Investigating the Impact of Entrepreneurial Alertness on Entrepreneurial Intention with the Moderating Role of Psychological Well-being Among Psychology Students

Document Type : Original Article

Authors

1 Director of Technology Incubator, Shiraz University, Shiraz, Iran.

2 Department of Psychology, Payame Noor University, Tehran, Iran.

Abstract

In recent decades, universities have adopted the "entrepreneurial university" approach, implementing various mechanisms to support the commercialization of innovative ideas and research outcomes. In this context, fostering an entrepreneurial culture among students is paramount. Students should be the primary target of university programs and mechanisms, aiming to enhance their entrepreneurial intention and utilize them for starting new businesses. Entrepreneurial intention, recognized as a significant belief in starting a new business and making informed plans, holds special importance. Various factors can influence entrepreneurial intention, including entrepreneurial alertness and psychological well-being. Therefore, this study examines the impact of entrepreneurial alertness on entrepreneurial intention with the moderating role of psychological well-being among psychology students. This research is applied in nature and conducted using a descriptive survey method. The statistical population of this study includes all psychology students at the Fatemieh Higher Education Institute in Shiraz, from which 183 students were randomly selected. The results showed that entrepreneurial alertness and psychological well-being positively and significantly affect entrepreneurial intention. However, the moderating effect of psychological well-being on the relationship between alertness and entrepreneurial intention was not confirmed. Thus, entrepreneurial alertness can significantly influence entrepreneurial intention, and psychological well-being is also an effective factor in the emergence of entrepreneurial intention. Nonetheless, the impact of alertness on entrepreneurial intention did not vary among students with different levels of psychological well-being. It is recommended that university programs and policies that emphasize enhancing entrepreneurial alertness and promoting students' psychological well-being, particularly in psychology, be designed and implemented.

Keywords

Main Subjects


مقدّمه

در سال‎های اخیر ایجاد سازوکارهای مختلف تسهیل و تشویق کارآفرینی در بین دانشجویان مانند مراکز نوآوری، مراکز رشد، شتاب‌دهنده‌ها، رویدادهای کارآفرینی و تورهای فناوری توسط دانشگاه‎ها ایجاد شده‎اند. دانشگاه‌های کشور در راستای نیل به دانشگاه نسل سوم، طیف متنوعی از این رویکردها را برای ترویج و حمایت از کارآفرینی اجرا می‌کنند، ولی در نهایت هدف همه برنامه‌ها ترویج کارآفرینی به‌عنوان یک گزینه شغلی برای دانشجویان است. گذار از دانشگاه‎های نسل اول و دوم به دانشگاه‎های نسل سوم در شرایط کنونی یک ضرورت اساسی است که بی‎توجهی به آن پیامدهای بدی به دنبال خواهد داشت. این مسئله با توجه به موضوع بیکاری قشر تحصیل‌کرده اهمیت دوچندان می‎یابد. بیکاری دانش‎آموختگان دانشگاهی یک معضل اساسی برای تمام کشورها از جمله ایران است؛ چراکه نرخ بیکاری گروه سنی 12 تا 39 ساله در بهار 1401 بالا رفته است (صبا و همکاران، 1402).

     پس خروجی این سازوکارها و برنامه‎ها باید کسب‌وکارهای نوپایی باشد که توسط دانش‎آموختگان پایه‎گذاری شده‎اند؛ بنابراین در اینجا باید به قصد کارآفرینی[1] دانشجویان به‌عنوان یک پیشران مهم در درک چگونگی اقدام به کارآفرینی و پایه‎گذاری کسب‌وکارهای نوپا توجه کرد. قصد راه‎اندازی یک کسب‌وکار در میان دانشجویان می‎تواند به‌عنوان یک گزینه شغلی و یک سبک زندگی مطرح شود. حضور در دانشگاه و فعالیت‎های دانشگاهی و دانشجویی در توسعه سطوح انگیزه و توانایی‎های دانشجویان برای فعالیت‎های کارآفرینی بسیار مهم است. با این وجود دانشجویان اغلب کارآفرینی را یک گزینه مناسب نمی‌دانند، در نتیجه خود را از کارآفرینی به‌عنوان یک شغل محروم می‌کنند.

     قصد کارآفرینی را می‌توان به‌عنوان یک باور پذیرفته‌شده توسط فرد برای راه‎اندازی یک کسب‌وکار جدید و برنامه‎ریزی آگاهانه برای انجام آن در مقطعی در آینده تعریف کرد (تومی و پارده[2]، 2020)؛ بنابراین، قصد عامل مهمی در فرآیندهای مرتبط با ایجاد یک بنگاه جدید است. با توجه به عوامل درونی و بیرونی، محققان مدل‌های روان‌شناختی زیادی از کارآفرینی را برای تبیین قصد کارآفرینانه یک فرد پیشنهاد کرده‌اند. به‌عنوان مثال در مدل رفتار برنامه‌ریزی‌شده[3] قصد به نگرش نسبت به رفتار پیش‌بینی‌شده، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک‎شده بستگی دارد (آجزن[4]، 1987).

     مدل ویژگی‎های روان‌شناختی[5] نیز نشان می‎دهد نیاز به موفقیت، اعتماد به‌نفس و نگرش شخصی بر قصد کارآفرینی تأثیر می‎گذارد (فریرا و همکاران[6]، 2020). مدل رویداد کارآفرینی[7] نیز بر مطلوبیت درک شده، امکان‎پذیری درک شده و تمایل به عمل تمرکز دارد (تومی و پارده،2020). عوامل مختلفی می‎توانند قصد کارآفرینانه را تحت تأثیر قرار دهند که هوشیاری کارآفرینانه[8] می‎تواند یکی از مهم‎ترین آن‌ها باشد. زمانی که فردی قصد کارآفرینی دارد قاعدتاً باید بتواند نسبت به فرصت‎های موجود حساس شده و از آن‌ها استفاده کند. افراد‌ خاص‌ دارای هوشیاری می‎توانند تفاوت در ارزش محصولات در بخش‎های مختلف بازار را تشخیص داده و از این دانش خود برای راه‎اندازی یک کسب‌وکار بهره ببرند. هوشیاری کارآفرینی منجر به کشف فرصت می‎شود.

     هوشیاری افراد را برای سازمان‌دهی، تفسیر و استفاده از اطلاعات مختلف در حوزه‎های مختلف دانشی مربوط به توسعه فرصت‎های جدید توانمند می‎کند (تانگ و همکاران[9]، 2012) . چنانچه فرض کنیم که فرصت‎ها توسط کارآفرین کشف می‎شوند، پدید آمدن آن‌ها می‎تواند ناشی از تغییرات در محیط (مانند تغییر در فناوری، جمعیت، قوانین و ...) باشد. این تغییرات اطلاعات جدید ایجاد می‎کنند.  یک فرد هوشیار با استفاده از چارچوب‎های شناختی قبلی خود که در اثر دانش و تجربه به‎دست آورده می‎تواند این تغییرات را درک کند (بارون[10]، 2006) از طرفی قصد کارآفرینی مستلزم تحقق توانمندی‎ها و بالفعل کردن ظرفیت‎های بالقوه است که این موضوع به‌نوبه خود می‎تواند تحت تأثیر سلامت روان‌شناختی قرار گیرد.

     سلامت روان‌شناختی شامل آسایش ذهنی، احساس خودتوانمندی، خودمختاری، کفایت، ارتباط با دیگران و شناخت توانمندی‎ها در تحقق ظرفیت‎های خود است (جو و همکاران[11]، 2019)؛ بنابراین انتظار می‎رود هوشیاری کارآفرینانه افراد با سلامت روان‌شناختی متفاوت، دارای تأثیرهای متفاوتی بر قصد کارآفرینانه در این افراد باشد؛ بنابراین به نظر می‎رسد قصد کارآفرینی می‎تواند تحت تأثیر هوشیاری قرار گیرد و به عبارت دیگر هوشیاری موجب قصد کارآفرینی شود. همچنین با توجه به تفاوت سلامت روانی در افراد مختلف، این موضوع می‎تواند موجب تفاوت در قصد کارآفرینی شود. از این‌رو با توجه به اهمیت قصد کارآفرینانه در میان دانشجویان، پژوهش حاضر در صدد است به بررسی تأثیر هوشیاری کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی با نقش تعدیل‎گر سلامت روان‌شناختی بپردازد.

مبانی نظری

قصد کارآفرینانه

قصد کارآفرینانه پیش‎نیاز تحقق رفتارهای کارآفرینانه در آینده است (کروز و همکاران[12]،2019). این مفهوم نشانگر فرآیندی آگاهانه و ذهنی است که می‎تواند اقدامات را به رفتارهای واقعی تبدیل کند (وودا و فلور[13]ا، 2019). قصد کارآفرینانه، فرآیندی آگاهانه و نیازمند برنامه‎ریزی است که بر عمل مقدم است و هدایت‌کننده توجه و رفتار فرد  به سمت رفتار کارآفرینانه است (کروگر و همکاران[14]، 2000). زمینه‎سازی برای درک ارزش فرصت‎های کسب‌وکار جدید، بهره‎برداری از آن‎ها و راه‎اندازی کسب‌وکار نیز توسط قصد کارآفرینی انجام می‎شود (نبی و لینان[15]، 2011).

     قصد کارآفرینی مهم‎ترین مؤلفه و پیش‎نیاز شکل‎گیری یک کسب‌وکار جدید در آینده است (نگوین و همکاران[16]، 2019). این قصد یک وضعیت ذهنی است که در نهایت فرد را به سمت پروراندن مفهوم جدید کسب‌وکار و ایجاد ارزش جدید در کارآفرینی سوق می‎دهد (چابرا و همکاران[17]، 2020)؛ بنابراین مهم‎ترین سازوکار شروع و رشد یک سرمایه‎گذاری جدید برای کارآفرینی داشتن قصد مداوم است (کونگ و همکاران[18]،2020). قصد کارآفرینی یک حالت ذهنی است که توجه و تجربه شخصی فرد را  روی رفتار برنامه‌ریزی‌شده کارآفرینی متمرکز می‎کند (دو و دادوری[19]، 2017).

     در شاخص دفتر دیده‎بان جهانی کارآفرینی[20] که از سال 1999 تاکنون منتشر می‎شود قصد کارآفرینی به‌عنوان بخشی از ادراکات قرار می‎گیرد که در نهایت تبدیل به رفتار کارآفرینانه می‎شوند. هنگامی که فرد از توانایی‎های خود مطمئن بوده و درک او از توانمندی‌اش در مهارت‎های راه‌اندازی کسب‌وکار به حد رضایت‎بخشی باشد که به او جرأت رفتار کارآفرینانه را بدهد طبیعی است که فرد با امکان بیشتری ممکن است کارآفرینی کند. این شاخص درصدی از جمعیت 18 تا 64 سال است که درگیر هیچ مرحله‎ای از فعالیت کارآفرینانه نیستند و در واقع کارآفرینان ناپیدا و پنهانی هستند که قصد دارند تا یک کسب‌وکار را طی سه سال آینده شروع کنند. متأسفانه این شاخص طی سال‎های اخیر روندی نزولی داشته و از رتبه 5 در سال 1395 به رتبه 16 در سال 1400 در بین کشورهای با درآمد ملی متوسط رسیده است (دفتر دیده‌بان جهانی کارآفرینی، 2022).

     قصد نشانگر یک عامل انگیزشی است که بر رفتار تأثیر می‎گذارد؛ بنابراین، یک شاخص قابل اعتماد از تلاش و تمایل یک فرد برای انجام رفتار است. این قصد در حوزه کارآفرینی به قصد راه‎اندازی یک شرکت اشاره دارد (شوکلا[21]،2021). رفتار نیز همانی است که فرد را تشویق می‎کند تا دانش کسب کند، ایده‎های بدیع را ایجاد کند و برنامه‎های کارآفرینی را اجرا کند تا در نهایت به یک کارآفرین تبدیل شود (مایر و مارتی[22]، 2006). از دیدگاه‌های مختلف، مطالعات متعددی عوامل مؤثر بر قصد کارآفرینی را بررسی کرده‌اند. متغیرهایی مانند سن، جنسیت، سطح تحصیلات، ویژگی‌های شخصیتی، دانش و توانایی کارآفرینی، میل به موفقیت، روحیه ماجراجویی و جهت‌گیری ارزشی، خودشیفتگی، روان‌پریشی و ماکیاولیسم، آموزش خانواده، دسترسی به بازار، جهت‎گیری کارآفرینانه، سیاست‎های تشویقی، خدمات آموزشی مرتبط و جو کارآفرینی منطقه‎ای به‌عنوان عوامل اساسی شناسایی شده‎اند (لیو و همکاران[23]، 2019).

     قصد کارآفرینانه در یک تعریف ساده گرایش و تمایل یک فرد برای شروع یک کسب‌وکار جدید است. با توجه به آنچه گذشت قصد کارآفرینانه به‌منزله یکی از مشخصات رفتاری افراد، جزو عوامل اصلی مؤثر در شکل‎گیری و تبلور رفتار کارآفرینانه است. بخش زیادی از فعالیت کارآفرینی نتیجه مستقیم قصد افراد و فعالیت‎های بعدی آن‌ها در دوره‎های زمانی معین است. در یک برداشت نسبتاً جامع قصد کارآفرینی را می‎توان تمایل و آمادگی ذهنی افراد برای راه‎اندازی یک کسب‌وکار جدید با سرعت رشد بالا و با هدف ارزش افزایی و کسب سود در نظر گرفت (سویدا و ریچارد[24]، 2013). بر اساس تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده می‎توان قصد کارآفرینانه را شامل نگرش‎های شخصی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده دانست (لینان و چن[25]، 2011).

هوشیاری کارآفرینانه

هوشیاری کارآفرینانه یک ساختار مهم برای تشخیص فرصت و بهره‎برداری از موقعیت‎ها است. هوشیاری هم برای تفکر و هم برای اقدام کارآفرینانه اهمیت دارد. افرادی که هوشیاری کارآفرینی بالاتری دارند تمایل بیشتری به مشارکت در اقدامات کارآفرینانه دارند (روندی و همکاران، 2018). کرزنر[26] به‌عنوان اولین کسی که این مفهوم را مطرح کرد معتقد است هوشیاری توانایی منحصربه‌فرد کارآفرینان برای درک فرصت‎های سودآوری است که از سوی دیگران نادیده گرفته شده است (کرزنر، 1999). از نظر او تفاوت کارآفرین و غیر کارآفرین در همین هوشیاری است. هر نوع تشخیص فرصت توسط یک کارآفرین بر پایه نوعی هوشیاری است که توسط اطلاعات تقویت شده است.

     هوشیاری کارآفرینانه حساس‎تر بودن و موفق‎تر بودن برخی از مردم در مقایسه با دیگران در شناسایی فرصت‎های کارآفرینی را توضیح می‎دهد (لنت[27]، 2013). هوشیاری کارآفرینانه شامل قابلیت فردی برای جمع‎آوری، انتقال و انتخاب اطلاعاتی است که به فرصت‎های بالقوه کسب‌وکار منجر می‎شوند. هوشیاری کارآفرینانه در سه بعد پویش و جستجو به معنای تلاش غیر معمول مداوم در جستجوی ایده‎های جدید و ایجاد آرایه‎ای گسترده از اطلاعات مرتبط، برقراری روابط به معنای دریافت و به‎کارگیری اطلاعات جدید، خلاقیت و ایجاد روابط منطقی و در نهایت ارزیابی و تخمین در مورد اینکه آیا یک فرصت ویژه از اطلاعات جدید ناشی می‎شود یا خیر؛ مطرح شده است (تانگ[28]، 2008).

     هوشیاری ذهنیتی بر پایه چندین ظرفیت و فرایند همچون دانش قبلی، مهارت‎های تشخیص الگو و پردازش اطلاعات است. در بخشی دیگر از مطالعات با محوریت کارآفرینی عمل‌گرا بر این نکته تأکید می‎شود که هوشیاری فقط زمانی که دربردارنده قضاوت و حرکت به‌سوی کاربرد و اقدام باشد یک ویژگی کارآفرینانه است. در واقع بر مبنای این رویکرد، اقدام برای تعقیب و پیگیری فرصت‎های کشف‌شده، محور کارآفرینی به شمار می‎رود ( مولن و همکاران[29]، 2007). احتمال تشخیص فرصت با افزایش هوشیاری افزایش می‎یابد و قطعاً، شناسایی فرصت جزو عوامل کلیدی موفقیت در محیط رقابتی کسب‌وکار امروز است. از این‌رو است که تأکید بر توجه به فرصت و شناسایی فرصت تا آنجا پیش رفته که شناسایی فرصت را قلب کارآفرینی نامیدند (والیر[30]، 2013).

     هوشیاری کارآفرینانه به‌عنوان قابلیت بنگاه و افراد برای کشف مکان بازار، شناسایی نواحی نادیده گرفته شده بازار، شناسایی فرصت‎ها و تحقق فرصت‎ها بر اساس زمینه فعالیت بنگاه معرفی شده است. در این تعریف هوشیاری کارآفرینانه قابلیتی است که برای درک تفاوت‎های متمایز میان کارآفرینان و مدیران نیز به‌کار می‎رود (سامبامورتی و همکاران[31]، 2003). بر اساس این تعریف دو بعد آینده‎نگاری راهبردی و بینش نظام‎مند برای هوشیاری در نظر گرفته شده است. آینده‎نگاری راهبردی توانمندی پیش‎بینی گسست‎ها در محیط کسب‌وکار، فضای فناوری اطلاعات، تهدیدها و فرصت‎های بازار و حرکات تخریبی احتمالی رقباست. آینده‎نگاری در پی کشف هماهنگ فرصت‎های تجاری برای پی‎ریزی فعالیت رقابتی است.

     آینده‎نگاری اقدامی حیاتی در کارآفرینی است، چون به توانایی پیش‎بینی و تجسم کمبودها و فرصت‎های بازار برای فعالیت‎های رقابتی برمی‎گردد. بنگاه باید آینده‎نگاری راهبردی را از مسیر بینش شخصی مدیران و تجربه‎های آن‌ها و هوشیاری بنگاه نسبت به اقدامات نوآورانه رقابتی رقبا توسعه دهد. یک کسب‌وکار کارآفرینانه در محیطی متلاطم باید قابلیت آینده‎نگاری راهبردی را به‌منظور درک فرصت‌های بازار به‌صورت پیش‌دستانه داشته باشد. برای درک این مسئله که هر فرصتی برای عملیاتی شدن مناسب نیست، کارآفرین باید نه‌تنها نسبت به گزینه‎های فرصت، هوشیار باشد؛ بلکه باید بداند که کدام‌یک از این گزینه‎ها از طریق منابع و شایستگی‎هایش به بهره‎برداری می‎رسند.

     بینش نظام‎مند یکی دیگر از توانمندی‎های هوشیاری کارآفرینانه است که به معنای توانایی بررسی امکان استفاده از فرصت‎ها بر اساس منابع و قابلیت‎ها و همچنین توانایی عملی‎سازی و ارتباط متقابل میان قابلیت‎های متفاوت و فرصت‎های اساسی بازار است. بینش نظام‎مند تجزیه و تحلیل بازار را با دید بررسی امکان استفاده از فرصت‎ها انجام می‎دهد. این بینش به پاسخگویی سریع به نیازهای مشتریان، بازار و توسعه راه‎حل‎های نوآورانه برای برآوردن این نیازها، انتخاب مناسب شرکا و اهرم کردن سرمایه‎های آن‌ها نیز کمک می‎کند (سامبامورتی و همکاران، 2003).

سلامت روان‌شناختی

سلامتی یکی از مفاهیم مهم و در عین حال پیچیده است. مفهومی که تعریف آن مشکل و اندازه‎گیری آن تقریباً محال است. بر اساس الگوی پزشکی، الگوی محیطی و الگوی کل‎نگر می‎توان سلامتی را فقدان بیماری، کیفیت سازش فرد با محیط و کلیت حالت شخص دانست (باباپور, 1385). سلامت روان‌شناختی به‌عنوان یکی از ابعاد مهم سلامت محسوب می‎شود. سلامت روان‌شناختی بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، به معنای توان تعامل هماهنگ اجتماعی فرد با دیگران، تغییر و بازسازی محیط فردی و اجتماعی است تا بتواند به‌طور منطقی به حل تعارض‎ها پرداخته و رغبت‎های فردی خود را در زندگی به‌صورت هدفمند انجام دهد (جعفری و همکاران[32]، 2022). افراد با سلامت روان‌شناختی بالا، مشکلات روانی، عاطفی و شخصیتی کمتری دارند و در مقایسه با افراد با سلامت روان‌شناختی پایین، شادتر هستند و راهبردهای مقابله‎ای مؤثرتری برای برخورد با چالش‎ها دارند (ندوشن و همکاران[33]، 2022).

     سلامت روان‌شناختی بنیان توانایی‎های جمعی و فردی افراد به‌عنوان انسان‎هایی است که فکر می‎کنند، هیجان دارند، با دیگران ارتباط برقرار می‎کنند، یک زندگی می‎سازند و از آن لذت می‎برند. سلامت روان، طریقی است که آدمی خود را با دنیا سازگار می‎کند. انسان‎های مؤثر، شاد و راضی؛ حالت یکنواختی خلقی، رفتار ملاحظه‎کارانه و گرایش شادی  را حفظ می‎کنند. سلامت روان‌شناختی به نبود علائم ناتوان‌کننده، یکپارچگی کارکرد روان‌شناختی، سلوک مؤثر در زندگی شخصی و اجتماعی، احساسات مرتبط با بهزیستی اخلاقی و معنوی و مانند آن اشاره دارد. بر این اساس، ارتقا، مراقبت و بازیابی سلامت روان می‎تواند به‌عنوان دغدغه مهم فردی و جامعه در سراسر دنیا باشد. این سازه به افراد در راستای تحقق یک زندگی بهتر، شادتر و جلوگیری از وقوع اختلال‎های خلقی و شخصیتی یاری می‎کند (سیمور و همکاران[34]، 2017).

     سلامت روان‌شناختی، نشانگر چگونگی تفکر، احساس و عملکرد افراد در مواجهه با موقعیت‎های زندگی است و به درک فرد از خود و زندگی بستگی دارد (خدری و دباغی، 1393). سلامت روان‌شناختی به معنای توانایی فرد در لذت بردن از زندگی و ایجاد تعادل بین فعالیت‎های زندگی و کوشش برای دستیابی به تاب‎آوری روان‌شناختی است (هیورلی و همکاران[35]،2020). نشانه‎های سلامت روان‌شناختی، برخوردار بودن از خصیصه‎های توانمندساز درونی یا منبع درونی قدرت است. سلامت روان عملکرد موفقیت‎آمیز کارکردهای ذهنی است که منجر به فعالیت‎های مولد، روابط راضی‎کننده با افراد دیگر و فراهم کردن توانایی انطباق با تغییرات و مقابله با مشکلات می‎شود (اسپورتی[36]،2020).

     اگرچه این اصطلاحات اغلب به‌جای هم استفاده می‌شوند، سلامت روان ضعیف و بیماری روانی یکسان نیستند. یک فرد می‌تواند سلامت روانی ضعیفی داشته باشد و بیماری روانی برای او تشخیص داده نشود. به همین ترتیب، فردی که مبتلا به یک بیماری روانی تشخیص داده می‌شود، می‌تواند دوره‌هایی از رفاه جسمی، روانی و اجتماعی را تجربه کند. برخی مطالعات نشان داده‌اند که متغیرهای مرتبط با سلامت روان می‎توانند قصد کارآفرینی را تحت تأثیر قرار دهند. به‌عنوان مثال تأیید شده است که سرمایه روان‌شناختی تأثیر مثبت و معنی‌داری بر قصد کارآفرینی داشته است (تیان[37]، 2022؛ شواله و همکاران[38]، 2022؛ ژائو و همکاران[39]، 2020؛ کی و همکاران[40]، 2013). از طرف دیگر رابطه روان رنجوری و کارآفرینی در مطالعات منفی است (ژو[41]، 2018؛ حسین و عبدالعزیز[42]، 2017). ویژگی‎های سلامت روانی به‌صورت عمومی می‎توانند یکی از پیش‎بینی کننده‎های قصد کارآفرینی باشند (تانگامایان و همکاران[43]، 2023؛ هان[44]، 2020؛ هرناندزسانچز و همکاران[45]، 2020).

     از آنجاکه قصد و هوشیاری کارآفرینانه هر دو سازه‎هایی هستند که هم در تفکر و هم در اقدام خود را نشان می‎دهند به نظر می‎رسد سلامت روان‌شناختی می‎تواند رابطه این دو متغیر را تا حدودی تعدیل کند.

پیشینه پژوهش

مطالعه لیو و همکاران (2018) به بررسی قدرت میانجیگری هوشیاری کارآفرینانه در رابطه بین شخصیت فعال و خلاقیت دانشجویان با قصد کارآفرینی می‎پردازد. این مطالعه با تکیه بر یک بررسی میدانی از 735 دانشجوی چینی در 26 دانشگاه، نشان می‎دهد هوشیاری کارآفرینی یک اثر میانجی کامل بر رابطه بین خلاقیت، شخصیت فعال و قصد کارآفرینی دارد (لیو و همکاران، 2019). اوربان (2019) در پژوهش خود با استفاده از داده‎های کارگران شاغل در کارگاه‎های کوچک آفریقای جنوبی نشان داد هوشیاری کارآفرینانه به‌طور قابل ‌توجهی قصد کارآفرینی اجتماعی را توضیح می‌دهد، در حالی که خودکارآمدی یک اثر میانجی مثبت در این رابطه نشان داد (اوربان[46]، 2020). عواد و الاسیر[47] (2020) نیز نشان دادند که وظیفه‌شناسی، گشودگی و هوشیاری دانشجویان اردنی با قصد کارآفرینی آن‌ها مرتبط است. برونگرایی و گشودگی با هوشیاری همراه هستند، در حالی که توافق‎جویی و روان‎رنجورخویی با هیچ‌یک از نتایج ارتباطی نداشت. در نهایت، هوشیاری رابطه بین برون‎گرایی و گشودگی با قصد کارآفرینی را میانجیگری می‎کند (عواد و الاسیر، 2021).

     مطالعه بیسواس و ورما (2021) با هدف شناسایی ابعاد مختلف ویژگی‌های شخصیتی بر ابعاد مختلف قصد کارآفرینی و بررسی تأثیر عوامل شناسایی‌شده بر قصد کارآفرینی دانشجویان پنج دانشگاه برتر هند انجام شده است. سازه‎های شناسایی‌شده که به‌عنوان عوامل تعیین‎کننده قصد کارآفرینی در نظر گرفته شده‎اند عبارت‌اند از: نیاز به موفقیت، منبع کنترل، تمایل به ریسک‎پذیری، نوآوری، خودکارآمدی، فعال بودن، پشتکار، هوشیاری کارآفرینانه و نگرش کارآفرینانه (بیسواس و ورما[48]، 2021).

     لی و همکاران (2021) در پژوهش خود به دنبال پاسخ به این سؤال بودند که چگونه همه‌گیری کووید-19 بر قصد کارآفرینی دانشجویان  تأثیر گذاشته است و همچنین اینکه آیا همه‎گیری در ارتباط  بین هوشیاری کارآفرینی  و قصد کارآفرینی دخیل است یا خیر. داده‌ها از 612 پاسخ‌دهنده جمع‌آوری شد و با استفاده از روش رگرسیون گام‌به‌گام، نقش تعدیل‌کننده خطر ادراک‌شده کووید-19 بررسی شد. نتایج نشان می‌دهد که خطر درک دانشجویان  از کووید-19 ، قصد کارآفرینی آن‌ها را کاهش می‌دهد. علاوه‌بر این، خطر درک شده کووید رابطه بین هوشیاری و قصد را نیز کاهش می‎دهد. به‌طور خاص، کسانی که خطر بیشتری را درک می‎کردند، تمایل به نشان دادن قصد پایین‎تری داشتند (لی و همکاران[49]، 2022).

     در عین حال نتایج پژوهش آرنات و همکاران (2021) در بوسنی نشان داد درک خطر همه‎گیری هوشیاری را افزایش می‎دهد و هوشیاری به‌نوبه خود قصد کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می‎دهد (آرنات و همکاران[50]، 2022).

     ویجایا و همکاران (2021) با هدف مطالعه تعیین تأثیر منبع کنترل، نیاز به موفقیت، تحمل ریسک و هوشیاری کارآفرینانه بر قصد کارآفرینی نمونه‎ای شامل 100 دانشجوی دانشکده حقوق از یک دانشگاه اندونزی به‌عنوان پاسخگو فراهم کردند. نتایج نشان داد که بین تحمل ریسک و هوشیاری کارآفرینانه نسبت به قصد کارآفرینی تأثیر معنی‌داری وجود دارد، در حالی که منبع کنترل و نیاز به موفقیت بر قصد کارآفرینی تأثیر معنی‌داری نداشت (ویجایا و همکاران[51]، 2021).

     در میان مطالعات داخلی می‎توان به پژوهش حشمتی‎فر و همکاران (1400) اشاره کرد. هدف این پژوهش شناخت و بررسی مؤلفه‌های همبسته روان‌شناختی کارآفرینی بود. در میان این مؤلفه‌ها نقش ویژگی‎های روان‌شناختی نیز معنی‌دار بوده است (حشمتی‎فر و همکاران، 1400).

     یافته‎های پژوهش خالق‎خواه و همکاران نیز (1396) نشان دادند که بین توانمندسازی روان‌شناختی کارکنان و ابعاد آن‎ها با کارآفرینی رابطه مثبت معنی‌داری وجود دارد (خالق خواه و همکاران، 1397).

     واعظی و زیودار بیان می‎کنند که هوشیاری کارآفرینی دارای سه بعد پایش، ارتباطات و ارزیابی است که هر سه بر قصد کارآفرینی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان تأثیر مثبت معنی‌دار داشته‎اند. در اینجا متغیرهای آموزش‎های کارآفرینی، تجربه کاری قبلی و پیش‎زمینه کسب‌وکارهای قبلی به‌عنوان تعدیل‎گر وارد شده‎اند که تنها اثر آموزش کارآفرینی تأیید شده است (واعظی و زیودار، 1400).

     در پژوهش غلامی و همکاران (1393) مشخص شد شایستگی کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنی‌داری بر سه شاخص هوشیاری کارآفرینانه شامل پویش و جست‌وجو، برقراری روابط و پیوندها و ارزشیابی و قضاوت دارد. همچنین، نتایج نشان داد در بین شاخص‎های هوشیاری کارآفرینانه، شاخص ارزشیابی و قضاوت در مقایسه با دو شاخص دیگر بیشترین تأثیرپذیری را از شایستگی‎های کارآفرینانه دارد (غلامی و همکاران، 1394).

     نتایج تحلیل 276 پرسش‌نامه دانشجویان دانشگاه فنی و حرفه‎ای ارومیه، در پژوهش خلیلی و حسنی (1401) بیانگر آن بود که خودکارآمدی کارآفرینی دانشجویان در رابطه بین هویت کارآفرینانه با قصد کارآفرینی، نقش میانجی دارد، ولی آموزش‎های کارآفرینی نتوانسته‎اند به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم ارتباطی معنی‌دار با گسترش قصد کارآفرینانه دانشجویان داشته باشند. پژوهشگران توصیه کردند دانشگاه فنی و حرفه‎ای به‌منظور بهبود اثربخشی آموزش‎های کارآفرینی خود ارتباط این آموزش‎ها با ویژگی‎های فردی، از جمله هویت اجتماعی کارآفرینانه در دانشجویان را مد نظر قرار دهد (خلیلی و حسنی، 1401).

     کلانتری و همکاران (1398) در پژوهش خود به شناسایی و سنجش عوامل تأثیرگذار بر قصد کارآفرینانه در دانشجویان مهندسیِ دانشگاه الزهراء پرداختند. برای این منظور از راهبرد پیمایش با حجم نمونه 438 نفر استفاده شده است. یافته‎های پژوهش نشان می‎دهد که ویژگی‎های شخصیتی کارآفرینی بین دانشجویان با نگرش به کارآفرینی در آن‎ها رابطه مثبت معنی‌دار دارد. همچنین نگرش به کارآفرینی با قصد کارآفرینانه دانشجویان رابطه مثبت معنی‌دار دارد. در عوامل زمینه‎ای، رابطه مثبتِ معنی‌دار بین حمایت‎های درک‎شده از کارآفرینی و قصد کارآفرینانه ملاحظه شد اما رابطه منفیِ معنی‌دار بین موانع درک‎شده از کارآفرینی و قصد کارآفرینانه تأیید نشد. همچنین در بین رشته‎های مختلف مهندسی، دانشجویان رشته مهندسی مکانیک و در بین سال‎های مختلف تحصیلی، دانشجویان سال اول، بیشترین قصد کارآفرینانه را دارند (کلانتری و همکاران، 1398).

     آزما و همکاران (1401) به دنبال ارائه الگوی کارآفرینی دانشگاهی قابلیت‌محور در دانشگاه آزاد اسلامی استان گلستان، موضوع درک و تشخیص فرصت‎های کارآفرینی را به‌عنوان یکی از ابعاد اصلی مقوله کارآفرینی دانشگاهی قابلیت محور معرفی کردند (آزما و همکاران،1401).

     پوروایی و همکاران (1399) در بررسی عوامل مؤثر بر قصد کارآفرینی دانشجویان در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان به این نتیجه رسیدند که تفاوت معنی‎‎داری بین پاسخگویان از نظر قصد کارآفرینی بر حسب جنسیت، شرکت در دوره‎‎های آموزش کارآفرینی، تجربه‎ کاری و دارا بودن شغل آزاد وجود دارد. نتایج آزمون همبستگی نشان داد رابطه مثبت و معنی‌داری بین درآمد خانواده و سواد مادر با قصد کارآفرینی وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد مؤثر‎ترین متغیرها بر قصد کارآفرینی، به ‎ترتیب متغیر خودکارآمدی، متغیر نگرش با اثر مستقیم و متغیر دانش کارآفرینی با اثر غیر مستقیم است (پوروایی و همکاران، 1399).

     نتایج پژوهش‎های گذشته نشان می‎دهد اگرچه در برخی موارد به نقش هوشیاری کارآفرینانه در ایجاد قصد کارآفرینی پرداخته شده است، ولی اثر سلامت روان بر قصد کارآفرینی و همچنین نقش تعدیل‎گر این متغیر مورد بررسی قرار نگرفته است.

بر اساس آنچه در بررسی پیشینه ارائه شد؛ فرضیه‎های پژوهش به شکل زیر تدوین شدند:

  1. 1. هوشیاری کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه تأثیر مثبت مستقیم دارد.
  2. سلامت روان‌شناختی رابطه هوشیاری کارآفرینی و قصد کارآفرینانه را تعدیل می‎کند.

این فرضیات در قالب چارچوب زیر نمایش داده می‎شوند.

 

شکل 1. مدل مفهومی پژوهش

روش پژوهش

این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش عبارت‌اند از کلیه دانشجویان روان‌شناسی در مؤسسه‎ آموزش عالی فاطمیه شیراز به تعداد 350 نفر. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در سطح خطای 5 درصد 183 نفر است. برای دسترسی به این تعداد از نمونه‎گیری تصادفی ساده استفاده شده و پرسش‌نامه‎ها به‌صورت حضوری و آنلاین در اختیار اعضای نمونه قرار داده شده است. در این پژوهش، متغیر وابسته عبارت است از قصد کارآفرینانه، متغیر مستقل عبارت است از هوشیاری کارآفرینانه و متغیر مداخله‎گر عبارت است از سلامت روان‌شناختی.

     در این پژوهش از پرسش‌نامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و همکاران (2011) که مشتمل بر سؤال‌هایی در زمینه قصد کارآفرینانه در بخش‎های مختلف و شامل 6 گویه است، استفاده شد. گویه‎ها توسط طیف 5 گزینه‎ای لیکرت اندازه‎گیری می‎شوند (لینان و همکاران،2011). این پرسش‌نامه در پژوهش گونزالز و همکاران (2019) استفاده و توسط ماهشواری و خا با روش تحلیل عاملی تأییدی اعتبارسنجی شد. آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و روایی همگرای «قصد کارآفرینی» نیز به ترتیب 909/0، 830/0 و 552/0 گزارش شد (ماهشواری و خا، 2022). در ایران پوروایی و همکاران (1399) از این پرسش‌نامه استفاده کرده و آلفای کرونباخ آن را 903/0 گزارش کردند (پوروایی و همکاران، 1399).

     برای ارزیابی هوشیاری کارآفرینانه از پرسش‌نامه استاندارد هوشیاری کارآفرینانه تانگ و همکاران که شامل 13 سؤال در 3 گویه پویش و جستجو، همکاری و ارتباطات و ارزیابی و قضاوت است؛ استفاده شد (تانگ و همکاران، 2012). در پژوهش‎های داخلی این پرسش‌نامه توسط صفا و همکاران (1395) اعتبار یابی و پایایی سنجی شده و مورد تأیید قرار گرفته است (صفا و همکاران، 1395).

     از پرسش‌نامه استاندارد سلامت روانی کیز که از فرم بلند پیوستار سلامت روان مشتق شده و شامل 14 سؤال و 3 مؤلفه بهزیستی هیجانی، سلامت روانی و سلامت اجتماعی است که بر اساس طیف شش گزینه‎ای لیکرت به سنجش سلامت روانی می‎پردازد نیز برای سنجش سلامت روان استفاده شد)کیز و همکاران[52]، 2008). این پرسش‌نامه نیز توسط یوسفی و همکاران اعتبار سنجی شده و مورد تأیید قرار گرفته است (یوسفی و همکاران، 1399). به‌منظور تحلیل داده‎ها از نرم‌افزار Smart PLS نسخه سوم استفاده شده است.

یافتهها

بر اساس تحلیل توصیفی داده‌ها، 61 درصد از اعضا نمونه آماری بین 18 تا 25 سال، 33 درصد بین 25 تا 35 سال و 6 درصد بیش از 35 سال داشته‎اند. میانگین سنی پاسخ‌دهندگان نیز حدود 24 سال بود. در میان نمونه آماری 82 درصد مجرد و 18 درصد متأهل بوده‎اند. همچنین 78 درصد پاسخ‎دهندگان در حال تحصیل در مقطع کارشناسی و 22 درصد در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بودند.

     برای بررسی برازش مدل اندازه‎گیری از سه معیار پایایی، روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. پایایی از سه طریق ضریب بار عاملی، ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت.

جدول 1. شاخص‌های روایی و پایایی

میانگین واریانس استخراج‌شده

پایایی ترکیبی

آلفای کرونباخ

گویهها

متغیر

96.

98.

98.

A1

هوشیاری کارآفرینانه

A2

A3

97.

99.

98.

S1

سلامت روان‌شناختی

S2

S3

77.

93.

89.

X1

قصد کارآفرینانه

     از آنجایی‌که مقدار مناسب برای آلفای کرونباخ 7، پایایی ترکیب 7 و میانگین واریانس استخراج‌شده 5 است؛ مطابق جدول بالا مشاهده می‎شود که ضریب پایایی ترکیبی، واریانس استخراج‌شده و ضریب آلفای کرونباخ بزرگ‌تر از مقدار آستانه است؛ بنابراین روایی و پایایی سؤال‌ها مورد تأیید قرار می‎گیرد.

     یکی دیگر از معیارهای بررسی مدل ساخته‌شده، روایی واگرا است که شامل بررسی همبستگی یک سازه با شاخص‎هایش در مقابل همبستگی آن سازه با سایر سازه‎ها است. همان‎طور که در جدول 2 مشاهده می‎شود مقدار جذر AVE متغیرهای مکنون که در قطر اصلی قرار دارند، باید از همبستگی میان آن‌ها که در خانه‎های زیرین قرارگرفته‎اند بیشتر باشد تا روایی واگرا تأیید شود و این امر محقق گردیده و روایی واگرای مدل مورد تأیید است.

جدول 2. روایی واگرا

 

هوشیاری کارآفرینانه

سلامت روان‌شناختی

قصد کارآفرینانه

هوشیاری کارآفرینانه

688.

 

 

سلامت روان‌شناختی

655.

756.

 

قصد کارآفرینانه

 

577.

698.

     در مورد تأیید فرضیه‌های پژوهش به مدل درونی می‎پردازیم. در اینجا ملاک تأیید این است که ضرایب مسیر مثبت و آماره تی از 96/1 بیشتر باشد. در شکل‎ زیر ضرایب مسیر که بیانگر شدت اثرگذاری است مشخص شده است. اعداد روی مسیرها نشان‎دهنده ضریب مسیر و اعداد روی فلش‎های متغیرهای پنهان بیانگر بار عاملی است. در مدل آزمون شده ابتدا معنی‌دار بودن ضرایب مسیر و بارهای عاملی در سطح اطمینان 95 درصد ارزیابی شد که مطابق شکل مشاهده می‎شود که تمام بارهای عاملی بالاتر از 4. است و مقدار آماره تی برای تأثیر مستقیم بالاتر از 96/1 و مورد تأیید هستند. ولی تأثیر مداخله‎ای و تعدیل‎کننده سلامت روان‌شناختی تأیید نمی‎شود.

 

شکل 1. ضرایب مسیر و بارهای عاملی

 

شکل 2. آماره t

در جدول زیر نتایج بررسی فرضیه‎ها آمده است.

جدول 3. فرضیهها

مسیر

P

ضریب مسیر (بتا)

آماره t

نتیجه

تأثیر مستقیم هوشیاری بر قصد کارآفرینانه

000.

68.

09/7

تأیید

تأثیر مستقیم سلامت بر قصد کارآفرینانه

000.

31.

452/3

تأیید

تأثیر تعدیل‎گر سلامت روان‌شناختی

394.

04.

916.

عدم تأیید

بحث و نتیجه‎گیری

اهمیت کارآفرینی و کارآفرینان در این عصر بر کسی پوشیده نیست. دانشگاه‎های نسل سوم که از آن‌ها به‌عنوان دانشگاه کارآفرین[53] نیز یاد می‌شود پس از آموزش و پژوهش در جستجوی ایجاد کار برای دانش‎آموختگان هستند. دانشگاه‌ کارآفرین دانشگاهی است که با شناخت درست نیاز جامعه، دانش‎آموختگان کارآفرین و نوآور پرورش می‌دهد؛ بنابراین در این‌گونه دانشگاه‎ها، شناخت هر رفتاری که بتواند فرایند کارآفرینی را تحت تأثیر قرار دهد نیز واجد اهمیت است. از جمله داشتن هوشیاری کارآفرینانه برای شناخت فرصت‎ها و قصد کارآفرینانه برای شروع فعالیت در محیط کسب‌وکار پر از چالش کشور می‎تواند به‌عنوان یک عامل موفقیت عمل کند. در این پژوهش در پی آن بودیم که تأثیر هوشیاری کارآفرینانه را بر متغیر قصد کارآفرینانه با تأثیر تعدیل‎گر سلامت روان‌شناختی واکاوی کنیم.

     نتایج نشان داد که تأثیر هوشیاری کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه مورد تأیید است و هوشیاری کارآفرینی بر قصد کارآفرینانه تأثیر مثبت مستقیم دارد. این نتیجه با پژوهش‎های پیشین که تلاش داشته‎اند ارتباط هوشیاری و قصد کارآفرینانه را تحلیل کنند، همخوانی دارد (جیاتونگ و همکاران[54]، 2021؛ کلانتری و همکاران، 1398؛ واعظی و زیودار، 1400؛ نداف و همکاران، 1401). افرادی که هوشیاری کارآفرینی بالایی دارند می‎توانند استعدادها و علاقه‎های خود را به اقدامات سازنده و عملکردهای مثبت تبدیل کنند؛ بنابراین چنین شخصی با احتمال بالاتری قصد می‎کند که فعالیتی مرتبط با کارآفرینی داشته باشد و وارد حیطه‎ای مانند تأسیس و توسعه یک کسب‌وکار شود. دانشجویان با سطح هوشیاری بالا می‎توانند فرصت‎هایی را شناسایی کنند که از چشم دیگران پنهان است. فرد هوشیار شاخک‎های تیزتری برای احساس تغییر در محیط دارد و به همین دلیل می‎تواند از این تغییرات فرصت‎هایی را بسازد. طبیعی است که چنین شخصی می‎تواند راحت‎تر وارد فعالیت کارآفرینی شود. هوشیاری فرآیند و چشم‎اندازی است که به بعضی افراد یاری می‎کند نسبت به تغییرات، جابه‌جایی‌ها، فرصت‎ها و امکان‎های نادیده گرفته شده آگاهی بیشتری داشته باشند.

     نتایج این پژوهش نشان داد سلامت روان‌شناختی نیز می‎تواند با ضریب مسیر تأثیر مثبت مستقیمی بر قصد کارآفرینانه داشته باشد. این نتیجه با نتایج سایر پژوهش‎های مرتبط با مؤلفه‌های سلامت روان‌شناختی و قصد کارآفرینانه در یک راستاست (حشمتی‎فر و همکاران، 1398)، (عشقی عراقی و همکاران،1396). با توجه به نتیجه به‌دست ‌آمده این استنباط دور از ذهن نیست که بگوییم یکی از جنبه‎های مهم برای شروع فعالیت کارآفرینی داشتن سلامت روان‌شناختی است. این جنبه می‎تواند تأثیر مهمی بر قصد کارآفرینانه داشته باشد.

     سلامت روان‌شناختی یعنی هماهنگی بین ارزش‎ها، علاقه‎ها و نگرش‎ها در حوزه عمل دانشجویان که در اینجا یک عمل کارآفرینانه است. نتیجه سلامت روانی یک دانشجو، برنامه‎ریزی واقع‎بینانه برای زندگی و تحقق هدفمند مفاهیم زندگی از جمله راه‎اندازی یک کسب‌وکار است. سلامت روان‌شناختی ظرفیت کامل زندگی کردن به شیوه‎ای است که دانشجو را قادر به درک توانمندی‎های طبیعی خود کرده و به‌جای جدا کردن وی از سایرینی که دنیا را می‎سازند، نوعی وحدت بین فرد و دیگران به وجود می‎آورد. گرچه می‎توان سلامت روان‌شناختی را مترادف با لذت دانست ولی بعضی از جنبه‎های کنش بهینه، مانند تحقق هدف‎های فردی در عرصه کاری، متضمن قانونمندی و تلاش بسیار است و این امر حتی ممکن است در تعارض با شادکامی کوتاه‌مدت باشد و این نکته‌ای است که نشان می‌دهد وجود سلامت روانی در دانشجویان که در ابتدای دوران کار و حرفه خود هستند می‌تواند باعث ایجاد قصد کارآفرینی باشد. سلامت روانی دربرگیرنده تلاش برای کمال و تحقق نیروهای بالقوه واقعی یک دانشجو است و همین موضوع زمینه را برای کارآفرینی فراهم می‎آورد.

     در عین حال نقش تعدیل‌کننده سلامت روان‌شناختی بر رابطه بین هوشیاری کارآفرینانه و قصد کارآفرینانه در این پژوهش تأیید نشد؛ بنابراین، رابطه در سطوح بالا و پایین متغیر تعدیل‎گر متفاوت نیست؛ به‌طوری که پیوند میان هوشیاری و قصد کارآفرینانه تحت شرایط سلامت روان‌شناختی بالا و پایین، تفاوتی نشان نمی‎دهد. این نتیجه با برخی یافته‎های پژوهشگران دیگر هماهنگ نیست (کلانتری و همکاران،1396)، (خالق خواه و همکاران، 1397). در تبیین این مسئله می‎توان به ویژگی جامعه آماری پژوهش اشاره کرد. با توجه به آشنایی دانشجویان روان‌شناسی با مفاهیم مرتبط با سلامت روان‌شناختی این احتمال وجود دارد که اکثر پاسخ‎دهندگان از سطح سلامت روانی بالایی برخوردار باشند و این موضوع خود را در نتیجه‎گیری پژوهش نشان داده است. همچنین این نتیجه ‌بیانگر‌ آن ‌است ‌که‌ شکل‎گیری ‌قصد کارآفرینانه دانشجویان مورد مطالعه بیشتر بر ملاحظات مرتبط با درک و تشخیص فرصت‎ها مبتنی است تا ویژگی‎ها و ملاحظات مرتبط با سلامتی. همچنین می‎توان انتظار داشت که در محیط دانشجویی اطمینان فرد نسبت به فرصت‎طلبی و احساس تغییرات و درک آن‌ها و تأثیر این درک بر قصد کارآفرینی نقش تعیین‌کننده‌ای برای قصد او نسبت به کارآفرین شدن داشته باشد.

     با توجه به اهمیت هوشیاری کارآفرینی و تأیید تأثیر آن بر قصد کارآفرینی پیشنهاد می‎شود در اجرای خط‎مشی‎های توسعه کارآفرینی، سازوکارهای بهبود هوشیاری از طریق رویدادها، ارائه الگوهای موفق، اشتراک‎گذاری تجربه‎ها، همکاری با صنعت و ایجاد فرصت‎های بازدید و کارآموزی به‌کار گرفته شود. مشارکت در پروژ‎ه‎های کارآفرینی شرکت‎ها و ارائه طرح‎های کسب‌وکار نوآورانه نیز می‎تواند مسیر ایجاد هوشیاری را تقویت کند. همچنین برگزاری سمینارهای آموزشی و علمی در حوزه درک محیط و شناخت فرصت‎ها در حوزه‎های مختلف قابل توصیه است. از آنجایی‌که نتایج نشان داد هوشیاری کارآفرینانه و سلامت روان‌شناختی اثر مثبت و معنی‎داری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان دارد، ضرورت دارد با توجه به ماهیت رشته روان‌شناسی و ارتباط نزدیک آن با فعالیت‎های میدانی و عملی، دانشگاه‎ها، توجه و تمرکز بیشتری بر حضور دانشجویان در عرصه‎های عملی و کسب‌وکاری به‌منظور افزایش مهارت تشخیص فرصت‎ها داشته باشند.

     سطح اعتماد به‌نفس و در نتیجه ارتباطات و سلامت روان‌شناختی دانشجویان نیز از این طریق تقویت می‎شود. همچنین، یکی دیگر از راهکارهای تقویت هوشیاری، آموزش در حد تسلط و حل مسئله است. از این‌رو، برنامه‎ریزان آموزشی دانشگاه باید شرایطی را برای استادان کارآفرینی فراهم کنند که شرایط و زمان کافی برای آموزش‎هایی مانند نوشتن طرح‎های تجاری کسب‌وکار، مدیریت کسب‌وکار، فرایند راه‌اندازی کسب‌وکار، شناسایی فرصت‎ها و غیره را برای همه یا بیشتر دانشجویان فراهم کنند. با توجه به نتیجه تحقیق مبنی بر تأثیر مثبت و معنی‎دار سلامت روان‌شناختی بر قصد کارآفرینانه دانشجویان، باید مسئولان دانشگاه نسبت به پایش وضعیت روان‌شناختی و بهبود شرایط سلامت روان‌شناختی دانشجویان اهتمام بیشتری داشته باشند.

     تدوین مدل جامع قصد کارآفرینانه و هوشیاری کارآفرینانه دانشجویان به تفکیک رشته‎های تحصیلی، تأثیر متغیرهایی مانند انگیزه، اشتیاق، ذهنیت و آموزش‎های کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه، تأثیر عضویت در انجمن‎های علمی و انجمن‎های دانشجویی بر کارآفرینی دانشجویان، از جمله عنوان‎های پیشنهادی مرتبط با موضوع این پژوهش برای پژوهش‎های آتی هستند.

 

[1]. Entrepreneurial Intention

[2]. Tomy & Pardede

[3]. Theory of Planned Behaviour

[4]. Adjzen

[5]. Psychological Characteristics

[6]. Ferreira et al.

[7]. Entrepreneurial Event

[8]. Entrepreneurial Alertness

[9]. Tang et al.

[10]. Baron

[11]. Joe et al.

[12]. Kruse et al.

[13]. Vodă & Florea

[14]. Kruger et al.

[15]. Nabi & Liñán

[16]. Nguyen et al.

[17]. Chhabra et al.

[18]. Kong et al.

[19]. Do & Dadvari

[20]. Global Entrepreneurship Monitor (GEM)

[21]. Shukla

[22]. Mair & Martí

[23]. Liu et al.

[24]. Sweida & Reichard

[25]. Linan & Chen

[26]. Kirzner

[27]. Lent

[28]. Tang

[29]. Mcmullen et al.

[30]. Valliere

[31]. Sambamurthy et al.

[32]. Jaafari et al.

[33]. Nodoushan et al.

[34]. Seymour et al.

[35]. Hurley et al.

[36]. Spoorthy

[37]. Tian

[38]. Chevalier et al.

[39]. Zhao et al.

[40]. kee et al.

[41]. Xu

[42]. Hussein & Abdel Aziz

[43]. Thangamayan et al.

[44]. Hahn

[45]. Hernández-Sánchez et al.

[46]. Urban

[47]. Awwad & Al-Aseer

[48]. Biswas & Verma

[49]. Li et al.

[50]. Arnaut et al.

[51]. Widjaya et al.

[52]. Keyes et al.

[53]. Entrepreneurial university

[54]. Jiatong et al.

References
Ajzen, I. (1987). Attitudes, traits and actions: dispositional prediction of behavior in social psychology. Advances in Experimental Social Psychology, 20 (1), 1-63. doi: 10.1016/S0065-2601(08)60411-6
Arnaut, D., Stanić, M., & Bećirović, D. (2022). Exploring entrepreneurial alertness and entrepreneurial intention in times of the COVID-19 pandemic. Journal of Contemporary Management, 27 (1). 237-246. doi: 10.30924/mjcmi.27.1.13
Awwad, M. S., & Al-Aseer, R. M. N. (2021). Big Five personality traits impact on entrepreneurial intention: the mediating role of entrepreneurial alertness. Asia Pacific Journal of Innovation and Entrepreneurship, 15 (1), 87–100. doi: 10.1108/apjie-09-2020-0136
Babapour, J. (2007). Study of Relationship Between Communicational Conflict Resolution Styles and Psychological Well- being Among University Students. Journal of Modern Psychological Researches, 1 (4), 27-46 (in Persian).
Baron, R. A. (2006). Opportunity recognition as pattern recognition: How entrepreneurs “connect the dots” to identify new business opportunities. Academy of Management Perspectives, 20 (1), 104–119. doi: 10.5465/AMP.2006.19873412
Biswas, A., & Verma, R. K. (2021). Attitude and Alertness in Personality Traits: A Pathway to Building Entrepreneurial Intentions Among University Students. Journal of Entrepreneurship, 30 (2), 367–396. doi: 10.1177/09713557211025656
Chevalier, S., Calmé, I., Coillot, H., Le Rudulier, K., & Fouquereau, E. (2022). How Can Students’ Entrepreneurial Intention Be Increased? The Role of Psychological Capital, Perceived Learning From an Entrepreneurship Education Program, Emotions and Their Relationships. Europe’s Journal of Psychology, 18 (1), 84–97. doi: 10.5964/ejop.2889
Chhabra, S., Raghunathan, R., & Rao, N. V. M. (2020). The antecedents of entrepreneurial intention among women entrepreneurs in India. Asia Pacific Journal of Innovation and Entrepreneurship, 14 (1), 76–92. doi: 10.1108/apjie-06-2019-0034
Do, B. R., & Dadvari, A. (2017). The influence of the dark triad on the relationship between entrepreneurial attitude orientation and entrepreneurial intention: A study among students in Taiwan University. Asia Pacific Management Review, 22 (4), 185–191. doi: 10.1016/j.apmrv.2017.07.011
Ferreira, J., Coelho, A., & Moutinho, L. (2020). Dynamic capabilities, creativity and innovation capability and their impact on competitive advantage and firm performance: The moderating role of entrepreneurial orientation. Technovation, 92 (1), 102061.‏
GEM. (2022). Global Entrepreneurship Monitor 2021/2022 Global Report Opportunity Amid Disruption. In Pureportal.Strath.Ac.Uk. https://pureportal.strath.ac.uk/en/publications/ global-entrepreneurship-monitor-20212022-global-report-opportunit
Hahn, D. (2020). The psychological well-being of student entrepreneurs: a social identity perspective. International Entrepreneurship and Management Journal, 16 (2), 467–499. doi: 10.1007/s11365-019-00607-3
Heshmatifar, L., liaghatdar, M., & Abedi, A. (2021). A Meta-Analysis of Entrepreneurial Psychological Correlations in Iran. Career and Organizational Counseling, 13 (1), 55-70. doi: 10.48308/jcoc.2021.100600 (in Persian).
Hernández-Sánchez, B. R., Cardella, G. M., & Sánchez-García, J. C. (2020). Psychological factors that lessen the impact of covid-19 on the self-employment intention of business administration and economics’ students from latin america. International Journal of Environmental Research and Public Health, 17 (15), 1–22. doi: 10.3390/ ijerph17155293
Hurley, J., Lakeman, R., Cashin, A., & Ryan, T. (2020). The remarkable (Disappearing Act of the) mental health nurse psychotherapist. International Journal of Mental Health Nursing, 29 (4), 652–660. doi: 10.1111/inm.12698
Hussein, S. N. A., & Abdel Aziz, H. H. (2017). The big five personality dimensions as a predictor of entrepreneurial status in Egypt. International Journal of Entrepreneurship and Small Business, 32 (4), 423–443. doi: 10.1504/IJESB.2017.087830
Jaafari, Z., Sadidi, N., Abdolahinia, Z., & Shahesmaeili, A. (2022). Prevalence of Depression among Iranian Patients with Beta-Thalassemia Major: A Systematic Review and Meta-analysis. Iranian Journal of Medical Sciences, 47(1), 15–24. doi: 10.30476/ ijms.2020.85941.1557
Jiatong, W., Murad, M., Li, C., Gill, S. A., & Ashraf, S. F. (2021). Linking cognitive flexibility to entrepreneurial alertness and entrepreneurial intention among medical students with the moderating role of entrepreneurial self-efficacy: A second-order moderated mediation model. PloS one, 16(9), e0256420.‏
Joe, G. W., Lehman, W. E. K., Rowan, G. A., Knight, K., & Flynn, P. M. (2019). The role of physical and psychological health problems in the drug use treatment process. Journal of Substance Abuse Treatment, 102 (1), 23–32. doi: 10.1016/j.jsat.2019.03.011
Keyes, C. L. M., Wissing, M., Potgieter, J. P., Temane, M., Kruger, A., & Van Rooy, S. (2008). Evaluation of the Mental Health Continuum–Short Form (MHC– SF) in Setswana-Speaking South Africans SUBJECTIVE WELL-BEING: SOMETHING POSITIVE. Clinical Psychology and Psychotherapy Clin. Psychol. Psychother, 15 (1), 181–192.
Kirzner, I. M. (1999). Creativity and/or alertness: A reconsideration of the schumpeterian entrepreneur. Review of Austrian Economics, 11 (1), 5–17. doi: 10.1023/a: 1007719905868
Khedri, B., & Dabaghi, P. (2014). Effectiveness of problem-solving skills training on mental health rate of soldiers. journal of EBNESINA, 16 (1), 15-20. (in Persian).
Kong, F., Zhao, L., & Tsai, C. H. (2020). The Relationship Between Entrepreneurial Intention and Action: The Effects of Fear of Failure and Role Model. Frontiers in Psychology, 11(1), 1–9. doi: 10.3389/fpsyg.2020.00229
Krueger, N. F., Reilly, M. D., & Carsrud, A. L. (2000). Competing models of entrepreneurial intentions. Journal of Business Venturing, 15 (5), 411–432. doi: 10.1016/S0883 -9026(98)00033-0
Kruse, P., Wach, D., Costa, S., & Moriano, J. A. (2019). Values Matter, Don’t They?–Combining Theory of Planned Behavior and Personal Values as Predictors of Social Entrepreneurial Intention. Journal of Social Entrepreneurship, 10 (1), 55–83. doi: 10.1080/19420676.2018.1541003
Lent, R. W. (2013). Career-life preparedness: Revisiting career planning and adjustment in the new workplace. Career Development Quarterly, 61 (1), 2–14. doi: 10.1002/j. 2161-0045.2013.00031.x
Li, Z., Zhang, W., Zhou, Y., Kang, D., Feng, B., Zeng, Q., Xu, L., & Zhang, M. (2022). College Students’ Entrepreneurial Intention and Alertness in the Context of the COVID-19 Pandemic. Sustainability, 14 (13), na-14. doi: 10.3390/su14137713
Linan, F., & Chen, Y. (2011). Development and Cross-Cultural Application of a Specific Instrument to Measure Entrepreneurial Intentions. Entrepreneurship Theory and Practice, 33 (3), 35–39.
Liñán, F., Rodríguez-Cohard, J. C., & Rueda-Cantuche, J. M. (2011). Factors affecting entrepreneurial intention levels: A role for education. International Entrepreneurship and Management Journal, 7 (2), 195–218. doi: 10.1007/s11365-010-0154-z
Liu, X., Lin, C., Zhao, G., & Zhao, D. (2019). Research on the effects of entrepreneurial education and entrepreneurial self-efficacy on college students’ entrepreneurial intention. Frontiers in Psychology, 10 (1), 1–9. doi: 10.3389/fpsyg.2019.00869
Maheshwari, G., & Kha, K. L. (2022). Investigating the relationship between educational support and entrepreneurial intention in Vietnam: The mediating role of entrepreneurial self-efficacy in the theory of planned behavior. The International Journal of Management Education, 20 (2).1-14 doi: 10.1016/j.ijme.2021.100553
Mair, J., & Martí, I. (2006). Social entrepreneurship research: A source of explanation, prediction, and delight. Journal of World Business, 41 (1), 36–44. doi: 10.1016/ j.jwb.2005.09.002
Shepherd, D. A., McMullen, J. S., & Jennings, P. D. (2007). The formation of opportunity beliefs: Overcoming ignorance and reducing doubt. Strategic Entrepreneurship Journal, 1(1‐2), 75-95.‏
Nabi, G., & Liñán, F. (2011). Graduate entrepreneurship in the developing world: Intentions, education and development. Education & Training, 53 (5), 325–334. doi: 10.1108/00400911111147668
Nguyen, A. T., Do, T. H. H., Vu, T. B. T., Dang, K. A., & Nguyen, H. L. (2019). Factors affecting entrepreneurial intentions among youths in Vietnam. Children and Youth Services Review, 99 (1), 186–193. doi: 10.1016/j.childyouth.2019.01.039
Nodoushan, Z. J., Mirhosseini, H., Yamola, M., Bidaki, R., Hasibi, E., & Jafari, A. (2022). Effect of Neurofeedback on Anxiety , Dyslexia , and Dysgraphia in Elementary Students Afflicted with Attention Deficit Hyperactivity Disorder- a Pilot Study. Novelty in Clinical Medicine, 1 (2), 81–88. doi: 10.22034/ncm.2022.327848.1018
Pourvaei, A., Mahboobi, M. R., Sharifzadeh, M. S. (2021). Investigating Factors Affecting Students' Entrepreneurial Intention, The Case of Gorgan University of Agricultural Sciences and Natural Resources. Journal of Entrepreneurial Strategies Agric. 7 (14), 103-115. doi:10.52547/jea.7.14.103 (in Persian)
Roundy, P. T., Harrison, D. A., Khavul, S., Pérez-Nordtvedt, L., & McGee, J. E. (2018). Entrepreneurial alertness as a pathway to strategic decisions and organizational performance. In Strategic Organization, 16 (2), 192-226 doi: 10.1177/ 1476127017693970
Safa, L., Alambeigi, A., Gholami, H. (2015).Validation and reliability of entrepreneurial consciousness measurement scale among graduates of agricultural commercial companies in Kerman province. Agricultural promotion and education research, 9 (1), 57-63 (in Persian).
Sambamurthy, V., Bharadwaj, A., & Grover, V. (2003). Shaping agility through digital options: Reconceptualizintg the role of Information technology in Contemporary firms. Mis Quarterly, 27 (2), 237–263. doi: 10.2307/30036530
Seymour, M., Giallo, R., & Wood, C. E. (2017). The psychological and physical health of fathers of children with Autism Spectrum Disorder compared to fathers of children with long-term disabilities and fathers of children without disabilities. Research in Developmental Disabilities, 69 (1), 8–17. doi: 10.1016/j.ridd.2017.07.018
Sharma, U. (2020). Social Entrepreneurship In India Quarter Idealism And A Pound Of Pragmatism By Dr Madhur Shukla.‏
Spoorthy, M. S. (2020). Mental health problems faced by healthcare workers due to the COVID-19 pandemic–A review. Asian Journal of Psychiatry, 51 (1), 2018–2021. doi: 10.1016/j.ajp.2020.102119
Sweida, G. L., & Reichard, R. J. (2013). Gender stereotyping effects on entrepreneurial self-efficacy and high-growth entrepreneurial intention. Journal of Small Business and Enterprise Development, 20 (2), 296–313. doi: 10.1108/14626001311326743
Tang, J. (2008). Environmental munificence for entrepreneurs: Entrepreneurial alertness and commitment. International Journal of Entrepreneurial Behaviour & Research, 14 (3), 128–151. doi: 10.1108/13552550810874664
Tang, J., Kacmar, K. M. M., & Busenitz, L. (2012). Entrepreneurial alertness in the pursuit of new opportunities. Journal of Business Venturing, 27(1), 77–94. doi: 10.1016/j. jbusvent.2010.07.001
Thangamayan, S., Vembu, N. R., Chauhan, Y., Maheswari, K., John, E. P., & Reddy, G. D. (2023). Analysing Successful Entrepreneurs Psychological Well Being , Emotional Health and Mental Disorder. Journal for ReAttach Therapy and Developmental Diversities, 6 (2), 136–144. https://jrtdd.com/index.php/journal/article/view/1331
Tian, L. (2022). The influence of work values of college students on entrepreneurial intention: The moderating role of psychological capital. Frontiers in Education, 7 (1), 1–9. doi: 10.3389/feduc.2022.1023537
Tomy, S., & Pardede, E. (2020). An entrepreneurial intention model focussing on higher education. International Journal of Entrepreneurial Behaviour and Research, 26 (7), 1423–1447. doi: 10.1108/IJEBR-06-2019-0370
Urban, B. (2020). Entrepreneurial alertness, self-efficacy and social entrepreneurship intentions. Journal of Small Business and Enterprise Development, 27 (3), 489–507. doi: 10.1108/JSBED-08-2019-0285
Valliere, D. (2013). Towards a schematic theory of entrepreneurial alertness. Journal of Business Venturing, 28 (3), 430–442. doi: 10.1016/j.jbusvent.2011.08.004
Vodă, A. I., & Florea, N. (2019). Impact of personality traits and entrepreneurship education on entrepreneurial intentions of business and engineering students. Sustainability, 11(4), 1192.‏
Widjaya, O. H., Budiono, H., Wiyanto, H., & Fortunata, F. (2021). The effect of locus of control, need for achievement, risk tolerance, and entrepreneurial alertness on the entrepreneurial intention. In International Conference on Economics, Business, Social, and Humanities (ICEBSH 2021) (177-184). Atlantis Press.‏
Xu, S. (2018). Personality Traits of Entrepreneurs: A Review of Recent Literature. Foundations and Trends in Entrepreneuship, 14 (3). 279-356 http://dx.doi.org/10.1561/0300000080
Yousefi, N., Pirkhaefi, A., Borjali, A. (2020). Investigating the Psychometric Properties of the Mental Health Continuum-Short Form Scale. Journal of Clinical Psychology & Personality, 18 (2). 129-144. https://dx.doi.org/10.22070/cpap.2020.2945 (in Persian).
Zhao, J., Wei, G., Chen, K. H., & Yien, J. M. (2020). Psychological Capital and University Students’ Entrepreneurial Intention in China: Mediation Effect of Entrepreneurial Capitals. Frontiers in Psychology, 10 (1), 1–11. doi: 10.3389/fpsyg.2019.02984