The Impact of Strategic Entrepreneurship on Competitive Advantage (Study Case: Bushehr Knowledge-Based Companies)

Document Type : Original Article

Authors

Department of Business Administration, Faculty of Business and Economics, Persian Gulf University, Bushehr, Iran.

Abstract

The new age is the age of competition for scarce resources and creative and talented employees. If organizations make the most of scarce resources and turn the new knowledge into new products and services in the light of educated people, they will be successful in this field. Having access to these innovations requires paying attention to strategic entrepreneurship. Strategic entrepreneurship in organizations promotes new products and services and processes, improves growth and profitability, increases financial efficiency, creates wealth, and most importantly, creates and maintains competitive benefits. The aim of this study is to investigate the effect of strategic entrepreneurship on competitive advantage in knowledge-based companies in Bushehr. This research is applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of data collection and the required data have been collected by distributing a questionnaire among 150 employees of knowledge-based companies active in Bushehr Science and Technology Park. To test the research hypotheses, structural equation modeling has been used based on the partial least squares regression. The results show that the main hypothesis of the research and the three hypotheses (the effects of entrepreneurial culture and leadership, the use of creativity, and innovation and entrepreneurial mentality) were confirmed and hypothesis of positive and significant effect of strategic resources on competitive advantage was rejected. If the strategic entrepreneurship is followed up correctly, and culture improvement, entrepreneurial leadership, innovation and creativity and entrepreneurial mentality are persuaded by the organizations and companies’ leaders, they can overtake their competitors. Therefore, pursuing the innovative and beneficial ideas with the aim of creating permanent competitive advantage is suggested in a long-term perspective.

Keywords


بسیاری از سازمان‌ها در محیط کاری خود با مشکلات زیادی از نظر رقابتی مواجه هستند و این مشکلات به‌علت سرعت بالای تغییرات در محیط، به‌خصوص تغییرات فناورانه است. در همین راستا مدیران و کارکنان باید از قدرت خلاقیت و نوآوری در جهت تطبیق و هماهنگ شدن با تغییرات سریع، خطوط تولید، شیوه‌های مدیریتی و فرایندهای تولید استفاده‌کنند. در واقع نوآوری و به‌تبع آن کارآفرینی عاملی مهم برای دستیابی به مزیت رقابتی است (امیری، 1397).

     امروزه، اهمیت کارآفرینی به موضوعی محبوب تبدیل شده‌است (موحدی و پویا، 1402) و روزبه‌روز در حال افزایش است. نه‌تنها کارآفرینی که محرک توسعه است؛ استراتژی و تفکر استراتژیک نیز از نظر شرکت‌ها بسیار مهم شده‌است (احمدی و همکاران، 1402). دنیای تجارت امروز برای ایجاد ثروت و رقابتی بودن باید کارآفرینانه و استراتژیک باشد. بدین‌منظور، مفهوم کارآفرینی استراتژیک[1] که تقاطع کارآفرینی و مدیریت استراتژیک است؛ به‌عنوان رویکرد جدیدی در ادبیات مدیریت مطرح شده‌است (دوگان[2]، 2015). کارآفرینی استراتژیک به‌دنبال دستیابی بنگاه‌ها به عملکرد برتر از طریق فعالیت‌های فرصت‌طلبانه «کارآفرینی» و فعالیت‌های ایجادکننده مزیت در ارتباط با «مدیریت استراتژیک» است (ژائو و همکاران[3]، 2019).

     کارآفرینی به‌عنوان موتور محرکه توسعه اقتصادی و اجتماعی نقش اساسی در فرایند توسعه و رشد جوامع دارد (غفوری و هویدا، 1402) به‌گونه‌ای که توسعه کارآفرینی هسته برنامه‌های توسعه کشورها محسوب می‌گردد (گوران و بهاروند، 1402)؛ بنابراین آنچه بسیاری از اندیشمندان حوزه کارآفرینی استراتژیک بر آن توافق دارند، ترکیبی از اصول ابتدایی کارآفرینی و مدیریت استراتژیک و به‌منظور درک چگونگی خلق ارزش از طریق بهره‌برداری از فرصت‌های کارآفرینانه موجود در محیط خارجی و توسعه مزیت رقابتی در شرکت‌ها و سازمان‌ها است. از این‌رو، مدیران باید با بررسی و تحلیل محیط کسب‌وکار خود؛ فرصت‌ها و تهدیدها را شناسایی کرده و با بهره‌گیری از فرصت‌ها و مرتفع کردن تهدیدهای محیطی به مزیت رقابتی دست یابند (گولگیچی و همکاران[4]، 2017). مزیت رقابتی توانایی اول بودن در بین رقبای موجود یا آتی را عنوان می‌کند (چانگ و همکاران[5]، 2006).

بسیاری از اندیشمندان بر این نظر اشتراک دارند که یکی از نتایج مهم کارآفرینی استراتژیک، مزیت رقابتی است و این به‌عنوان بسط کارآفرینی استراتژیک دیده‌می‌شود، چرا که بر اهمیت مدیریت منابع کارآفرین یا فعالیت‌های استراتژیکی برای حصول مزیت رقابتی تأکید می‌شود. مدیریت عدم قطعیت به‌صورتی کارا و مؤثر یکی از چالش‌های مهمی است که امروزه تصمیم‌گیرندگان بنگاه‌ها و شرکت‌ها با آن مواجه می‌شوند (هولکامب و ایرلند[6]، 2009). ویژگی‌های اصلی کارآفرینی استراتژیک، عمیقاً در ترکیب ریسک و ابتکار عمل نوآوری جدید دخیل است. به نظر می‌رسد بنگاه‌های کارآفرین هنگام فعالیت با پیشروی و پرخاشگری بیشتری رفتار می‌کنند. همان‌طور که تحقیقات قبلی نشان‌می‌دهد؛ توانایی کارآفرینی می‌تواند نیازهای مشتریان و نوآوری در تجارت را بهتر برآورده سازد (سریبونلو[7]، 2019).

     شرکت‌هایی که درگیر اجرای نقش‌های حساس هستند با استفاده از کارآفرینی استراتژیک می‌توانند بر تهدیدات رقابتی عصر حاضر غلبه کنند (کاسیاس و همکاران[8]، 2010). به همین دلیل است که امروزه لزوم توجه به مفهوم کارآفرینی استراتژیک در سازمان‌ها با فرایندهای پیچیده، بیش‌ازپیش احساس می‌شود و همین بس که ضرورت کارآفرینی استراتژیک در محیط کاری ذکر شود که شامل: خلق فرصت در محیط بیرونی شرکت، افزایش توانایی تصمیم‌گیری و هدایت آن، توسعه کسب‌وکار و پیشی گرفتن از رقبا است. با توجه به اینکه یکی از ابزارهای کلان دولت‌ها برای ارتقای فناوری، رونق اقتصاد مبتنی بر دانش و جاری‌سازی علم و شغل جدید در صنایع مختلف است؛ لزوم ایجاد و شکل‌گیری یک شرکت دانش‌بنیان در پیشرفت و تعالی اقتصاد جوامع توسعه‌یافته و درحال‌توسعه بسیار حائز اهمیت است.

     می‌توان اذعان داشت که این شرکت‌ها نقش حیاتی را در رشد، توسعه و تحریک کارآفرینی و نوآوری در جامعه ایفا می‌کنند. حال با توجه به بحث تجاری‌سازی علم و فناوری توسط این شرکت‌ها در کشور نگاه بلندمدت و استراتژیک به مقوله کارآفرینی برای این‌گونه شرکت‌ها روزبه‌روز مهم‌تر و پُراهمیت‌تر می‌شود. از این‌رو، با توجه به اهمیتی که کارآفرینی استراتژیک و پیامدهای آن در شرایط متغیر و رقابتی کسب‌وکار امروزی برای سازمان‌ها دارند و با توجه به اینکه این موضوع به‌طور گسترده و جامع بررسی نشده است و خلأ تحقیقاتی در این زمینه وجود دارد، این پژوهش به‌دنبال بررسی آن است که کارآفرینی استراتژیک چه تأثیری بر روی مزیت رقابتی دارد؟

مبانی نظری پژوهش

کارآفرینی استراتژیک

کانون‌های کارآفرینی استراتژیک گسترده و متنوع است و به تحقیق در رشته‌های مختلفی از جمله اقتصاد و جامعه‌شناسی می‌پردازد و همراه با زمینه‌های تحقیق در مدیریت شامل رفتار سازمانی و نظریه سازمان نیز می‌شود (گولگیچی و همکاران، 2017). مفهوم کارآفرینی استراتژیک در اوایل سال 2000 مطرح گردید و توجه محققان استراتژیک و کارآفرینی را با توجه به هدف خود از ادغام مدیریت استراتژیک و تحقیقات کارآفرینی و ارتباطات عملی آن، جلب کرد (هیت و همکاران[9]، 2011). با توجه به تعریف اصلی کارآفرینی استراتژیک، شرکت‌هایی که تمرکز بر کارآفرینی استراتژیک دارند؛ به‌طور هم‌زمان فعالیت‌های مربوط به استفاده از فرصت‌ها و مزیت رقابتی را برای ایجاد و حفظ مزیت رقابتی در محیط‌های بسیار پویا و نامطمئن به کار می‌گیرند (هیت و همکاران، 2011؛ کتچین و همکاران[10]، 2007). به همین ترتیب، شناسایی و بهره‌برداری از فرصت‌ها هسته مرکزی و کانون تمرکز کارآفرینی استراتژیک است و می‌توان از آن برای بهبود وضعیت رقابتی و تبدیل شرکت‌ها، بازارها و صنایع به‌عنوان فرصت‌های جدید استفاده‌کرد (ژائو و همکاران، 2019). کارآفرینی استراتژیک از طریق فعالیت‌های کارآفرینانه با دیدگاه استراتژیک به افزایش عملکرد شرکت و توسعه مزیت رقابتی پایدار کمک می‌کند؛ بنابراین کارآفرینی استراتژیک یک ضرورت برای کسب‌وکارها به‌منظور خلق حداکثر ثروت به‌شمار می‌آید (دوگان، 2015).

     هر دو فعالیت «جستجوی فرصت» و «مزیت» برای ایجاد و جذب ارزش ضروری است، اما کافی نیست. شرکت‌هایی که توانایی شناسایی فرصت‌های کارآفرینی را ندارند؛ بعید است که به‌موقع تغییرات بازار را درک کنند و در نتیجه نمی‌توانند تغییرات پویا و گاه شتاب‌زده بازار را بررسی کنند. همچنین، شرکت‌هایی که فرصت‌های باارزش را شناسایی می‌کنند، اما نتوانسته‌اند از آن‌ها بهره ببرند تا مزایای رقابتی را به وجود آورند، در نهایت نمی‌توانند ایجاد و جذب ارزش کنند و بازار خود را به‌دست آورند (کیرگیدو و هاگز[11]، 2010). مزیت رقابتی پایدار تنها زمانی به‌دست می‌آید که شرکت‌ها دارای یک پرتفوی منابع رقابتی باشند که بتواند با هماهنگی و هماهنگ‌سازی فرصت‌های شناسایی‌شده و مزیت رقابتی؛ کارایی و اثربخشی را ارتقا داده و منجر به بهره‌وری سازمانی شوند (ژائو و همکاران، 2019).

     کارآفرینی استراتژیک رویکردی است که با ارائه مدل و ابزارهای متنوع این امکان را برای کسب‌وکارها به وجود آورده‌اند تا با بهره‌برداری از فرصت‌هایی که در محیط کسب‌وکارشان درک کرده‌اند، تحول ایجاد کنند، کسب‌وکارها را توسعه داده و در نهایت به خلق ارزش بپردازند. مفهوم کارآفرینی استراتژیک را می‌توان به‌عنوان توسعه تدوین استراتژی کارآفرینانه به‌عنوان یکی از حالت‌های استراتژی تلقی کرد که در آن توانایی تصمیم‌گیری سریع متناسب با تغییرات محیط بیرونی در نظر گرفته شده‌است (بی رد[12]، 1988). کارآفرینی استراتژیک فرایندی است که به‌طور هم‌زمان در جستجوی فرصت‌ها و مزایای رقابتی است تا استراتژی‌های کارآفرینانه‌ای را ایجاد کنند و موجب خلق ارزش شوند. پس ادغام کارآفرینی و دانش مدیریت استراتژیک را کارآفرینی استراتژیک گویند. کارآفرینی استراتژیک عبارت است از فعالیت‌های کارآفرینانه‌ای که در چارچوب استراتژی کسب‌وکار به انجام می‌رسد و به توسعه تخصص در مهارت‌ها و منابع اصلی پرداخته و از اهرم کاربرد و انتقال دانش در مهارت‌ها و منابع برای تولید محصولات و خدمات و یافتن بازارهای جدید استفاده می‌کند (حمیدیان‌پور و همکاران، 1396).

ابعاد کارآفرینی استراتژیک

استراتژی و کارآفرینی دو سازه مستقل از هم هستند؛ اما زمانی که با هم ادغام می‌شوند به ایجاد ارزش برای به‌دست آوردن مشتری و کسب مزیت رقابتی کمک می‌کنند که نشان‌دهنده اهمیت موضوع استراتژی در محیط پرتلاطم امروزی است. بدین‌منظور برای شناخت دقیق‌تر و بهتر این مفهوم باید ابعاد آن شناسایی گردد. در پژوهشی تحت‌عنوان «کارآفرینی استراتژیک: خاستگاه، مؤلفه‌های اصلی و جهات پژوهش» نویسندگان، شناسایی فرصت، نوآوری، پذیرش ریسک، انعطاف‌پذیری، رشد و بینش را مؤلفه‌های اصلی کارآفرینی استراتژیک نامیده‌اند (کیرگیدو و هاگز، 2010). ایرلند و همکاران[13] (2003) کارآفرینی استراتژیک را به چهار بعد ذهنیت کارآفرینانه[14]، فرهنگ و رهبری کارآفرینانه[15]، مدیریت استراتژیک منابع[16] و به‌کارگیری خلاقیت و نوآوری[17] کارآفرینانه تقسیم می‌کنند که در ادامه این ابعاد توضیح داده شده‌است:

1- ذهنیت کارآفرینانه: ذهنیت شیوه‌ای از تفکر در مورد کسب‌وکار است که بر مزایای عدم اطمینان تمرکز دارد. یک ذهنیت کارآفرینانه می‌تواند در خلق ارزش و ایجاد مزیت رقابتی مشارکت داشته‌باشد.

2- فرهنگ و رهبری کارآفرینانه: فرهنگ کارآفرینی، فرهنگی است که در آن ایده‌های نو مورد پذیرش قرار می‌گیرند و مخاطره و شکست تحمل می‌شود تا جایی که یادگیری شکل گیرد. رهبری به توانایی تأثیرگذاری بر دیگران به‌منظور ایجاد رفتار فرصت‌طلبانه و مزیت‌جویانه تأکید دارد.

3- مدیریت استراتژیک منابع: منابع استراتژیک، منابعی غیر قابل جانشین و کمیاب و ارزشمند هستند. موضوع مهم و اساسی منابع استراتژیک تمرکز بر مزیت رقابتی در شرکت‌ها است.

4- به‌کارگیری خلاقیت و نوآوری: خلاقیت را می‌توان به‌کارگیری ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید دانست (رضائیان و پورعزت، 1388).

     نوآوری فرایند گرفتن ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روش‌های جدید عملیات است (نصیری و همکاران، 1391). در سازمان‌های نوآور، ساختار، استراتژی، فرهنگ و صاحبان قدرت در سازمان از نوآوری حمایت می‌کنند و به‌دنبال آن بصیرت‌ها، سیاست‌ها و ارزش‌های مدیران عالی بر تقویت روحیه کارآفرینی تأکید دارد (طبرسا و همکاران، 1388).

مزیت رقابتی

تغییر و نحوه پاسخ‌گویی به این موضوع، جزء لاینفک کسب‌وکارهای قرن بیست و یکم است. تغییر مداوم نیازهای مشتری و سرعت پیشرفت‌های فناوری؛ محیطی را ایجاد کرده که دستیابی به مزیت رقابتی پایدار را دشوار ساخته‌است (پنگارسو و همکاران[18]، 2020). مفهوم مزیت رقابتی اولین بار توسط نظریه‌پردازی به نام فیلیپ سلزنیک[19] در سال ۱۹۵۷ بیان گردید، اما برجسته‌ترین صاحب‌نظر در زمینه مطالعات مزیت رقابتی، مایکل پورتر است. وی در یکی از کتاب‌های خود در سال ۱۹۹۰ به بررسی مزیت رقابتی ملت‌ها با تمرکز بر بنیان‌های خردگرایانه پرداخته‌است (رضایی دولت‌آبادی و همکاران، 1390). فرزین و همکاران (1398) «به نقل از بارنی (1991)» بیان می‌کنند: بنگاه زمانی دارای مزیت رقابتی پایدار است که یک راهبرد خلق ارزش را به‌طور غیر هم‌زمان با رقبای بالقوه و موجود اعمال کند؛ به‌گونه‌ای که بنگاه‌های دیگر قادر به نسخه‌برداری از فواید این راهبرد نباشند. پلس[20] (2014) مزیت رقابتی را حفظ درآمد بالاتر از حد طبیعی تعریف می‌کند.

     مزیت رقابتی کیفیت نسبی است که سازمان ادعا می‌کند از طریق آن می‌تواند بر عملکرد رقبای خود تجاوز کند و منافع درازمدت مشتریان را درک کند (صفری‌کاهره و همکاران[21]، 2011). مزیت رقابتی، موقعیت منحصربه‌فرد یک سازمان توسعه‌یافته را با رقبای دیگرش توصیف می‌کند، مزیت رقابتی عمدتاً از به‌کارگیری درست منابع و قابلیت‌ها مشتق می‌شود (ایزوچوکوا و همکاران[22]، 2014). توانایی یک شرکت با توجه به پاسخ‌های استراتژیک به فرصت و تهدید محیطی که منجر به افزایش مزیت رقابتی می‌شود، سنجیده می‌شود. کسب‌وکار در حال رشد زمانی به موفقیت می‌رسد که مزیت رقابتی خود را تقویت کند و هسته‌ای از مشتریان وفادار را بیابد که در طول زمان گسترش یابد (لی و لیو[23]، 2014). بنگاه‌ی می‌تواند مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند که مدیران آن، استراتژی خود را بر اساس ویژگی‌هایی اعمال کنند که به‌راحتی قابل کپی شدن نباشند (زامیر[24]، 2020).

ابعاد مزیت رقابتی

در مزیت رقابتی چهار بعد شناسایی شده‌است که به‌طور مختصر تشریح خواهند شد:

1- کیفیت: کالا یا خدمات باکیفیت، کالا و خدماتی می‌باشند که نیازهای مشتری را برطرف کرده و از عهده کاری که برای آن طراحی‌شده‌اند برآیند و هم‌چنین کیفیت را می‌توان با اضافه کردن ویژگی‌های منحصربه‌فرد به محصولات به‌منظور افزایش جذابیت رقابتی و به نفع مشتریان در مرحله نهایی به‌دست آورد.

2- نوآوری: نوآوری عبارت است از ایده جدید و خلاقانه‌ای که سازمان‌ها به آن جامه کاربردی و عملی بپوشانند.

3- کارایی: هزینه‌های ورودی در مقابل خروجی و ستاده‌های یک سازمان را اندازه‌گیری می‌کند. هر چه هزینه ورودی تقلیل یابد کارایی افزایش می‌یابد.

4- پاسخ‌گویی به مشتریان: بسیاری از مطالعات بر روی رضایت مشتری باعث شده‌است که انگیزه اصلی تأکید بر روی رضایت مشتری این باشد که مشتریان بسیار راضی می‌توانند به موقعیت رقابتی قوی‌تر و در نتیجه سهم بازار بالاتر و سود منجر شوند (صفری‌کاهره و همکاران، 2011).

     برای اینکه یک سازمان بتواند پاسخ‌گوی مشتریان باشد، باید نیازها و خواسته‌های مشتریان را شناسایی کند و به بهترین صورت و در بهترین زمان آنچه را که مشتریان می‌خواهند در اختیار آنان قرار دهد (رضایی دولت‌آبادی و همکاران، 1390).

پیشینه پژوهش

طبق تئوری احتمال[25]، شدت رقابت، فاکتوری بیرونی است که به‌طور قابل توجهی بر ساختار تجاری، سیستم‌های سازمانی، عملیات تجاری و عملکرد تأثیر می‌گذارد. شدت رقابت به درجه‌ای از رقابت اشاره دارد که بنگاه‌ی در صنعت یا بازاری خاص با آن روبه‌رو است. این وضعیتی است که رقابت بین رقبا در بازاری بی‌ثبات و فاقد فرصت برای رشد آینده است. این محیط بسیار رقابتی باعث می‌شود که شرکت‌ها در محصولات و فرایندهای تجاری خود تغییر و نوآوری کنند (سریبونلو، 2019). از این‌رو، کارآفرینی استراتژیک یک اقدام کارآفرینی با دیدگاه‌های استراتژیک است. همچنین، می‌توان اقدام کارآفرینی را یک اقدام استراتژیک با طرز تفکر کارآفرینی دانست (لوک و ویرین[26]، 2006). سریبونلو (2019) بیان می‌دارد که کارآفرینی استراتژیک تأثیر مستقیمی بر عملکرد تجاری، سودآوری و مزیت رقابتی شرکت‌های تایلندی دارد. زاهو و همکاران[27] (2019) نقش کارآفرینی استراتژیک در عملکرد و بهره‌وری شرکت‌ها را بسیار پررنگ و جدی بیان کرده‌اند. در پژوهشی دیگر، کیابو و ایساگا[28] (2019) بیان کردند که مؤلفه‌های کارآفرینی استراتژیک بر عملکرد و مزیت رقابتی شرکت‌های کوچک و متوسط با نقش میانجی‌گری مدیریت دانش تأثیر معناداری دارند. پیک و لی[29] (2018) در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که کارآفرینی استراتژیک و ابعاد آن تأثیر معناداری بر مزیت رقابتی شرکت‌های تولیدکننده شرکت‌های دیجیتالی دارند.

     میرزائیان وناب و همکاران (1396) بیان می‌کنند؛ کارآفرینی استراتژیک بر مزیت رقابتی هیئت‌های ورزشی تأثیر مستقیم ندارد؛ ولی مزیت رقابتی آن‌ها تحت‌تأثیر اثرهای غیر مستقیم ابعاد کارآفرینی استراتژیک از جمله: فرهنگ کارآفرینانه، رهبری کارآفرینانه و مدیریت استراتژیک منابع است. ملک‌اخلاق و همکاران (1392) در تحقیق خود با عنوان کارآفرینی استراتژیک و دستیابی به مزیت رقابتی: مطالعه تجربی در حوزه صنعتی‌سازی صنعت ساختمان و مسکن ایران؛ به این نتیجه رسیدند که کارآفرینی استراتژیک و ابعاد آن بر مزیت رقابتی تأثیر مستقیم و معناداری دارند.

     با توجه به پژوهش‌های بررسی‌شده، می‌توان استدلال کرد که آن‌چنان که باید به موضوع کارآفرینی استراتژیک و همچنین نقش شرکت‌های دانش‌بنیان در توسعه اقتصاد مبتنی بر دانش در کشور توجه نشده است. تحقیقات مختلفی هم که در این حوزه انجام شده‌است؛ چندان قابل‌اتکا نبوده و نیازمند پژوهش‌های بیشتر در این زمینه است. ولی به‌طورکلی با بررسی پیشینه پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که کارآفرینی استراتژیک بر مزیت رقابتی پایدار تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ هر چند پژوهش‌های محدودی هم متناسب با جامعه آماری خاص خود، این رابطه را تأیید نکرده‌اند.

مدل مفهومی و فرضیههای پژوهش

کارآفرینی استراتژیک ابزار مهمی برای پاسخ‌گویی به محیط پر چالش امروزی است و به‌عنوان فرایندی تعریف می‌شود که با شناسایی فرصت‌ها به‌دنبال کسب ارزش‌ها با بالاترین پتانسیل است که هدف آن دستیابی به نوآوری‌هایی است که پایه و اساس مزیت رقابتی خواهد بود. در سوی دیگر سازمان‌ها باید به‌دنبال جمع‌آوری اطلاعات به‌طور مؤثر و صحیح در محیط خارجی باشند که مزیت رقابتی را ایجاد کند. هر دو مفهوم، اهمیت درک محیط بیرونی (شناسایی فرصت‌ها و تهدیدها) را برای سازمان یادآور می‌شوند تا بهتر از دیگر رقبا عمل کرده و از میدان رقابت خارج نشوند. از طریق بررسی پیشینه پژوهش و نظر متخصصان، مدل مفهومی این پژوهش به‌صورت زیر طراحی گردید:

شکل 1. مدل مفهومی (تأثیر کارآفرینی استراتژیک بر مزیت رقابتی)

فرضیه اصلی پژوهش

کارآفرینی استراتژیک بر مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معناداری دارد.

فرضیههای فرعی پژوهش

  1. ذهنیت کارآفرینانه بر مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
  2. فرهنگ و رهبری کارآفرینانه بر مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
  3. مدیریت استراتژیک منابع بر مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
  4. به‌کارگیری خلاقیت و نوآوری بر مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معناداری دارد.

روششناسی پژوهش

این پژوهش به‌لحاظ هدف، کاربردی و به‌لحاظ روش انجام، پژوهشی توصیفی از نوع پیمایشی- همبستگی است. برای تعیین تأثیرگذاری متغیرها از روش آمار استنباطی و مدل‌سازی معادلات ساختاری[30] استفاده شده‌است. کاربردی بودن این پژوهش به آن دلیل است که نتایج مورد انتظار آن را می‌توان در جهت بهبود کارآفرینی در سازمان به کار گرفت. جامعه آماری این پژوهش 30 شرکت دانش‌بنیان علم و فناوری در شهرستان بوشهر بودند و از روش سرشماری برای تعیین حجم نمونه استفاده شده‌است. بدین‌منظور در هر شرکت 5 پرسش‌نامه توزیع گردید که در مجموع 150 پرسش‌نامه جمع‌آوری و مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری داده‌های پژوهش پرسش‌نامه بود. ابعاد و گویه‌های پرسش‌نامه‌ی هر دو متغیرِ کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی، از پژوهش پیک و لی (2018) اقتباس شده‌است.

     برای سنجش پایایی ابزار گردآوری داده‌ها از ضریب آلفا کرونباخ استفاده گردید. همچنین برای روایی محتوا در مرحله تدوین مدل مفهومی و دسته‌بندی موانع از نظرات اساتید دانشگاه خلیج‌فارس استفاده به عمل آمد. بعد از گردآوری داده‌ها، روایی سازه نیز در نرم‌افزار محاسبه گردید. روایی سازه عبارت است از توانایی ابزار مورد نظر در اندازه‌گیری صفتی که آزمون برای اندازه‌گیری آن ساخته شده‌است. به‌بیان‌دیگر آیا پرسش‌های طرح‌شده برای هر سازه، آن سازه را اندازه‌گیری می‌کنند یا خیر. برای این منظور از تحلیل عاملی تأییدی تک متغیری در نرم‌افزار SPSS استفاده شده‌است. معیارهای ارزیابی در این آزمون، آماره کفایت نمونه‌برداری، سطح تحت پوشش بارتلت و مقدار ویژه است. در این آزمون، مقدار ویژه برای همه عوامل بالاتر از یک به‌دست آمد که بیانگر وجود روایی سازه در متغیرها است.

     در این پژوهش، پس از جمع‌آوری کامل داده‌های پژوهش، داده‌های جمع‌آوری شده به نرم‌افزار SPSS24 انتقال داده شده و از آمار توصیفی برای تهیه انواع جداول و نمودارها جهت توصیف نمونه حاصل از جامعه آماری استفاده شده‌است. به‌منظور بررسی فرضیه‌های پژوهش و آزمون مدل نیز از نرم‌افزار SmartPLS3 که یکی از انواع روش‌های مدل‌سازی معادلات ساختاری است، استفاده گردیده‌است. طبیعتاً قبل از ورود به تجزیه‌وتحلیل علی داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها، لازم است که در مورد وضعیت توصیفی متغیرهای مورد مطالعه پژوهش، اطلاعاتی ارائه شود؛ بنابراین در این مرحله برای توصیف متغیرهای اصلی پژوهش از میانگین، انحراف‌معیار و واریانس استفاده شده‌است. پرسش‌نامه با توجه به طیف پنج‌گزینه‌ای لیکرت تهیه شد و عدد 1 به مفهوم کاملاً مخالفم و عدد 5 به معنی کاملاً َموافقم بود.

     در جدول 1 روایی و پایایی پژوهش به‌همراه آمار توصیفی متغیرهای پژوهش نشان داده شده‌است.

جدول 1. روایی و پایایی پرسشنامه و شاخصهای آماری مربوط به متغیرها

عامل

KMO

Sig

مقدار ویژه

آلفای کرونباخ

میانگین

انحرافمعیار

واریانس

کیفیت

67/0

000/0

4/2

72/0

35/12

87/2

21/8

نوآوری

85/0

000/0

3

85/0

05/13

40/4

38/19

پاسخ به مشتریان

67/0

000/0

2

76/0

75/9

45/2

98/5

کارایی

78/0

000/0

9/2

78/0

18/23

44/3

81/11

ذهنیت کارآفرینانه

75/0

000/0

4/2

79/0

07/11

77/1

14/3

فرهنگ و رهبری کارآفرینانه

75/0

000/0

7/2

79/0

61/15

42/2

86/5

مدیریت استراتژیک منابع

63/0

000/0

6/1

73/0

21/7

71/2

34/7

به‌کارگیری خلاقیت و نوآوری

72/0

000/0

3/2

76/0

91/19

05/3

29/9

یافتههای جمعیت شناختی پژوهش

در این پژوهش 150 پرسش‌نامه مورد ارزیابی قرار گرفت. از میان پاسخ‌دهندگان به پرسش‌نامه 43% را مردان و 56% را زنان تشکیل دادند که از این افراد 36% مجرد و 64% متأهل بودند. از نظر تحصیلات 22% دیپلم، 5% فوق‌دیپلم، 47% لیسانس و 26% باقیمانده را کارشناسی‌ارشد تشکیل دادند. از دیدگاه سابقه کار 52% زیر 5 سال، 32% 5 تا 10 سال و 16% بالاتر از 10 سال سابقه کار داشتند. شایان‌ذکر است که اکثر شرکت‌های مورد بررسی با توجه به ماهیت آن‌ها سابقه کاری کمتر از 5 سال داشتند و از نوع خدماتی بوده‌اند.

آزمون مدل مفهومی و فرضیههای پژوهش

در شکل 2، متغیرهای آشکار و پنهان و همچنین ضرایب مسیر و مقادیر C.R یا t نشان داده شده‌است. اعدادی که بین متغیرهای پنهان مدل (متغیرهایی که با شکل بیضی نشان داده‌شده‌اند) و متغیرهای آشکار (متغیرهای به‌شکل مستطیل که همان زیر مؤلفه‌های متغیر پنهان می‌باشند) هستند، نشان‌دهنده بارهای عاملی می‌باشند. روابطی که بین متغیرهای پنهان تعریف شده‌است، همان فرضیه‌های پژوهش می‌باشند و اعداد نشان داده شده بر روی این روابط، ضرایب مسیر هستند.

     نرم‌افزار SmartPLS3 برای برازش مدل‌های اندازه‌گیری، پایایی مرکب[31] و متوسط اشتراک[32] (AVE) را محاسبه می‌کند و مقدار R2 را برای برازش مدل‌های ساختاری ارائه می‌دهد. مقادیر بیشتر از 5/0 برای متوسط اشتراک، بیشتر از 7/0 برای پایایی مرکب و بیشتر از 3/0 برای R2 بیانگر برازش مناسب مدل هستند (آذر و همکاران، 1391).

شکل 2. اعداد معناداری متغیرهای پژوهش در نرمافزار PLS

شکل 3. مدل مفهومی پژوهش در نرمافزار PLS

     با اجرای آزمون مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار، شاخص‌های برازش‌ی ارائه شده که نشان می‌دهند تا حدی مدل مفهومی مورد ادعا به‌وسیله داده‌های تجربی برازش گردیده‌است. برخلاف آزمون‌های مرسوم آماری که با یک آماره مورد تأیید و یا رد قرار می‌گیرند، در مدل‌سازی معادلات ساختاری، دسته‌ای از شاخص‌ها معرفی می‌شوند. میزان بارهای عاملی سؤالات پرسش‌نامه برای تأیید شدن آن باید بالای 4/0 باشد و داده‌ها در جدول 2 نشان‌می‌دهد که بارهای عاملی مدل در وضعیت خوبی قرار دارند. وضعیت شاخص‌های برازش برای مدل مفهومی پژوهش در جدول 3 آورده شده‌است.

جدول 2. میزان بارهای عاملی سؤالات پرسشنامه در نرمافزار SmartPLS

ذهنیت کارآفرینانه

فرهنگ و رهبری

مدیریت استراتژیک

72/0

62/0

73/0

82/0

68/0

87/0

84/0

83/0

87/0

 

بهکارگیری خلاقیت

مزیت رقابتی

86/0

73/0

76/0

77/0

82/0

95/0

25/0

94/0

85/0

جدول 3. خروجی برازش مدل با SmartPLS

نام شاخص

مدل

برازش قابلقبول

ضریب میانگین واریانس استخراج‌شده

AVE

53/0=V1

50%>

64/0=V2

62/0=V3

64/0=V4

69/0=V5

پایایی مرکب

Composite Reliability

81/0=V1

70%>

84/0=V2

93/0=V3

86/0=V4

89/0=V5

R2

96/0=V1

30% <

مقدار GOF

77%

16%>

     همان‌طور که در جدول 3 مشخص است تعداد زیادی از شاخص‌های برازش مدل از وضعیت مناسبی برخوردار هستند. تأیید کلی مدل به آن مفهوم نیست که همه روابط موجود در مدل تأیید شده‌اند. پس از برازش کلی مدل باید روابط مدل نیز مورد آزمون قرار گیرند که آیا روابط تعریف شده تأیید می‌شوند یا خیر. معناداری فرضیه‌های مدل در جدول 4 نشان داده‌شده‌اند.

جدول 4. آزمون فرضیههای پژوهش

فرضیه

روابط مدل مفهومی

ضریب مسیر

برآورد t

نتیجه

1

کارآفرینی استراتژیک

--- <

مزیت رقابتی

94/0

42/122

تأیید

2

ذهنیت کارآفرینانه

---->

مزیت رقابتی

077/0

02/2

تأیید

3

فرهنگ و رهبری

---->

مزیت رقابتی

72/0

12/13

تأیید

4

مدیریت استراتژیک منابع

--- <

مزیت رقابتی

007/0

21/0

رد

5

به‌کارگیری خلاقیت و نوآوری کارآفرینانه

---->

مزیت رقابتی

25/0

57/4

تأیید

فرضیه نخست مربوط به تأثیر کارآفرینی استراتژیک بر مزیت رقابتی است که دارای ضریب مسیر 94/0 است؛ بدین معنا که 1% تغییر در متغیر کارآفرینی استراتژیک باعث تغییر 94 درصدی در متغیر مزیت رقابتی می‌شود. مقدار t این فرضیه 42/122 است که بیانگر تأیید این فرضیه در سطح 99% است. در فرضیه دوم (فرعی اول) بیان شده که ذهنیت کارآفرینانه بر مزیت رقابتی تأثیر مثبت و معناداری دارد. مقدار ضریب مسیر 077/0 است، یعنی 1% تغییر در متغیر ذهنیت کارآفرینانه باعث تغییر 77 هزارم درصدی در متغیر مزیت رقابتی می‌شود. مقدار t این فرضیه 02/2 است که بیانگر تأیید این فرضیه در سطح 99% است. فرضیه سوم (فرعی دوم) مربوط به تأثیر مثبت فرهنگ و رهبری کارآفرینانه بر مزیت رقابتی است که دارای ضریب مسیر 72/0 است یعنی 1% تغییر در متغیر رهبری کارآفرینانه باعث تغییر 72 درصدی در متغیر مزیت رقابتی می‌شود. مقدار t این فرضیه 12/13 است که بیانگر تأیید این فرضیه در سطح 99% است.

     فرضیه فرعی سوم مربوط به تأثیر مثبت مدیریت منابع استراتژیک بر مزیت رقابتی است که دارای ضریب مسیر 007/0 است، یعنی 1% تغییر در متغیر مدیریت منابع استراتژیک باعث تغییر 7 هزارم درصدی در متغیر مزیت رقابتی می‌شود. مقدار t این فرضیه 21/0 است که بیانگر رد این فرضیه در سطح 99% است. فرضیه فرعی چهارم مربوط به تأثیر به‌کارگیری خلاقیت و نوآوری بر مزیت رقابتی است که دارای ضریب مسیر 25/0 است یعنی 1% تغییر در متغیر خلاقیت و نوآوری باعث تغییر 25 درصدی در متغیر مزیت رقابتی می‌شود. مقدار t این فرضیه 57/4 است که بیانگر تأیید این فرضیه در سطح 99% است.

بحث و نتیجهگیری

هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بین دو مفهوم جدید در مدیریت عملکرد یعنی؛ کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی بر اساس داده‌های به‌دست‌آمده از مدیران و کارشناسان شرکت‌های دانش‌بنیان شهرستان بوشهر بوده است. بررسی گسترده ادبیات در مورد این مفاهیم نشان‌می‌دهد که در حال حاضر به رابطه بین کارآفرینی استراتژیک و مزیت رقابتی توجه چندانی صورت نگرفته‌است و نیازمند پژوهش بیشتری در این زمینه است. در ادامه با توجه به آزمون مدل مفهومی و فرضیه‌های پژوهشی، در رابطه با هر یک از ابعاد کارآفرینی استراتژیک به بحث و نتیجه‌گیری و همچنین ارائه پیشنهادهای کاربردی پرداخته می‌شود.

     کارآفرینی استراتژیک: نتایج پژوهش حاضر نشان‌می‌دهد که کارآفرینی استراتژیک به‌صورت مستقیم بر مزیت رقابتی تأثیرگذار است. شدت تأثیر این متغیر با توجه به ضریب تأثیر آن 94% است. یافته‌های پژوهش با یافته‌های پیشین از قبیل سریبونلی (2019)، زاهو و همکاران (2019) و ملک‌اخلاق و همکاران (1392) هم‌راستا است. ملک اخلاق و همکاران (1392) به نتیجه مشابهی دست یافتند که کارآفرینی استراتژیک راه را برای صنعت جهت مزیت رقابتی بیشتر هموار می‌سازد. اگر صاحبان و مدیران صنایع به‌دنبال تصاحب بازارها و سبقت از رقبای خود هستند توسعه مزیت رقابتی را باید در برنامه استراتژیک کارآفرینانه خود دنبال کنند. بر این اساس به مدیران شرکت‌های کارآفرینانه پیشنهاد می‌گردد به سازوکارهای کارآفرینی استراتژیک که منجر به شناسایی منابع و فرصت‌هایی می‌شود که قبلاً مورد بهره‌برداری قرار نگرفته بودند؛ توجه شود. توجه به نوآوری و به‌تبعِ آن کارآفرینی استراتژیک باید توسط صاحبان و مدیران ارشد شرکت‌های دانش‌بنیان از مهم‌ترین استراتژی‌های آنان به‌منظور دستیابی به مزیت رقابتی باشد.

     ذهنیت کارآفرینانه: یافته‌های این پژوهش نشان داد که ذهنیت کارآفرینانه به‌صورت مستقیم بر مزیت رقابتی تأثیرگذار است. شدت این متغیر با توجه به ضریب تأثیر 077/0 است. یافته‌های پژوهش با یافته‌های پیشین از قبیل کیابو و ایساکا (2019)، پیک و لی (2018) هم‌راستا بوده و با نتیجه پژوهش میرزائیان وناب و همکاران (1396) همخوانی ندارد. در تأیید پژوهش حاضر، ایرلند و همکاران (2003) به این نتیجه دست یافتند که ذهنیت کارآفرینانه می‌تواند در ایجاد مزیت رقابتی مشارکت کند و همچنین برای خلق ارزش ضروری باشد. ذهنیت کارآفرینانه یکی از مهم‌ترین ابعاد تأثیرگذار بر مزیت رقابتی است؛ بنابراین به مدیران شرکت‌های کارآفرینانه پیشنهاد می‌گردد که با به‌کارگیری و مفهوم‌سازی ذهنیت کارآفرینانه در میان کارکنان خود سهم زیادی از بازار را کسب نمایند. در این راستا؛ شرکت‌های دانش‌بنیان باید محیطی را برای کارکنان خود فراهم آورند که باعث ترغیب آنان به ایده‌پردازی شود. مدیران باید کارکنانی را پرورش و توسعه دهند که قادر به شناسایی و اولویت‌بندی فرصت‌های جدید باشند تا سریع‌تر از سایر شرکت‌ها به بهره‌گیری از آن‌ها بپردازند. زیرا، در محیط رقابتی امروزی، برخورداری از کارکنانی که در مرحله اول، توانایی شناسایی فرصت‌ها و سپس به‌کارگیری آن‌ها را داشته‌باشند، ضروری است که ذهنیت کارآفرینانه چنین کارکنانی باید بهبود یابد. این مهم از طریق برگزاری دوره‌های آموزشی که در آن، چشم‌انداز، مأموریت، اهداف و استراتژی‌های شرکت ارائه شده و معیارهایی که باعث برتری رقابتی شرکت نسبت به رقبا می‌شود، صورت می‌پذیرد.

     فرهنگ و رهبری کارآفرینانه: این بعد از کارآفرینی استراتژیک، به‌صورت مستقیم بر مزیت رقابتی تأثیرگذار است. ضریب تأثیر این متغیر 72/0 است. یافته‌های این پژوهش با نتایج پژوهش‌های پیشین از قبیل کیابو و ایساکا (2019)، پیک و لی (2018) و میرزائیان وناب و همکاران (1396) همخوانی دارد. میرزائیان وناب و همکاران (1396) بیان می‌کنند که رهبران، مسئول ایجاد توسعه فرهنگ کارآفرینانه هستند؛ فرهنگی که در آن استفاده اثربخش از کارآفرینی استراتژیک تشویق شود. ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در سازمان باعث تمرکز بر هدف‌های جستجوی فرصت و نیز جستجوی مزیت می‌شود. فرهنگ و رهبری کارآفرینانه در کنار هم موجب تغییرات مستمر در سازمان و رفتار مزیت‌جویانه می‌شود. بدین‌منظور پیشنهاد می‌شود سازمان‌های کارآفرینانه به خلق و ایجاد ایده‌های جدید و قبول ریسک و مخاطره بیشتر بها داده و خلاقیت از جانب مدیریت مورد تشویق قرار گیرد. همچنین، وجود افرادی در سازمان که بتوانند کارکنان را به‌سوی خلاقیت و نوآوری، مخاطره‌پذیری و پیشرو بودن در برابر سایر رقبا تشویق کنند تا به‌طور هم‌زمان رفتارهای فرصت‌جویانه و مزیت‌جویانه را گسترش دهند؛ ضروری است.

مدیریت استراتژیک منابع: از دیگر ابعاد کارآفرینی استراتژیک، مدیریت استراتژیک است که بر اساس یافته‌های این پژوهش به‌صورت مستقیم بر مزیت رقابتی تأثیرگذار نیست. شدت تأثیر این متغیر با توجه به ضریب تأثیر آن 007/0 است. یافته‌های این پژوهش با نتایج پژوهش‌های پیشین از قبیل پیک و لی (2018)، میرزائیان وناب و همکاران (1396) و ملک‌اخلاق و همکاران (1392) همخوانی ندارد. در این مطالعات، محققان به این نتیجه دست‌یافته‌اند که کارآفرینی استراتژیک به‌عنوان یک فرصت و مدیریت استراتژیک منابع به‌عنوان مهم‌ترین مزیت رقابتی در شرکت‌های نوپا نقش اساسی ایفا می‌کنند. عواملی از قبیل فرهنگ سازمانی و فرهنگ منطقه مورد پژوهش و همچنین، بخش اعظم پاسخ‌دهندگان به پرسش‌نامه که در مقطع تحصیلی کارشناسی (47%) بوده‌اند در دستیابی به این یافته تأثیرگذار می‌باشند. هرچند که تأثیر معنادار مدیریت استراتژیک منابع بر مزیت رقابتی مورد تأیید قرار نگرفته‌است؛ ولی روی آوردن به رویکردهای استراتژیک و تسلط بر روش‌ها و ابزارهای لازم برای داشتن قابلیت مدیریت منابع، تصمیم‌گیری و اجرای فعالیت‌های طراحی، برنامه‌ریزی و کنترل ضروری است.

به‌کارگیری خلاقیت و نوآوری: یافته‌های پژوهش نشان‌می‌دهد که خلاقیت و نوآوری کارآفرینانه بر مزیت رقابتی تأثیرگذار است. ضریب تأثیر این متغیر 25/0 است. یافته‌های این پژوهش با یافته‌های پژوهش‌های پیشین از قبیل کیابو و ایساکا (2019)، پیک و لی (2018) و ملک اخلاق و همکاران (1392) هم‌راستا است. ملک اخلاق و همکاران (1392) در پژوهش خود دریافتند در صورتی که ابعاد کارآفرینی استراتژیک به‌درستی اعمال شود و نوآوری و خلاقیت در سازمان تشویق شود، شرکت‌ها به‌شدت می‌توانند از رقبای خود پیشی گرفته و مزیت رقابتی خود را ارتقا دهند. بنابراین سازمان‌ها باید به دنیال توسعه خلاقیت و نوآوری با هدف توسعه مزیت رقابتی باشند. به‌طورکلی، کارآفرینی در محیط‌های مختلف ایجاد می‌شود و از طریق خلاقیت و نوآوری افرادی که به‌دنبال فرصت‌هایی برای خلق ایده هستند، باعث تغییراتی در سازمان می‌گردد؛ بنابراین به مدیران پیشنهاد می‌گردد که از ایده‌های جدید و سودمند توسط نیرو انسانی در سازمان‌ها استقبال شود تا مزیت رقابتی پایدار و بلندمدت ایجاد گردد.

این پژوهش نیز مانند هر پژوهش دیگری متأثر از برخی از محدودیت‌ها است. عدم همکاری برخی از کارکنان سازمان‌ها به‌دلیل محافظه‌کاری و عدم تعمیم نتایج پژوهش به دیگر سازمان‌ها، از جمله این محدودیت‌ها به‌شمار می‌رود. بدین‌منظور برای پژوهش‌های آتی، به پژوهشگران پیشنهاد می‌شود که مطالعه مشابهی با مدل این پژوهش در سازمان‌های دیگر انجام گیرد و نتایج آن‌ها با این پژوهش مقایسه گردد. همچنین، می‌توان با استفاده از متغیرهای دیگری مانند استراتژی کسب‌وکار و فرهنگ سازمانی به‌عنوان متغیر میانجی مدل پژوهش را مورد بررسی قرار داد.

منابع

آذر، عادل؛ غلام‌زاده، رسول؛ قنواتی، مهدی (1391). مدلسازی مسیری-ساختاری در مدیریت: کاربرد نرمافزار SmartPLS. تهران: نگاه دانش.

احمدی، محمد؛ احمدی، پویا؛ جوادی، روح‌الله (1402). نقش تعدیل‌گر نوآوری در تأثیر تفکر استراتژیک بر بقای سازمان (مورد مطالعه: شرکت‌های دانش‌بنیان استان مرکزی). آموزش و مدیریت کارآفرینی، 2 (1)، 20-1. doi: 10.22126/eme.2023.2497

امیری، مهدی (1397). بررسی رابطه بین مدیریت دانش و کارآفرینی استراتژیک مبتنی بر میانجی‌گری نوآوری سازمانی (مطالعه موردی: سازمان آموزش و پرورش فارس). فصلنامه ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، 8 (2)، 184-147.

حمیدیان‌پور، فخریه؛ شفیعی، فهیمه؛ دهقانی، مریم (1396). ارائه مدل مفهومی جهت بررسی تأثیر کارآفرینی استراتژیک بر نوآوری استراتژیک در شرکت‌های دانش‌بنیان شهرستان بوشهر. فصلنامه مدیریت فردا، 16 (51)، 146-133.

رضایی دولت‌آبادی، حسین؛ زینلی، زهرا؛ شکرچی، زهرا (1390). بررسی تأثیر هوشمندی رقابتی بر مزیت رقابتی. فصلنامه چشمانداز مدیریت بازرگانی، 38 (5)، 25-9.

رضائیان، علی؛ پورعزت، علی‌اصغر (1388). مبانی سازمان و مدیریت. تهران: انتشارات سمت.

طبرسا، غلامعلی؛ محبوب، سیامک؛ اسماعیلی گیوی، محمدرضا (1388). بررسی تأثیر فرهنگ کارآفرینانه بر خلاقیت و نوآوری در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور. تحقیقات اطلاعرسانی و کتابخانههای عمومی، 16 (1)، 22-5.

غفوری، خالد؛ هویدا، رضا (1402). طراحی و تبیین مدلی برای برندسازی در سازمان‌های آموزشی (مورد مطالعه: مدارس سرآمد شهر اصفهان). آموزش و مدیریت کارآفرینی، 2 (1)، 92-75. doi: 10.22126/eme.2023.2508

فرزین، محمدرضا؛ محمودی، مصطفی؛ کروبی، مهدی؛ پور فرج، اکبر (۱۳۹۸). ایجاد مزیت رقابتی پایدار در بخش هتلداری (رویکرد تلفیقی عاملیت گرایی و منبع محوری)، نشریه مطالعات اجتماعی گردشگری، ۷ (۲)، 24-1.

گوران، میلاد؛ بهاروند، فتانه (1402). بررسی تأثیر نیمرخ کارآفرینی بر قصد کارآفرینی با تعدیل‌گری محیط دانشگاه (مورد مطالعه: دانشجویان گروه کارآفرینی دانشگاه سیستان و بلوچستان). آموزش و مدیریت کارآفرینی، 2 (2)، 78-59. doi: 10.22126/eme.2023.9435.1041

ملک اخلاق، اسماعیل؛ مرادی، محمود؛ درستکار احمدی، ناهید؛ مهدی‌زاده، مهران (1392). کارآفرینی استراتژیک و دستیابی به مزیت رقابتی: مطالعه تجربی در حوزه صنعتی‌سازی صنعت ساختمان و مسکن ایران. فرایند مدیریت و توسعه. ۲۶ (۴)، 48-25.

موحدی، رضا؛ پویا، مهرداد (1402). موانع و راهکارهای توسعه مشاغل خانگی زنان (مورد مطالعه: زنان آسیب‌پذیر شهر همدان). آموزش و مدیریت کارآفرینی، 2 (1)، 107-93. doi: 10.22126/eme.2023.2507

میرزائیان وناب، زینب؛ مهدی‌پور، عبدالرحمن؛ ازمشا، طاهره (1396). ارائه مدل کارآفرینی استراتژیک برای دست‌یابی به مزیت رقابتی در هیئت‌های ورزشی استان خوزستان. مطالعات مدیریت ورزشی، 45 (9)، 190-175. doi: 10.22089/smrj.2017.3707.1725

نصیری، سمانه؛ احمدی، عبداله؛ برزگر، مجید (1391). رابطه خلاقیت و نوآوری با رضایت شغلی در شاغلان صنایع‌دستی شیراز. ابتکار و خلاقیت در علوم انسانی، 2 (3)، 204-169.

 

[1]. Strategic Entrepreneurship

[2]. Dogan

[3]. Zhao et al.

[4]. Gölgeci et al.

[5]. Chang et al.

[6]. Holcomb & Ireland

[7]. Sriboonlue

[8]. Casillas et al.

[9]. Hitt et al.

[10]. Ketchen et al.

[11]. Kyrgidou & Hughes

[12]. Bird

[13]. Ireland et al.

[14]. Entrepreneurial Mindset

[15]. Entrepreneurial Culture & Leadership

[16]. Resource Strategic Management

[17]. Creativity & Innovation

[18]. Pangarso et al.

[19]. Philip Selznick

[20]. Pels

[21]. Safari Kahreh et al.

[22]. Izuchukwua et al.

[23]. Li & Liu

[24]. Zameer et al.

[25]. Contingency Theory

[26]. Luke & Verreynne

[27]. Zhao et al.

[28]. Kiyabo & Isaga

[29]. Paek & Lee

[30]. Structural Equation Modeling (SEM)

[31]. Composite Reliability

[32]. Average Variance Extracted

 
References
Ahmadi, M., Ahmadi, P., & Javadi, R. (2023). The Moderating Role of Innovation in the Effect of Strategic Thinking on the Survival of the Organization (A Case Study of Knowledge-Based Companies of Markazi Province). Education and Management of Entrepreneurship, 2(1), 1-20. doi: 10.22126/eme.2023.2497 (in Persian).
Amiri, M. (2018). The Relationship between Knowledge Management and Strategic Entrepreneurship Based on the Mediating Role of Organizational Innovation (Case study: Fars Education Organization). Journal of Innovation and Creativity in Human Science, 8 (2), 147-184. (in Persian).
Azar, A., Gholamzadeh, R., & Qanawati, M. (2011). Path-structural modeling in management: application of SmartPLS software. Tehran: Negah Danesh Publications. (in Persian).
Bird, B. (1988). Implementing entrepreneurial ideas: the case for intention. Academy of Management Review, 13 (3), 442-453. doi: 10.5465/amr.1988.4306970
Casillas, J., Moreno, A., & Barbero, J. (2010). A configurational approach of the relationship between entrepreneurial orientation and growth of family firms. Family Business Review, 23 (1), 27-44. doi: 10.1177/0894486509345159
Dogan, N. (2015). The intersection of entrepreneurship and strategic management: strategic entrepreneurship. Procedia-Social and behavioral sciences, 195 (1), 1288-1294. doi: 10.1016/j.sbspro.2015.06.290
Farzin, M. R., Mahmoudi, M., Karroubi, M., & Porfaraj, A. (2018). Creating a sustainable competitive advantage in the hotel sector (an integrated approach of agentism and resource-oriented). Journal of Social Studies of Tourism, 7 (2), 1-24. (in Persian).
Ghafouri, K., & Hoveida, R. (2023). Designing and Explaining a Model for Branding in Educational Organizations (Case study: Excellent Schools in Isfahan City). Education and Management of Entrepreneurship, 2 (1), 75-92. doi: 10.22126/eme.2023.2508 (in Persian).
Gölgeci, I., Larimo, J., & Arslan, A. (2017). Institutions and dynamic capabilities: Theoretical insights and research agenda for strategic entrepreneurship. Scandinavian Journal of Management, 33 (4), 243-252. doi: 10.1016/j.scaman.2017.08.003
Gouran, M., & Baharvand, F. (2023). Investigating the Impact of Entrepreneurship Profile on Entrepreneurship Intention Considering the Modifying Role of University Environment (Case Study: Entrepreneurship Students in University of Sistan and Baluchestan). Education and Management of Entrepreneurship, 2 (2), 59-78. doi: 10.22126/eme.2023.9435.1041 (in Persian).
Hamidianpour, F., Shafii, F., & Dehghani, M. (2016). Presenting a conceptual model to investigate the effect of strategic entrepreneurship on strategic innovation in knowledge-based companies in Bushehr city. Farda Management Quarterly, 16 (51), 133-146. (in Persian).
Hitt, M. A., Ireland, R. D., Sirmon, D. G., & Trahms, C. A. (2011). Strategic entrepreneurship: creating value for individuals, organizations, and society. Academy of management perspectives, 25 (2), 57-75. doi: 10.5465/amp.25.2.57
Holcomb, T., & Ireland, R. (2009). Architecture of entrepreneurial learning: Exploring the link among heuristics, knowledge, and action. Entrepreneurship Theory and Practice, 33 (1), 167-192. doi: 10.1111/j.1540-6520.2008.00285.x
Ireland, R., Hitt, M., & Sirmon, D. (2003). A model of strategic entrepreneurship: The construct and its dimensions. Journal of Management, 29 (6), 963–989. doi: 10.1016/S0149-2063(03)00086-2
Ketchen, J. D. J., Ireland, R. D., & Snow, C. C. (2007). Strategic entrepreneurship, collaborative innovation, and wealth creation. Strategic entrepreneurship journal, 1 (3), 371-385. doi: 10.1002/sej.20
Kiyabo, K., & Isaga, N. (2019). Strategic entrepreneurship, competitive advantage, and SMEs’ performance in the welding industry in Tanzania. Journal of Global Entrepreneurship Research, 9 (1), 62-75. doi: 10.1186/s40497-019-0188-9
Kyrgidou, L., & Hughes, M. (2010). Strategic entrepreneurship: origins, core elements and research directions. European Business Review, 22 (1), 43-63. doi: 10.1108/09555341011009007
Li, D., & Liu, J. (2014). Dynamic capabilities, environmental dynamism, and competitive advantage: Evidence from China. Journal of Business Research, 67 (1), 2793-2799. doi: 10.1016/j.jbusres.2012.08.007
Luke, B., & Verreynne, M. L. (2006). Exploring strategic entrepreneurship in the public sector. Qualitative Research in Accounting & Management, 3 (1), 4-26. doi: 10.1108/11766090610659724
Malek-Akhlaq, I., Moradi, M., Dorostkar-Ahmadi, N., & Mehdizadeh, M. (2012). Strategic entrepreneurship and achieving competitive advantage: an empirical study in the field of industrialization of Iran's construction and housing industry. Management and development process, 26 (4), 25-48. (in Persian).
Mirzaeeian-vanab, Z., Mehdipour, A., & Azmsha, T. (2017). Providing Model Entrepreneurship on Achieving Competitive Advantage, The Board Sport Khuzestan. Sport Management Studies, 9 (45), 175-190. doi: 10.22089/smrj.2017.3707.1725 (in Persian).
Movahedi, R., & Pouya, M. (2023). Barriers and Solutions for the Development of Women's Home-Based Businesses (Case Study: Vulnerable Women in Hamedan City). Education and Management of Entrepreneurship, 2 (1), 93-107. doi: 10.22126/eme.2023.2507 (in Persian).
Nasiri, S., Ahmadi, E., & Barzegar, M. (2012). Study the relationship between creativity and job satisfaction in Shiraz handcraft employees. Journal of Innovation and Creativity in Human Science, 2 (3), 169-205. (in Persian).
Paek, B., & Lee, H. (2018). Strategic entrepreneurship and competitive advantage of established firms: evidence from the digital TV industry. International Entrepreneurship and Management Journal, 14 (4), 883-925. doi: 10.1007/s11365-017-0476-1
Pangarso, A., Astuti, E. S., Raharjo, K., & Afrianty, T. W. (2020). Data of innovation ambidexterity as a mediator in the absorptive capacity effect on sustainable competitive advantage. Data in brief, 29 (1), 150-200. doi: 10.1016/j.dib.2020.105200
Pels, L. (2014). Competitive advantage: the courage in formulating objective. Journal Social and Behavioral Sciences, 150 (1), 271-280. doi: 10.1016/j.sbspro.2014.09.058
Rezaei-Dolatabadi, H., Zainli, Z., & Shekarchi-Zadeh, Z. (2018). Examining the effect of competitive intelligence on competitive advantage. Business Management Perspectives Quarterly, 38 (5), 9-25. (in Persian).
Rezaian, A., & Pourezat, A. A. (2008). Principles of organization and management. Tehran: Samt Publications. (in Persian).
Safari Kahreh, M., Ahmadi, H., & Hashemi, A. (2011). Achieving competitive advantage through empowering employees: An empirical study. Fareast Journal, 3 (2), 1-12.
Sriboonlue, P. (2019). Strategic Entrepreneurial Awareness and Business Performance: Empirical Evidence from Small and Medium-sized Enterprises in Thailand. Procedia Computer Science, 158 (1), 653-661. doi: 10.1016/j.procs.2019.09.100
Tabarsa, G. A., Mehboob, S., & Esmaili-Givi, M. R. (2008). Investigating the effect of entrepreneurial culture on creativity and innovation in public libraries in the country. Information research and public libraries, 16 (1), 5-22. (in Persian).
Zameer, H., Wang, Y., & Yasmeen, H. (2020). Reinforcing green competitive advantage through green production, creativity and green brand image: implications for cleaner production in China. Journal of Cleaner Production, 14 (1), 119-139. doi: 10.1016/j.jclepro.2019.119119
Zhao, E. Y., Ishihara, M., & Jennings, P. D. (2020). Strategic entrepreneurship's dynamic tensions: Converging (diverging) effects of experience and networks on market entry timing and entrant performance. Journal of Business Venturing, 35 (2), 105-119. doi: 10.1016/j.jbusvent.2019.04.001