت: «هیچ نهاد و سازمانی نیست که در زمینه مالی از ما حمایت کنه. خانواده هم از نظر مالی نمی‌تونه ما را حمایت کنه...» (مصاحبه‌شوندة شماره 4، 1400).

شرایط زمینهای

در جامعه مورد مطالعه برخی شرایط بسترساز وجود داشت که در واقع زمینه را برای عدم توسعه کارآفرینی محیا می‌کرد. این قبیل از شرایط، به چهار دسته تقسیم شدند که شامل موانع آموزشی، مدیریتی، اجتماعی و ارتباطی - اطلاعاتی به شرح ذیل هستند:

موانع آموزشی بسترساز

از دیدگاه زنان کارآفرین روستایی، نبود یا کمبود کلاس‌های آموزشی در زمینه‌های مختلف کارآفرینی، عدم وجود کلاس‌های تخصصی مربوط به کارآفرینی زنان و نبود آموزش‌های لازم قبل از شروع کسب و کار برای زنان روستایی از جمله زمینه‌های آموزشی بسترساز بود. در این زمینه یکی از مصاحبه‌شوندگان این‌گونه بیان داشت: «... ما حالا با مرکز رشد روانسر در ارتباطیم. اینا هیچ کلاسی برای تقویت مهارت‌های کارآفرینانه ما نمیذارن... من برای آموزش باید برم کرمانشاه که راه دوره و نمی‌تونم...» (مصاحبه‌شوندة شماره 3، 1400).

موانع مدیریتی بسترساز

مصاحبه‌شوندگان بر این باور بودند که مهارت‌های مدیریتی پایین آنان، زمینه را برای بروز پدیده فراهم کرده است. آنان به مواردی همچون «عدم شناسایی به‌موقع فرصت‌های محلی موجود برای ایجاد کار جدید» و... را نام بردند.

موانع اجتماعی بسترساز

زنان کارآفرین روستایی بیان کردند که شرایط اجتماعی حاکم بر جامعه روستا نیز زمینه را برای بروز پدیده مذکور فراهم نموده‌است. در این میان می‌توان به عواملی همچون وظایف زیاد زنان در خانواده‌های روستایی، عدم توانایی جهت پیگیری امور اداری مانند پیگیری بوروکراسی وام‌ها، عدم اعتماد جامعه به زنان در راه‌اندازی کسب و کار و... اشاره نمود.

موانع ارتباطی- اطلاعاتی بسترساز

زنان کارآفرین روستایی به موانع ارتباطی- اطلاعاتی حاکم بر روستا نیز به‌عنوان محیا کنندگان شرایط برای بروز پدیده اشاره کردند که شامل سیستم حمل‌ونقل نامناسب، دور بودن از مرکز شهر، ضعف در برقراری ارتباط بین زنان کارآفرین و کارآفرینان موفق در سطح منطقه و... هستند.

شرایط مداخلهگر

شرایط مداخله‌گر در این پژوهش به دو دسته عاملیت‌های کلان و عاملیت‌های خرد به شرح ذیل تقسیم‌بندی شدند:

عاملیتهای کلان

عاملیت‌های کلان، عاملیت‌های خارج از منطقه و فراگیر در سطح جامعه است که به دو بخش موانع قانونی -سیاسی و موانع حمایتی تقسیم می‌شوند.

موانع قانونی- سیاستی

از دیدگاه مصاحبه‌شوندگان، می‌توان به دست‌وپاگیر بودن قوانین و ارجاعات مکرر ارباب رجوع به بخش‌های مختلف، وضع قوانین زیاد برای ارائه وام به زنان کارآفرین (ضامن و وثیقه) و... اشاره نمود. صحبت‌های پاسخ‌دهنده (2) نمونه‌ای از این مورد است که به‌خوبی این مفاهیم را انعکاس می‌دهد: «بعضی اداره‌ها همکاری نمی‌کنند... من برای کشت زعفران خودم، برای گرفتن وام یک سال دویدم. تازه وقتی دیگه اعتبار تصویب شد و به بانک معرفی شدم، موانع بانک شروع شد...» (پاسخ‌دهنده شماره 2، 1400).

موانع حمایتی

در این مورد، زنان کارآفرین روستایی به عواملی همچون، عدم تشویق و ترغیب زنان روستایی به روی آوردن به فعالیت‌های کارآفرینانه از سوی نهادهای متولی، همکاری ضعیف نهادهای مرتبط در خصوص فراهم کردن بستر کارآفرینی از قبیل (جهاد کشاورزی، بخشداری، استانداری) و... اشاره نمودند. صحبت‌های پاسخ‌دهنده (8) تا حدودی این موارد را روشن ساخت: «... از وقتی‌که یادمه بین نهادهای مربوط به کارآفرینی همکاری نبوده... هر کدوم ساز خودشونو زدن. جهاد کشاورزی یه چیز می‌گه، مرکز رشد یه چیز می‌گه و فرمانداری و... یه چیز دیگر ...» (پاسخ‌دهنده شماره 8، 1400).

عاملیتهای خرد

افزون بر کنش‌گران و عاملیت‌های فرا منطقه‌ای که اشاره شد، عواملی دیگر در سطح خرد، بر راهبردهای کنش و واکنش تأثیر می‌گذارند که در این زمینه به موانع فرهنگی می‌توان اشاره کرد. در این مورد، مصاحبه‌شوندگان به عواملی همچون، فرهنگ مردسالارانه در جامعه روستایی، تعصبات و تفکرات سنتی حاکم بر جامعه روستایی، عدم تمایل خانوار برای کار کردن زنان روستایی و رفتارهای منفی برخی از روستاییان و... اشاره نمودند: «کارآفرینی خودش سختی‌های زیادی دارد. الان کسی تو روستا باشه و خانم هم باشه سختی چندبرابره. به مشکل آینه که دید جامعه ما هنوز سنتیه و معتقدن که خانم نباید کار کنه... حتی بعضی از تحصیل محروم می‌مانن و اجازه ندارن تنهایی بیان شهر...» (پاسخ‌دهنده شماره 8، 1400).

پدیده

پدیده، همان مقوله یا طبقه اصلی است که ارتباط بین تمام طبقات را برقرار می‌کند. در این پژوهش «توسعه‌نیافتگی کارآفرینی زنان روستایی» به‌عنوان پدیده شناسایی شد.

راهبردها (اقدامات کنش / واکنش)

راهبردها، در واقع اقدامات جامعه هدف در برابر پدیده و مشکلاتی بود که بر سر راه آنان وجود داشت. مصاحبه‌شوندگان در این زمینه به مواردی همچون پایین آمدن اعتماد به نفس و دلسرد شدن، عدم خودباوری، رها کردن کار در نیمه راه و... اشاره کردند.

پیامدها

پیامدها در واقع نتیجه اقدامات و کنش / واکنش‌های افراد مورد نظر می‌باشند. در این مورد نیز، پاسخ‌دهندگان به مواردی همچون وابستگی زنان به سرپرستان خانوار، ترک روستا و مهاجرت به شهر، عدم توسعه پایدار روستایی و... اشاره نمودند.

بحث و نتیجهگیری

بدون شک می‌توان گفت که یکی از مهم‌ترین ملزومات توسعه روستایی، توجه به توسعه کارآفرینی زنان روستایی است. در این راستا به نظر می‌رسد اولین گام برای حرکت به‌سمت توسعه کارآفرینی زنان روستایی، شناسایی موانع آن و در نهایت، ارائه و بررسی راهکارها، برنامه‌ریزی برای رفع، تعدیل و یا حتی حذف این موانع است؛ بدون‌تردید هرگونه کوتاهی در این زمینه فرایند توسعه روستایی را به تأخیر می‌اندازد.

نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که علل اصلی بروز پدیده، موانع اقتصادی است این بخش از یافته‌ها با نتایج آگاروان و جوهان (2021)؛ رانتا و همکاران (2016)؛ گاتمن و میش را (2016)؛ موحدی و یعقوبی فرانی (2012)؛ خسروی‌پور و همکاران (1398) و صابر (1392) همخوانی دارد. لذا برای رفع این مشکل لازم است تسهیلات ویژه به زنان کارآفرین روستایی تعلق گیرد به‌طوری‌که میزان کارمزد و سود بانکی حداقل باشد تا از این طریق زنان کارآفرین بتوانند ایده‌های خود را جامه عمل بپوشانند. طبق نتایج حاصل از پژوهش، علاوه بر موانع اقتصادی، موانع آموزشی، موانع اجتماعی و ارتباطی اهمیت به سزایی دارند. در این زمینه محققانی همچون آگاروان و جوهان (2021)؛ گاتمن و میش را (2016)؛ موحدی و یعقوبی فرانی (2012)؛ خسروی‌پور و همکاران (1398) و صابر (1392) به موانع آموزشی و اجتماعی و محققانی دیگر از جمله راتنا و همکاران (2016) به موانع اجتماعی و ارتباطی تأکید نموده‌اند. در این زمینه می‌توان گفت، برگزاری کلاس‌های آموزشی و مهارت‌آموزی برای زنان روستایی و همچنین طراحی و برگزاری کارگاه‌ها و دوره‌های حرفه‌ای کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت می‌تواند تا حدودی موانع موجود را به حداقل برساند؛ از طرفی اقداماتی در جهت آگاهی بخشی به زنان نسبت به حقوق فردی و اجتماعی خود و شناساندن سازمان‌های حمایت‌کننده از آنان، افزایش تعامل و ارتباط زنان کارآفرین با مراکز تحقیقات و کارآفرینی، دانشگاه‌ها و سایر سازمان‌های متولی امور اشتغال‌زایی و کارآفرینی می‌توانند مؤثر باشند.

همچنین نتایج نشان داد موانع قانونی - سیاستی، حمایتی و فرهنگی در ایجاد پدیده مورد بررسی نقش دارند. نتایج یافته‌های قوز و همکاران (2017)؛ راتنا و همکاران (2016)؛ موحدی و یعقوبی فرانی (2012) این یافته‌ها را تأیید می‌کند. همچنین گاتمن و میش را (2016)، چیستک (2010)، توماس و مولر (2000)؛ خسروی‌پور و همکاران (1398) و صابر (1392) در مطالعات خود به موانع فرهنگی اشاره نمودند. در این راستا، اقداماتی از قبیل کاهش حجم بوروکراسی اداری و رفع محدودیت‌ها و موانع جهت اقدام به اشتغال‌زایی، ایجاد نمایشگاه و فروشگاه عرضه محصولات محلی و صنایع‌دستی تولید شده، ایجاد تشکل‌های زنان روستایی و انجمن خوداشتغالی زنان لازم و ضروری است. همچنین با توجه به نقش و تأثیر شرایط فرهنگی در گرایش زنان روستایی به کارآفرینی، مقوله ترویج فرهنگ کارآفرینی به‌عنوان یک عامل مهم و زیربنایی در توسعه ظرفیت‌های کارآفرینانه در جوامع روستایی مد نظر قرار گیرد. در این راستا می‌توان به معرفی کارآفرینان شاخص و تقدیر شایسته از آن‌ها، شناساندن اهمیت و نقش کارآفرینان در اقتصاد جامعه (به‌ویژه جامعه روستایی)، ارزش‌گذاری به کارآفرینی زنان و معرفی زنان کارآفرین موفق به‌منظور افزایش خودباوری، اعتماد به نفس و انگیزه کارآفرینی در زنان روستایی به‌عنوان اقداماتی مؤثر اشاره کرد.

سپاسگزاری

تیم پژوهش بر خود لازم می‌داند از همکاری و مساعدت کلیه مشارکت‌کنندگان در طول پژوهش تشکر و قدردانی نمایند.

 

[1]. Rural develpment

[2]. Entrepreneurship

[3]. Zhang et al.

[4]. Akinbami et al.

[5]. Chacravarty

[6]. Driga et al.

[7]. Labrianidis

[8]. Esengulova et al.

[9]. Mac & Markley

[10]. Henderson

[11]. Rural entrepreneur women

[12]. Movahedi & Yaghoubi-Farani

[13]. Vogel et al.

[14]. Sultana et al.

[15]. Sadrnabavi & Daneshvar

[16]. Hosseini & McElwee

[17]. Rastogi et al.

[18]. Lourenço et al.

[19]. Franzke et al.

[20]. Mathew

[21]. Mozumdar et al.

[22]. De Rosa & McElwee

[23]. Torri & Martinez

[24]. Franck

[25]. Iakovidou et al.

[26]. Invisible

[27]. Cruz et al.

[28]. Al-Qahtani et al.

[29]. Chatterjee et al.

[30]. Bushell

[31]. Tambunan

[32]. World Bank

[33]. United Nations Development Program (UNDP)

[34]. Global Entrepreneurship Monitor (GEM)

[35]. Statistical Center of Iran

[36]. Shaaban

[37]. Ríos-Carmenado et al.

[38]. Savari et al.

[39]. Naminse & Zhuang

[40]. Rashidpour

[41]. Nguyen et al.

[42]. Ratna et al.

[43]. Kille et al.

[44]. Bhatnagar et al.

[45]. Gautam & Mishra

[46]. Brandth

[47]. Raman et al.

[48]. Anthopoulou

[49]. Thomas & Mueller

[50]. Rasmussen & Sorheim

[51]. Lichtenstein & Brush

[52]. Ghouse et al.

[53]. Aggarwal & Johal

[54]. Chistek

[55]. Straussian Grounded Theory (SGT)

[56]. Concepts

[57]. Glaser & Strauss

[58]. Jovanovic et al.

[59]. Purposeful sampling

[60]. Theoretical sampling

[61]. Data saturation

[62]. Individual depth interviews

[63]. Note-taking

[64]. Line-by-Line

[65]. Open coding

[66]. Axial coding

[67]. Selective coding

[68]. Credibility or Trustworthiness

[69]. Prolonged Engagement

[70]. Triangulation

[71]. Peer Review

[72]. Member Checking

[73]. Casual Condition

[74]. Context Condition

[75]. Intervening Condition

[76]. Actions & Interaction

[77]. Consequences

References
Aggarwal, M., & Johal, R. K. (2021). Rural women entrepreneurship: a systematic literature review and beyond. World Journal of Science, Technology and Sustainable Development, 18 (4), 373-392. https://doi.org/10.1108/WJSTSD-04-2021-0039
AkinbamiEmail, C. A. O., Olawoye, J. E., Adesina, F. A., & Nelson, V. (2019). Exploring potential climate-related entrepreneurship opportunities and challenges for rural Nigerian women. Journal of Global Entrepreneurship Research, 9 (19), 1-28.
Alibaygi, A., & Taghibaygi, M. (2023). Strategic Planning to Empower Rural Women in Kermanshah Province through Entrepreneurship Application of Meta-SWOT Technique. Journal of Rural Research, 14 (1), 90-113. doi: 10.22059/jrur.2023.351332.1796 (in Persian).
Al-Qahtani, M., Fekih Zguir, M., Al-Fagih, L., & Koç, M. (2022). Women Entrepreneurship for Sustainability: Investigations on Status, Challenges, Drivers, and Potentials in Qatar. Sustainability, 14 (7), 4091. https://doi.org/10.3390/su14074091
Anthopoulou, T. (2009). Rural women in local agrofood production: between entrepreneurial initiatives and family strategies – a case study in Greece. Journal of Rural Studies, 26 (4), 394-403.
Bhatnagar, A., Bhardwaj, B. R., & Mittal, V. (2017). Women Entrepreneurship: A Tool for Work Life Balance, International Conference on Technology and Business Management, April 10-12, 1-7. Dubai.
Brandth, B. (2002). Gender identity in European family farming: a literature review. Sociologia Ruralis, 42 (3), 182-200.
Bushell, B. (2008). Women entrepreneurs in Nepal: what prevents them from leading the sector?. Gender and Development, 16 (3), 549-564.
Chacravarty, E. (2013). The rural women entrepreneurial edge. Journal of Humanities and social acience, 10 (1), 33-36.
Chatterjee, I., Shepherd, D. A., & Wincent, J. (2022) Women's entrepreneurship and well-being at the base of the pyramid, Journal of Business Venturing, 37 (4), 106222, https://doi.org/10.1016/j.jbusvent.2022.106222.
Chistek, C. A. (2010). Culture as a barrier to rural women's entrepreneurship: Experience from Zimbabwe. Gender & Development, 8 (1), 71-77.
Cruz, A. D., Hamilton, E., Campopiano, G., & Sarah, L. J. (2022). Women’s entrepreneurial stewardship: The contribution of women to family business continuity in rural areas of Honduras. Journal of Family Business Strategy, 100505, https://doi.org/10.1016/j.jfbs.2022.100505.
De Rosa, M., & McElwee, G. (2015). An empirical investigation of the role of rural development policies in stimulating rural entrepreneurship in the Lazio Region of Italy. Society and Business Review, 10 (1), 4-22.
Driga, O., Lafuente, E., & Vaillant, Y. (2009). Reasons for the relatively lower entrepreneurial activity levels of rural women in Spain. Sociologia Ruralis, 49 (1), 70-96.
Esengulova, N., Carella, M. M., & Lopolito, A. (2023). Stakeholder Empowerment in Sustainable Rural Development Partnerships: Two Case Studies from Italy. Sustainability, 15 (8), 6977. https://doi.org/10.3390/su15086977
Franck, A. K. (2012). Factors motivating women’s informal micro-entrepreneurship: experiences from Penang, Malaysia. International Journal of Gender and Entrepreneurship, 4 (1), 65-78.
Franzke, S., Wu, J., Froese, F.J., & Zi, X. C. (2022). Female entrepreneurship in Asia: a critical review and future directions. Asian Bus Manage, 21 (1), 343–372. https://doi.org/10.1057/s41291-022-00186-2
 Gautam, K. G., & Mishra, K. (2016). Study on rural women entrepreneurship in India: Issues & Challenges. International Journal of Applied Research, 2 (2), 33-36.
Ghouse, S., McElwee, G., Meaton, J., & Durrah, O. (2017). Barriers to rural women entrepreneurs in Oman. International Journal of Entrepreneurial Behavior & Research, 23 (6), 998-1016. https://doi.org/10.1108/IJEBR-02-2017-0070
Glaser, B. G. & Strauss, A. L. (1967). The Discovery of Grounded Theory: Strategies for Qualitative Research. Aldine Publications Company, New York.
Global Entrepreneurship Monitor (2022). Global entrepreneurship monitor releases new research highlighting women's entrepreneurship trends across the globe. Available at: https://www.gemconsortium.org/reports/womens-entrepreneurship.
Henderson, J. (2002). Building the rural economy with high-growth entrepreneurs. Economic Review – Federal Reserve Bank of Kansas City, 87 (3), 45-75.
Hosseini, J. F., & McElwee, G. (2011). Improving the entrepreneurship potential of rural women entrepreneurs in Northern Iran. Entrepreneurship & Business, 12 (1), 15- 27.
Iakovidou, O., Koutsou, S., & Partalidou, M. (2009). Women entrepreneurs in the Greek countryside: a typology according to motives and business characteristics. Journal of Developmental Entrepreneurship, 14 (2), 1- 15.
Jovanovic, M., Mas, A., Mesquida, A. L., & Lalic, B. (2017). Transition of organizational roles in Agile Transformation Process: A Grounded Theory approach. The Journal of Systems & Software, 133 (1), 174-194.
Khosravipour, B., Soleimani Harooni, K., & Ani, N. (2019). Obstacles Hampering Entrepreneurship of Rural Women in the Central Region of Kermanshah Province. Co-Operation and Agriculture, 8 (29), 133-152. https://dorl.net/dor/20.1001.1.27835464.1398.8.29.6.3 (in Persian).
Kille, T., Wiesner, R., Lee, S.-Y., Johnson Morgan, M., Summers, J., & Davoodian, D. (2022). Capital Factors Influencing Rural, Regional and Remote Women’s Entrepreneurship Development: An Australian Perspective. Sustainability, 14 (24), 16442. https://doi.org/10.3390/su142416442
Labrianidis, L. (2006). Fostering entrepreneurship as a means to overcome barriers to development of rural peripheral areas in Europe. European Planning Studies, 14 (1), 3-8.
Lichtenstein, B., & Brush, C. (2001). How do ‘resource bundles’ develop and change in new ventures? A dynamic model and longitudinal exploration. Entrepreneurship Theory and Practice, 25 (3), 37–58.
Lourenço, F., Sappleton, N., Dardaine-Edwards, A., McElwe, G., Cheng, R., Taylor, D. W., & Taylor, A. G. (2014). Experience of entrepreneurial training for female farmers to stimulate entrepreneurship in Uganda. Gender in Management: An International Journal, 29 (7), 382-401.
Macke, D., & Markeley, D. (2006). Entrepreneurship and rural America, Rural Research Report, 17 (4), 1-6.
Mathew, V. (2010). Women entrepreneurship in Middle East: Understanding barriers and use of ICT for entrepreneurship development. International Entrepreneurship and Management Journal, 6 (2), 163–181.
McElwee, G. (2003). Women entrepreneurs in Oman: some barriers to success. Career Development International, 8 (6), 339-346.
Movahedi, R., & Yaghoubi-Farani, A. (2012). Analysis of the barriers and limitation for the development of rural women’s entrepreneurship. Journal of Entrepreneurship and Small Business, 15 (4), 469-487.
Mozumdar, L., Materia, V. C., Hagelaar, G., Islam, M. A., Velde, G. V. D., & Omta, S. W. F. (2022). Contextuality of entrepreneurial orientation and business performance: The case of women entrepreneurs in Bangladesh. Journal of Entrepreneurship and Innovation in Emerging Economies, 8 (1), 94-120.‌
Naminse, E. Y., & Zhuang, J. (2018). Does farmer entrepreneurship alleviate rural poverty in China? Evidence from Guangxi Province. PLOS ONE, 13 (3), 1-18.
Nguyen, C., Frederick, H., & Nguyen, H. (2014). Female entrepreneurship in rural Vietnam: an exploratory study. International Journal of Gender and Entrepreneurship, 6 (1), 50-67.
Raman, R., Subramaniam, N., Nair, V. K., Shivdas, A., Achuthan, K., & Nedungadi, P. (2022). Women Entrepreneurship and Sustainable Development: Bibliometric Analysis and Emerging Research Trends. Sustainability, 14 (15), 9160. https://doi.org/10.3390/ su14159160
Rashidpour, L. (2012). A study on the role of non-farm activities on rural sustainable development in West Azarbaijan Province of Iran. African journal of agricultural research, 7 (3), 475-481.
Rasmussen, E., & Sorheim, R. (2006). Action-based entrepreneurship education. Technovation, 26 (2), 185–194.
Rastogi, M., Baral, R., & Banu, J. (2022). What does it take to be a woman entrepreneur? Explorations from India. Industrial and Commercial Training, 54 (2), 333-356. https://doi.org/10.1108/ICT-03-2021-0022
Rathna, Ch., Badrinath, V., & Siva Sundaram Anushan, S. C. (2016). A Study on Entrepreneurial Motivation and Challenges faced by Women Entrepreneurs in Thanjavur District. Indian Journal of Science and Technology, 9 (27), 1-10.
Ríos-Carmenado, I., Ortuno, M., & Rivera, M. D. G. (2016). Private–Public Partnership as a Tool to Promote Entrepreneurship for Sustainable Development: WWP Torrearte Experience. Sustainability, 8 (199), 1-19.
Saber, F. (2015). Ways to Develop Women's Entrepreneurship in Iran: Women's Empowerment Strategies for Economic, Social and Political Equality in Iran, Fourth Edition. Tehran: Publications of Enlightenment and Women's Studies (in Persian).
Saghaian, S., Mohammadi, H., & Mohammadi, M. (2022). Factors Affecting Success of Entrepreneurship in Agribusinesses: Evidence from the City of Mashhad, Iran. Sustainability, 14 (13), 1- 12. https://doi.org/10.3390/su14137700
Savari, M., Eskandari Damaneh, H., & Eskandari Damaneh, H. (2023). Effective factors to increase rural households' resilience under drought conditions in Iran, International Journal of Disaster Risk Reduction, 90 (1), 103644,https://doi.org/10.1016/j.ijdrr.2023.103644.
Schwandt, T. A., Lincoln, Y. S., & Guba. E. G. (2007). Judging interpretations: but is it rigorous? Trustworthiness and authenticity in naturalistic evaluation. New Directions for Evaluation banner, 1 (114), 11-25.
Shaaban, S. (2022). Can village savings and loans association (VSLA) approach achieve/promote rural sustainable development in the Egyptian community?. Journal of Chinese Economic and Foreign Trade Studies, 15 (3), 332-349. https://doi.org/10.1108 / JCEFTS-08-2021-0047
Shahmoradi, M., Ehsanifar, T., & Mohammadi Elyasi, G. (2023). Empowering rural women through entrepreneurship education; A systematic review. Entrepreneurship and Innovation Research, 1 (1), 11-27 (in Persian).
Statistical Center of Iran (2023). Unemployment statistics of Kermanshah province. Retrieved from https://www.amar.org.ir (in Persian).
Sultana, B., Zaaba, Z., & Umemoto, K. (2010). Women’s Empowerment through the Development of Micro Entrepreneurship in Rural Bangladesh. Social Sciences, 5 (1), 1-9.
Tambunan, T. (2009). Women entrepreneurship in Asian developing countries: Their development and main constraints. Journal of Development and Agricultural Economics, 1 (2), 27-40.
Thomas, A. S. & Mueller, S. L. (2000). A case for comparative entrepreneurship: assessing the relevance of culture. Journal of International Business Studies, 31 (2), 287–301.
Torri, M. C. & Martinez, A. (2014). Women's empowerment and micro-entrepreneurship in India: Constructing a new development paradigm?. Progress in Development Studies, 14 (1), 31-48.
United Nations Development Programme (2014). Human Development Report 2014. Retrieved on: http://hdr.undp.org/.
Vogel, W., Hwang, C. D., & Hwang, S. (2022). Gender and Sanitation: Women’s Experiences in Rural Regions and Urban Slums in India. Societies, 12 (1), 18. https://doi.org/10.3390/ soc12010018
World Bank Group (2023). Labor force, female (% of total labor force), Avilable on: https://data. worldbank.org/indicator/SL.TLF.TOTL.FE.ZS
Zamanimoghadam, M., & Afshani, S. A. (2021). Empowerment of Female Heads of Households in Iran: A Systematic Review. Social Welfare Quarterly21 (80), 45-80. URL: http://refahj.uswr.ac.ir/article-1-3465-fa.html (in Persian).
Zhang, Y., Yang, C., Yan, S., Wang, W., & Xue, Y. (2023). Alleviating Relative Poverty in Rural China through a Diffusion Schema of Returning Farmer Entrepreneurship. Sustainability, 15 (2), 1380. https://doi.org/10.3390/su15021380