Document Type : Original Article
Authors
Department of Management and Accounting, Faculty of Management and Human Sciences, Velayat University, Iranshahr, Iran.
Abstract
Keywords
مقدّمه
بحران بیکاری یکی از معضلات اصلی و مهم کشور به شمار میآید. مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در میان جمعیت 15 تا 24 ساله در پایان سال 1397 را 1/28% اعلام کرده است (مرکز آمار ایران، 1398). اشتغال دانشآموختگان از جمله چالشهایی است که همواره مورد توجه برنامهریزان آموزشی در کشورهای مختلف بوده و نظام آموزشی کشور ما نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود (رضایی و همکاران، 1396). با توجه به حجم بالای فارغالتحصیلان دانشگاهی و عدم وجود بازار کار دولتی برای همهی افراد، کارآفرینی میتواند سهم مهمی در اشتغال افراد و نیز رشد و پیشرفت جامعه داشته باشد (حسینی و خسرویلقب، 1395). بدون شک، بررسی توانمندیهای مفهوم کارآفرینی در جامعه و گسترش آن میتواند گرهگشای بسیاری از مشکلات موجود در بخش اشتغال کشور بهخصوص فارغالتحصیلان دانشگاهی بوده و راه توسعة همه جانبه را فراهم نماید (عشقی عراقی و غنیپور، 1396).
از آنجا که افزایش قصد کارآفرینانه منجر به افزایش فعالیتهای کارآفرینانه و در نتیجه توسعة کارآفرینی میشود (بوسما و همکاران[1]، 2008)، بنابراین در جامعه امروزی توجه به قصد کارآفرینانه میتواند راهکار ارزشمندی برای ایجاد تفکر کارآفرینی و اشتغال دانشآموختگان آموزش عالی و به موازات آن بهبود بحران بیکاری جامعه باشد (صیف و همکاران، 1393). قصد کارآفرینی از عوامل مؤثر در راهاندازی یک کسب و کار جدید و کارآفرینانه است (صادقی و ملکینیا، 1390) و به تعبیری مهمترین پیشبینی کنندة رفتار کارآفرینانه در آینده خواهد بود (کاتونن و همکاران[2]، 2015)؛ بنابراین، اندازهگیری قصد کارآفرینانه و شناسایی عوامل مؤثر بر آن فرصتی فراهم میکند تا درک بهتری از چگونگی بروز فعالیتهای کارآفرینانه بهدست آید و پیشبینی دقیقتری از احتمال وقوع آن صورت پذیرد (بارال و همکاران[3]، 2018).
نتایج بسیاری از مطالعات بیانگر آن است که ویژگیهای روانشناختی کارآفرینان از جمله مهمترین عوامل مؤثر بر قصد کارآفرینانه هستند (نگا و شاموگاناتا[4]، 2010) و این ویژگیها در بهبود نگرشهای کارآفرینانه و افزایش توانمندی افراد در راستای توسعة کارآفرینی و خوداشتغالی تأثیرگذار میباشند (علم بیگی و همکاران، 1396). در رویکرد ویژگیهای شخصیتی کارآفرینانه، اعتقاد بر این است که برخی ویژگیهای شخصیتی تعریف شده میتوانند زمینهساز توسعه روحیه کارآفرینی در انسان باشند که از آن بهعنوان نیمرخ کارآفرینی یاد میشود (نعمتی، 1392). از طرف دیگر، آنچه مسلم است اینکه اگر تمامی شرایط و عوامل فردی هم مساعد باشد، موفقیت حاصل نخواهد شد مگر آنکه عوامل محیطی به شکل مطلوبی فراهم شوند (رازقندی و درانی، 1388). محیطهای مساعد کارآفرینی، افراد را به سرمایهگذاری در کسب و کارهای جدید تشویق نموده و بهگونهای بالقوه قصد کارآفرینی افراد را برای سرمایهگذاری در فعالیتهای مخاطرهآمیز تقویت میکنند (صادقی و ملکینیا، 1390).
وقتی دانشجویان تصور کنند که محیط، از جمله محیط دانشگاه، از فعالیتهای کارآفرینی حمایت میکند، احتمال بیشتری دارد که به ایجاد کسب و کار اقدام کنند. از سویی دیگر، وقتی آنها محیط را برای کارآفرینی نامساعد بدانند، با وجود نگرش مثبت به کارآفرینی، تمایل کمتری برای ایجاد کسب و کار جدید خواهند داشت (شوارتز و همکاران[5]، 2009). با توجه به آنچه گفته شد، برای خروج دانشآموختگان از بحران بیکاری باید به شکلگیری قصد کارآفرینانه در میان دانشجویان اقدام نمود که این امر از طریق آموزش کارآفرینی در سطح دانشگاهها محقق میشود. برای ایجاد و شناسایی قصد کارآفرینانه باید عوامل مؤثر بر قصد کارآفرینی دانشجویان مورد بررسی قرار گیرد.
بر اساس یک تقسیمبندی از عوامل تأثیرگذار بر کارآفرینی، رویکرد درون به برون و برون به درون مطرح شده است. در رویکرد درون به برون، ویژگیهای شخصیتی کارآفرینانه مورد بررسی و تأکید قرار میگیرد. از سوی دیگر، در رویکرد برون به درون کارآفرینان بر اساس عوامل زمینهای و محیطی توصیف و تحلیل میشوند (صادقی و ملکینیا، 1390).
دانشگاه سیستان و بلوچستان طی سالهای اخیر برنامههای زیادی را در راستای تحقق دانشگاه نسل سوم یا دانشگاه کارآفرین آغاز نموده و یکی از پیشگامان آموزش کارآفرینی در قالب یک رشته دانشگاهی مشخص بوده است. با توجه به اینکه در جامعه مد نظر، تا کنون پژوهشی انجام نشده است که اثرگذاری عوامل درونزا و برونزا بر قصد کارآفرینانه را بهطور همزمان بررسی کند، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن اهمیت ویژگیهای کارآفرینانه افراد (بهعنوان عوامل درونزا) در تحقق کارآفرینی و نیز توجه به نقش دانشگاه (بهعنوان یک عامل برونزا و مهمترین محیطی که فرد در آن بهصورت علمی با آموزشهای کارآفرینانه مواجه میشود)، در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که آیا نیمرخ کارآفرینانه دانشجویان کارآفرینی بر قصد کارآفرینی آنان مؤثر است و محیط دانشگاه سیستان و بلوچستان میتواند بهعنوان یک متغیر تعدیلگر بر رابطه بین نیمرخ کارآفرینی و قصد کارآفرینی دانشجویان اثر بگذارد؟
مبانی نظری و پیشینة پژوهش
کارآفرینی رفتار است؛ البته رفتاری مبتنی بر قصد و اراده آگاهانه؛ به عبارت دیگر، پیش از آنکه فرد اقدام به رفتار (عمل کارآفرینانه راهاندازی کسب و کار جدید) کند، باید قصد این اقدام را داشته باشد. در واقع بر اساس تئوری رفتار برنامهریزیشده، هر نوع رفتاری نیازمند مقدار معینی برنامهریزی است که میتواند بهوسیلة قصد فرد پیشبینی شود. از این رو، راهاندازی کسب و کار جدید توسط یک فرد از طریق مطالعه قصد وی برای انجام این کار قابل پیشبینی است (آجزن[6]، 1991). قصد کارآفرینی آن ویژگی است که فرد را هدایت میکند تا بهدنبال یک شغل غیر دولتی برود و یا اقدام به تأسیس یک کسب و کار جدید نماید (فایول و لینان[7]، 2014). در تعریفی، قصد کارآفرینانه بهعنوان انتظار راهاندازی یک کسب و کار در سه سال آینده است (زالی و همکاران، 1389). از دهه 1980 تا کنون، اندیشمندانی از کشورهای مختلف به بررسی عوامل و متغیرهای مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی و روانشناختی تأثیرگذار بر قصد کارآفرینی پرداختهاند و الگوهای مهمی از جمله الگوی رویداد کارآفرینانه شاپیرو[8] (1982)، نظریه رفتار برنامهریزیشده آجزن (1991)، الگوی پتانسیل کارآفرینانه کروگر و برازیل[9] (1994)، الگوی اقتصادی-روانشناسانه دیویدسون[10] (1995)، الگوی شناختی-فرهنگی قصد کارآفرینانه بیزینیتز و لائو[11] (1996) و الگوی قصد کارآفرینی کروگر (2007) ارائه شدهاند (آراستی و همکاران، 1390 به نقل از رضایی و همکاران، 1396). با این وجود، دو مدل از مدلهای قصد کارآفرینی توجه ویژهای را به خود جلب کردهاند: نظریة رویداد کارآفرینانه شاپیرو[12] و نظریة رفتار برنامهریزیشده آجزن[13].
در مدل رویداد کارآفرینانه شاپیرو، مطلوبیت ادراک شده، امکانپذیری ادراک شده و تمایل به انجام کار بهعنوان پیشبینیکنندههای اولیة قصد کارآفرینانه نقش مهمی در شروع کسب و کارهای کارآفرینانه دارند. گرایش مثبت به کارآفرینی بهعنوان حلقه میانی در کنار قابل دسترس بودن و امکان اجرای فعالیتهای کارآفرینی بهقصد فرد در روی آوردن به این فعالیتها قوت میبخشد (شاپیرو و سوکول[14]، 1982).
بر اساس نظریه رفتار برنامهریزیشده آجزن، قصد کارآفرینی تحت تأثیر سه عامل انگیزشی قرار دارد: نگرش فرد نسبت به رفتار (ارزشیابی مثبت یا منفی در مورد انجام آن رفتار)؛ هنجارهای ذهنی (فشار اجتماعی درک شده توسط فرد برای انجام دادن یا انجام ندادن رفتار)؛ کنترل رفتاری درک شده (درک فرد از میزان دشواری یا آسانی رفتار و میزان موفقیت وی در انجام آن رفتار) (لینان و چن[15]، 2009).
قصد افراد برای پیگیری حرفة کارآفرینی میتواند برگرفته از شرایط محیطی (عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) و عوامل فردی و حتی تفاوت در نحوة شناسایی فرصت باشد (صفری جعفرلو و همکاران، 1396). افرادی با ویژگیهای شخصیتی معیّن ممکن است بیش از دیگران به سمت کارآفرینی و خوداشتغالی سوق پیدا کنند (کریمی، 1396). ویژگیهای روانشناختی کارآفرینان نظیر مرکز کنترل درونی، تحمل ابهام، توفیقطلبی، ریسکپذیری و غیره از مهمترین عوامل مؤثر بر قصد کارآفرینان هستند (نگا و شاموگاناتا، 2010). هشت متغیر کانون کنترل، رؤیاپردازی، سلاست فکری، ریسکپذیری متعادل، توفیقطلبی، تحمل ابهام، چالشطلبی و عملگرایی در اغلب تحقیقات حوزه کارآفرینی بهعنوان ویژگیها و مشخصههای کارآفرینان مد نظر بودهاند (گوران و بهاروند، 1397). پژوهشگرانی نظیر کانیزارس و گارسیا[16] (2010)، شانک[17] (2011)، چالانباتار و همکاران[18] (2011) و آلتینی و همکاران[19] (2012)، اسپریتو الموس و ساستر کاستیلو[20] (2015)، محمدی آلمانی و همکاران (1392)، صیف و همکاران (1393)، زمانی علایی و امیدی نجفآبادی (1393)، غیاثی (1395)، حسینی و خسرویلقب (1395)، عشقی عراقی و غنیپور (1396)، حسینینیا و همکاران (1396) و اوتادی و صفری (1398) بر اهمیت توجه به برخی ویژگیهای فردی مانند نیاز به پیشرفت، تحمل ابهام، کنترل درونی، ریسکپذیری، شخصیت بیشفعال، خودکارآمدی کارآفرینی، چالشطلبی، سبک زندگی، مهارت بازاریابی، خلاقیت، نوآوری، تجربه حرفهای، استقلالطلبی، انگیزه کارآفرینی، شبکههای اجتماعی و اعتمادبهنفس بهعنوان ویژگیهایی که بر قصد کارآفرینی افراد اثر دارد، تأکید کردهاند.
در پژوهش حاضر، چهار متغیر خودکارآمدی، ریسکپذیری، نوآوری و اجتماعی بودن بهعنوان متغیرهای تشکیلدهنده نیمرخ کارآفرینی افراد در نظر گرفته شدهاند.
1- خودکارآمدی: با توجه به تحقیقات انجام شده، همبستگی مثبتی بین این متغیر و احتمال تبدیل شدن فرد به کارآفرین وجود دارد (لاگونا[21]، 2013). خودکارآمدی مفهومی است که نخستین بار آلبرت باندورا[22] آن را برای تبیین نظریه شناختی اجتماعی خود ارائه داد و آن را پیششرط اساسی برای شکوفایی استعدادهای پنهان کارآفرینی افراد در نظر گرفت (محسنی و همکاران، 1392). باور به خودکارآمدی، قضاوت فرد در باره ظرفیت خود برای به نمایش گذاشتن یک فعالیت مشخص است (لی و لی[23]، 2014) و در حوزه کارآفرینی، این باور برای داشتن انگیزه کارآفرینی و تلاش برای انجام فعالیتهای کارآفرینانه از ضرورتها بهحساب میآید (محسنی و همکاران، 1392). افرادی که از نظر کارآفرینی خود را کارآمد میدانند، بهدنبال تشخیص فرصتها برای شروع یک کسب و کار قابل رشد و ترقی هستند و معمولاً دارای ایدههایی برای ارائه محصول یا خدمتی جدید در بازار میباشند (چان و همکاران[24]، 2012).
2- ریسکپذیری: ریسکپذیری به معنای پذیرش و استقبال از خطرات حساب شده در کسب و کار است. (صمدآقایی، 1377). افرادی که این ویژگی را دارند در برخورد با پروژههای شخصی خود، متغیرهای اثرگذار بر نتایج کار خود را فهرست و تجزیه و تحلیل میکنند و از این طریق بر تداوم انجام پروژه مصمم میشوند (روچا و فریتاس[25]، 2014). گورل و همکاران[26] (2010) در مطالعات خود نشان دادند که یکی از متغیرهای چالشبرانگیز در مبحث کارآفرینی، ریسکپذیری است که از عوامل اصلی تبیینکننده قصد کارآفرینانه است.
3- نوآوری: نوآوری تا حد زیادی بهعنوان عامل اصلی در ایجاد کسب و کارهای کوچک یا کارآفرینی قلمداد میشود (بهاتاچاریا[27]، 2006). کارآفرینان افرادی هستند نوآور که فرصتهای کسب و کار را شناسایی یا ایجاد میکنند؛ همچنین ترکیب جدیدی از منابع را بهگونهای جمعآوری و هماهنگ میسازند که بیشترین منافع از نوآوری آنها در محیط نامطمئن حاصل گردد (هیل[28]، 2001). افراد نوآور افرادی هستند که از ایدهها، ابزار یا روشهای جدید بهره میبرند (روچا و فریتاس، 2014).
4- اجتماعی بودن: میزان استفاده از شبکه ارتباطات اجتماعی برای پیشبرد فعالیتهای کاری را نشان میدهد و یکی از ویژگیهای شخصیتی کارآفرینان به شمار میآید. بسته به میزان اجتماعی بودن کارآفرینان، آنها قادر خواهند بود تا فرصتهای مناسب کاری را راحتتر یا دشوارتر تشخیص دهند (مارکمن و بارون[29]، 2003). ویژگیهای یک فرد از نظر مهارتهای ارتباطی اجتماعی مانند توانایی متقاعد ساختن دیگران، توانایی معاشرت با دیگران، توانایی ارتباط با مافوق و مهارتهای مذاکره، مهارتهای عمومی مانند گرایش به پیشرفت، قابلیت اطمینان و اعتماد در فرد، انعطافپذیری و استقلال و همچنین مهارتهای مدیریتی از جمله ویژگیهایی هستند که در صورت برخورداری، انگیزه فرد بالا میرود و این انگیزه در شکلدهی قصد برای حرکت به سمت امور گوناگون تأثیرگذار خواهد بود (اندرسون و همکاران[30]، 2008). خانواده، دوستان، معلمها و مربیان، شبکههای اجتماعی مجازی، دانشگاه و انجمنها میتوانند در شکلگیری قصد کارآفرینی افراد تأثیر داشته باشند (حسینی و خسرویلقب، 1396).
محیط دانشگاه: از جمله عواملی که میتواند بر قصد کارآفرینانه افراد مؤثر باشد، عوامل محیطی است؛ زیرا افراد دائماً با محیط پیرامون خود در تعامل هستند (معتقد و همکاران، 1398). دانشگاههای مختلف در سراسر جهان تلاش میکنند تا دانشجویان را به کارآفرینی ترغیب نموده و قصد و رفتار کارآفرینانه را در آنان ارتقاء دهند (توماس و همکاران[31]، 2014). ادراک دانشجویان از محیط کارآفرینانه دانشگاه بر تقویت رفتارهای کارآفرینانه آنان تأثیرگذار است (رحمانیان و همکاران، 1391). محیط دانشگاه بهعنوان پیشبینی کننده قصد کارآفرینانه دانشجویان عمل میکند (شوارتز و همکاران، 2009).
کریمی و همکاران (1391) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که حمایت از سوی خانواده و آشنایان و نیز حمایت دانشگاهی بر قصد کارآفرینی دانشجویان تأثیر مثبت دارد؛ در حالی که فردگرایی، جمعگرایی، حمایت و موانع محیطی اثری بر کارآفرین شدن دانشجویان ندارد.
ضیا و همکاران (1392) در پی ارائه مدلی برای ارزیابی کیفیت آموزش کارآفرینی، دریافتند که آموزش کارآفرینی با تکیه بر سه سازة ایجاد مهارتهای کارآفرینی، ایجاد اشتیاق در جهت انجام فعالیتهای کارآفرینانه و پرورش ویژگیهای شخصیتی کارآفرینانه در دانشآموزان، میتواند به میزان قابل توجهی بر ایجاد قصد کارآفرینانه در دانش آموزان تأثیر مثبت داشته باشد. همچنین دو متغیر تواناییهای مدرسین و امکانات کمک آموزشی، رابطه میان آموزش کارآفرینی و ایجاد قصد کارآفرینانه در دانش آموزان را تعدیل مینمایند.
کریمی (1395) در بررسی تأثیر عوامل فردی و محیطی بر تشخیص فرصتهای کارآفرینی و نقش تعدیلی محیط کارآفرینی، به این نتیجه رسید که سه متغیر فردی خلاقیت، تجربه کارآفرینی و الگوی نقش، با متغیر تشخیص فرصت رابطه معنادار دارند که قویترین رابطه میان خلاقیت و تشخیص فرصت بود. علاوه بر این، محیط کارآفرینی بر رابطه بین خلاقیت و تشخیص فرصت تأثیر دارد؛ بهگونهای که برای سطوح مثبتتر محیط کارآفرینی، این رابطه قویتر است؛ اما نقش تعدیلکننده محیط کارآفرینی بر روابط میان تجربه کارآفرینی و الگوی نقش کارآفرینی با تشخیص فرصت تأیید نشد.
در پژوهش معتقد و همکاران (1398) که به تحلیل تأثیر نقش عوامل محیطی بر قصد کارآفرینی دیجیتالی توسط دانشجویان علوم کامپیوتر پرداختند، این نتیجه به دست آمد که بین سه متغیر انگیزشی در مدل رفتار برنامهریزیشده با قصد کارآفرینانه دانشجویان رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که بین متغیرهای مرتبط با عوامل محیطی، متغیرهای فرهنگ کارآفرینی و سیاست دولت رابطه مثبت و معنیداری با متغیر قصد کارآفرینی دیجیتالی وجود دارد؛ اما متغیر محیط دانشگاهی رابطه معنیداری با قصد کارآفرینی دانشجویان ندارد.
سلطانی و مهرابی (1399) در پژوهش خود با عنوان «بررسی رابطه علّی آموزش با قصد کارآفرینی: نقش انگیزههای کارآفرینی» به این نتیجه رسیدند که آموزشهای کارآفرینی با انگیزههای کارآفرینی و قصد کارآفرینی رابطه مثبت و معناداری دارد. همچنین بین انگیزههای کارآفرینی با قصد کارآفرینی رابطه مثبت معنادار برقرار است. علاوه بر این، نتایج حاصل از بررسی اثرات غیر مستقیم نشان داد که آموزش کارآفرینی از طریق متغیر انگیزههای کارآفرینی با قصد کارآفرینی رابطة غیر مستقیمی دارد؛ لذا نقش میانجیگری انگیزههای کارآفرینی در رابطة بین آموزش با قصد کارآفرینی مورد تأیید قرار گرفت.
پوروایی و همکاران (1399) در پژوهشی با عنوان بررسی عوامل مؤثر بر قصد کارآفرینی دانشجویان، دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان را مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که تفاوت معناداری بین پاسخگویان از نظر قصد کارآفرینی بر حسب جنسیت، شرکت در دورههای آموزش کارآفرینی، تجربة کاری و دارا بودن شغل آزاد وجود دارد. بین درآمد خانواده و سواد مادر با قصد کارآفرینی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد مؤثرترین متغیرها بر قصد کارآفرینی، به ترتیب متغیر خودکارآمدی و نگرش (با اثر مستقیم) و متغیر دانش کارآفرینی (با اثر غیرمستقیم) است.
مندعلیزاده و خسرویزاده (1400) در تحقیقی که با هدف اثربخشی ارائه واحد درسی کارآفرینی بر ویژگیهای شخصیتی کارآفرینانه و قصد کارآفرینانه دانشجویان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین ویژگیهای شخصیتی کارآفرینانه دانشجویان علوم ورزشی قبل و بعد از ارائة واحد درسی کارآفرینی تفاوت معناداری وجود نداشت.
کریمی حصاری و همکاران (1400) در پژوهش خود با رویکرد زمینهای به تبیین شرایط توسعة قصد کارآفرینی اجتماعی دانشجویان پرداختند و به این نتیجه رسیدند که اگرچه مدلهای مختلفی در حوزه قصد کارآفرینی وجود دارد، اما متغیرهای مدل پارادایمی این پژوهش، متغیرهای کلیدی آنها را پوشش میدهد و در واقع، این پژوهش مدلی جامع در حوزه قصد کارآفرینی اجتماعی ارائه کرده است. بر اساس مدل جدید این پژوهش، آموزش علمی و عملی، خودکارآمدی، همدلی فرهنگی، نگرش به کارآفرینی اجتماعی، مطلوبیت و امکانپذیری ادراک شده از مهمترین شرایط علّی توسعه قصد کارآفرینی اجتماعی در میان دانشجویان رشتههای مرتبط با گردشگری قلمداد میشود.
امینی روشن و همکاران (1401) در پژوهشی با عنوان «ارائه مدل ویژگی شخصیتی و انگیزه کارآفرینی مؤثر بر قصد راهاندازی کسب و کارهای کوچک و متوسط ورزشی: نقش میانجی آگاهی از کارآفرینی» به این نتیجه رسیدند که ویژگیهای شخصیتی بر آگاهی از کارآفرینی و راهاندازی کسب و کارهای کوچک و متوسط ورزشی تأثیر معناداری دارد. همچنین انگیزه کارآفرینی بر میزان راهاندازی کسب و کارهای کوچک و متوسط ورزشی و آگاهی از کارآفرینی دارای تأثیر معنادار است. آگاهی از کارآفرینی نیز بر راهاندازی کسب و کارهای کوچک و متوسط ورزشی تأثیر معناداری دارد. بهطور کلی، آگاهی از کارآفرینی، ویژگیهای شخصیتی و انگیزه کارآفرینی دانشجویان عواملی مؤثر در راهاندازی کسب و کارهای کوچک و متوسط ورزشی میباشند.
مطالعه تورکر و سلکوک[32] (2009) در ترکیه نشان داد که عامل محیط دانشگاهی و عامل ساختار حمایتکننده (مثل شرایط اقتصادی) که فرصتهای زیادی برای کارآفرینان فراهم میسازد، نگرش دانشآموختگان برای کارآفرینی را تحت تأثیر قرار میدهد. آنها بیان کردند که اگر دانشگاه بتواند دانش و انگیزه کافی را برای کارآفرینی فراهم سازد، احتمال بهرهگیری جوانان از فرصتهای کارآفرینی افزایش پیدا میکند.
دین و همکاران[33] (2016) در پژوهشی نشان دادند که برنامه کارآفرینی که توسط دانشگاه ارائه شده در افزایش مهارتهای کارآفرینی دانشجویان بسیار مؤثر است؛ بنابراین مهارتها و فعالیتهای کارآفرینی را میتوان از طریق آموزش کارآفرینی در یک دانشگاه تحریک کرد.
باربا سانچز و ساهوکوییلو[34] (2018) در پژوهشی نشان دادند که آموزش کارآفرینی اثر میانجی در تأثیر انگیزههای کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی دارد و انگیزههای کارآفرینانه و آموزشهای کارآفرینی تأثیر مثبتی بر قصد کارآفرینی دارند.
ایزوکا و همکاران[35] (2022) در پژوهش خود با عنوان محیط دانشکده و قصد کارآفرینی در هنرستان، تجزیه و تحلیل جدیدی از پیشینههایی ارائه دادند که کارآفرینی دانشآموز را در یک زمینه آموزشی ناشناخته در یک کشور در حال توسعه هدایت میکند. نتایج نشاندهنده شرایط لازم برای آموزشکدههای فنی برای پرورش فعالیت کارآفرینانه، تغذیه اکوسیستمهای نوآوری با استعداد کارآفرینی است.
القداسی و همکاران[36] (2023) در پژوهشی با عنوان عوامل مؤثر بر قصد کارآفرینی دانشجویان دانشگاه در یمن با نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینی به این نتیجه رسیدند که ویژگیهای شخصیتی نیاز به پیشرفت و مرکز کنترل درونی با خودکارآمدی کارآفرینانه و قصد کارآفرینی همبستگی مثبت دارند. آمادگی ابزاری با خودکارآمدی ارتباط مثبت دارد، اما با قصد کارآفرینی ارتباط ندارد. عوامل موقعیتی رابطه مثبتی با قصد کارآفرینی نشان میدهند اما با خودکارآمدی رابطه مثبت نشان نمیدهند؛ همچنین رابطة مثبت بین خودکارآمدی و قصد کارآفرینی تأیید میشود. علاوه بر این، یافتههای این مطالعه نشان داد که خودکارآمدی تا حدی رابطه بین نیاز به موفقیت، مرکز کنترل درونی، آمادگی ابزاری و قصد کارآفرینی را میانجیگری میکند؛ اما رابطه بین عوامل موقعیتی و قصد کارآفرینی را میانجیگری نمیکند. این مطالعه نشان داد که عوامل موقعیتی میتوانند بر قصد کارآفرینی در میان دانشجویان یمنی تأثیر بگذارند.
محمد و همکاران (2023) در بررسی تأثیر شش بعد شخصیت کارآفرینی بر قصد کارآفرینی به این نتیجه رسیدند که ابعاد شخصیتی مرکز کنترل داخلی، نوآوری، استقلالطلبی، فعال بودن (پیشگامی) و حل مسئله تأثیر مثبتی بر قصد کارآفرینی دارند. در مقابل، تمایل به ریسکپذیری تأثیر منفی ناچیزی بر قصد کارآفرینی نشان داد. نتایج بهطور کلی نشان داد که دانشجویان رشتة بهداشت در عربستان سعودی قصد کارآفرین شدن دارند و نسبت به کارآفرینی دیدگاه کاملاً مثبتی دارند.
مرور پیشینة پژوهش نشان میدهد اگرچه تحقیقات مختلف به جایگاه مهم و تأثیرگذار ویژگیهای شخصیتی در ایجاد کسب و کارهای کوچک و متوسط اشاره کردهاند، ولی محققانی نیز هستند که در این امر تردید داشتهاند (امینی روشن و همکاران، 1401).
افزون بر این، عامل محیط دانشگاه در هیچکدام از تحقیقات بهعنوان متغیر تعدیلگر در ارتباط بین نیمرخ کارآفرینی و قصد کارآفرینی بررسی نشده و در جامعه مورد مطالعه نیز تحقیقی با عنوان تحقیق حاضر صورت نگرفته است؛ بنابراین انجام پژوهش حاضر ضمن کمک به تقویت بخش نظری پژوهش میتواند جامعه مد نظر را برای پیشبرد اهداف آموزشی خود و تقویت قصد کارآفرینی دانشجویان یاری نماید.
فرضیههای پژوهش
فرضیة اصلی: محیط دانشگاه در رابطه میان نیمرخ کارآفرینی دانشجویان و قصد کارآفرینی آنها نقش دارد.
فرضیة فرعی اول: نیمرخ کارآفرینی دانشجویان در قصد کارآفرینی آنها مؤثر است.
فرضیة فرعی دوم: محیط دانشگاه در قصد کارآفرینی دانشجویان مؤثر است.
روش پژوهش
این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش اجرا، توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش مشتمل است بر کلیه 130 نفر دانشجوی رشته کارآفرینی دانشگاه سیستان و بلوچستان که حداقل یک نیمسال تحصیلی را گذراندهاند. نمونه آماری به تعداد 95 نفر با روش تصادفی ساده و با استفاده از جدول مورگان انتخاب گردید. از پرسشنامههای نیمرخ کارآفرینی (شامل چهار شاخص نوآوری، ریسکپذیری، خودکارآمدی و اجتماعی بودن در قالب 4 سؤال برای هر شاخص)، قصد کارآفرینی (شامل 4 سؤال) و محیط دانشگاه (شامل 7 سؤال) طبق جدول شماره 1 جهت گردآوری دادهها استفاده شد. این پرسشنامهها در تحقیقات پیشین (از جمله پژوهش دی مورائس و همکاران[37]، 2018) استفاده شده و استاندارد میباشند؛ با این حال، روایی و پایایی آنها مجدداً مورد بررسی قرار گرفته و تأیید شد. بهمنظور بررسی مدلهای اندازهگیری و ساختاری و همچنین آزمون فرضیات تحقیق از روش حداقل مربعات جزئی در نرمافزار Smart PLS3 استفاده شده است.
جدول 1. شاخصها و گویههای مورد بررسی در پرسشنامه
|
شاخص |
گویه |
منبع |
|
|
محیط دانشگاه |
- محیط دانشگاه به من کمک کرد تا فرصتهای کسب و کار را شناسایی کنم. |
فایول و لینان (2014)؛ شوارتز و همکاران (2009)
|
|
|
- محیط دانشگاه از طریق ایجاد زمینههای انجام کار گروهی، مهارتهای رهبری من را افزایش داد. |
|||
|
- محیط دانشگاه شرایط برنامهریزی و انجام وظایف استراتژیک را برای من فراهم نمود و از این طریق، توانایی من را در برنامهریزی افزایش داد. |
|||
|
- محیط دانشگاه، خلاقیت و توانایی نوآوری را در من ارتقاء داد. |
|||
|
- محیط دانشگاه من را قادر به تجزیه و تحلیل و نیز ایجاد ارتباط بین متغیرهایی نمود که بر نتیجه یک مسئله تأثیرگذارند و از این طریق توانایی من را در ریسکپذیری منطقی افزایش داد. |
|||
|
- محیط دانشگاه زمینه لازم جهت ایجاد ارتباطات مهم شخصی و حرفهای را برای من فراهم نمود. |
|||
|
- محیط دانشگاه به من انگیزه داد که بخواهم کسب و کار خودم را ایجاد نمایم. |
|||
|
قصد کارآفرینی |
- من آماده هستم تا برای کارآفرین شدن، هر کاری که لازم باشد انجام دهم. |
لینان و چن (2009) |
|
|
- هرگز رؤیایم را برای ایجاد کسب و کار شخصی خود رها نخواهم کرد. |
|||
|
- بزرگترین موفقیت من، داشتن کسب و کار شخصی خودم خواهد بود. |
|||
|
- قصد دارم در سالهای نهچندان دور یک کسب و کار راهاندازی کنم. |
|||
|
نیمرخ کارآفرینی |
نوآوری |
- من یک کار پر از تازگی را به یک فعالیت معمولی ترجیح میدهم. |
روچا و فریتاس، (2014)؛ اسچامیدت و بوهنینبرگر[38] (2009)
|
|
- من دوست دارم هر زمان که ممکن شد، روش کار خود را تغییر دهم. |
|||
|
- من دوست دارم روشهای متعارف و صحیح فعالیتهای کاری را بهبود ببخشم؛ نه اینکه مراحل خاصی را دقیقاً دنبال نمایم. |
|||
|
- در عین اینکه با دقت به انجام پروژهها و فعالیتها میپردازم، روی خلاقیت حساب ویژهای باز میکنم. |
|||
|
ریسکپذیری |
- با اعتقاد به مزایایی که فرصتهای یک کسب و کار برای من به ارمغان خواهد آورد، ریسک دریافت یک وام بلندمدت را میپذیرم. |
||
|
- من میپذیرم که در ازای منافع احتمالی، ریسک کنم. |
|||
|
- تصمیمات من عمدتاً بر اساس راحتطلبی نیست. |
|||
|
- من اعتقاد دارم که درگیر شدن در شرایطی با ریسک بالا، نتایجی با تأثیرات بزرگ در بر خواهد داشت. |
|||
|
خودکارآمدی |
- فکر میکنم مهارتهایی برای شناسایی فرصتهای تجاری در بازار دارم. |
||
|
- از نظر حرفهای، خود را بسیار پایدارتر از دیگران میدانم. |
|||
|
- من همیشه برای مشکلاتی که با آن مواجه میشوم راهحلهای خلاقانهای پیدا میکنم. |
|||
|
- وظایف خود را بهدرستی و با رعایت مهلتهای تعیینشده انجام میدهم. |
|||
|
اجتماعی بودن |
- ارتباطات اجتماعی در زندگی شخصی من بسیار مهم و مؤثر هستند. |
||
|
- من چندین نفر را میشناسم که در صورت نیاز میتوانند بهطور حرفهای و تخصصی به من کمک کنند. |
|||
|
- من بهراحتی با دیگران ارتباط برقرار میکنم. |
|||
|
- من سعی میکنم تماس مداوم خود را با افراد درون شبکه ارتباطیام حفظ نمایم. |
|||
یافتههای پژوهش
یافتههای پژوهش حاضر در دو بخش توصیفی و استنباطی به شرح زیر ارائه میشوند:
یافتههای توصیفی
تعداد 62 نفر از پاسخدهندگان زن و 33 نفر مرد بودهاند. از نظر فراوانی سنی، 65 نفر کمتر از 25 سال، 15 نفر بین 25 تا 30 سال، 4 نفر بین 30 تا 35 سال و 10 نفر بیشتر از 35 سال سن داشتهاند. همچنین 63 نفر از پاسخدهندگان در مقطع کارشناسی و 31 نفر در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل هستند. بر مبنای سال ورود به دانشگاه، 2 نفر در سال 1394، 21 نفر در سال 1395، 24 نفر در سال 1396، 42 نفر در سال 1397 و 6 نفر در سال 1398 تحصیل در آموزش عالی را آغاز نمودهاند.
یافتههای استنباطی
پایایی و روایی در روش حداقل مربعات جزئی در دو بخش بررسی میشود: الف: بخش مربوط به مدل اندازهگیری؛ ب: بخش مربوط به مدل ساختاری (داوری و رضازاده، 1392).
الف: برازش مدلهای اندازهگیری (بیرونی)
برای بررسی برازش مدل اندازهگیری، سه معیار مورد استفاده قرار میگیرد: پایایی شاخص، روایی همگرا، روایی واگرا.
1- پایایی شاخص: توسط دو معیار پایایی ترکیبی و ضرایب بار عاملی سنجیده شده که سطوح قابل قبول برای این دو معیار به ترتیب بالاتر از 7/0 (وینزی و همکاران[39]، 2010) و بالاتر از 4/0 (هالند[40]، 1999) است. میزان پایایی ترکیبی برای این سه متغیر به ترتیب 80/0، 81/0 و 92/0 بهدست آمده است. با توجه به این نتایج و جدول 2 که بیانگر ضرایب بار عاملی متغیرهاست، میتوان گفت پایایی مدل مورد تأیید است.
جدول 2. ضرایب بار عاملی متغیرهای تحقیق
|
بار عاملی |
سؤالات/سازه |
شاخص |
بار عاملی |
سؤالات/سازه |
شاخص |
|
639/0 |
i25 |
قصد کارآفرینی |
79/0 |
e30 |
محیط دانشگاه |
|
634/0 |
i27 |
715/0 |
e31 |
||
|
774/0 |
i28 |
804/0 |
e32 |
||
|
823/0 |
i29 |
844/0 |
e33 |
||
|
649/0 |
نوآوری |
نیمرخ کارآفرینی |
822/0 |
e34 |
|
|
733/0 |
ریسکپذیری |
818/0 |
e35 |
||
|
671/0 |
خودکارآمدی |
838/0 |
e36 |
||
|
772/0 |
اجتماعی بودن |
2- روایی همگرا: فورنل و لارکر[41] (1981) معیار میانگین واریانس استخراجشده (AVE) را برای سنجش روایی همگرا معرفی و مقدار بحرانی را عدد 5/0 بیان داشتند. بدین معنی که مقدار میانگین واریانس استخراجشده بالای 5/0 روایی همگرای قابل قبول را نشان میدهند. با توجه به اینکه مقدار این شاخص برای متغیرهای نیمرخ کارآفرینی، قصد کارآفرینی و محیط دانشگاه به ترتیب 501/0، 522/0، 649/0 به دست آمد، میتوان اذعان نمود که مدل این پژوهش از روایی همگرای مناسبی برخوردار است.
3- روایی واگرا: یکی از روشهای سنجش روایی واگرا، معیار فورنل و لارکر (1981) است. از نظر آنها، روایی واگرا وقتی در سطح قابل قبول است که میزان AVE برای هر سازه بیشتر از واریانس اشتراکی بین آن سازه و سازههای دیگر در مدل (مربع مقدار ضرایب همبستگی بین سازهها) باشد. در صورتی که اعداد مندرج در قطر اصلی از مقادیر زیرین خود بیشتر باشند، آن مدل روایی واگرای قابل قبولی دارد که در مورد مدل این پژوهش نیز صادق است.
جدول3. ماتریس سنجش روایی واگرا
|
|
قصد کارآفرینی |
محیط دانشگاه |
نیمرخ کارآفرینی |
|
قصد کارآفرینی |
722/0 |
|
|
|
محیط دانشگاه |
257/0 |
805/0 |
|
|
نیمرخ کارآفرینی |
615/0 |
413/0 |
708/0 |
ب: برازش مدل ساختاری (درونی)
بهمنظور بررسی مدل ساختاری، روابط میان متغیرهای مکنون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و معیارهای ضریب تعیین (R2)، استون-گیزر (Q2) و افزایش نرخ واریانس (VIF) بررسی شد. سه مقدار 19/0، 33/0 و 67/0 به ترتیب ملاکی برای ضعیف، متوسط و قوی بودن R2 میباشند. همچنین در مورد سازههای درونزا، مقادیر Q2 نزدیک به 02/0، 15/0 و 35/0 به ترتیب نشاندهندة قدرت پیشبینی ضعیف، متوسط و قوی شاخص آن سازه است. در توضیح مقدار قابل قبول VIF گفته میشود که اگر مقدار این معیار برای یک شاخص برابر و یا بیشتر از 5 باشد، احتیاجی به باقی ماندن آن شاخص در مدل نیست (داوری و رضازاده، 1392). با توجه به اینکه برای متغیر قصد کارآفرینی R2=0.438 و Q2=0.15، همچنین VIF برای سه متغیر قصد کارآفرینی، محیط دانشگاه و نیمرخ کارآفرینی به ترتیب 81/1، 253/1 و 288/1 به دست آمد، میتوان اذعان نمود که مدل درونی پژوهش از برازش نسبتاً خوبی برخوردار است.
آزمون فرضیههای پژوهش
جهت آزمون فرضیههای این پژوهش روش معادلات ساختاری تعدیلشده مورد استفاده قرار گرفته است. ملاک آزمون فرضیهها در این روش، مقدار معناداری t است. مقدار بیشتر از 96/1 و کمتر از 96/1- به معنای معنادار بودن رابطه بین متغیرها در سطح اطمینان 95/0 است. در این آزمون تأثیر مثبت متغیر تعدیلگر نشاندهندة آن است که در حضور این متغیر، رابطه بین متغیر مستقل و وابسته تقویت میشود و بالعکس تأثیر منفی آن، نشاندهندة تضعیف رابطه متغیر مستقل و وابسته با توجه به حضور این متغیر خواهد بود. نتایج آزمون فرضیههای تحقیق در شکل 1 و جدول 4 ارائه شده است.
شکل 1. مقادیر معناداری حاصل از الگویابی معادلات ساختاری فرضیه اصلی و فرضیههای فرعی
جدول 4. نتایج آزمون فرضیههای تحقیق
|
فرضیه |
ضریب مسیر استاندارد |
آماره P |
t |
نتیجه |
|
فرضیه اصلی: تعدیلگری محیط دانشگاه ç قصد کارآفرینی |
242/0 |
367/0 |
907/0 |
رد |
|
فرضیه فرعی اول: نیمرخ کارآفرینی ç قصد کارآفرینی |
543/0 |
000/0 |
898/5 |
تأیید |
|
فرضیه فرعی دوم: محیط دانشگاه ç قصد کارآفرینی |
05/0- |
563/0 |
580/0 |
رد |
همانطور که در جدول 4 مشاهده میشود، مقدار t در مورد رابطه بین نیمرخ کارآفرینی و قصد کارآفرینی بیشتر از 96/1 بوده و در سطح اطمینان 95% معنادار است؛ بنابراین فرضیه فرعی اول پژوهش تأیید میشود. همچنین مقدار t در رابطه بین متغیر محیط دانشگاه و قصد کارآفرینی و در نقش تعدیلگری محیط دانشگاه بر قصد کارآفرینی کمتر از 96/1 است؛ بنابراین میتوان گفت فرضیه فرعی دوم پژوهش و فرضیه اصلی پژوهش رد میشوند. نتیجه آزمون رابطه بین متغیرها در حالت تخمین استاندارد در شکل 2 نشان داده شده است.
شکل 2. مقادیر ضرایب استانداردشده حاصل از الگویابی معادلات ساختاری فرضیههای تحقیق
با توجه به شکل 2 میتوان گفت 8/43% از قصد کارآفرینی افراد توسط نیمرخ کارآفرینی آنها تبیین میشود و نیمرخ کارآفرینی افراد با ضریب 543/0 بر قصد کارآفرینی آنها مؤثر است.
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش با هدف بررسی نقش نیمرخ کارآفرینی بر قصد کارآفرینی با نقش تعدیلگری محیط دانشگاه در دانشجویان گروه کارآفرینی دانشگاه سیستان و بلوچستان اجرا شده است. بنابر نتایج آزمون فرضیة فرعی اول، نیمرخ کارآفرینی دانشجویان با ضریب مسیر543/0-و آماره t به مقدار 898/5 تأثیر مثبت نسبتاً قوی بر قصد کارآفرینی آنها دارد؛ به عبارت دیگر سطح بالاتر ویژگیهای شخصیتی کارآفرینی در افراد با سطح بالاتر قصد کارآفرینی آنها در ارتباط است. در راستای این نتیجه و با توجه به اینکه چهار متغیر خودکارآمدی، ریسکپذیری، نوآوری و اجتماعی بودن در این پژوهش بهعنوان نیمرخ کارآفرینی در نظر گرفته شدهاند، با تقویت این متغیرها میتوان قصد کارآفرینی افراد مورد مطالعه را بالا برد.
این نتایج با مطالعات نگا و شاموگاناتان (2010)، کانیزارس و گارسیا (2010)، شانک (2011)، چالانباتار و همکاران (2011)، آلتینی و همکاران (2012)، اسپریتو الموس و ساستر کاستیلو (2015)، محمدی آلمانی و همکاران (1392)، صیف و همکاران (1393)، زمانی علایی و امیدی نجفآبادی (1393)، غیاثی (1395)، حسینی و خسرویلقب (1395)، حسینینیا و همکاران (1396) و عشقی عراقی و غنیپور (1396) همخوانی و مطابقت دارد. هرچند، هر یک از این پژوهشها متغیرهای خاص خود را بهعنوان نیمرخ کارآفرینی در نظر گرفتهاند و میزان تأثیر هر یک از ابعاد نیمرخ کارآفرینی بر قصد کارآفرینی در پژوهشهای مختلف متفاوت است. بهعنوان مثال، در پژوهش پوروایی و همکاران (1399) مؤثرترین متغیر با تأثیر مستقیم بر قصد کارآفرینی، متغیر خودکارآمدی است؛ در حالی که در پژوهش امینی روشن و همکاران (1401) خلاق بودن بهعنوان مؤثرترین متغیر بر قصد کارآفرینی معرفی شده است؛ اما بهطور کلی وجود ارتباط بین نیمرخ کارآفرینی و قصد کارآفرینی در پژوهشهای مختلف مورد تأیید قرار گرفته است.
نتایج آزمون فرضیه فرعی دوم با بهدست آمدن ضریب مسیر 05/0- و آماره t به مقدار 580/0 رابطه بین محیط دانشگاه و قصد کارآفرینی را رد میکند؛ به این معنا که از نظر جامعه آماری، محیط دانشگاه در ایجاد و شکلگیری قصد کارآفرینی افراد نقش ندارد. مروری بر پژوهشهای صورتگرفته در این زمینه نشاندهنده نتایجی متناقض است. بهعنوان نمونه، معتقد و همکاران (1398) نیز در پژوهش خود عدم وجود رابطه معنادار بین محیط دانشگاه و قصد کارآفرینی افراد را تأیید نمودهاند؛ اما پژوهش محققانی همچون کریمی و همکاران (1391)، ضیاء و همکاران (1392) و شوارتز و همکاران (2009) وجود رابطه معنادار بین محیط دانشگاه و قصد کارآفرینی افراد را تأیید مینماید. با توجه به پیمایشی بودن ماهیت پژوهش حاضر و بسیاری از تحقیقات مشابه در این حوزه که مبتنی بر نظرسنجی از جامعه آماری مورد بررسی میباشند، این تفاوت و بهنوعی تناقض در نتایج قابل توجیه خواهد بود. با این وجود و بهعنوان پیشنهادی جهت تحقیقات آتی، تکرار مدل این مطالعه و روش تحقیق آن در جامعههای آماری مختلف میتواند در رسیدن به نتایجی متقن و قابل اتکا مؤثر باشد.
نتایج آزمون فرضیه اصلی با به دست آمدن ضریب مسیر 242/0 و آماره t به مقدار 907/0 نقش تعدیلگری محیط دانشگاه بر رابطه بین نیمرخ کارآفرینی و قصد کارآفرینی دانشجویان را تأیید نمیکند. بدین معنا که محیط دانشگاه در جامعه مورد بررسی قادر به تقویت قصد کارآفرینی افراد نبوده و تعدیلگر رابطه این متغیر و نیمرخ کارآفرینی نیست. این نتیجه با توجه به رد شدن فرضیه فرعی دوم و عدم تأیید رابطه میان محیط دانشگاه و قصد کارآفرینی، قابل انتظار بوده و نشاندهنده انسجام و همگرایی یافتههای پژوهش است.
هرچند نتایج جستجوهای پژوهشگران این پژوهش نشان داد که تا کنون پژوهشی کاملاً منطبق با پژوهش حاضر انجام نشده است، با این وجود در برخی پژوهشهای مشابه که محیط بهعنوان متغیر تعدیلگر در نظر گرفته شده، نتایج متفاوتی بهدست آمده است. بهعنوان نمونه، پژوهش کریمی (1395) نشان داد نقش تعدیلکننده محیط کارآفرینی بر روابط میان تجربه کارآفرینی و الگوی نقش کارآفرینی با تشخیص فرصت تأیید نمیشود؛ اما نتایج پژوهش ضیاء و همکاران (1392) نقش تعدیلگری عوامل مرتبط به محیط دانشگاه نظیر تواناییهای تدریس و امکانات آموزشی را در رابطه بین آموزش کارآفرینی و قصد کارآفرینی تأیید نمود. در تحلیل این نتیجه میتوان گفت ممکن است برخی عوامل نظیر وجود دیدگاههای سنتی تدریس و آموزش در دانشگاه که بر پایة الگوی معلممدار بنا شده، با پرورش قابلیتها و روحیات کارآفرینانه دانشجویان همسانی نداشته است. قاعدتاً رشد برنامههای کارآفرینی در دانشگاه و اهمیت تلفیق محتوا و رویههای کارآفرینانه در فرآیند تدریس و آموزش در جهت تشویق دانشجویان و قصد آنان برای راهاندازی کسب و کار نقش مهمی بازی خواهد کرد؛ لذا توجه بیشتر به آموزشهای عملی و حمایت از فعالیتهای خلاقانه دانشجویان، تقویت فرهنگ کارگروهی و استفاده از روشهای تدریس اکتشافی و حل مسئله، نقش سازندهای بر شکوفایی استعدادهای کارآفرینانه دانشجویان خواهد داشت.
با توجه به اهمیت ویژگیهای شخصیتی و تأیید نقش این ویژگیها در قصد کارآفرینی دانشجویان، تغییر و تحولاتی نظیر بسترسازی فرهنگ سازمانی دانشگاه برای افزایش خلق ایدههای جدید، انجام فعالیتهای آموزشی با روشهای نوین و کارآمد، افزایش ایجاد محیطی پویا با حداکثر توجه و تعامل با دیگران برای برنامهریزان آموزشی و پژوهشی لازم به نظر میرسد. در راه رسیدن به این مهم، برگزاری کارگاههای آموزشی متعدد و متنوع جهت ایجاد محیطی جذاب و محرک، دعوت از کارآفرینان موفق جهت آموزش کارآفرینی و نیز برگزاری منظم دورهها و کارگاههای ترویجی و توجیهی برای اساتید و دانشجویان پیشنهاد میشود.
[1]. Bosma et al.
[2]. Kautonen et al.
[3]. Barral et al.
[4]. Nga & Shamuganathan
[5]. Schwartz et al.
[6]. Ajzen
[7]. Fayolle & Liñán
[8]. Shapero
[9]. Krueger & Brazeal
[10]. Davidsson
[11]. Busenitz & Lau
[12]. Entrepreneurial Event Model
[13]. Theory of Planned Behavior
[14]. Shapero & Sokol
[15]. Liñán & Chen
[16]. Cañizares & García
[17]. Schunk
[18]. Chuluunbaatar et al.
[19]. Altinay et al.
[20]. Espiritu-Olmos & Sastre-Castillo
[21]. Laguna
[22]. Albert Bandura
[23]. Lee & Lee
[24]. Chan et al.
[25]. Rocha & Freitas
[26]. Gurel et al.
[27]. Bhattacharyya
[28]. Hill
[29]. Markman & Baron
[30]. Anderson et al.
[31]. Thomas et al.
[32]. Turker & Selcuk
[33]. Din et al.
[34]. Barba-Sanchez & Atienza-Sahuquillo
[35]. Iizuka et al.
[36]. Al-Qadasi
[37]. De Moraes et al.
[38] Schmidt & Bohnenberger
[39]. Vinzi et al.
[40]. Hulland
[41]. Fornell & Larcker