Presenting a Model for Entrepreneurial Teacher Training Based on Grounded Theory

Document Type : Original Article

Author

Department of Educational Management, Central Organization of Farhangian University, Tehran, Iran.

Abstract

Entrepreneurial teacher training, within the framework of the fundamental transformation policy of education, has recently become a significant concern for policymakers and a subject of research for scholars in this field. However, one of the research gaps in this domain is the focus of studies on educational requirements, while neglecting the systematic and comprehensive exploration of environmental, structural, and consequential requirements. The purpose of this study is to present a model for entrepreneurial teacher training within the education system. This qualitative research was conducted using a grounded theory approach. Data were collected through semi-structured interviews with 20 key informants who had knowledge and lived experience regarding the phenomenon under study. Based on Strauss and Corbin’s coding paradigm, the data were categorized into three phases: open, axial, and selective coding using MAXQDA software, and the relationships between categories were determined. To assess the validity of the findings, methods such as member checking, the appropriateness of interpretation judgments, and peer review were employed. For assessing reliability or transferability, inter-coder agreement was used. The findings revealed 220 conceptual constructs (codes), categorized into 39 categories and 6 cluster categories, including causal factors, central phenomenon, contextual factors, environmental factors, strategies, and outcomes, which impact the phenomenon of entrepreneurial teacher training. The theoretical framework for the requirements of entrepreneurial teacher training in this study provides a solid scientific tool for planning entrepreneurial teacher training programs and making informed decisions.

Keywords

Main Subjects


مقدمه

 از رویکردهای مهمی که می‌تواند آموزش کشور را در برابر چالش‌های پیشِ رو (نظیر؛ فارغ‌التحصیلان بی‌مهارت، بی‌انگیزه و غیر خلاق) مصون بدارد، توجه به پدیده کارآفرینی است (احمد و همکاران[1]، 2020). اگر بخواهیم فرهنگ جامعه را به‌سوی کارآفرینی پیش ببریم می‌توانیم در آینده شاهد نسلی باشیم که به‌جای انتظار تولید شغل از دولت، هرکدام به یک فرد مولد تبدیل شوند (آهن چیان و قرونه، 1398) و این امر محقق نمی‌شود مگر اینکه آموزش کارآفرینی از مدارس آغاز شود، آموزش کارآفرینی به مجموعه فعالیت‌هایی اشاره دارد که در آن برنامه درسی یاددادن نحوه راه‌اندازی یک کسب‌وکار را به دانش‌آموزان آموزش می‌دهد، مثل آنچه در رشته‌ی دانشگاهی کارآفرینی اتفاق می‌افتد (کلاندت[2]، 2006).

     در نظام آموزش و پرورش ایران، اگرچه تلاش‌هایی جهت دستیابی به هدف ایجاد و توسعه فرهنگ و عمل کارآفرینی انجام شده‌است؛ از جمله در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش موضوع کارآفرینی و آموزش آن در مدارس با هدف «پرورش تربیت‌یافتگانی با حداقل داشتن یک مهارت مفید در طول دوران تحصیل قبل از دانشگاه برای تأمین معاش حلال به‌گونه‌ای که در صورت جدایی از نظام رسمی تعلیم و تربیت در هر مرحله، توانایی تأمین زندگی خود و اداره خانواده را داشته‌باشند» مورد تأکید قرار گرفته و در همین راستا از سال تحصیلی 1397-1396 در مقاطع تحصیلی فنی و حرفه‌ای و نظری واحد درسی آموزش کارآفرینی تدریس می‌شود، با این حال تلاش‌ها به‌گونه‌ای نبوده است که چالش‌ها و خلأهای موجود در این عرصه را برطرف سازد. از جمله، وجود دوره‌های آموزشی اثربخش برای آموزش کارآفرینی به دانش‌آموزان از مسائل مهم نظام آموزشی ملی است.

     برنامه‌های مهارت‌آموزی چون ایجاد مدارس کاردانش، موفق به تکمیل خلأ مهارت دانش‌آموزان نشده و با وجود اجرای برنامه‌های مختلف و متنوع آموزشی و هزینه‌های گزاف این بخش از نظام تعلیم و تربیت در شرایط موجود، همچنان شاهد پدیده بیکاری[3] هستیم. خلأ و مسئله محوری دیگر معطوف به بهره‌مندی از سرمایه‌های انسانی آموزش کارآفرینی در نظام تعلیم و تربیت یعنی معلمان کارآفرینی است. با وجود اهمیت و جایگاه معلم و تخصص و تعهد او در محیط آموزشی، آمار و اطلاعات نشان‌می‌دهد از قریب 8000 معلمی که دروس کارآفرینی مقاطع کاردانش، فنی - حرفه‌ای و نظری را تدریس می‌کنند، تقریباً اکثریت آنان فارغ‌التحصیل رشته‌ی کارآفرینی نمی‌باشند، از سویی، استفاده از تعداد انگشت‌شمار معلمانی که مجهز به تخصص کارآفرینی و توانمندی اجرای درست آموزش‌های کارآفرینی هستند نیز، با موانع مختلف ساختاری، مدیریتی و آموزشی مواجه است.

بدین ترتیب، در شرایط پیچیده، دشوار و توأم با کاستی‌ها و چالش‌های متعدد مورد اشاره، انجام مطالعات علمی به‌منظور شناسایی الزامات تربیت معلمان کارآفرین و توسعه شایستگی‌ها و صلاحیت‌های آن‌ها با هدف ارتقای کیفیت و بهره‌وری موضوع کارآفرینی در نظام تعلیم و تربیت ایران، امری بسیار حیاتی است. بر این اساس، سؤال محوری این است که چارچوب مفهومی مناسب برای شناسایی و درک چیستی و ماهیت ابعاد و مؤلفه‌های الزامات تربیت معلمان کارآفرین که بتواند نقشه راه مؤثری را برای تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌های راهبردی تربیت و توسعه معلمان کارآفرین در اختیار سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و مدیران نظام آموزش و پرورش قرار دهد، کدام است؟ در راستای پاسخ‌گویی به سؤال اصلی پژوهش، اهداف ذیل مورد نظر قرار گرفت.

1- شناسایی الزامات تربیت‌معلم کارآفرین در نظام تعلیم و تربیت ایران.

2- مقوله‌بندی و تعیین مؤلفه‌های الزامات تربیت‌معلم کارآفرین در نظام تعلیم و تربیت ایران.

3- مقوله‌بندی و تعیین نشانگرهای الزامات تربیت‌معلم کارآفرین در نظام تعلیم و تربیت ایران.

4- تعیین اولویت و اهمیت ابعاد و مؤلفه‌های تربیت‌معلم کارآفرین در نظام تعلیم و تربیت ایران.

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

سیاست‌گذاران و نظریه‌پردازان به اهمیت فزاینده نظام‌های آموزشی در توسعه و گسترش کارآفرینی به‌عنوان یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر و عامل توسعه و رشدیافتگی کشورها پی‌برده‌اند و با مطرح کردن اهمیت فوق‌العاده کارکرد نظام آموزشی در زمینه آموزش کارآفرینی، رشد و توسعه را حاصل و میوه آموزش و آموزش کارآفرینی را از مباحث مهم در این زمینه عنوان کرده‌اند (پارکر[4]، 2018). کارآفرینی فرایندی اکتسابی است و بهترین زمان برای آموزش مهارت‌های مختلف کارآفرینی همان دوران آموزش‌های مدرسه و قبل از آن است. همچنین صفاتی از قبیل انگیزه دستیابی به موفقیت، تمایل به خوداتکایی، خلاقیت و نوآوری، گرایش شدید به پیش‌قدمی، ریسک‌پذیری، فرصت‌یابی، هدف‌گذاری، خودآگاهی، تسلط بر رفتار و پافشاری و مقاومت در انجام کار از جمله خصوصیاتی است که در برنامه درسی کارآفرینی باید گنجانده و توسط معلمان اجرا شود (مرتضی‌نژاد و همکاران، 1396). از سوی دیگر، معلم کارآفرینی نیز باید توانایی و شایستگی لازم را برای مواجهه با حیطه‌های تخصصی، در دانش‌آموز و دانش‌آموخته به وجود آورده و از مطالب متناسب با کارآفرینی برای دانش‌آموزان استفاده نماید (شجاعی و همکاران، 1398).

     از نظر دراکر هر شخصی که بتواند تصمیم بگیرد، می‌تواند کارآفرین شدن و رفتار کارآفرینانه را بیاموزد. گرچه کارآفرینان با ویژگی‌های شخصیتی معینی مانند تیزهوشی و انرژی زیاد به دنیا می‌آیند، اما این مشخصات را به‌وسیله آموزش، توسعه می‌دهند (تیمونز، 1999). یافته‌ها نشان داده است، احتمال شکست کارآفرینانی که تنها تجربه دارند و آموزش لازم را ندیده‌اند، زیاد است، اما کارآفرینانی که هم تجربه دارند و هم آموزش‌دیده‌اند، کاملاً موفق هستند از این‌رو، در حال حاضر آموزش کارآفرینی به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین فعالیت‌های دانشگاه‌ها تبدیل شده‌است. (و سپر[5]، 1993).

     در راستای توسعه کارآفرینی، نقش معلمان کارآفرینی به‌ویژه در ارتباط با آموزش و انتقال محتوای برنامه درسی کارآفرینی توسط معلمان به فراگیران نقشی بی‌بدیل است. هینونن و پویکیجوکی[6] (2006) ابعادی از ضرورت‌های رویکرد کارآفرینانه به آموزش کارآفرینی شامل: تأکید بر نقش کلیدی کشف، ارزیابی و بهره‌برداری از فرصت‌ها و همچنین توجه به روش‌های یاددهی عملی در آموزش کارآفرینی را مطرح کرده‌اند. چالش اصلی آموزش کارآفرینی، تسهیل یادگیری به‌دلیل حمایت از فرایندهای کارآفرینانه است. روش‌های یاددهی سنتی بایستی توسط رویکرد کارآفرینانه شامل یادگیری در عرصه عمل و فراهم کردن فرصت‌های مشارکت فعال دانشجویان در محیط یادگیری تکمیل شوند. پژوهش بیانشده، دو بعد اساسی آموزش کارآفرینی شامل موضوع یاددهی (کشف، ارزیابی و بهره‌برداری از فرصت‌ها) و روش یاددهی (یادگیری در عرصه عمل و مشارکت فعال دانشجویان در یادگیری) را به‌صورت ضمنی به‌عنوان ضرورت‌های مهارتی مربیان و استادان کارآفرینی مطرح می‌کند.

     کمیسیون اروپا در گزارش سال 2008 میلادی با تأکید بر جایگاه کارآفرینی در آموزش تلاش کرده تا معیارهای آموزش کارآمد کارآفرینی را مطرح کند. مربیان و استادان کارآفرینی برای یاددهی موفق در رشته کارآفرینی بایستی مواردی را داشته‌باشند که شامل: یاددهی مبتنی بر ارائه تجربیات و وقایع واقعی از محیط‌های کسب‌وکار به‌ویژه از زندگی خود (مربی یا استاد)، داشتن تجربه کسب‌وکار، توانایی حفظ ارتباطات شخصی قوی با بخش کسب‌وکار و در نهایت استفاده از شیوه‌های ویژه آموزش کارآفرینی، شامل: کارهای گروهی برای خلق ایده‌های کسب‌وکار، مطالعه موردی و کارگاه‌های برنامه‌ریزی کسب‌وکار.

     کارن ون دام و همکاران[7] (2009) به شایستگی‌های اثرگذار در شکل‌گیری رفتار کارآفرینانه معلمان توجه کردند. تر بنگر[8] (2006) در پاسخ سؤال «روش‌های متداول یاددهی توسط معلمان کارآفرینی، برای رسیدن به اهداف یادگیری کارآفرینانه» بیان می‌کند، روش‌های جدید یادگیری مانند یادگیری الکترونیکی و روش‌های مبتنی بر عمل و نقش‌آفرینی فعال فراگیران مانند ایفای نقش[9] باید بیشتر استفاده شود. در این پژوهش معیارهای استادان کارآفرینی برای یاددهی مناسب شامل الزام به گذراندن دوره آموزش دانش کارآفرینی ویژه استادان و داشتن تجربه شخصی کارآفرینی است. در این مطالعه الزامات حرفه‌ای مربیان و استادان کارآفرینی از سه جنبه؛ روش‌های یاددهی، کسب دانش کارآفرینی و داشتن تجربه کارآفرینی بررسی شده‌است.

     در سطح مطالعات داخلی نیز پژوهشگران از زوایای متعدد پدیده کارآفرینی در نظام تعلیم و تربیت را مورد برسی قرار داده‌اند. از جمله، محمدپور و همکاران (1399) در پژوهشی با عنوان «ارائه الگوی مفهومی برای تربیت دانشجو معلم کارآفرین در دانشگاه فرهنگیان» با استفاده از روش پژوهش کیفی الزامات تربیت دانشجو معلم کارآفرین را شامل: حمایت اداری و پشتیبانی دانشگاه، استقرار نظام کارآفرینی در چشم‌اندازها و رسالت‌های دانشگاه، رهبری کارآفرینانه، فرهنگ نوآوری و خلاقیت، شایستگی‌های کارآفرینانه، آموزش رسمی، آموزش غیر رسمی، مراکز رشد و پژوهانه عنوان کردند.

     پارسا و شیخ (1397) با بررسی تأثیر آموزش کارآفرینی بر پرورش استعداد کارآفرینی هنرجویان هنرستان‌های دولتی کاردانش شهر اهواز با استفاده از روش توصیفی - همبستگی نشان دادند بیشترین فراوانی مؤلفه استعداد کارآفرینی به‌ترتیب مربوط به مؤلفه خلاقیت و نیاز به موفقیت و کمترین مؤلفه مربوط به مرکز کنترل است.

     نجفی هزارجریبی و اشرفی (1396) ضمن شناسایی نشانگان کارآفرینی معلمان و ارزیابی وضع موجود آن با استفاده از روش پژوهش آمیخته ابعاد خلاقیت، مهارت‌های آموزشی، ویژگی‌های شخصیتی، خودکارآمدی، دانش‌افزایی، کارگروهی، مهارت ارتباطی و تفکر حل مسئله را به‌عنوان نشانگان معلمان کارآفرین مطرح کردند. عزیزی و گودرزی (1395) با شناسایی شایستگی‌های کلیدی مربیان کسب‌وکار، «داشتن تجربه عمیق در کسب‌وکار»، «داشتن تجربه و آشنایی با چالش‌ها و نقاط کور کسب‌وکار»، «طرح‌ریزی فعالیت‌ها، تعریف چشم‌انداز و تعیین اهداف توسعه‌ای»، «داشتن اطلاعات مناسب از حوزه کاری شاگردان»، «قدرت تجزیه و تحلیل مسائل»، «ایجاد قرارداد مربیگری رسمی»، «ایجاد و حفظ شبکه ارتباطی با مربیان و متخصصان حوزه کسب‌وکار برای اشتراک‌گذاری ایده، دانش و تجارب با آن‌ها»، «هوشیاری نسبت به آخرین روندها و تغییرات محیط کسب‌وکار»، «انگیزه بخشی و امیدبخشی» را به‌عنوان الزامات مربیان کارآفرین مطرح کردند.

     اجاقی و همکاران (1395) نیز در ارائه الگوی مفهومی مؤلفه‌های خرد و کلان نظام آموزش کارآفرینی، الگوی مفهومی مؤلفه‌های اثرگذار بر نظام آموزش کارآفرینی در سطح خرد (اهداف آموزشی کارآفرینی، محتوای درسی کارآفرینی، برنامه‌ها و سیاست‌های دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش‌عالی، مهارت‌های مدرسان و مربیان کارآفرینی و روش تدریس) و کلان (محیط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی) را مورد تأکید قرار دادند.

     سعادتی و همکاران (1394) با بررسی نقش مراکز تربیت‌معلم در توسعه کارآفرینی، بر الزاماتی نظیر؛ توجه به عواملی همچون حمایت از افراد کارآفرین، تأکید بر ابداع و خلاقیت به‌جای محفوظات، آموزش و استفاده از روش‌های فعال تدریس در مراکز آموزشی، آموزش محتوای درسی مربوطه، تغییر برنامه درسی و توجه به فضای فیزیکی مراکز آموزشی تأکید کردند.

     سبزه (1394) در طراحی الگوی برنامه درسی کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان و ارزشیابی آن از دیدگاه متخصصان برنامه درسی، کارآفرینی به‌عنوان یک نگرش و سبک‌زندگی، در قالب الگوی برنامه درسی کارآفرینی و بر پایه سه مؤلفه اصلی دانش، نگرش و مهارت کارآفرینی برای کودکان پیش از دبستان با محوریت ویژگی‌های خلاقیت، تمایل به کار و تلاش مستمر، کنجکاوی، پویایی و فعالیت مداوم، مثبت‌اندیشی، استقلال‌طلبی، میل به موفقیت و مسئولیت‌پذیری را مورد تأکید قرار دادند.

     خسرو سلجوقی (1392) در بررسی نقش آموزش‌های کارآفرینی در نظام آموزش و پرورش 1404 جمهوری اسلامی ایران بر ویژگی‌های فعال، مسئولیت‌پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایتمند، دارای وجدان کاری، انضباط، روحیه تعاون و سازگاری اجتماعی، متعهد به نظام اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی را مطرح کردند.

     جعفری مقدم و فخارزاده (1390) در مطالعه توسعه کتاب نگرش کارآفرینانه در کتاب‌های درسی دوره دبستان بر شاخص‌های تشخیص و بهره‌برداری از فرصت، کنترل ادراک شخصی، عزت‌نفس، میل به موفقیت، خلاقیت و نوآوری تأکید کردند.

     گرائلی شیخ و پارسا (1390) با بررسی نقش معلم در پرورش ویژگی‌های شخصیتی کارآفرینی فراگیران بر رویکردهای شاگردمدار و روش‌های خلاق تدریس، همسان ساختن انگیزه، درک و عمل، بازخورد در کلاس درس، نوع کیفیت سؤالات وی، تسلط بر موضوعات درسی و دادن انگیزه لازم به فراگیران، اهمیت به ایده‌های فراگیران، ویژگی‌های کارآفرینی در شخصیت معلم و استفاده از سؤالات واگرا تأکید کردند.

     بررسی ادبیات پژوهش حاکی از آن است که پژوهشگران این عرصه عمدتاً الزامات تربیت معلمان کارآفرین و توسعه رویکرد کارآفرینی و آموزش کارآفرینی در نظام‌های تعلیم و تربیت را از بعد ویژگی‌های شخصی و برنامه درسی مورد توجه قرار داده‌اند. این در حالی است که پدیده کارآفرینی و تربیت معلمان کارآفرین به‌عنوان سرمایه‌های انسانی محوری نظام آموزش و پرورش از الزامات متعدد و متنوع ساختار و نظام پیچیده تعلیم و تربیت اثر می‌پذیرد؛ بنابراین مطالعات موجود در «تربیت معلمان کارآفرین» به وجوه متنوع الزامات تحقق رویکرد مورد نظر توجه جامع و نظام‌مندی نداشته‌اند و مطالعات اساساً نگاهی تک‌بُعدی و جزئی‌نگرانه به بحث تربیت معلمان کارآفرین داشته است. در واقع می‌توان اذعان داشت، هر یک از پژوهشگران با نگاه خود جنبه‌های خاصی از ابعاد و مؤلفه‌های الزامات پدیده مورد مطالعه را بررسی کرده‌اند و در عمل، چارچوب جامع و یکپارچه‌ای که به‌صورت شفاف و نظام‌مند، الزامات تربیت‌معلم کارآفرین در نظام تعلیم و تربیت را مورد بررسی قرار داده باشد، ارائه نشده است، پژوهش حاضر تلاشی در جهت پر کردن این شکاف نظری است.

روش پژوهش

پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و بر اساس نوع داده‌ها در گروه مطالعات کیفی قرار می‌گیرد. به‌منظور ارائه الگوی تربیت‌معلم کارآفرین از رویکرد کیفی و روش نظریه برخاسته از داده‌ها و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام پذیرفت. سؤال‌ها در چهار محور به شرح ذیل ارائه شدند؛ 1- چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی را برای نظام تربیت‌معلم کارآفرینی ضروری می‌دانید؟ 2- از نظر شما ویژگی‌های برنامه درسی اثربخش مبتنی بر شایستگی‌های کارآفرینی برای تربیت‌معلم کارآفرینی چیست؟ 3- به نظر شما معلمان و مربیان نظام تربیت‌معلم کارآفرینی باید از چه ویژگی‌ها و خصوصیاتی در فرایند آموزش، ارزشیابی و توسعه تربیت‌معلم کارآفرینی بهره‌مند باشند؟ 4- از نظر شما از دانش‌آموختگان نظام تربیت‌معلم کارآفرینی چه الگوهای دانشی، مهارتی و نگرشی انتظار است؟

     داده‌های پژوهش از مسیر مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از مطلعان کلیدی شامل اساتید و متخصصین کارآفرینی و علوم‌تربیتی از دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه شهید رجایی، وزارت کار و وزارت آموزش و پرورش با حداقل مدرک دکتری با مدرک تحصیلی دکتری تخصصی و دارای مطالعات و آثار علمی منتشر شده و دانش و تجربه زیسته در زمینه موضوعات کارآفرینی و تربیت‌معلم، گردآوری و انتخاب نمونه در آن به‌صورت هدفمند و نظری[10] انجام شد. بدین معنا که اطلاع‌رسانان کلیدی با توزیع مناسب در گروه‌های هدف بر اساس موضوع پژوهش (خبرگان، اساتید و متخصصین کارآفرینی و علوم‌تربیتی) انتخاب شدند و نظری آن بدین معنا است که کفایت لازم را برای رسیدن به سطح اشباع نظری دارد؛ یعنی مصاحبه با مصاحبه‌شوندگان تا جایی ادامه پیدا می‌کرد که اطلاعات ایشان، نکته و محتوای جدیدی به اطلاعات قبلی اضافه نکند.

     داده‌های حاصل از انجام مصاحبه با خبرگان با روش تحلیل مضموندر بستر نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. با هدف بررسی روایی[11] یا باورپذیری[12] ابزار پژوهش، از راهبرد (غوطه‌وری)[13] استفاده شد. بدین‌منظور، در رفت و برگشت‌های متوالی، مضامین پایه استخراج‌شده از متن مصاحبه‌ها مورد بررسی و بازنگری قرار گرفته است. بازبینی توسط همکار، روش دیگری برای افزایش دقت علمی تحقیق (کیفی) است. به این منظور، دو نفر از خبرگان عرصه پژوهش، فرایند تحلیل و صورت‌بندی داده‌های به‌دست آمده را بازبینی کردند. قابلیت پایایی یا انتقال‌پذیری[14]، نیز به‌روش پایایی بازآزمون و توافق بین دو کدگذار شامل مقوله‌بندی مجدد مفاهیم توسط پژوهشگر همکار و مقایسه نظر پژوهشگر با خبره انجام شد.

تحلیلها و یافتههای پژوهش

در این بخش از پژوهش با هدف شناسایی الزامات تربیت‌معلم کارآفرین، مفاهیم کلیدی با استفاده از روش تحلیل مضمون از متن مصاحبه با خبرگان استخراج و به‌روش کدگذاری سه مرحله‌ای و بر اساس مبانی نظری دسته‌بندی شدند. دستاورد حاصل در چارچوب جدول‌های 1 تا 6 ارائه شده‌است.

جدول 1. ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای عوامل علی تربیتمعلم کارآفرین

مضامین سازماندهنده اولیه

مضامین سازماندهنده ثانویه

مضامین پایه

برنامه درسی

سازمان‌دهی برنامه درسی

تلفیق زمانی، شیوه تلفیق مکانی، افقی و ساختار دروس، برنامه درسی افقی، برنامه درسی مارپیچ، برنامه درسی متقابل، شیوه‌های ارائه برنامه درسی، برنامه درسی گام‌به‌گام، ماژولار

محتوای عمومی

مبتنی بر شایستگی روان‌شناختی، مبتنی بر شایستگی اجتماعی، مبتنی بر شایستگی مدیریتی، مبتنی بر شایستگی‌های پداگوژی، انسجام محتوایی، تفکر عملی، تفکر نمادی، قابلیت تجسمی، تفکر انتزاعی، قابلیت نمادی، مبتنی بر تحولات سنی و فرایند رشد

ادامه جدول 1. ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای عوامل علی تربیتمعلم کارآفرین

مضامین سازماندهنده اولیه

مضامین سازماندهنده ثانویه

مضامین پایه

برنامه درسی

محتوای تخصصی

شهود کارآفرینانه، آموزش دانش عملکردی، برنامه درسی مبتنی بر شایستگی، عناصر و شرایط کارآفرینی، مبتنی بر چالش‌های فکری، نگرشی و اجرایی، منطبق با رشته‌ها و نیاز بازار کار، مبتنی بر زندگی کارآفرینان بزرگ، مبتنی بر دانش مدیریت، اقتصاد، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی، شناخت مأموریت واحدهای کاردانش و فنی‌حرفه‌ای

فعالیت‌های یادگیری

ترکیب تکالیف تئوری و عملی، فراگیری شهودی ایده‌ها، فعالیت‌های یاددهی یادگیری یادگیرنده‌محور، چالش‌های اجرایی

طراحی آموزشی

تمرکز بر جنبه‌های عملی و نظری، تأکید بر دانش موضوعی تربیتی، تأکید بر طرح کسب‌وکار، تأکید بر رویکرد میان‌رشته‌ای و انسجام درونی دوره‌های آموزشی، سنجش یادگیری‌محور، بافت برنامه درسی انگیزه‌محور، آموزش مبتنی بر شایستگی، نقد خلاقانه، نگاه خلاقانه، استاندارد آموزش مبتنی بر توسعه حرفه‌ای

شایستگی‌های محوری

روحیه کارآفرینی

رفتار تعاملی، ساختارشکن و نوآور، دارای تفکر انتقادی و خلاق، انعطاف‌پذیری شناختی، مسئولیت‌پذیری و گشادگی رفتار، مذاکره و شبکه‌سازی

مهارت‌های معلمی

تسهیل‌کننده‌ی فرایند یاددهی یادگیری، توان و مهارت حل مسئله، اخلاق حرفه‌ای، انگیزه بخشی، توانایی برقراری ارتباط بین دروس

مهارت‌های تخصصی

آشنا با حوزه اقتصاد، تسلط بر آموزش و مهارت‌های کارآفرینی، بهره‌مندی از مهارت‌های کارآفرینان برتر، برخوردار از بینش و نگرش کارآفرینی، آشنا با فرصت‌های کارآفرینی، آشنا با مدیریت، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی کسب‌وکار

ویژگی‌های شخصیتی

ویژگی‌های روان‌شناسی، ویژگی‌های شناختی، امیدوار و پرتلاش، فعال و دارای اعتماد به نفس، مهارت‌های تصمیم‌گیری، تفکر خلاق و انتقادی

     عوامل علّی تربیت‌معلم کارآفرین از راه غربالگری و مقوله‌بندی تعداد 67 کد اولیه مستخرج از متن مصاحبه با خبرگان، منجر به ارائه 9 مضمون سازمان‌دهنده ثانویه شد که ذیل مضامین سازمان‌دهنده اولیه؛ برنامه درسی و شایستگی‌های محوری دسته‌بندی شدند. نکات به‌دست آمده از مصاحبه بر احصاء این مضامین برای تربیت‌معلم کارآفرینی تأکید داشت از جمله؛ مصاحبه‌شونده کد (2): «محتوای برنامههای درسی باید بهصورت مجزا از هم سازماندهی گردند و یک نوع هماهنگی بین آنها وجود داشتهباشد. همچنین بایستی سازماندهی برنامه درسی بر اساس یک رویکرد و چارچوب مشخصی باشد بهگونهای که موضوعات مشابه در یک چارچوب خاصی قرار بگیرند». مصاحبهشونده کد (6): اهداف کتابها باید مهارتمحور شوند بهطوری که دانشآموزان بتوانند آموختههای خود را در محیط واقعی پیاده کنند و از آن استفادهکنند. البته کتابها بهترین منبع انتقال دانش و مهارتها هستند و نمیتوان از آن صرفنظر کرد ولی باید در محتوا و ظاهر کتابهای کودکان تغییراتی ایجاد کرد.

جدول 2. ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای پدیده اصلی تربیتمعلم کارآفرین

مضامین سازماندهنده اولیه

مضامین سازماندهنده ثانویه

مضامین پایه

شایستگی‌های سه‌گانه معلم کارآفرین

دانش

آموزش تفکر خلاق، آموزش ایده تا محصول، آموزش تدوین طرح کسب‌وکار، آموزش تیم‌سازی، آموزش کسب درآمد، آموزش فروش، آموزش بازاریابی

نگرش

پرورش روحیه هدف‌گرایی، پرورش روحیه دستاوردگرایی، پرورش روحیه استقلال‌طلبی، پرورش روحیه نوآوری، پرورش روحیه خلاقیت، پرورش روحیه توفیق‌طلبی، پرورش روحیه مسئولیت‌پذیری، پرورش روحیه ریسک‌پذیری، پرورش روحیه و شور کارآفرینی

مهارت

تعامل با کسب‌وکارها، راه‌اندازی کسب‌وکار، توان حل مسئله، توانایی تعامل و برقراری ارتباط، مهارت تیم‌سازی، مهارت کار تیمی، تدوین طرح کسب‌وکار، مهارت بازاریابی

     پدیده اصلی تربیت‌معلم کارآفرین از طریق غربالگری و مقوله‌بندی تعداد 24 کد اولیه مستخرج از متن مصاحبه با خبرگان، منجر به ارائه سه مضمون سازمان‌دهنده اولیه شد که ذیل مضمون سازمان‌دهنده اولیه؛ شایستگی‌های سه‌گانه کارآفرینی دسته‌بندی شدند. مصاحبه‌شونده کد (4): «آموزش کارآفرینی به فراگیران کمک میکند تا بتوانند در مواقع بحرانی تصمیمات صحیح بگیرند و با شرایط جدید و سخت بهراحتی کنار بیایند، روحیه شکستناپذیری داشتهباشند و تسلیمناپذیر باشند، به خود اعتماد داشتهباشند، شجاعت و شهامت در انجام کارهای خویش پیدا کنند». مصاحبه‌شونده کد (12): «اکثر افرادی که مشغول کاری هستند و در جایی استخدامشدهاند یا افرادی که هنوز در ابتدای راه هستند و هنوز شغلی ندارند، حداقل یکبار هم که شده به این موضوع فکر کردهاند که کسبوکار شخصی خودشان را راهاندازی کنند. راهاندازی یک کسبوکار برای هر کارآفرینی چالشبرانگیز محسوبمیشود».

جدول 3. ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای عوامل زمینهای تربیتمعلم کارآفرین

مضامین سازماندهنده اولیه

مضامین سازماندهنده ثانویه

مضامین پایه

ساختار قوانین و مقررات

سازوکار رهبری امور

سبک رهبری حمایتی، راهبری حمایتی امور اداری، علمی، منابع و مالی، ترکیب راهبردهای اثربخش رهبری و مدیریت امور

چارچوب و ساختار سازمانی

برخورداری از نهاد سیاست‌گذاری نظام‌مند، تعیین استانداردهای ارزشیابی، شفاف‌سازی آیین‌نامه ارتقا اعضای هیئت علمی، تعیین الزامات اجرایی سند تحول بنیادین، ساختار ارتباطی تعاملی با نهادهای برون و درون‌سازمانی

سازوکار منابع و امکانات

امکانات و تجهیزات

فضای استاندارد، بازارچه‌های کسب‌وکار، کافه ایده‌پردازی، رعایت استاندارد تجهیزات، بهره‌مندی از ابزار الکترونیکی و فناوری‌های تولید علم، تجاری‌سازی دستاوردهای علمی

توانمندسازی و شبکه‌سازی

آموزش نیروهای تربیت‌معلم، تربیت‌معلم، معلم کارآفرینی، آموزش معلمان، تعامل مدرسین و معلمین کارآفرینی، ویژگی درونی، ویژگی انسانی، ویژگی ذهنی، استاندارد نیروی انسانی

     عوامل زمینه‌ای تربیت‌معلم کارآفرین از راه غربالگری و مقوله‌بندی تعداد 23 کد اولیه مستخرج از متن مصاحبه با خبرگان، منجر به ارائه چهار مضمون سازمان‌دهنده ثانویه شد که ذیل مضامین سازمان‌دهنده اولیه؛ ساختار قوانین و مقررات و سازوکار منابع و امکانات دسته‌بندی شدند. نکات بهدست آمده از مصاحبه بر احصاء این مضامین برای تربیتمعلم کارآفرینی تأکید داشت. مصاحبهشونده کد (15): «به نظر نمیرسد آموزش کارآفرینی جایگاهی در مدارس کشور ما داشتهباشد. در صورتی که در سایر کشورها در سالهای اخیر به این مهم پرداخته شدهاست. بایستی حمایتهای مالی و اداری بیشتری در این زمینه از آموزش کارآفرینی صورت بگیرد». مصاحبه‌شونده کد (8): «آموزشها بهنحوی باشد که بتوانند توانمندیهای کارآفرینی در معلمان را تقویت نمایند. آموزش کارآفرینی در مراکز تربیتمعلم، دورهای است که تجربه معلمان را برای زندگی و فعالیت در دنیای اطراف افزایش میدهد و به آنان نشانمیدهد که با تأکید بر تواناییهای خود، چه طریقی را برای داشتن زندگی و آینده بهتر برای خود و جامعه انتخاب نمایند. این تجارب بهصورت بسیار مفیدی آینده را در برابر آنها ترسیم نموده و آنان را در انتخابها و گزینشهایی که زندگی آنها را تحتتأثیر قرار میدهند یاری میدهد».

جدول 4. ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای عوامل محیطی تربیتمعلم کارآفرین

مضامین سازماندهنده اولیه

مضامین سازماندهنده ثانویه

مضامین پایه

اکوسیستم کارآفرینی

محیط فرهنگی

ایجاد فرهنگ کارآفرین، پذیرش چند فرهنگی، ایجاد فرهنگ و حمایت از کارآفرینی، برخورداری از نگرش و قصد کارآفرینی

ادامه جدول 4. ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای عوامل محیطی تربیتمعلم کارآفرین

مضامین سازماندهنده اولیه

مضامین سازماندهنده ثانویه

مضامین پایه

اکوسیستم کارآفرینی

محیط اقتصادی و سیاسی

فرصت‌های کسب‌وکار، تمرکز بر فرصت‌های منطقه‌ای، آگاهی از فرایند شغلی، تفکر طراحی، تولید و فن معامله، اطلاع از شبکه‌های تجاری، فرصت‌های محلی، فرصت‌های منطقه‌ای، فرصت‌های جهانی

محیط قانونی و اداری

استفاده مؤثر از قوانین سازمان نوسازی، کاربست قانون نظام جامع آموزش فنی و حرفه‌ای، تعامل با وزارت علوم، معاونت علم و فناوری ریاست‌جمهوری، مراکز رشد و نوآوری، استارت‌آپ‌ها، وزارت کار

     عوامل محیطی تربیت‌معلم کارآفرین از طریق غربالگری و مقوله‌بندی تعداد 20 کد اولیه مستخرج از متن مصاحبه با خبرگان، به ارائه سه مضمون سازمان‌دهنده ثانویه که ذیل مضمون سازمان‌دهنده اولیه؛ اکوسیستم کارآفرینی دسته‌بندی شدند، انجامید. نکات بهدست آمده از مصاحبه بر احصاء این مضامین برای تربیتمعلم کارآفرینی تأکید داشت. مصاحبه‌شونده کد (13): «یکی از عوامل مؤثر بر توسعه یا عدم توسعه آموزشهای کارآفرینانه در مراکز تربیتمعلم را باید در ضوابط مقررات قانونی جستجو نمود و این صورت مسئلهای را تعریف خواهد کرد که وجه مشخص آن عدم وجود آن را نمایان میسازد.

     بر این اساس از نگاه کارشناسان و متخصصانی که در این مورد، مورد مصاحبه قرار گرفتند میتوان مضمونی با عنوان فقدان قانون و مقررات مرتبط با آموزشهای کارآفرینانه در ساختار سازمانی و برنامهریزی آموزش و پرورش کشور مشاهده کرد. فقدان چنین قوانینی هرگونه اقدام مقتضی را با اشکالات و مسائل زیادی روبهرو خواهد نمود تا جایی که میتوان هر نوع اقدامی را بهعلت عدم حمایتهای قانونی غیر موجه جلوه داد، کما اینکه وجود هرگونه اقدام در این زمینه از ضروریات کشور و جامعه محسوبمیشود». مصاحبه‌شونده کد (6): «دولت میتواند با پشتیبانی از کارآفرینان از نظر اقتصادی، تفکر ارزشمند بودن کارآفرینی و کارآفرین را در جامعه رواج دهد، در صورتی که این کار صورت بگیرد آموزشهای جسته و گریخته آموزش و پرورش در مورد کارآفرینی در مدارس اثرات مثبتی بر معلمان خواهد داشت».

جدول 5. ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای راهبردهای تربیتمعلم کارآفرین

مضامین سازماندهنده اولیه

مضامین سازماندهنده ثانویه

مضامین پایه

سناریوهای آموزش

روش تدریس

رویکرد استقرایی، رویکردهای فعال تدریس، رویکردهای فعال یادگیری مبتنی بر شایستگی، مطالعه موردی، مصاحبه با کارآفرینان موفق، شبیه‌سازی، روش‌های چند استادی، جلسات بارش فکری، برگزاری کارگاه ریسک‌پذیری، آموزش پروژه‌ای، کارگاه خلاقیت، کارورزی در کارآفرینی، کارگاه کارآفرینی و تولید

دوره‌های آموزشی

آموزش تخصصی کارآفرینی یک‌ساله، کارشناسی دبیری کارآفرینی، کارشناسی‌ارشد کارآفرینی، مدرس دانشگاه کارآفرینی، معلم ارشد کارآفرینی، دوره‌های کوتاه‌مدت بهسازی و توسعه

سناریوهای ارزشیابی

سنجش ورودی

تعیین چارچوب صلاحیت حرفه‌ای، ارزشیابی شایستگی‌های کارآفرینی، سنجش شایستگی مدرسان، آزمون‌های سطح، آزمون رغبت سنج، آزمون مهارت‌های تصمیم‌گیری و مقابله با استرس

ارزشیابی تکوینی

سنجش برنامه‌ای، ارزشیابی از ایده، ارزشیابی برای پروژه‌های خرد، ارزشیابی موقعیت کارآفرینی، ارزشیابی طرح کسب‌وکار، ارزشیابی پروژه محور

ارزشیابی نهایی

ارزشیابی عملکردی، خلق یک اثر جدید، پرتفو، کارپوشه

     راهبردهای تربیت‌معلم کارآفرین از طریق غربالگری و مقوله‌بندی تعداد 35 کد اولیه مستخرج از متن مصاحبه با خبرگان، منجر به ارائه پنج مضمون سازمان‌دهنده ثانویه و دو مضمون سازمان‌دهنده اولیه سناریوهای آموزش و سناریوهای ارزشیابی شد. نکات بهدست آمده از مصاحبه بر احصاء این مضامین برای تربیتمعلم کارآفرینی تأکید داشت. مصاحبه‌شونده کد (19): «آشنایی کم معلمان و مدیران در شناخت اهمیت آموزش کارآفرینی، روش تدریس نامناسب و تأکید بر حفظیات بدون فعالیت عملی جذاب، آموزش متکی بر انباشتن حافظه، روشهای آموزش سنتی و بر مبنای سخنرانی، نداشتن برنامه برای آموزش کارآفرینی در وزارت آموزش و پرورش، از بین رفتن خلاقیت دانشآموزان بهوسیله تدریس سنتی، همه و همه از دلایل از بین خلاقیت در دانشآموزان و در نتیجه کاهش کارآفرینی میشود». مصاحبه‌شونده کد (14): «زمانی که شرایطی فراهم شود که معلمان و فراگیران بتوانند افراد کارآفرین را ببینند و حتی مجلات و کتابهایی که در زمینه موفقیتهای افراد کارآفرین و تاریخچه آن تهیه کرد، میتوان گفت که کارآفرینی نیز پرورش و رشد خواهد یافت».

جدول 6. ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای پیامدهای تربیتمعلم کارآفرین

مضامین سازماندهنده اولیه

مضامین سازماندهنده ثانویه

مضامین پایه

صلاحیت‌های کارآفرینی

شایستگی و روحیه کارآفرینی

جرأت‌مندی، مخاطره‌پذیری، برون‌گرایی، جرأت‌ورزی، اعتمادبه‌نفس، استقلال‌طلبی، خوش‌فکری، آزاداندیشی، کمال‌گرایی، استقلال فکری، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، حس جستجوگری، تفکر سیستمی، خود ارزشیابی، خودتنظیم‌گری، خودتعیین‌گری، توان مذاکره

مهارت‌های معلمی

هنرآموزی، پژوهشگری، کار تیمی، مسلط به برنامه درسی، شایستگی فن بیان، شایستگی‌های حرفه‌ای معلم کارآفرینی

مهارت‌های تخصصی

آشنایی با مسیر کارآفرینی، شناخت فرصت‌ها، ایده‌پردازی، نگرش نسبت به کار، معلم به‌عنوان مشاور کسب‌وکار، تخصص فنی‌حرفه‌ای، معلمان چند مهارتی، شایستگی فناوری، اطلاعات از بازار کار، ایده‌پردازی، انتقال تجربه زیسته، انتقال کارآفرین مشاهده‌ای، ارتباط ایده با واقعیت‌ها

مدرسه کارآفرین

فرهنگ کارآفرینی

حمایت از کارآفرینی، جو گشودگی در مدارس، اعتماد متقابل، فرهنگ نقدپذیری

رهبری آموزشی کارآفرینانه

تسهیل تعامل سازنده بین مدرسه و اجتماع، فراهم کردن بسترهای لازم برای بروز نوآوری و کارآفرینی در دانش‌آموزان، راه‌اندازی نظام ایده‌پردازی، راه‌اندازی استارت‌آپ‌های دانش‌آموزی، راه‌اندازی بازارچه‌های کسب‌وکار، تقویت رابطه میان مدارس، دولت و صنعت

ساختار کارآفرینانه

تدوین قوانین منعطف، مقررات ترغیب‌کننده نوآوری و کارآفرینی، وجود ساختار افقی و روابط باز بین کادر مدرسه و دانش‌آموزان، دفتر ارتباط با مراکز تولید و خدمات و بازار در مدارس

     پیامدهای تربیت‌معلم کارآفرین از طریق غربالگری و مقوله‌بندی تعداد 51 کد اولیه مستخرج از متن مصاحبه با خبرگان، منجر به ارائه شش مضمون سازمان‌دهنده ثانویه و دو مضمون سازمان‌دهنده اولیه صلاحیت‌های کارآفرینی و مدرسه کارآفرین شد. نکات بهدست آمده از مصاحبه بر احصاء این مضامین برای تربیتمعلم کارآفرینی تأکید داشت. مصاحبه‌شونده کد (3): «افراد کارآفرین بهراحتی تسلیم نمیشوند و این یکی از ویژگیهایی است که معلم در فرایند آموزش باید آن را یاد بگیرند. این افراد راحتتر ریسک نموده و این ریسک وابسته بهحساب و کتاب خواهد بود». مصاحبه‌شونده کد (7): «معلمانی که در معرض آموزش کارآفرینی قرار میگیرند در آینده افرادی مسئولیتپذیر و ارزشمند برای خود و جامعه خویش خواهند بود و از یک جامعه خسته و بیکار بهسوی یک جامعه پویا و فعال حرکت خواهد کرد. برای افراد کارآفرین هیچ غیر ممکنی وجود ندارد. این افراد طبیعتاً فرصتهای پیشِ رو را شناسایی کرده و در مسیر دستیابی به آن حرکت میکنند. این معلمان توانایی حل مسائل پیشِ رو را خواهند داشت». در شکل 1 مدل پژوهش ارائه شدهاست.

شکل 1. مدل پارادایم یک پژوهش (خروجی نرمافزار MAXQDA)

- تفسیر یافتهها

در تفسیر یافته‌های پژوهش، ابتدا مؤلفه‌ها و ابعاد تربیت‌معلم کارآفرین و سپس اولویت و اهمیت آن‌ها مورد بحث قرار گرفته است.

عوامل علی تربیتمعلم کارآفرین

شامل مضامین ثانویه سازمان‌دهی برنامه درسی، محتوای عمومی، محتوای تخصصی، فعالیت‌های یادگیری، طراحی آموزشی، روحیه کارآفرینی، مهارت‌های معلمی، مهارت‌های تخصصی، ویژگی‌های شخصیتی ذیل دو مضمون سازمان‌دهنده اولیه برنامه درسی و شایستگی‌های محوری ارائه‌شده‌اند. دستاورد این بخش از پژوهش با نتایج مطالعات یارمحمدیان و همکاران (۱۳۸۹)؛ روسکاوارا و پیهکالا[15] (2013)؛ و مرتضی‌نژاد و همکاران (1396) هم‌سویی دارد. برنامه‌ریزی درسی شامل سازمان‌دهی یک سلسله فعالیت‌های یاددهی و یادگیری به‌منظور ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار یادگیرنده و ارزشیابی میزان تحقق این تغییرات است که عامل مهم و بی‌بدیلی در فرایند تربیت‌معلم کارآفرین محسوب می‌گردد. از سویی ماهیت نوآورانه و خلاقانه رویکرد کارآفرینی می‌طلبد معلم کارآفرین در راستای دستیابی به اثربخشی آموزشی از تسلط و مهارت کافی برای استفاده از الگوهای تدریس، ابزارهای کمک‌آموزشی و روش‌های مشارکت خلاقانه برخوردار باشد؛ بنابراین، تعیین و تشریح دقیق، شفاف و نظام‌مند اهداف، محتوا، رویکردهای تدریس و ارزشیابی به‌عنوان عناصر محوری برنامه درسی کارآفرینی مجهز به محتوایی از شایستگی‌های انگیزه دستیابی به موفقیت، تمایل به خوداتکایی، خلاقیت و نوآوری، گرایش شدید به پیش‌قدمی، ریسک‌پذیری، فرصت‌یابی، هدف‌گذاری، خودآگاهی، تسلط بر رفتار و پافشاری و مقاومت در انجام کار از عوامل اثرگذار و حیاتی بر فرایند تربیت‌معلم کارآفرین هستند.

پدیده اصلی تربیتمعلم کارآفرین

شامل مضامین سازمان‌دهنده اولیه دانش، نگرش و مهارت ذیل مضمون سازمان‌دهنده ثانویه شایستگی‌های سه‌گانه معلم کارآفرین دسته‌بندی شدند. این بخش از دستاورد پژوهش با نتایج مطالعات کاتژانوا[16] (2007)؛ فتحی و شعبانی (1386) و گوتام و سینگ[17] (2015) همخوانی دارد. پُر واضح است که مهارت توانایی پیاده‌سازی علم در عمل است، مهارت از راه تکرار کاربرد دانش در محیط واقعی به‌دست آمده و توسعه می‌یابد، توسعه مهارت منجر به بهبود کیفیت عملکرد می‌شود و بدون آن در بسیاری از موارد معلومات به‌تنهایی اثرگذاری زیادی نخواهند داشت. تصویر ذهنی انسان چارچوبی است که میدان اندیشه و عمل وی را تبیین کرده و شکل می‌دهد.

     درک انسان از پدیده‌های پیرامون خود و تصمیم‌گیری او برای عمل، بر مبنای تصویر ذهنی است. شایستگی ترکیبی از دانش، بینش و مهارت فردی است که منجر به رفتار حرفه‌ای و عملکرد اثربخش فرد می‌شود. از سویی دانش[18] از جنس اطلاعات است و هرگونه آموزه و مطلب که به انجام درست یک کار کمک می‌کند دانش محسوب‌می‌شود. بینش یا نگرش نیز هر نوع بیان نظر در مورد یک شیء یا یک فرد یا یک رویداد است که در آن قضاوت و ارزیابی نهفته باشد (مستقل از مثبت یا منفی بودن آن). مهارت نیز توانایی انجام یک کار با سرعت و دقت بالا اشاره دارد. تحقیقات نشان‌می‌دهد که آموزش کارآفرینی، تجهیز جوانان به دانش کاربردی است که شخصیت، نگرش و بینش مخاطبان را به جنبه مهارتی تبدیل می‌کند. این مطلب اساس و پایه نوآوری است که در نهایت منجر به ارزش و توسعه کارآفرینی می‌گردد و نقشی حیاتی در توسعه دارد. در این موقعیت، ایفای نقش معلم به‌عنوان تسهیل‌گر مستلزم آموزش و توسعه‌ی حرفه‌ای است.

عوامل زمینهای تربیتمعلم کارآفرین

شامل مضامین ثانویه سازوکار رهبری امور، چارچوب و ساختار سازمانی، امکانات و تجهیزات، توانمندسازی و شبکه‌سازی ذیل دو مضمون سازمان‌دهنده اولیه ساختار قوانین و مقررات و سازوکار منابع و امکانات ارائه‌شده‌اند. دستاورد این بخش از پژوهش با نتایج مطالعات دو و همکاران[19] (2021) و نتایج مطالعه مرکز مالمیری (1395) هم‌سو است. توسعه تربیت‌معلم کارآفرینی مستلزم دغدغه‌مندی و ساختارمندی سازوکارهای سازمانی آن است. سازمان‌ها باید درصدد شناسایی عوامل توسعه کارآفرینی و نهادینه‌سازی آن بوده و شرایط مناسبی برای کارآفرینی و آموزش آن ایجاد نمایند. تغییر و تبادل اجتماعی، شکل‌گیری ارزش‌های اجتماعی، آماده‌سازی فراگیران برای حضور در محیط کار، ایجاد مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری دانش‌آموزی، تعامل حداکثری با جامعه و صنعت برای حل مسائل واقعی، توسعه فرهنگ ارزش‌آفرین کار و تولید سرمایه، مستلزم بهره‌مندی ساختار تعلیم و تربیت از رهبری مولد، امکانات و تجهیزات مؤثر و سرمایه‌های آموزشی توانمند است. مادامی که معلمان کارآفرینی به‌عنوان دستیاران نظام آموزشی و نیمه‌فعال عمل کنند و انگیزه مشارکت آن‌ها در فرایندها و برنامه‌ها از هدف کارآفرینی دور باشد دستاوردهای مورد انتظار حاصل نخواهد شد. رفع زبان مبهم و دشوار قانون، مقررات‌گذاری بدون ملاحظه کافی و آگاهی از نظام حقوقی موجود، رویه قانون‌گذاری پراکنده و اصلاح مکرر قوانین و مقررات، از جمله عوامل زمینه‌ای مورد انتظار برای توسعه امر است.

عوامل محیطی تربیتمعلم کارآفرین

شامل مضامین ثانویه محیط فرهنگی، محیط اقتصادی و سیاسی و محیط قانونی و اداری بودند که ذیل مضمون سازمان‌دهنده اولیه اکوسیستم کارآفرینی ارائه‌شده‌اند. دستاورد این بخش از پژوهش با نتایج مطالعات موسوی بازرگانی، 1390؛ شریفی و جوادی، 1396 هم‌سو است. عوامل محیطی شرایط و چارچوبی هستند که بر کم و کیف فرصت‌های کارآفرینی و نیز ظرفیت افراد برای کارآفرینی اثرگذارند. ظرفیت افراد برای کارآفرینی متأثر از دو عامل گرایش به کارآفرینی و توان کارآفرینی و احتمال کارآفرینی افراد در یک جامعه تابعی از تأثیرات عوامل محیطی است.

     محیط شامل تمامی عوامل، متغیرها و پارامترهایی است که امکان کنترل و تغییر آن‌ها توسط کارآفرین وجود ندارد. محیط فرهنگی، مجموعه‌ای از باورها، آداب، رسوم و رفتار مشترک جامعه‌ای است که فرد (کارآفرین) را دربر گرفته است و بُعد مهمی از بستری است که کارآفرینان در آن فعالیت می‌کنند. چندین مؤلفه محیط فرهنگی به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم بر تمایل افراد در بهره‌برداری از فرصت‌های کارآفرینانه تأثیرگذارند از جمله ارزش‌ها و هنجارها، سرمایه فرهنگی ناملموس، اخلاق، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی. از سویی قوانین و مقررات، سیاست‌ها و برنامه‌های مرتبط با عرصه‌های متنوع محیطی از جمله محیط سیاسی و اقتصادی و قوانین مرتبط با آن‌ها برای آزادی و استقلال عملکردی عوامل و افراد ذی‌نقش در عرصه تربیت‌معلم کارآفرینی بر تسریع و یا توقف فرایندهای تربیت‌معلم کارآفرین اثری آشکار دارند.

راهبردهای تربیتمعلم کارآفرین

شامل مضامین ثانویه روش تدریس، دوره‌های آموزشی، سنجش ورودی، ارزشیابی تکوینی و ارزشیابی نهایی هستند که ذیل دو مضمون سازمان‌دهنده اولیه سناریوهای آموزش و سناریوهای ارزشیابی ارائه‌شده‌اند. دستاورد این بخش از پژوهش با نتایج مطالعات خسروجردی (1385)؛ آرراتی و پانوس کاسترو[20] (2020) هم‌سو است. ایجاد فرصت پرورش یا تربیت توسط معلم کارآفرینی به‌عنوان جریان منظم و مستمر هدایت رشد جسمانی، شناختی، اخلاقی و اجتماعی ضمن تحقق رشد همه‌جانبه شخصیت فراگیر در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه باید زمینه‌ساز شکوفا شدن استعدادهای خلاقانه و کنجکاوانه باشد و این امر خود مستلزم کاربست الگوهای مؤثر و خلاقانه تدریس و ارزیابی از دستاوردهای بدیع و متفاوت آن است. در این راستا نقش معلم به‌عنوان مؤثرترین عامل شکل‌دهنده جو کلاس و مهم‌ترین عامل پرورش خلاقیت دانش‌آموزان بی‌بدیل است. معلم می‌تواند با کاربست روش‌های تدریس اثربخش در کلاس و ارزیابی ساختاریافته از آموخته‌های فراگیران در راهبری راهبردهای تربیت، نقشی محوری داشته‌باشد.

پیامدهای تربیتمعلم

شامل مضامین ثانویه شایستگی و روحیه کارآفرینی، مهارت‌های معلمی، مهارت‌های تخصصی، فرهنگ کارآفرینی، رهبری آموزشی کارآفرینانه، ساختار کارآفرینانه ذیل دو مضمون سازمان‌دهنده اولیه صلاحیت‌های کارآفرینی و مدرسه کارآفرین سازمان‌دهی شده‌اند. دستاورد این بخش از پژوهش با نتایج مطالعات دِوِچی و سیکولا-لینو (2018) و آرراتی و پانوس کاسترو (2020) هم‌سو است. خلاق بودن، ذهن باز، نوآور، پرشور، باانگیزه، سخت‌کوش، ریسک‌پذیر، توانایی غلبه بر چالش‌ها؛ داشتن ابتکار عمل؛ فعال بودن، بازیگران تیمی، سازمان‌دهی‌کننده، دارای پشتکار، دارای مهارت‌های رهبری، مهارت‌های ارتباطی، توانایی سازگاری، داشتن نگرش مثبت و تصمیم‌گیرنده بودن موقعیت‌های آنی، بهبود شایستگی، تسلط بر زبان خارجی، افزایش آگاهی و درک سایر فرهنگ‌ها، کسب شایستگی کارآفرینی از ویژگی معلمان کارآفرینی است.

     بیشتر پژوهش‌های عرصه کارآفرینی آموزشی در زمینه برنامه درسی، تربیت‌معلم، اقتصاد و بیکاری و ویژگی کارآفرینان و اهمیت معلمان است. از سویی موفقیت آموزش کارآفرینی در مدارس حاصل مشارکت همه‌جانبه ذی‌نفعان، رهبری مدرسه و دیدگاه کارآفرینانه در مدرسه است. جو کارآفرینانه در مدرسه که دارای مشخصه‌هایی از جمله روابط سازمانی منعطف، دسترسی آزادانه به اطلاعات و حامی کارآفرینی بودن در مدرسه دارای اثر مهمی بر پرورش و توسعه شایستگی‌های کارآفرینانه دانش‌آموزان دارد.

     همچنین بررسی و ارزیابی وضعیت اولویت ابعاد تربیت‌معلم کارآفرین نظام تعلیم و تربیت ایران شامل؛ عوامل علی، پدیده اصلی، عوامل زمینه‌ای، عوامل محیطی، راهبردها و پیامدها نشان داد، مضامین اولیه «عوامل علی» با تعداد 77 ارجاع و «پدیده اصلی» با تعداد 26 ارجاع، از کمترین و بیشترین اولویت در ابعاد پنج‌گانه تربیت‌معلم کارآفرین برخوردار بودند. با این حال، از آنجا که تعداد ارجاعات به‌تنهایی برای قضاوت در خصوص اولویت و اهمیت یک مقوله کافی نیست بنابراین برای لحاظ کردن وزن و تأکیدی که خبرگان برای هر یک از ابعاد و مؤلفه‌ها قائل شده‌اند، از معادله ضریب اهمیت شانون نیز استفاده شده‌است. با لحاظ نمودن تأکید و وزن نظرات خبرگان رویکرد اولویت‌بندی مضامین با منطق ریاضی و عینی و با اعتبار سنجیده ارائه گردید.

     بدین ترتیب در پژوهش حاضر برای اولین بار از روش پدیدارشناسی و مصاحبه با خبرگان به‌منظور شناسایی مضامین تربیت‌معلم کارآفرین استفاده شد. در نهایت با عنایت به دستاوردهای پژوهش پیشنهادهای مدیریتی و پژوهشی آتی ذیل ارائه شده‌است.

  • با توجه به‌بعد عوامل علی و پدیده اصلی تربیتمعلم کارآفرینی، پیشنهاد می‌شود آموزش و پرورش با تعریف چهارچوبی نظام‌مند به حمایت و توسعه برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های آموزش کارآفرینی همت جدی بگمارد. همچنین در تربیت‌معلم کارآفرینی تنها به‌بعد دانشی، یعنی آموزش‌های نظری، تکیه نشود، بلکه ابعاد نگرشی و توانشی مورد توجه و توسعه جدی قرار بگیرد. از جمله یافته‌های بسیار ارزشمند این تحقیق، پیوستگی و ارتباط عمودی آموزش کارآفرینی است؛ بنابراین، متولیان و سیاست‌گذاران آموزش باید آموزش کارآفرینی را از سنین کودکی مورد توجه قرار داده و تا دانشگاه آن را ادامه دهند. آموزش کارآفرینی در خلأ اتفاق نخواهد افتاد، بلکه باید متناسب با نیازهای ملی و فراملی انجام شود؛ بنابراین، مسئولان آموزش و پرورش باید آمایش سرزمینی را به‌صورت جدی مورد توجه قرار دهند. از سویی با توجه به دستاورد این بخش از پژوهش پیشنهاد می‌گردد برای معلمان صاحب ایده‌ها و صلاحیت‌های معلمی کارآفرینی در راستای توسعه مهارت‌های کارآفرینانه، امکانات و تجهیزات آموزشی فراهم شده و در مناسبات ملی آموزشی از آن‌ها تقدیر به عمل آید.
  • با توجه به دستاورد بعد عوامل زمینهای و محیطی تربیتمعلم کارآفرینی پیشنهاد می‌گردد، ابتدا در سطح عالی، مدیران و اعضای هیئت‌امنا و رئیسه دانشگاه‌های فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی در خصوص اجرای این مدل حصول توافق و اجماع صورت پذیرد و پس از آن سایر مراحل نظیر بسط و عملیاتی نمودن یافته‌ها و بهره‌گیری از مشاوران مناسب در این زمینه انجام گیرد. همچنین با توجه به اینکه، کارآفرینی، آموزش کارآفرینی و توسعه کارآفرینی و مباحثی با محوریت آن، موضوعی است فرهنگی بنابراین تعامل، مشارکت و همکاری همه آحاد جامعه و همه حوزه‌های مختلف کشور را می‌طلبد تا این موضوعات در جامعه محقق شود. در راستای دستاورد پژوهش در این ابعاد، هماهنگی بین بخشی یکی دیگر از یافته‌های ارزشمند پژوهش حاضر است؛ بنابراین، لازم است متولیان و سیاست‌گذاران تربیت‌معلم با سایر بخش‌ها و نهادها همچون شهرداری‌ها، بانک‌ها و وزارت کار، سازمان‌های خدماتی و تولیدی و صنعتی تفاهم‌نامه‌هایی را جهت تسهیل حرکت دانشجویان تربیت‌معلم کارآفرینی منعقد نمایند. تربیت‌معلم و دستگاه تعلیم و تربیت در راستای نهادینه نمودن فرهنگ کارآفرینی، باید با سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، از جمله رسانه ملی جهت آموزش، تبلیغات و فرهنگ‌سازی همکاری و مشارکت و تعامل نزدیکی داشته‌باشند.
  • با توجه به دستاورد بعد راهبردها و پیامدهای تربیتمعلم کارآفرینی پیشنهاد می‌گردد، در این فرایند بر کاربرد شیوه‌های مختلف آموزش از جمله روش کارگاهی، روش تطبیقی و یادگیری اجتماعی تأکید شود. برنامه‌های توانمندسازی حرفه‌ای حوزه‌های مربوطه و تبیین وظایف، نظارت و ارزشیابی بر انجام درست آن و همچنین بهبود مستمر این فرایند باید به‌طور جدی و عملی در دستور کار قرار گیرد. همچنین واحدی جهت سیاست‌گذاری، اجرا و نظارت و ارزشیابی و شروع و پیگیری مراحل و گام‌های مدل تربیت‌معلم کارآفرینی برای بهبود و کیفیت‌بخشی به فرایندها در دانشگاه‌های تربیت‌معلم تأسیس گردد. به‌عنوان پیامد مدل تربیت‌معلم کارآفرینی، فارغ‌التحصیلان تربیت‌معلم کارآفرینی یا دبیران کارآفرینی باید توسط دستگاه تعلیم و تربیت کشور برنامه‌های توسعه‌ی حرفه‌ای مستمر داشته‌باشند. همچنین تربیت دانش‌آموز کارآفرین و ایجاد مدرسه کارآفرین باید در اولویت برنامه‌های دستگاه تعلیم تربیت کشور باشد. همچنین از جمله مؤلفه‌های رشد و توسعه‌ی کارآفرینی داشتن جامعه‌ای سالم و دور از فساد اقتصادی و داشتن اقتصاد مردمی است بنابراین به‌عنوان مقوله‌ای حیاتی برای اقتصاد کشور به کلیه متصدیان پیشنهاد دارد تا در این امر تلاش شبانه‌روزی و بی‌وقفه نمایند. امنیت سیاسی و اقتصادی در ترسیم آینده روشن برای کارآفرینی بسیار حائز اهمیت است؛ بنابراین، لازم است دولت در برقراری ارتباط مولد با سایر کشورها، داشتن جامعه‌ای سالم و دور از فساد اقتصادی و داشتن اقتصاد مردمی اهتمام ورزد.

     در زمینه پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آتی موارد به شرح ذیل پیشنهاد می‌گردد؛ 1- پژوهش حاضر در خصوص الزامات تربیت‌معلم کارآفرینی به‌صورت کیفی انجام شده‌است، پیشنهاد می‌شود دستاورد الگو و نتایج تجربی پژوهش، در قالب مطالعات میدانی و به‌صورت طولی انجام شود. 2- در راستای تقویت دستاوردهای پژوهش حاضر پیشنهاد می‌گردد، پژوهشگران آتی، مطالعاتی را با محوریت کارآفرینی آموزشی و نقش آن در توسعه نگرش و اقدامات تربیت‌معلم کارآفرینی انجام دهند. 3- برای افزایش تعمیم‌پذیری نتایج پژوهش حاضر به پژوهشگران آتی پیشنهاد می‌گردد، به‌صورت تطبیقی به مطالعه و بررسی الزامات تربیت‌معلم کارآفرینی در کشورهای منتخب بپردازند.

     مهم‌ترین محدودیت این پژوهش دشواری شناسایی خبرگان این عرصه و همراهی و همکاری ایشان با پژوهش بود.

 

[1]. Ahmed et al.

[2]. Klandt

[3]. با توجه به گزارش مرکز آمار ایران در بهار 1396، 40/6 درصد جمعیت کشور را جمعیت فعال اقتصادی کشور (10 سال به بالا) تشکیل می‌دهد که 12/6 درصد از این جمعیت بیکار هستند همچنین نرخ بیکاری جوانان 15 تا 29 ساله 26/4 درصد است.

[4]. Parker

[5]. Vesper

[6]. Heionon & Poikijoki

[7]. Karen van Dam et al

[8]. Torben Bager

[9]. Role play

[10]. Purposive and Theoretical Sampling

[11]. Validity

[12]. credibility

[13]. Immersion

[14]. Transferability

[15]. Ruskovaara & Pihkala

[16]. Kutzhanova

[17]. Gautam & Singh

[18]. Knowledge

[19]. Du et al.

[20]. Arruti & Paños-Castro

References
Ahmed, T., Chandran, V. G. R., Klobas, J. E., Liñán, F., & Kokkalis, P. (2020). Entrepreneurship education programmes: How learning, inspiration and resources affect intentions for new venture creation in a developing economy. The International Journal of Management Education, 18 (1), 100327.
Arruti, A., Paños-Castro, J. (2020). International Entrepreneurship Education for Pre-Service Teachers: A Longitudinal Study, Education & Training, 62 (7-8), 825-841.
Bischoff, K., Volkmann, C. K., & Audretsch, D. B. (2018). Stakeholder collaboration in entrepreneurship education: An analysis of the entrepreneurial ecosystems of European higher educational institutions. The Journal of Technology Transfer, 43 (1), 20-46.
Fayolle, A, & Degeorge, J. M. (2006). Attitudes, intentions, and behaviour: New approaches to evaluating entrepreneurship education. International Entrepreneurship Education, Issues and Newness, 74-89.
Fayolle, A., & Gailly, B. (2008). From craft to science, Teaching models and learning processes in entrepreneurship education. Journal of European Industrial Training, 32 (7), 569-593.
Fayolle, A., & Gailly, B. (2015). The impact of entrepreneurship education on entrepreneurial attitudes and intention: Hysteresis and persistence. Journal of Small Business Management, 53 (1), 75-93.
Fayolle, A., Gailly, B., & Lassas-Clerc, N., (2006). Assessing the impact of entrepreneurship education programmes: a new methodology. Journal of European Industrial Training, 30 (9), 701-720.
Gautam, M. K., & Singh, S. K. (2015). Entrepreneurship Education: concept, characteristics & implications for teacher Education. Shaikshik Parisamvad (An International Journal of Education). 5 (1), 21-35.
Klandt, H., & Volkmann, C. (2006). Development and prospects of academicentrepreneurship education inGermany. Higher Education inEurope, 31 (2), 195-208.
Kutzhanova, N. (2007). Entrepreneurial skill development and how best to assist entrepreneurs: Policy implications for enterprise development practice [Thesis]. Louisville, KY: University of Louisville; 2007.
Kyrö, P., & Carrier, C. (2005). The dynamics of learning entrepreneurship in a cross-cultural university context. University of Tampere, Faculty of Education, Research Centre for Vocational and Professional Education.
Lio, M., Fayolle, A., & Van Gelderen, M. (2011). Entrepreneurship Education at the Crossroads: Challenging Taken-for-Granted Assumptions and Opening New Perspectives. Journal of management inquiry.
Nabi, G., Liñán, F., Fayolle, A., Krueger, N., & Walmsley, A. (2017). The impact of entrepreneurship education in higher education: A systematic review and research agenda. Academy of Management Learning & Education, 16 (2), 277-299.
Nabi, G., Walmsley, A., Liñán, F., Akhtar, I., & Neame, C. (2018). Does entrepreneurship education in the first year of higher education develop entrepreneurial intentions? The role of learning and inspiration. Studies in Higher Education, 43 (3), 452-467.
Parker, S. C. (2018). The economics of entrepreneurship. Cambridge University Press.
Ruskovaara, E., & Pihkala, T. (2013). Teachers implementing entrepreneurship education: classroom practices. Education+ training.