Examining the Relationship Between Knowledge Management and Entrepreneurial Self-Efficacy with the Mediating Role of Entrepreneurial Leadership

Document Type : Original Article

Authors

1 Department of Entrepreneurship, Faculty of Entrepreneurship, University of Tehran, Tehran, Iran.

2 Department of Management, Faculty of Management, University of Tehran, Tehran, Iran.

3 Department of Economics, Faculty of Economics, University of Tehran, Tehran, Iran.

Abstract

Today, knowledge management and entrepreneurial self-efficacy play a vital role in the success of entrepreneurial organizations. As a strategic process for identifying, creating, storing, and sharing knowledge, knowledge management significantly contributes to increasing organizational effectiveness and profitability. Additionally, entrepreneurial self-efficacy, an individual's belief in their ability to successfully start and manage a new business, is a key factor in the success of entrepreneurs. Entrepreneurial leadership can influence the relationship between knowledge management and entrepreneurial self-efficacy. Therefore, this study examines the relationship between knowledge management and entrepreneurial self-efficacy with the mediating role of entrepreneurial leadership. This research is applied in nature and conducted using a descriptive-correlational method of structural equation modeling. The study's statistical population included all managers and senior employees of Sirjan Industrial Park, with 384 individuals selected through stratified random sampling. The data collection tool was a researcher-made questionnaire, and the collected data were analyzed using SPSS26 and Amos24 software. The results of this study indicate that knowledge management has a positive and significant impact on entrepreneurial self-efficacy. Moreover, entrepreneurial leadership plays a facilitating role in this relationship. Based on the findings, it is recommended that industrial companies utilize knowledge management systems and employ entrepreneurial leaders to enhance the entrepreneurial self-efficacy of their employees.

Keywords

Main Subjects


مقدّمه

کارآفرینی به‌عنوان عامل اصلی توسعه اقتصاد و سیستم مترقی سرمایه‌گذاری مطرح است (محمود[1]، 2019). بررسی توانمندی‌ها و باورهای کارآفرینی در افراد که تحت عنوان خودکارآمدی کارآفرینی شناخته می‌شود می‌تواند بر کارآفرین شدن آن‌ها تأثیر بگذارد. خودکارآمدی کارآفرینی یکی از مفاهیم مهم در زمینه کارآفرینی است که به قضاوت‌های افراد در رابطه با توانایی‌های خود در زمینه‌های راه‌اندازی کسب‌وکار و خلق ارزش از طریق گردآوری مجموعه‌ای منحصربه‌فرد و کامل اطلاق می‌شود (ژانگ[2]، 2021). خودکارآمدی کارآفرینانه نوعی انعطاف‌پذیری افراد در خلق موقعیت‌های جذاب است (گیلل[3]، 2021) که سبب شکل‌گیری ایده‌های جذاب کارآفرینی در مدیران می‌شود. از عوامل مهم و تأثیرگذار بر خودکارآمدی کارآفرینی در افراد مدیریت دانش است (جیاتونگ[4]، 2021؛ ین[5]، 2022).

     به باور ولسون[6] (2007) مدیریت دانش و آموزش می‌تواند بر خودکارآمدی کارآفرینانه تأثیر معنی‌داری داشته‌باشد. نظریه خودکارآمدی بیان می‌کند آموزش، یادگیری از تجربیات گذشته، به‌عنوان عاملی مهم و تأثیرگذار در ایجاد باورهای قوی و توانایی در یک فرد است؛ بنابراین هرچه بیشتر علم و دانش سرمایه‌های انسانی افزایش پیدا کند، سبب می‌شود اعتماد به نفس بیشتر و مدیریت موفق‌تری در حرفه خود داشته‌باشند (میرندا[7]، 2017). در جامعه صنعتی امروز مدیریت دانش به‌عنوان یک منبع کلیدی اقتصادی تبدیل‌شده است و به‌عنوان جزئی جدایی‌ناپذیر از استراتژی‌های توسعه یک سازمان است که برای حفظ ارتباط با دنیای مدرن لازم است که به آن توجه شود (تیواری[8]، 2022).

     از دیگر عوامل تأثیرگذار بر خودکارآمدی کارآفرینی، رهبری کارآفرینانه است (ایسلام[9]، 2022). رهبری کارآفرینانه از آن جهت دارای اهمیت است که در دنیای امروزه کسب‌وکار غیر قابل‌پیش‌بینی و بسیار پیچیده‌است و استفاده از روش‌های سنتی رهبری پاسخگوی نیازهای اهداف سازمان نیست. در این حالت استراتژی رهبری کاملاً جدیدی برای هدایت کسب‌وکارهای مختلف مورد نیاز است که آن را «رهبری کارآفرینانه» نام‌گذاری می‌کنند. از نظر باقری[10] (2020) رهبری کارآفرینی شامل مهارت‌ها، شایستگی‌ها و رفتار خاص مدیران است که به‌عنوان شیوه رهبری جدید در جهت دستیابی به اهداف سازمان است.

     مسئله اصلی مطرح شده در پژوهش حاضر این است که در محیط کسب‌وکار امروزی که غیر قابل‌پیش‌بینی، متلاطم، رقابتی و بسیار پیچیده‌است، تنها با تکیه‌بر یک ابزار نمی‌توان به موفقیت در زمینه کارآفرینی دست‌یافت. مطالعات نشان داده است سازمان‌ها جهت دستیابی به موفقیت و بهبود عملکرد در زمینه کارآفرینی از دارایی‌های علمی که مدیریت دانش است باید استفاده‌کنند (کریمی و همکاران، 1399). با این وجود بسیار مشاهده شده‌است که مدیریت دانش به‌تنهایی نتوانسته است سازمان‌ها را به‌سمت خودکارآمدی کارآفرینی و بهبود عملکرد در این زمینه سوق دهد؛ بنابراین پیشرفت در این زمینه نیازمند یک رهبری مناسب است تا بتواند در کنار مدیریت دانش، سازمان را به‌سمت خودکارآمدی کارآفرینی راهنمایی کند که نمونه این مسئله در مجموعه شهرک صنعتی سیرجان به‌وفور مشاهده شده‌است. از این‌رو در این پژوهش قصد داریم به بررسی این سؤال مهم بپردازیم که آیا مدیریت دانش با نقش میانجی رهبری کارآفرینانه بر خود کارآفرینی کارکنان تأثیرگذار است؟

     خودکارآمدی کارآفرینانه به‌عنوان یک عامل مهم در ایجاد انگیزه کارآفرینی و نیز به‌عنوان یک محرک جهت انجام فعالیت‌های کارآفرینانه مطرح است (یانگ و همکاران[11]، 2020). یانگ و همکاران (2020) نشان دادند که خودکارآمدی کارآفرینی با ایجاد انگیزه در کارآفرینان جوان، راه را برای مطرح شدن آنان در سطح بین‌المللی هموار می‌کند و همچنین سبب می‌شود تا کارآفرینی را در سازمان‌های تازه تأسیس تقویت کند. اهمیت دیگری برای خودکارآمدی کارآفرینی در مطالعات تو و همکاران[12] (2020) مطرح شده‌است؛ کارآفرینانی که به موفقیت و توانایی‌های خود باور دارند، همواره به‌دنبال فرصت‌های جدید هستند؛ زیرا آن‌ها احتمال موفقیت خود را شناسایی کرده و به‌نحو احسن از این فرصت‌ها استفاده می‌کنند. در سازمان‌های کارآفرین دانش متخصصان به‌عنوان یک دارایی اصلی برای سازمان است و به همین دلیل حفظ و نگهداری دانش و استفاده از آن در جهت خلق ایده‌های نو و در نتیجه کمک به رشد و شکوفایی سازمان بسیار حائز اهمیت است.

     مدیریت دانش موجب ایجاد مزیت رقابتی و پویایی شرکت‌ها در محیط با رشد سریع و پیچیده امروزه می‌شود و مهم‌ترین منبع تولید و رقابت تعریف شده‌است (سیدجوادین و همکاران، 1390). رهبران کارآفرین در سازمان‌ها با ارائه راهکارها و چشم‌اندازها و همچنین ایجاد حس انگیزه و اتحاد بین کارکنان، زمینه‌های لازم را برای کشف و بهره‌برداری از فرصت‌ها، از طریق تشویق به نوآوری و استفاده مناسب از سرمایه‌های انسانی فراهم می‌کنند و در نهایت با مدیریت خود بستر مناسب را برای خودکارآمدی کارآفرینی شکل می‌دهند (سندی‌باو[13]، 2019).

     با توجه به اهمیت موضوع، طی سال‌های اخیر مطالعات فراوانی به‌منظور بررسی عوامل مؤثر بر کارآفرینی خودکارآمدی انجام شده و عوامل تأثیرگذار بر آن بررسی گردیده است که از آن جمله می‌توان به مطالعات خلیلی خضرآبادی و همکاران (1400) تحت عنوان تأثیر آموزش کارآفرینی و هویت اجتماعی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه دانشجویان با نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینی؛ ملکی و همکاران (1400) تحت عنوان تأثیر خودکارآمدی کارآفرینی بر قصد کارآفرینی استراتژیک با نقش میانجی هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری ادراک‌شده و نگرش نسبت به کارآفرینی؛ یساری و همکاران (1400) تحت عنوان نقش انکوباتورها دانشگاهی بر خودکارآمدی کارآفرینی در دانشگاه‌های نسل سوم؛ القادسی و همکاران[14] (2023) تحت عنوان نقش خودکارآمدی کارآفرینی بر قصد کارآفرینی و و انگ و همکاران[15] (2023) تحت عنوان نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینی در تأثیر آموزش کارآفرینی بر قصد کارآفرینی، اشاره کرد.

     با بررسی پیشینه پژوهش‌هایی که در زمینه رابطه متغیرهای مرتبط با کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی انجام شده‌است، مشاهده گردیده است که تاکنون مطالعات قابل توجهی در زمینه بررسی رابطه مدیریت دانش و رهبری کارآفرینانه و تأثیر بر خودکارآمدی کارآفرینی انجام نشده است و در این پژوهش قصد داریم این خلأ پژوهشی را برطرف نماییم. از این‌رو سؤالاتی که مطرح می‌شود این است که آیا مدیریت دانش می‌تواند تأثیر معنی‌داری بر خودکارآمدی کارآفرینی داشته‌باشد؟ آیا رهبری کارآفرینانه می‌تواند تأثیر معنی‌داری بر خودکارآمدی کارآفرینی داشته‌باشد؟ آیا مدیریت دانش می‌تواند بر رهبری کارآفرینانه تأثیر معنی‌داری داشته‌باشد؟

     انجام پژوهش حاضر و پاسخ به سؤال‌های مطرح شده می‌تواند به توسعه نظری در زمینه عوامل مؤثر بر خودکارآمدی کارآفرینی مؤثر باشد و به‌عنوان چراغ راهی در سازمان‌های کارآفرین به‌منظور ارتقا سطح خودکارآمدی کارآفرینی و بررسی نقش مدیریت دانش و رهبری کارآفرینانه کمک نماید. این پژوهش با ارائه مدل فرضی بر اساس مبانی نظری جمع‌آوری شده منجر به گسترش منابع نظری در حوزه خودکارآمدی کارآفرینی و عوامل مؤثر بر ارتقا آن در سازمان‌ها می‌شود. همچنین این پژوهش مطالعه تجربی را در رابطه بین متغیرهایی مانند مدیریت دانش و رهبری کارآفرینانه گسترش داده و یکی از نوآوری‌های این مقاله بررسی نقش و تأثیر مستقیم و غیر مستقیم مفهوم مدیریت دانش بر خودکارآمدی کارآفرینی و تأثیر مدیریت دانش بر بهبود عملکرد رهبری کارآفرینانه در سازمان‌ها است. در مطالعه حاضر، پس از مطالعه و بررسی روابط بین متغیرها، مدلی طراحی و مورد سنجش و تحلیل آماری قرار می‌گیرد.

مبانی نظری پژوهش

خودکارآمدی کارآفرینی

مطابق نظریه بندورا[16]، خودکارآمدی یعنی پیدا کردن حالات فیزیولوژی خود با تکیه‌بر مهارت‌ها و با استفاده از مدل‌های نقش توسط دیگران و قضاوت در باره حالات فیزیولوژیکی خود است (بورنت[17]، 2020). خودکارآمدی کارآفرینی از طریق انگیزش و آموزش، خلاقیت و نوآوری، ریسک‌پذیری، مهارت‌های کارآفرینی (مدیریتی، فنی و رهبری)، تجربه حرفه‌ای و استقلال‌طلبی و منبع کنترل، اندازه‌گیری شده‌است (ادوارد[18]، 2022). به باور مسگی[19] (2019) مدیران خودکارآمد کارآفرین باعث بهبود عملکرد شرکت می‌شوند و ارزش فزاینده‌ای را در ایجاد بلوغ سازمانی به وجود می‌آورند. به‌طور کلی خودکارآمدی کارآفرینی به باور فرد نسبت به توانایی خود برای انجام وظایف و نقش‌هایی با هدف نتایج کارآفرینانه اشاره دارد (نومن[20]، 2019).

     بیشتر متخصصان موافق هستند که خودکارآمدی یک حوزه خاص است؛ به‌عنوان مثال برای یک رفتار یا نتیجه خاص مانند شغل یا وظایف خلاقانه یک فرد هدف قرار می‌گیرد. کارآفرینی افزون بر اینکه مستلزم ریسک‌پذیری، عدم‌اطمینان، خلاقیت، رهبری و فعال بودن است، بلکه به پشتکار و اشتیاق نیز نیاز دارد و همه این عوامل به‌عنوان یک ساختار روان‌شناختی کلیدی در تحقیقات کارآفرینی پدیدار شده‌اند (میائو[21]، 2017) که بر انگیزه، قصد، رفتار و عملکرد کارآفرینی تأثیر می‌گذارند (اوبسچوکا[22]، 2016). در مطالعات میرندا و همکاران[23] (2017) ابزار اندازه‌گیری خودکارآمدی کارآفرینی دارای سه بعد هنجارهای ذهنی (به‌معنای آگاهی از عقاید مهم و تأثیرگذار)، نگرش‌ها (به معنی خلاقیت و اعتماد به نفس در محیط کار) و کنترل ادراک‌شده (به معنی کسب تجربه در محیط کسب‌وکار) است.

مدیریت دانش

توسعه مدیریت دانش در اوایل دهه 1960 میلادی آغاز شد، زمانی که محققان با توجه به تأکید بر یادگیری از راه بهترین شیوه‌ها و درس‌ها، دغدغه تدوین دانش و ذخیره دانش صریح را داشتند (اسچمپتر[24]، 199). در اوایل دهه 1950، اهمیت ترکیب دانش ضمنی و صریح مورد تأکید قرار گرفت و این پیوند موجب شکل‌گیری بحث مدیریت دانش گردید (دروکر[25]، 1993). این بدان معناست که سازمان‌ها برای همگام شدن با تغییرات مختلف نیاز به ایجاد اطلاعات و دانش دارند (گاویرا[26]، 2018؛ سر نکو[27]، 2013). مدیریت دانش به‌عنوان یک وسیله مهم برای پذیرش و ورود دانش به کارآفرینان تبدیل شده‌است (کار سیمان[28]، 2016). مدیریت دانش اجازه می‌دهد تا دانش جدید در داخل و بین صنایع مختلف پخش شود (توسلی[29]، 2017) که منجر به توسعه اقتصادی و پویایی شرکت می‌شود (کایازا و همکاران[30]، 2015).

     تئوری دانش کارآفرینی بر اساس نظریه رشد درون‌زای رومر[31] (1994) شکل گرفته است و نقش کارآفرینان را در فرایند ایجاد دانش و تجاری‌سازی ترکیب می‌کند. فعالیت‌های کارآفرینی بر دانش جدید جهت تسهیل توسعه اقتصادی متکی است (ولتر[32]، 2019). مدیریت دانش توضیح می‌دهد که چگونه کارآفرینان از اطلاعات استفاده‌کنند و اقدام به کارآفرینی کنند. سرمایه‌گذاری در دانش برای تسهیل نوآوری و بهره‌وری مورد نیاز است (دیمیرکیوگلو[33]، 2019) و با مدیریت دانش، سازمان‌ها سرمایه‌های انسانی را انباشته کرده و به ایده‌های جدید جهت حمایت از ورود کارآفرینان دست خواهد یافت (میوری[34]، 2009).

     سومبال و همکاران[35] (2017) در پژوهش خود بیان کردند که مدیریت دانش، شامل فرایند هدف‌گذاری، شناسایی، توسعه، انتشار، نگهداری و به‌کارگیری دانش مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است. هاینس و همکاران[36] (2011) برای مدیریت دانش چهار بعد تعریف کردند شامل: 1- محتوا: مربوط به نوع دانش (آشکار یا نهفته بودن)؛ 2- مهارت: شامل دستیابی به مهارت‌هایی جهت استخراج دانش؛ 3- فرهنگ: فرهنگ سازمان‌های مشوق توزیع دانش و اطلاعات؛ 4- سازمان‌دهی: شامل سازمان‌دهی دانش موجود است.

رهبری کارآفرینانه

رهبری کارآفرینانه رویکردی است که به رهبران سازمانی قدرت می‌دهد تا بتوانند با چالش‌ها و بحران‌های به وجود آمده در سازمان مقابله کنند. رهبری کارآفرینانه با تمرکز بر ویژگی‌های شخصی رهبر، به آن‌ها کمک می‌کند تا خلاقیت اعضای گروه خود را در جهت توسعه ایده‌های جدید رشد دهند تا از این طریق عملکرد وظیفه‌ای آن‌ها و متعاقباً پیامدهای سازمانی بهبود و ارتقا پیدا کند (پاری و باقری[37]، 2013). رهبران کارآفرین باید فرهنگ نوآوری را در سازمان خود پرورش دهند و خلاقیت، نوآوری و بهبود مستمر را تشویق کنند (اویول و همکاران[38]، 2024؛ جول و اوگانوبی[39]، 2024). از دیدگاه پورواتی و همکاران[40] (2021) رهبری کارآفرینی به‌عنوان یک ابزار قدرتمند در شناخت ارزش‌ها و جنبه‌های مختلف مرتبط با پایداری سازمان نقش دارد. رهبری کارآفرینانه شامل چهار مؤلفه چارچوب‌بندی، جذب ابهام، روشن‌کننده مسیر، ایجاد تعهد و تعیین حدود برای حفظ تعهد تعریف می‌شود (گوپتا و همکاران[41]، 2004).

     رهبران کارآفرین در هنگام تصمیم‌گیری عناصر محیطی و اخلاقی را تشخیص می‌دهند و نقش پررنگی در توسعه، رشد و پایداری شرکت‌ها دارند (کوراتکو[42]، 2007). گرینبرگ و همکاران[43] (2011) نشان دادند که رهبران کارآفرین رهبرانی هستند که نسبت به خود و محل کارشان همدلی نشان می‌دهند، اقدام می‌کنند و فرصت‌هایی را شکل می‌دهند که برای شرکت‌ها، سهام‌داران و جامعه ارزش افزوده ایجاد می‌کنند. رهبران کارآفرین افزون بر اینکه محصولات و فرایندهای جدید را ترویج می‌کنند، جهت‌های استراتژیک را تأیید و مشکلات پیچیده تجاری، اجتماعی و زیست‌محیطی را حل می‌کنند (گرینبرگ، 2013).

     به باور سر نکو و همکاران[44] (2015) رهبران کارآفرین با استراتژی‌های خود باعث می‌شوند کارکنان، سازمان را به‌سمت دستیابی به اهداف سازمانی مدیریت کنند که این امر با شناخت فرصت‌های مهم کارآفرینی صورت‌می‌گیرد. مطالعات نشان داده است رهبران کارآفرین دارای ویژگی‌های متمایز هستند و به صراحت به‌عنوان افرادی با بینش، اشتیاق، صداقت و اعتماد به نفس درک می‌شوند (هی[45]، 2017). میش را و همکاران[46] (2017) معتقدند رهبران کارآفرین مسیر رشد پایدار را هموار می‌کنند و با شناسایی ابزارها و روش‌های خلاقانه برای بهبود عملکرد سازمان تلاش می‌کنند. گوپتا و همکاران[47] (2002) در پژوهش خود برای رهبری کارآفرینانه چهار مؤلفه به‌عنوان خصیصه‌های مهم رهبری کارآفرینانه معرفی نموده است که عبارت‌اند از: 1- ارتباط کارآفرینانه؛ 2- ابتکار عمل کارآفرینانه؛ 3- تخصص کارآفرینانه و 4- ظرفیت تسهیل و کشف مداوم ایده‌ها بوده است.

پیشینه پژوهش

پارک[48] (2016) در پژوهشی به بررسی رابطه مدیریت دانش، خودکارآمدی کارآفرینی در مدیران زن پرداخت. نتایج این پژوهش نشان داده است که کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی به‌هم مرتبط هستند و به مدیران اجازه می‌دهد تا با ایمان به مدیریت دانش خود به عملکرد مطلوبی دست پیدا کنند. ایسلام[49] (2022) در پژوهشی به بررسی تأثیر اشتراک دانش بر رفتار کاری نوآورانه از طریق خودکارآمدی شغلی با نقش میانجی رهبری کارآفرینانه پرداخت. این مطالعه نشان داد اشتراک دانش به‌طور مثبت بر رفتار کاری نوآورانه تأثیر دارد و خودکارآمدی شغلی به‌طور مثبت و معنی‌داری این ارتباط را تقویت می‌کند. افزون بر این رهبری کارآفرینانه ارتباط بین اشتراک دانش و رفتار کاری نوآورانه را تقویت می‌کند. ایسلام (2021) در پژوهشی به بررسی تأثیر افزایش خلاقیت کارکنان از طریق رهبری کارآفرینانه با نقش میانجی مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینانه پرداخت. نتایج نشان داد که رهبران کارآفرین به‌طور مثبت بر خلاقیت کارکنان تأثیر می‌گذارند و به اشتراک‌گذاری دانش به‌طور مثبت این ارتباط را توضیح می‌دهد. نتایج همچنین نشان داد که افراد دارای خودکارآمدی خلاقانه بالا، ارتباط بین اشتراک دانش و خلاقیت کارکنان را تقویت می‌کنند.

     کیلی[50] (2009) در پژوهشی به بررسی تأثیر مدیریت دانش بر خودکارآمدی کارآفرینان پرداخت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد خودکارآمدی کارآفرینی با مؤلفه‌های مدیریت دانش رابطه معنی‌داری دارد. ویدیانی[51] (2017) در پژوهشی به بررسی نقش مدیریت دانش در میانجی‌گری اثر خودکارآمدی و خودرهبری به‌سمت رفتار نوآورانه پرداخت. نتایج نشان داد خودکارآمدی تأثیر ناچیزی بر رفتار نوآورانه دارد، در حالی‌که خود رهبری تأثیر قابل توجهی بر رفتار نوآورانه دارد. به اشتراک‌گذاری دانش تأثیر قابل توجهی بر رفتار نوآورانه دارد. یکی از یافته‌های مهم این پژوهش، نقش مدیریت دانش به‌عنوان میانجی خودکارآمدی در رفتار نوآورانه است.

     نیومن[52] (2018) در پژوهشی به بررسی تأثیر خودکارآمدی خلاقانه کارکنان بر رفتار نوآورانه با نقش میانجی رهبری کارآفرینانه پرداخت. نتایج نشان‌می‌دهد رهبرانی که در الگوسازی رفتارهای کارآفرینانه برای کارکنان و هدایت کارکنان به‌سمت شناسایی و بهره‌برداری از فرصت‌های کارآفرینی مشارکت می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که رفتار نوآورانه را در میان کارکنان با سطوح بالاتری از خودکارآمدی خلاقانه پرورش دهند.

     لطیف[53] (2020) در پژوهشی به بررسی تأثیر رهبری کارآفرینانه بر موفقیت پروژه با نقش میانجی فرآیندهای مدیریت دانش پرداخت. نتایج این پژوهش نشان داد فرآیندهای مدیریت دانش به‌طور قابل توجهی بر موفقیت پروژه‌ها تأثیر می‌گذارد. در این مطالعه همچنین مشخص شده که رهبری کارآفرینانه به‌طور غیر مستقیم از طریق فرایندهای مدیریت دانش بر موفقیت پروژه‌ها تأثیر می‌گذارد. هورچانی[54] (2021) در پژوهشی به بررسی نقش میانجی مدیریت دانش در رابطه بین رهبری کارآفرینانه و نوآوری بازار در کشور تونس پرداخت.

     خلیلی خضرآبادی و حسنی (1400) در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش کارآفرینی و هویت اجتماعی کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه دانشجویان؛ نقش میانجی خودکارآمدی کارآفرینی پرداختند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد خودکارآمدی کارآفرینی دانشجویان در رابطه بین هویت کارآفرینانه با قصد کارآفرینی، نقش میانجی دارد.

     مالکی و جوکار (1401) در پژوهشی به بررسی تأثیر خودکارآمدی کارآفرینی بر قصد کارآفرینی استراتژیک با نقش میانجی هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری ادراک‌شده و نگرش نسبت به کارآفرینی پرداختند. یافته‌های این تحقیق نشان داد خودکارآمدی کارآفرینی بر قصد کارآفرینی استراتژیک با نقش میانجی‌گری هنجارهای ذهنی مؤثر است. یافته‌های دیگر این پژوهش نشان داد خودکارآمدی کارآفرینی بر قصد کارآفرینی استراتژیک با نقش میانجی‌گری کنترل رفتاری ادراک‌شده و همچنین بر قصد کارآفرینی استراتژیک با نقش میانجی‌گری نگرش نسبت به کارآفرینی مؤثر است.

     عطاالهی علیا و شایان‌نیا (1401) در پژوهشی به تحلیل نقش نوآوری و خودکارآمدی کارآفرینی در اثرگذاری سرمایه‌های انسانی بر عملکرد سازمانی پرداختند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد خودکارآمدی کارآفرینی در اثرگذاری سرمایه انسانی بر عملکرد سازمانی نقش میانجی دارد.

     امیرخانی (1390) در پژوهشی به بررسی تأثیر مدیریت دانش بر کارآفرینی سازمانی از دیدگاه کارکنان وزارت صنایع پرداخت. نتایج تحقیق بیانگر این است که مدیریت دانش بستری برای ایجاد کارآفرینی سازمانی فراهم می‌آورد و می‌تواند در ایجاد کارآفرینی سازمانی مؤثر باشد. یافته‌های این مطالعه نشان‌می‌دهد که رهبری کارآفرینانه از طریق مدیریت دانش بر نوآوری باز تأثیر می‌گذارد. افزون بر این، نتایج نشان‌می‌دهد که رهبران کارآفرین در استفاده از دانش در نوآوری باز با مشکلاتی مواجه هستند که علت آن عدم استفاده از مدیریت دانش است. همچنین خودکارآمدی کارآفرینی بر سبک‌های رهبری کارآفرینانه دارد.

با توجه به مبانی نظری و پیشینه پژوهش، فرضیات زیر مطرح شده‌است:

فرضیه 1: مدیریت دانش بر خودکارآمدی کارآفرینی تأثیر مثبت و معنی‌داری دارد.

فرضیه 2: مدیریت دانش بر رهبری کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنی‌داری دارد.

فرضیه 3: رهبری کارآفرینانه بر خودکارآمدی کارآفرینی تأثیر مثبت و معنی‌داری دارد.

فرضیه 4: رهبری کارآفرینانه نقش میانجی در رابطه بین مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینی دارد.

مدل مفهومی پژوهش به‌صورت شکل 1 بیان می‌شود.

شکل 1. مدل نظری تحقیق (ایسلام و همکاران، 2022)

روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی است و بر اساس ویژگی‌های موضوع و نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی -پیمایشی از نوع همبستگی است. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از روش میدانی بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را مدیران ارشد، مدیران جزء و کارمندان ارشد شهرک صنعتی سیرجان تشکیل می‌دهد که مجموع آن‌ها 1000 نفر بوده است. از بین جامعه آماری مذکور تعداد 384 نفر با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای با انتساب مناسب انتخاب شدند (مطابق جدول 1).

جدول 1. معرفی جامعه آماری و انتساب نمونه‌ها (یافته‌های پژوهش)

تعداد افراد در هر گروه جامعه آماری

مدیران ارشد 50

مدیران جزء 150

کارمندان ارشد 800

مجموع 1000

نسبت افراد در هر گروه جامعه

5%

15%

80%

100%

تعداد افراد نمونه در هر گروه

20

57

307

384

مطابق جدول 1، تعداد 20 نفر از نمونه‌های مورد بررسی مدیران ارشد، 57 نفر مدیران جزء و 307 نفر از نمونه‌ها را کارمندان ارشد شهرک صنعتی سیرجان تشکیل داده است.

برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌های زیر استفاده شده‌است:

پرسش‌نامه رهبری کارآفرینانه

برای سنجش متغیر رهبری کارآفرینانه از پرسش‌نامه گوپتا و همکاران[55] (2004) استفاده شد. این پرسش‌نامه در 4 بعد 1- ارتباط کارآفرینانه؛ 2- ابتکار عمل کارآفرینانه؛ 3- تخصص کارآفرینانه و 4- ظرفیت تسهیل و کشف مداوم ایده‌ها مطرح شده‌است.

پرسش‌نامه مدیریت دانش

برای سنجش متغیر مدیریت دانش از پرسش‌نامه مدیریت دانش هاینس و همکاران (2011) استفاده شد. این پرسش‌نامه دارای چهار بعد محتوا، مهارت، فرهنگ و سازمان‌دهی بوده است.

پرسش‌نامه خودکارآمدی کارآفرینی

برای سنجش متغیر خودکارآمدی کارآفرینانه از پرسش‌نامه میرندا[56] (2017) استفاده شد. این پرسش‌نامه دارای سه بعد هنجارهای ذهنی، نگرش‌ها و کنترل ادارک شده‌است.

برای بررسی روایی ابزار سنجش در این پژوهش از سه روش استفاده شد که عبارت‌اند از: روایی صوری، روایی همگرا و روایی واگرا. روایی صوری نشان دهنده مناسب بودن گویه‌ها در سنجش متغیر پنهان است. منظور از روایی همگرا این است که گویه‌های طراحی شده برای اندازه‌گیری یک متغیر پنهان همبستگی بالایی با یکدیگر داشته‌باشند. منظور روایی واگرا این است که گویه‌های یک متغیر پنهان با گویه‌های متغیر پنهان دیگر همبستگی بالای نداشته‌باشند و از هم متمایز باشند.

محاسبه روایی همگرا در این پژوهش با استفاده از مقدار میانگین واریانس استخراجی (AVE)، روایی واگرا با استفاده از میانگین مجذور واریانس مشترک (ASV) استفاده شد. برای روایی همگرایی باید AVE بزرگ‌تر از 5/0 باشد. برای روایی واگرا باید AVE بزرگ‌تر از ASV باشد (رحیمی، 1395). با توجه به جدول 2 و از آنجایی‌که مقدار آلفا کرونباخ و پایایی مرکب مربوط به متغیرها از 7/0 بیشتر است، می‌توان گفت همه متغیرها پایا هستند.

جدول 2. روایی همگرا و واگرا و پایایی مرکب (یافته‌های پژوهش)

متغیر

ابعاد

منبع

آلفای کرونباخ

CR

AVE

ASV

رهبری کارآفرینانه

ارتباط کارآفرینانه

گویتا (2004)

816/0

90/0

56/0

32/0

ابتکار عمل کارآفرینانه

796/0

83/0

52/0

29/0

تخصص کارآفرینانه

88/0

85/0

54/0

26/0

ظرفیت تسهیل و کشف متداول ایده‌ها

75/0

88/0

57/0

19/0

مدیریت دانش

محتوا

هاینس (2011)

798/0

89/0

62/0

21/0

مهارت

73/0

77/0

56/0

33/0

فرهنگ

74/0

75/0

57/0

35/0

سازمان‌دهی

78/0

78/0

59/0

18/0

خودکارآمدی کارآفرینی

هنجارهای ذهنی

میرندا (2017)

765/0

85/0

51/0

19/0

نگرش‌ها

79/0

79/0

54/0

23/0

کنترل ادارک شده

88/0

81/0

53/0

22/0

     ارزیابی مدل مفهومی پژوهش از طریق الگو یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 26 و Amos نسخه 24 انجام گرفت و جهت بررسی اثر میانجی در الگوی پیشنهادی نیز از روش بارون و کنی استفاده شد.

یافته‌های پژوهش

در جدول 3 شاخص‌های توصیفی متغیرهای پژوهش ارائه شده‌است و بررسی نرمال بودن توزیع داده‌ها از طریق بررسی کشیدگی و چولگی آن‌ها صورت گرفته است.

جدول 3. اطلاعات توصیفی متغیرهای پژوهش (منبع: یافته‌های پژوهش)

متغیر

میانگین

انحراف استاندارد

کشیدگی

چولگی

رهبری کارآفرینانه

6/15

84/2

148/0

102/0-

مدیریت دانش

54/9

6/2

141/0

112/0-

خودکارآمدی کارآفرینی

06/13

03/2

165/0-

107/0

     جدول 3 نشان‌می‌دهد نمره رهبری کارآفرینانه بالا است. همچنین نمره کل مدیریت دانش نشان‌می‌دهد مدیریت دانش در حد متوسط و نمره میانگین خودکارآمدی کارآفرینی نشان‌می‌دهد این متغیر در حد مقدار بسیار بالایی قرار دارد. با توجه به این‌که مقدار کجی و کشیدگی بین همه متغیرها 2-تا 2+ است، بنابراین توزیع داده‌ها در تمامی این متغیرها نرمال است.

     جدول 4 روابط همبستگی بین متغیرها را نشان‌می‌دهد. با توجه به نتایج موجود در جدول 4 عدد معنی‌داری آزمون همبستگی متغیرها از سطح معنی‌داری 05/0 کوچک‌تر است. همچنین بین متغیرهای پژوهش دوبه‌دو همبستگی مثبت و معنی‌داری وجود دارد.

جدول 4. روابط همبستگی میان متغیرهای پژوهش (منبع: یافته‌های پژوهش)

 

 

رهبری کارآفرینانه

مدیریت دانش

خودکارآمدی کارآفرینانه

رهبری کارآفرینانه

ضریب همبستگی پیرسون

سطح معنی‌داری

تعداد

1

 

384

 

 

مدیریت دانش

ضریب همبستگی پیرسون

سطح معنی‌داری

تعداد

316/0

001/0

384

1

 

384

 

خودکارآمدی کارآفرینی

ضریب همبستگی پیرسون

سطح معنی‌داری

تعداد

208/0

001/0

384

443/0

001/0

384

1

 

384

     جهت آزمون مدل اندازه‌گیری همه متغیرها و شاخص برازش آن‌ها از نرم‌افزار ایموس استفاده شد. برای بررسی برازندگی مدل نهایی از شاخص‌های نکویی برازش که نتایج آن در جدول 5 آمده است.

جدول 5. شاخص‌های برازش مدل آماری مطالعه (یافته‌های پژوهش)

گروه‌بندی شاخص‌ها

نام شاخص

اختصار

مدل

برازش قابل‌قبول

نتیجه

شاخص‌های برازش تطبیقی

کای اسکوئر نسبی

(CMIN/DF)

78/2

1 تا 3

مطلوب

شاخص برازش توکر-لویس

TLI

931/0

90% <TLI

مطلوب

شاخص برازش هنجار شده

NFI

955/0

90% <NFI

مطلوب

شاخص برازش تطبیقی

CFI

977/0

90% <CFI

مطلوب

شاخص برازش افزایشی

IFI

979/0

90% <IFI

مطلوب

شاخص‌های برازش مقتصد

شاخص برازش مقتصد هنجار شده

PNFI

755/0

بالاتر از 50 درصد

مطلوب

شاخص برازش تطبیقی مقتصد

PCFI

644/0

بالاتر از 50 درصد

مطلوب

ریشه میانگین مربعات خطای برآورد

RMSEA

036/0

کمتر از 8%

مطلوب

     پس از آزمون مدل اندازه‌گیری و تأیید برازش مدل، مدل ساختاری پژوهش بررسی شد که در شکل 2 نشان داده‌شده‌است. نتایج بررسی فرضیات این مدل به‌طور خلاصه در جدول 5 نشان داده‌شده‌است.

 

شکل 2. مدل ساختاری (یافته‌های پژوهش)

     مطابق شکل 2، مدیریت دانش بر خودکارآمدی 72 درصد اثر داشته است و مدیریت دانش بر رهبری کارآفرینانه به میزان 35 درصد اثرگذاری داشته است. رهبری کارآفرینانه نیز بر خودکارآمدی کارآفرینی به میزان 19 درصد اثرگذاری داشته است. در جدول 6، شاخص‌های مربوط به روابط مستقیم داخل مدل نشان داده‌شده‌است.

جدول 6. نتایج فرضیه‌های پژوهش با استفاده از معادلات ساختاری (یافته‌های پژوهش)

تأثیر

ضرایب استاندارد

ضرایب غیر استاندارد

S.E

C.R

P

نتیجه

مدیریت دانش ßرهبری کارآفرینانه

35/0

46/0

075/0

782/5

***

تأیید

رهبری کارآفرینی ßخودکارآمدی کارآفرینی

19/0

18/0

06/0

627/3

***

تأیید

مدیریت دانش ßخودکارآمدی کارآفرینی

72/0

90/0

091/0

150/10

***

تأیید

     بر اساس جدول 6 تمامی روابط مستقیم داخل مدل در سطح 05/0>P معنی‌دار هستند. برای بررسی فرضیه میانجی از قسمت بوت استرپ در نرم‌افزار Amos نسخه 24 استفاده شد و نتایج در جدول 7 نشان داده‌شده‌است.

جدول 7. برآوردهای مسیرهای غیرمستقیم موجود در مدل با استفاده از بوت استرپ

رابطه

مقدار

سطح معنیداری

حد پایین

حد بالا

مدیریت دانش ßرهبری کارآفرینانه ßخودکارآمدی کارآفرینی

069/0

013/0

329/0

378/0

     نتایج ارائه شده در جدول 6 نشان‌می‌دهد که نقش واسطه‌ای رهبری کارآفرینانه در رابطه بین مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینی در سطح 05/0>p معنی‌دار است.

بحث و نتیجه‌گیری

هدف اصلی از پژوهش حاضر بررسی رابطه مدیریت دانش و کارآفرینی خودکارآمدی با نقش میانجی رهبری کارآفرینانه بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که از نظر کارکنان شهرک صنعتی سیرجان رابطه مثبت و معنی‌داری بین مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینی وجود دارد. این نتیجه هم‌راستا با پژوهش‌های پارک و همکاران (2016) هستند که نشان دادند کارآفرینی و خودکارآمدی کارآفرینی به‌هم مرتبط هستند و به مدیران اجازه می‌دهد تا به ایمان به مدیریت دانش خود به عملکرد مطلوبی دست پیدا کنند، لطیف و همکاران (2022) نشان دادند فرآیندهای مدیریت دانش به‌طور قابل توجهی بر موفقیت پروژه‌ها تأثیر می‌گذارد و همچنین رهبری کارآفرینانه به‌طور غیرمستقیم از طریق فرایندهای مدیریت دانش بر موفقیت پروژه‌های کارآفرینی تأثیر می‌گذارد.

     ویدیانی (2017) نشان داد مدیریت دانش به‌عنوان میانجی خودکارآمدی در رفتار نوآورانه است و کیلی (2009) نشان داد خودکارآمدی کارآفرینی با سه مؤلفه مدیریت دانش شامل: صلاحیت عاطفی، شایستگی فناوری و شایستگی رابطه معنی‌داری دارد هم‌سو است. در تبیین این فرضیه می‌توان گفت برای داشتن مدیران خود کارآفرین نیاز به یک ابزار است که یکی از بهترین ابزارها جهت دستیابی به این هدف بهره‌گیری از مدیریت دانش است. مدیریت دانش با پوشش دادن همه ابعاد مرتبط با دانش اعم از آموزش، فناوری، ذخیره دانش، اشتراک‌گذاری دانش سبب می‌شود گرایش به‌سمت کارآفرینی افزایش یابد. مدیریت دانش ارتباط دانشی را آسان می‌کند و به بسیاری از نیازهای کارآفرینان پاسخ می‌دهد از طرفی مدیریت دانش با آسان کردن دسترسی به اطلاعات مورد نیاز، آموزش در زمینه‌های مختلف و از همه مهم‌تر اشتراک‌گذاری دانش و تجربیات سبب می‌شود مدیران خودکارآمد کارآفرین شوند. مدیریت دانش به کارکنان کمک می‌کند تا دانش موجود را با دانش جدید که از سیستم مدیریت دانش دریافت شده‌است، مقایسه کنند و همین امر سبب می‌شود تا با یافتن نقاط ضعف و قوت خود، توانایی‌های خود را برای انجام وظایف خود به کار ببرند. بر این اساس به مدیریت شهرک صنعتی سیرجان پیشنهاد می‌شود که آموزش‌های مختلف حین کار (که 80 درصد در مقایسه با آموزش خارج از کار مؤثرتر است) باعث شوند که کارکنان مهارت‌های خود را باور کنند. برای این منظور پیشنهاد می‌شود استخدام افراد حرفه‌ای از شرکت‌های موفق جهت آموزش در این زمینه می‌تواند بسیار مفید باشد.

     از دیگر نتایج این پژوهش تأثیر مدیریت دانش بر رهبری کارآفرینانه بوده است. نتایج به‌دست آمده با تحقیقات هورچانی (2021) نشان داد رهبری کارآفرینانه از طریق مدیریت دانش بر نوآوری باز تأثیر می‌گذارد و ایسلام (2022) نشان داد اشتراک دانش به‌طور مثبت بر رفتار کاری نوآورانه تأثیر دارد و خودکارآمدی شغلی به‌طور مثبت و معنی‌داری این ارتباط را تقویت می‌کند. در تبیین این فرضیه می‌توان گفت مدیریت دانش با رفع ابهام و روشن کردن مسیر برای مدیران کارآفرین زمینه را برای تحقق اهداف کارآفرینانه فراهم می‌کند. از مدیریت دانش با ایجاد درک مناسبی از محیط‌های درونی و بیرونی، فرصت‌ها و تهدیدها و مزیت‌های رقابتی، مسیر حرکت را تشخیص داده و با استفاده از قابلیت‌های ارتباطی با کارکنان، شرکا، رقبا و سایر ذی‌نفعان سبب می‌شود مدیران کارآفرین گام‌های مؤثری در جهت دست‌یابی به اهداف کارآفرینانه بردارند.

     افزون بر این نتایج بیانگر آن بود که رهبری کارآفرینانه بر خودکارآمدی کارآفرینی تأثیر معنی‌داری داشته است. نتایج حاصل از این فرضیه با تحقیقات ایسلام (2022) و نیومن (2018) که نشان داد رهبرانی که در الگوسازی رفتارهای کارآفرینانه برای کارکنان و هدایت کارکنان به‌سمت شناسایی و بهره‌برداری از فرصت‌های کارآفرینی مشارکت می‌کنند احتمال بیشتری دارد که رفتار نوآورانه را در میان کارکنان با سطوح بالاتری از خودکارآمدی خلاقانه پرورش دهند هم‌سو بوده است. در تبیین این فرضیه می‌توان گفت رهبران کارآفرین مانند مربی یک تیم فوتبال هستند که با برنامه‌ریزی، مشورت و بهره‌گیری از ایده‌ها و نظرات کارکنان افراد را در مسیر موفقیت راهنمایی می‌کنند. از خصوصیاتی که برای رهبران کارآفرین می‌توان متصور بود این است که این رهبران از طریق استفاده مناسب از توانایی‌های هر یک از کارکنان قابلیت‌ها و استعداد هر یک از آنان را شناسایی کرده و با تمرکز بر آن قابلیت‌ها و استفاده از آن، گرایش به کارآفرینی را در افراد ایجاد کند.

     نتایج دیگر این پژوهش بیانگر آن بود که رهبری کارآفرینانه نقش میانجی را در رابطه بین مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینی دارد. نتایج حاصل از این فرضیه با پژوهش‌های ایسلام (2021) و سمولیانی (2022) نشان داد خودکارآمدی کارآفرینی و رهبری کارآفرینانه به‌طور قابل توجهی بر موفقیت تجاری در مشاغل خرد و کوچک تأثیر مثبت و معنی‌داری دارد. در تبیین این فرضیه می‌توان گفت رهبران کارآفرین به‌عنوان پیونددهنده بین مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینی هستند. رهبران کارآفرین از طریق ویژگی‌های ریسک‌پذیری، ابتکار عمل، تخصص و ظرفیت، به کارکنان خود انگیزه می‌دهند؛ بنابراین نقش ارتباط‌دهنده بین مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینی را ایفا می‌کنند.

     رهبران کارآفرین، چشم‌انداز و اهداف ریسک‌پذیر خود را با کارکنان در میان می‌گذراند و با این کار موجب می‌شوند کارکنان به‌سمت وظایف پیچیده هدایت شوند. از طرفی رهبران کارآفرین کارکنان خود را تشویق می‌کنند تا فرهنگ به اشتراک‌گذاری دانش را برای خلق ایده‌های نو و جذاب ایجاد کنند. در واقع این رهبران فرصت‌های بیشتری را برای کارکنان ایجاد می‌کنند تا خلاقیت خود را توسعه دهند. رهبران کارآفرین از یک طرف با بهره‌گیری از مدیریت دانش سبب می‌شوند مسیرهای مختلف برای فرآیند کارآفرینی شناسایی شود و از طریق دیگر با استفاده بهینه از توانایی‌ها و استعدادهای هر شخص سبب می‌شود که به‌صورت خودکار در مسیر فرآیند کارآفرینی هدایت شوند.

     به‌منظور بهره‌گیری از نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد می‌شود مدیران کارآفرین با راه‌اندازی سیستم مدیریت دانش، دسترسی به دانش و تجربیات در زمینه کارآفرینی را مقدور سازند و از طرفی در این سیستم با اشتراک‌گذاری دانش بتوانند خودکارآمدی کارآفرینی را در کارکنان ایجاد کنند و از طرفی با رهبری کارآفرینانه خود بتوانند با تغییر در نگرش و بینش افراد، از استعدادها و توانایی‌های آنان را استفاده و یک کارآفرین خودکارآمد تربیت کنند. چراکه عقیده بر این است که داشتن دانش و مهارت به‌عنوان شرط لازم جهت خودکارآمد شدن در زمینه کارآفرینی است اما کافی نیست، بلکه به یک مدیر و رهبری که بتواند افراد را در این مسیر راهنمایی کند نیاز است.

     مطالعات نشان داد رهبری کارآفرینانه بر خودکارآمدی کارآفرینی تأثیر دارد؛ بر این اساس پیشنهاد می‌شود مدیران ارشد در انتخاب مدیران زیرمجموعه‌های مختلف نهایت دقت را داشته‌باشند و از پرسنل خلاق، با انگیزه و باسواد جهت مدیریت قسمت‌های مختلف سازمان استفاده نمایند و در انتخاب مدیران تنها به بحث تجربه توجه نکنند. همچنین پیشنهاد می‌شود با ایجاد سیستم پاداش و تشویق، در کارکنان این انگیزه ایجاد شود که ایده‌ها و راهکارهای مفید و کاربردی خود را ارائه دهند و با استفاده از سیستم مدیریت دانش امکاناتی فراهم شود که به اشتراک‌گذاری دانش به‌راحتی امکان‌پذیر باشد.

 

[1]. Mehmood

[2]. Zhang

[3]. Gill

[4]. Jiatong

[5]. Yen

[6]. Velson

[7]. Miranda

[8]. Tiwari

[9]. Islam

[10]. Bagheri

[11]. Yang et al.

[12] .To et al.

[13]. Sandybayev

[14]. Al-Qadasi et al.

[15]. Wang et al.

[16]. Bendora

[17]. Burnette

[18]. Edwards

[19]. McGee

[20]. Newman

[21]. Miao

[22]. Obschonka

[23]. Mirenda et al.

[24]. Chumpeter

[25]. Drucker

[26]. Gaviria

[27]. Serenko

[28]. Cassiman

[29]. Tavassoli

[30]. Caiazza et al.

[31]. Rommer

[32]. Welter

[33]. Demircioglu

[34]. Mowery

[35]. Sumbal et al.

[36]. Haines et al.

[37]. Parry & Baghery

[38]. Oyewole et al.

[39]. Joel & Oguanobi

[40]. Porwati et al.

[41]. Gopta et al.

[42]. Kuratko

[43]. Greenberg et al.

[44]. Serenko

[45]. He

[46]. Mishra et al.

[47]. Gupta et al.

[48]. Park

[49]. Islam

[50]. Kelly

[51]. Widyani

[52]. Newman

[53]. Latif

[54]. Horchani

[55]. Gupta et al.

[56]. Miranda

References
Al-Qadasi, N., Zhang, G., Al-Awlaqi, M. A., Alshebami, A. S., & Aamer, A. (2023). Factors influencing entrepreneurial intention of university students in Yemen: The mediating role of entrepreneurial self-efficacy. Frontiers in Psychology, 14 (1), 1111934. doi.org/10.3389/ fpsyg.2023.1111934.
Amirkhani, T., Aghaz, A., & Abdollahpour, M. (2010). The Impact of Knowledge Management on Organizational Entrepreneurship (A Case Study: Ministry of Industries). Commercial Strategies, 9 (47), 295-308. (in Persian).
Bagheri, A., & Harrison, C. (2020). Entrepreneurial leadership measurement: a multi-dimensional construct. Journal of Small Business and Enterprise Development, 27 (4), 659-679. doi: 10.1108/JSBED-01-2019-0027.
Burnette, J. L., Pollack, J. M., Forsyth, R. B., Hoyt, C. L., Babij, A. D., Thomas, F. N., & Coy, A. E. (2020). A growth mindset intervention: Enhancing students’ entrepreneurial self-efficacy and career development. Entrepreneurship Theory and Practice, 44 (5), 878-908. doi: 10.1177/1042258719864293.
Caiazza, R., Richardson, A., & Audretsch, D. (2015). Knowledge effects on competitiveness: from firms to regional advantage. The Journal of Technology Transfer, 40 (1), 899-909. doi: 10.1007/s10961-015-9425-8.
Cassiman, B., & Valentini, G. (2016). Open innovation: are inbound and outbound knowledge flows really complementary?. Strategic Management Journal, 37(6), 1034-1046. doi: 10.1002/smj. 2375.
 
Chumpeter, J. A. (1999). Business cycles: A theoretical, his-torical, and statistical analysis of the capitalist process: Vol. Nova Iorque. MacGraw-Hill.
Demircioglu, M. A. (2019). David Audretsch: a great mind, an outstanding researcher, and a humble individual. From Industrial Organization to Entrepreneurship: A Tribute to David B. Audretsch, 439-442.‌
Drucker, P. F. (1993). The rise of the knowledge society. The Wilson Quarterly, 17(2), 52–72
Edwards, J., Miles, M. P., D'Alessandro, S., & Frost, M. (2022). Linking B2B sales performance to entrepreneurial self-efficacy, entrepreneurial selling actions. Journal of Business Research, 142 (1), 585-593.
Gaviria-Marin, M., Merigo, J. M., & Popa, S. (2018). Twenty years of the Journal of Knowledge Management: A bibliometric analysis. Journal of Knowledge Management, 22 (8), 1655–1687.
Greenberg, D., McKone-Sweet, K., & Wilson, H. J. (2011). The new entrepreneurial leader: Developing leaders who shape social and economic opportunity. Berrett-Koehler Publishers.‌
Greenberg, D., McKone‐Sweet, K., & Wilson, H. J. (2013). Entrepreneurial leaders: Creating opportunity in an unknowable world. Leader to Leader, 1 (67), 56-62. doi: 10.1002/ltl.20063.
Gupta, V., MacMillan, I. C., & Surie, G. (2004). Entrepreneurial leadership: developing and measuring a cross-cultural construct. Journal of business venturing, 19(2), 241-260. doi: 10.1016/S0883-9026(03)00040-5.
Haines, T. (2011). The Problem of Knowledge Management. Available from: www.information/ir/ hartlyl.html. Accessed:15 November.
He, L., Standen, P., & Coetzer, A. (2017). The perceived personal characteristics of entrepreneurial leaders. Small Enterprise Research, 24 (2), 97-119.‌
Horchani, S. C., & Zouaoui, M. (2021). Fostering Open Innovation by Linking Entrepreneurial Leadership and Knowledge Management: An Empirical Study in the Tunisian Context. In Eurasian Business and Economics Perspectives: Proceedings of the 32nd Eurasia Business and Economics Society Conference (pp. 243-255). Springer International Publishing.‌
Islam, T., Zahra, I., Rehman, S. U., & Jamil, S. (2022). How knowledge sharing encourages innovative work behavior through occupational self-efficacy? The moderating role of entrepreneurial leadership. Global Knowledge, Memory and Communication, (ahead-of-print). doi: 10.1108/GKMC-02-2022-0041.
Jiatong, W., Murad, M., Bajun, F., Tufail, M. S., Mirza, F., & Rafiq, M. (2021). Impact of entrepreneurial education, mindset, and creativity on entrepreneurial intention: mediating role of entrepreneurial self-efficacy. Frontiers in Psychology, 12 (1), 724440. doi: 10.3389/fpsyg. 2021.724440.
Joel, O. T., & Oguanobi, V. U. (2024). Entrepreneurial leadership in startups and SMEs: Critical lessons from building and sustaining growth. International Journal of Management & Entrepreneurship Research, 6(5), 1441-1456. doi: 10.51594/ijmer.v6i5.1093.
Karimi Hesari, F., Rousta, A., & Moradi, S. (2020). An Assessment of Social Entrepreneurial Intention of Students in the Tourism Industry: A Focus on the Educational Role of Universities. Journal of Tourism and Development, 9 (1), 173-187. doi: 10.22034/jtd.2019. 205834.1857 (in Persian).
Kelly, L., & Kumar, R. (2009). Impact of knowledge management on the self-efficacy of entrepreneurs: Mexican SME context. International Journal of Management and Decision Making, 10 (2), 111-124.‌
Khalili Khezrabadi, M., & Hassani, M. (2023). The Impact of Entrepreneurship Education and Entrepreneurial Social Identity on Entrepreneurial Intention of University Students; The Mediating Role of Entrepreneurial Self-Efficacy. Education and Management of Entrepreneurship, 1 (1), 1-18. doi: 10.22126/eme.2023.2434 (in Persian).
Kuratko, D. F. (2007). Entrepreneurial leadership in the 21st century: Guest editor's perspective. Journal of Leadership & Organizational Studies, 13(4), 1-11.‌
Latif, K. F., Nazeer, A., Shahzad, F., Ullah, M., Imranullah, M., & Sahibzada, U. F. (2020). Impact of entrepreneurial leadership on project success: mediating role of knowledge management processes. Leadership & Organization Development Journal, 41(2), 237-256. doi: 10.1108/LODJ-07-2019-0323.
Maliki, M., & Jokar, A. A. (2021). The effect of entrepreneurial self-efficacy on strategic entrepreneurial intention with the mediating role of subjective norms, perceived behavioral control and attitude towards entrepreneurship. Interdisciplinary Studies in Marketing Management, 1 (2), 49-66. (in Persian).
McGee, J. E., & Peterson, M. (2019). The long‐term impact of entrepreneurial self‐efficacy and entrepreneurial orientation on venture performance. Journal of small business management, 57 (3), 720-737.‌
McGee, J. E., & Peterson, M. (2019). The long‐term impact of entrepreneurial self‐efficacy and entrepreneurial orientation on venture performance. Journal of small business management, 57 (3), 720-737.‌
Mehmood, T., Alzoubi, H. M., & Ahmed, G. (2019). Schumpeterian entrepreneurship theory: Evolution and relevance. Academy of Entrepreneurship Journal, 25 (4), 1-10.‌
Miao, C., Qian, S., & Ma, D. (2017). The relationship between entrepreneurial self‐efficacy and firm performance: a meta‐analysis of main and moderator effects. Journal of Small Business Management, 55(1), 87-107.
Miranda, F. J., Chamorro-Mera, A., & Rubio, S. (2017). Academic entrepreneurship in Spanish universities: An analysis of the determinants of entrepreneurial intention. European Research on Management and Business Economics, 23 (2), 113-122.
Mirataalahi Olia, R., & Shayannia, S. A. (1401). Analysis of the role of innovation and entrepreneurial self-efficacy in the effect of human capital on organizational performance (case study: Water and Wastewater Company of Tehran province). Operations Management, 2 (5), 79-99. (in Persian).
Mishra, P., & Misra, R. K. (2017). Entrepreneurial leadership and organizational effectiveness: A comparative study of executives and non-executives. Procedia computer science, 122 (1), 71-78.‌
Mowery, D. C. (2009). Plus ca change: Industrial R&D in the third industrial revolution. Industrial and Corporate Change, 18 (1), 1–50.
Newman, A., Herman, H. M., Schwarz, G., & Nielsen, I. (2018). The effects of employees' creative self-efficacy on innovative behavior: The role of entrepreneurial leadership. Journal of Business Research, 89 (1), 1-9. doi: 10.1016/j.jbusres.2018.04.001.
Newman, A., Obschonka, M., Schwarz, S., Cohen, M., & Nielsen, I. (2019). Entrepreneurial self-efficacy: A systematic review of the literature on its theoretical foundations, measurement, antecedents, and outcomes, and an agenda for future research. Journal of vocational behavior, 110 (1), 403-419.‌
Obschonka, M., Silbereisen, R. K., & Schmitt-Rodermund, E. (2016). Entrepreneurial intention as development outcome. IEEE Engineering Management Review, 44 (1), 92-92.
Oyewole, A. T., Okoye, C. C., Ofodile, O. C., Odeyemi, O., Adeoye, O. B., Addy, W. A., & Ololade, Y. J. (2024). Human resource management strategies for safety and risk mitigation in the oil and gas industry: a review. International Journal of Management & Entrepreneurship Research, 6(3), 623-633. doi: 10.51594/ijmer.v6i3.875.
Park, C. W. (2016). A study on the effect of entrepreneurship and self-Efficacy on knowledge management: Focusing on female CEO. Asia-Pacific Journal of Business Venturing and Entrepreneurship, 11(6), 11-26.‌
Pihie, Z. A. L., & Bagheri, A. (2013). The impact of principals’ entrepreneurial leadership behaviour on school organizational innovativeness. Life Science Journal, 10(2), 1033-1041. doi: 10.1108/JEEE-05-2022-0142.
Purwati, A., Budiyanto, B., Suhermin, S., & Hamzah, M. (2021). The effect of innovation capability on business performance: The role of social capital and entrepreneurial leadership on SMEs in Indonesia. Accounting, 7(2), 323-330.‌
Rahimi, F. A. (2015). Applied software in management research, Tehran: Trava Publications. (in Persian).
Renko, M., El Tarabishy, A., Carsrud, A. L., & Brännback, M. (2015). Understanding and measuring entrepreneurial leadership style. Journal of small business Management, 53(1), 54-74.‌
Romer, P. M. (1994). The origins of endogenous growth. The Journal of Economic Perspectives, 8 (1), 3-22.
Sandybayev, A. (2019). Impact of effective entrepreneurial leadership style on organizational performance: Critical review. International Journal of Economics and Management, 1(1), 47-55.‌
Serenko, A. (2013). Meta-analysis of scientometric research of knowledge management: Discovering the identity of the discipline. Journal of Knowledge Management, 17(5), 773-812.
Seyed Javadin, S. R., Ahmadi, A., & Khajaheian, D. (2010). Knowledge management in small and entrepreneurial companies: investigation of effective organizational factors in the creation and transfer of knowledge in Iran's informatics industry. Entrepreneurship Development, 4 (1), 46-27. (in Persian).
Srimulyani, V. A., & Hermanto, Y. B. (2022). Impact of entrepreneurial self-efficacy and entrepreneurial motivation on micro and small business success for food and beverage sector in east Java, Indonesia. Economies, 10 (1), 1-10. doi: 10.3390/economies10010010.
Sumbal, M. S., Tsui, E., & See-to, E. W. (2017). Interrelationship between big data and knowledge management: an exploratory study in the oil and gas sector. Journal of Knowledge Management, 21 (1), 180-196.
Tavassoli, S., Bengtsson, L., & Karlsson, C. (2017). Strategic entrepreneurship and knowledge spillovers: Spatial and aspatial perspectives. International Entrepreneurship and Management Journal, 13 (1), 233-249.
Tiwari, S. P. (2022). Knowledge Management Strategies and Emerging Technologies--An Overview Of the Underpinning Concepts. arXiv preprint arXiv:2205.01100.
To, C. K., Martínez, J. M. G., Orero-Blat, M., & Chau, K. P. (2020). Predicting motivational outcomes in social entrepreneurship: Roles of entrepreneurial self-efficacy and situational fit. Journal of Business Research, 121 (1), 209-222. doi: 10.1016/j.jbusres.2020.08.022.
Wang, X. H., You, X., Wang, H. P., Wang, B., Lai, W. Y., & Su, N. (2023). The Effect of Entrepreneurship Education on Entrepreneurial Intention: Mediation of Entrepreneurial Self-Efficacy and Moderating Model of Psychological Capital. Sustainability, 15 (3), 2562. doi: 10.3390/su15032562
Welter, F., Baker, T., & Wirsching, K. (2019). Three waves and counting: the rising tide of contextualization in entrepreneurship research. Small Business Economics, 52 (2), 319–330.
Widyani, A. A. D., Sarmawa, I. W. G., & Dewi, I. G. A. M. (2017). The roles of knowledge sharing in mediating the effect of self-efficacy and self-leadership toward innovative behavior. Jurnal Manajemen dan Kewirausahaan, 19 (2), 112-117.‌
Wilson, F., Kickul, J., & Marlino, D. (2007). Gender, entrepreneurial self–efficacy, and entrepreneurial career intentions: Implications for entrepreneurship education. Entrepreneurship theory and practice, 31 (3), 387-406.
Yang, M. M., Li, T., & Wang, Y. (2020). What explains the degree of internationalization of early-stage entrepreneurial firms? A multilevel study on the joint effects of entrepreneurial self-efficacy, opportunity-motivated entrepreneurship, and home-country institutions. Journal of World Business, 55 (6), 101114. doi: 10.1016/j.jwb.2020.101114.
Yasari, M., Hosseini Dronkalaei, S. Z., & Taheri, F. (2018). The role of university incubators on entrepreneurial self-efficacy in third generation universities in order to present a model (Case study: Universities of Mazandaran province). medical journal of mashhad university of medical sciences, 61 (5), 3435-3454. doi: 10.22038/mjms.2021.19973 (in Persian).
Yen, W. C., & Lin, H. H. (2022). Investigating the effect of flow experience on learning performance and entrepreneurial self-efficacy in a business simulation systems context. Interactive Learning Environments, 30 (9), 1593-1608.
 
Zhang, J., & Huang, J. (2021). Entrepreneurial self-efficacy mediates the impact of the post-pandemic entrepreneurship environment on college students’ entrepreneurial intention. Frontiers in Psychology, 12 (1), 643184. doi: 10.3389/fpsyg.2021.643184.