نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه کارآفرینی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 گروه مدیریت، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
امروزه کسبوکارهای کوچک و متوسط نقش کلیدی در اقتصاد جوامع ایفا میکنند (وناوکن و همکاران[1]، 2021) و قلب این کسبوکارها کارآفرینان هستند. مطالعات انجام شده بیانگر این است که کارآفرینان با توجه به عواملی نظیر موقعیت و زمینه، تصمیمگیری میکنند (هوبنر و همکاران[2] ، 2021) و پژوهشگران نیز بیشتر بر عوامل فردی تمرکز داشتهاند (فریز و همکاران[3]، 2020) و کمتر به ویژگیهای خاص یک تصمیم توجه داشتهاند. از سوی دیگر پژوهشهای مربوط به تصمیمات کارآفرینانه عمدتاً بر تجزیه و تحلیل عوامل سیاسی، اقتصادی، بازار و اثربخشی متمرکز هستند (فرخمنش و همکاران، 1401؛ ورق و همکاران[4]، 2021) و تأثیر سایر عوامل نظیر عوامل سازمانی بهصورت همزمان تاکنون بهطور کامل و جامع بررسی نشده است. از طرفی آشنایی با شیوهها و روشها و عوامل تأثیرگذار بر تصمیمگیری و آگاهی از تکنیکهای اخذ تصمیم بسیار مهم است که با بهرهگیری از این شیوهها و ابزارهاست که توانایی افراد در اخذ تصمیمهای کارآمدتر و مؤثرتر افزایش مییابد و در نتیجه منجر به بهبود در عملکرد کسبوکارها میگردد.
در روانشناسی، مطالعه کارآفرینی بر ویژگیهای شخصیتی کارآفرین تأکید دارد. این در حالی است که در جامعهشناسی، به بررسی تأثیر محیط اجتماعی - فرهنگی در شکلگیری جامعه کارآفرین میپردازند (دسی و همکاران[5]،2021). کارآفرینان تصمیمات خود را در محیطهای نامطمئن بر اساس انتظارات ذهنی و ترجیحات آینده در نظر میگیرند (مک مولن[6]، 2015)؛ و در نظریه اثرگذاری شرحی از تصمیمگیری کارآفرینانه در شرایط عدم قطعیت ارائه میدهند (ساراسواثی[7]، 2008). این تأثیرگذاری به یک چارچوب نظری و گسترده پذیرفته شده برای مطالعه تصمیمگیری کارآفرینان تبدیل شدهاست (پیر و همکاران[8]، 2017؛ گریگر و چیرکم[9] 2020؛ مک کلوی و همکاران[10]، 2020). باومایستر و همکاران[11] (2018) با تأکید بر عوامل فرهنگی مانند؛ خلاقیت و ریسکپذیری نشان دادهاند که تصمیمگیری کارآفرین بر پایه ترکیبی از اطلاعات، تجربیات و شرایط محیطی استوار است.
برادرز و همکاران[12] (2000) دریافتند که عوامل محیط داخلی و خارجی و ویژگیهای شخصیتی نظیر سن و تجربه بر فرایند تصمیمگیری تأثیر میگذارند. همچنین دیویدسون و مک فادن[13] (2018) در پژوهشهای خود نشان دادهاند که عوامل محیطی و تواناییهای فردی میتوانند بر تصمیمگیری کارآفرینان تأثیر بگذارند. با این حال، مطالعات قبلی نتوانستهاند مهمترین عوامل تعیینکننده را که درک کارآفرینان را در مورد محیطهای تجاری در اقتصادهای در حال گذار شکل میدهند، شناسایی کنند و در نتیجه بر فرایند تصمیمگیری تأثیر بگذارند (ملوویک و همکاران[14]، ۲۰۲۲).
افزون بر این مطالعات قبلی در این زمینه بیشتر به بررسی چگونگی تأثیر عوامل محیطی اقتصادهای در حال گذار بر توسعه و رشد کارآفرینی پرداختهاند اما هنوز مشخص نیست که چگونه ویژگیهای شخصی و درک عوامل محیطی و سازمانی بهصورت همزمان بر تصمیمگیری کارآفرینانه تأثیر میگذارند. پس با توجه به اینکه مطالعه جامعی در خصوص عوامل مؤثر بر تصمیمگیری صورت نگرفتهاست، پرسش اصلی پژوهش چنین مطرح میشود: عوامل مؤثر بر تصمیمگیری کارآفرینان در کسبوکارهای کوچک و متوسط شهر زاهدان چیست؟ و چه نقشی در تصمیمگیری آنها دارد؟
سیستان و بلوچستان بهعنوان پهناورترین استان کشور در جنوب شرقی ایران واقع شدهاست و بیش از 11% وسعت ایران را در بر میگیرد. عدم رویارویی توسعهای مناسب و سیاستگذاری و برنامهریزی در رابطه با این مسائل طی سالیان گذشته موجب بیکاری در این استان شدهاست؛ بنابراین توجه به کسبوکارهای کوچک و متوسط در این شهر منجر به کاهش بیکاری و استفاده بهینه از منابع میگردد. از طرفی یکی از عوامل مؤثر بر توسعه اقتصادی، کارآفرینی است (فرخ منش و همکاران، 1402) و پیامدهای مثبتی از جمله؛ ایجاد ثروت، توسعه اقتصادی، تشویق به سرمایهگذاری، گسترش بازارهای جدید و ایجاد اشتغال دارد؛ بنابراین توجه به کارآفرینی و کسبوکارها در جهت رشد و پیشرفت، ایجاد اشتغال و توسعه اقتصادی در این شهر جایگاه ویژهای دارد.
با توجه به بررسیهای انجام شده مشخص شد پژوهشی کامل و جامع در خصوص تصمیمگیری کارآفرینان در این شهر صورت نگرفتهاست؛ در این مطالعه سعی گردید با در نظر گرفتن اهمیت و نقش تصمیمات کارآفرینان، ابتدا عوامل مؤثر بر تصمیمگیری شناسایی و سپس نقش این عوامل در تصمیمات کارآفرینان کسبوکارهای کوچک و متوسط مورد بررسی و در نهایت روابط دوسویهای که میان متغیرهای اصلی پژوهش وجود دارد مورد آزمون قرار گیرد؛ و با توجه به بررسی پژوهشهای گذشته نظر به اینکه در این خصوص تاکنون به بررسی روابط دوسویه بین این متغیرها پرداخته نشده است، این امر میتواند نقطه عطفی برای بررسی روابط دوسویه بین متغیرها در تصمیمگیری باشد.
برخی از پژوهشگران حوزه کارآفرینی پی بردند که ترکیب عوامل فردی، سازمانی و محیطی بر چرایی و چگونگی تصمیمهای کارآفرینان مؤثرند و عوامل محیطی مانند اقتصاد، دولت، تحولات و روندهای جاری و تغییرات مربوط به آنها بر تصمیمگیری تأثیرگذار هستند. به همین ترتیب محیط سازمان نیز کمک میکند که در مورد کسبوکار تصمیمهای بهتر و مؤثرتری گرفته شود. در مجموع میتوا گفت که عوامل متعددی بر تصمیمگیری کارآفرینان نقش دارند و در نتیجه این تصمیمات هستند که جایگاه کسبوکار را مشخص میکنند لذا این شناسایی و تعیین نقش عوامل کمک شایانی به کارآفرینان و سهامداران در عملکرد کسبوکارشان ایفا میکند.
در این مطالعه ابتدا با توجه به مطالعات انجام شده به شناسایی ویژگیهای خاص یک تصمیم شامل (اهمیت تصمیم، عدم قطعیت تصمیم و انگیزه تصمیم)، عوامل فردی شامل (تفکر خلاق، اطلاعات و ریسکپذیری)، عوامل سازمانی شامل (تحقیق و توسعه، همکاران، اندازه کسبوکار و عملکرد کسبوکار از نظر کارایی و مالی آن) و عوامل محیطی شامل (عوامل فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی، رقبا و بازار) پرداخته و سپس تأثیر هر یک از این عوامل و ابعاد آنها بر تصمیمگیری کارآفرینان در کسبوکارهای کوچک و متوسط مورد بررسی قرار گرفته است:
نظریه عقلانیت بومشناختی استدلال میکند که برای درک تصمیمگیری، ما باید ماهیت و ویژگیهای تصمیم را درک کنیم؛ یعنی محتوا و ساختار تصمیمی که تصمیمگیرنده به آن نزدیک میشود (پلسکاچ و همکاران[15]، 2020؛ تاد و گیگرنزر[16]، 2012). ویژگیهای خاص یک تصمیم به دامنهای از تصمیماتی که افراد میتوانند آن را اتخاذ کنند، اشاره دارد (اردکانی، 2013)؛ که این ویژگیها منجر به تصمیمگیری و یا توصیههای مهم تصمیمگیری میشوند (وی تیر و همکاران[17]، 2006). برای نمونه اشموس و همکاران (1997) و میر و گوس[18] (1988) توافق دارند که طبقهبندی و درجه سختی یک تصمیم بر جایگزینی آنها در فرایند تصمیم تأثیرگذار است. همچنین سیمن و همکاران[19] (2000) نشان دادند که ماهیت مسئله قادر است کلیدیترین عامل فرایند ذاتی تصمیمگیری را تعیین کند؛ بنابراین ویژگیهای خاص یک تصمیم نقش غالبی در انتخاب و تصمیمگیری بازی میکنند. با توجه به پژوهشهای انجام شده مهمترین ویژگیهای خاص یک تصمیم شامل؛ اهمیت، عدم قطعیت و انگیزه تصمیم است که در ادامه به بررسی نقش هر یکبر تصمیمگیری کارآفرینان پرداخته شدهاست.
همه تصمیماتی که گرفتهمیشود و اجرا میگردد از اهمیت و ارزش یکسانی برخوردار نیستند (اردکانی، 2013). تصمیمات مهم در کارآفرینی بهشدت تحتتأثیر تعاملات کارآفرینان با یکدیگر نظیر سخنرانیهای کارآفرینی قرار میگیرد (لیبرگتس و همکاران[21]، 2020). در این راستا کارآفرینان از مهارتها و قابلیتهای خاصی برای تصمیمگیری استفاده میکنند (اوزدمیر و همکاران[22]، 2014). در فرایند تصمیمگیری پیوسته گزینههای مختلف برای رسیدن به هدف ارزیابی میگردند (بالاابونینه و وچرسکینه[23]، 2015) و نشانههای مرتبط با تصمیم (گیگرونزر و گالسماتر[24]، 2011) و توزیع ناهموار اهمیت آنها (لوان و همکاران[25]، 2019) بر منطقهایی که تصمیمگیرندگان برای تصمیمگیریهای مختلف استفاده میکنند، تأثیر میگذارد.
مفهوم عدم قطعیت بهعنوان یکی از هستهایترین مباحث تصمیمگیری کسبوکارها در نظر گرفتهمیشود (وسطی تو[27]، 2012) و این عدم قطعیت یک مسئله کلیدی برای تصمیمگیرندگان در حفظ مزایای کسبوکار در بلندمدت است (گرنت[28]، 2003). در موارد عدم قطعیت، کسبوکارها با هماهنگی به پیشبینی فعالیت و اقدامات خود میپردازند (کورنلیوس و همکاران[29]، 2005). کارآفرینان در محیطهای نامطمئن عمل میکنند و اغلب در سطح بالایی از عدم قطعیت تصمیمگیری میکنند (این و همکاران[30]، 2022) و هنگام مواجهه با عدم قطعیت، تمایل دارند که تصمیمگیری خود را با تأخیر بیشتری به انجام برسانند (چوی و همکاران[31]، ۲۰۱۸). مطالعات هو و همکاران[32] (2017) بیانگر این است که عدم قطعیت، تصمیمگیری کارآفرینان را تحتتأثیر قرار میدهد و باعث شود که آنها تمایل داشتهباشند تا تصمیماتی که دارای ریسک کمتری بوده را اتخاذ نمایند.
انگیزه، زمینهساز تمایل به تصمیمگیریهای مخاطرهآمیز یا منطقی است (ملوویک و همکاران، 2022). انگیزه یک عاملی است که بر اساس آن تصمیمگیرندگان، تصمیمات خود را طبقهبندی و جهتگذاری میکنند و آن را بهعنوان یک فرصت یا بحران در نظر میگیرند (اشموس و همکاران[34]، 1998). انگیزه تعیین میکند که چگونه کارآفرینان دادهها را از دنیای بیرون جذب نموده و سپس اطلاعات را پردازش کنند و در حل مسئله و تصمیمگیری به کار ببرند (دی کیرزمکر و همکاران[35]، 2020)، از طرفی شهود کارآفرینان و نحوه دریافت و تجزیه و تحلیل انگیزههای خارجی بر تصمیمگیری آنها اثرگذار است (لا پیرا[36]، 2011) و در نهایت این انگیزه منجر به بهبود عملکرد کارآفرینان در کسبوکارها میگردد (بلوک و سندنر[37]، 2009). انگیزههای شخصی بر تصمیمگیری و تشخیص و بهرهبرداری از فرصتهای کارآفرینانه تأثیرگذار است (شین و همکاران[38]، 2003) همچنین گابریلسون و پولیتیس[39] (2009) در پژوهش خود نشان دادند که انگیزه شغلی بر تصمیمگیری کارآفرینان تأثیرگذار است. پژوهشهای فردریکسون[40] (1985) و اسچنیدر و میر[41] (1991) بیانگر این است که انگیزش رابطه معناداری با تصمیمگیری افراد دارد. بنابراین در این پژوهش محقق بر آن است که نقش انگیزه تصمیم بر تصمیمگیری کارآفرینان را بررسی و تحلیل نماید.
یکی از مهمترین عوامل مؤثر در تصمیمگیری کارآفرینان، ویژگیهای شخصی آنان میباشد. سطح تحلیل رویکردهای رفتار کارآفرینان در علم روانشناسی، فرد است. در پژوهشهای کارآفرینان نیز، رویکرد روانشناختی به بررسی رفتار و خصلتهای فرد کارآفرین میپردازد. مهمترین مؤلفههای مورد توافق محققان در باره عوامل فردی، توفیقطلبی، خطرپذیری، استقلالطلبی، خلاقیت و مرکز کنترل درونی هستند (احمدپور دریانی، 1393). پژوهشگران علوم رفتاری، از عبارت تفکر خلاق برای بیان راهبردهای موجود در جستوجو و پردازش اطلاعات، استفاده کردهاند (دکورت و ورمولن[42]، 2010). همچنین بهاعتقاد البار و جتر[43] (2009)، کانون و فردریک[44] (2002) ابتکار و خلاقیت بر نحوه ادراک و تفسیر کارآفرینان از اطلاعات نیز تأثیرگذار است. در ادامه به بررسی مهمترین عوامل فردی (تفکر خلاق، اطلاعات و ریسکپذیری) مؤثر بر تصمیمگیری کارآفرینان کسبوکارها پرداخته شدهاست:
تفکر خلاق کارآفرینان فرایندهایی شناختی هستند که با هنجارهای مبتنی بر فرایندهای منطقی کاملاً متمایز هستند (گوستافسون[46]، 2009). از منظر کورسو و همکاران[47] (2010)، تفکر خلاق، قوانین قضاوتی، سازوکارهای شناختی، میانبُرهای شناختی و عقاید انتزاعی و قضاوتهای ذهنی هستند که افراد بهمنظور اتخاذ تصمیمات کارآفرینانه از آنها استفاده میکنند. برخی محققان از جمله ابوسلیم و همکاران[48] (2020)، آبرامک و سولتیسیک[49] (2021) و عبدالرحمان و همکاران[50] (2021) به این نتیجه رسیدند که کارآفرینان برخلاف مدیران در فرایند تصمیمگیری از اصول و قواعد عقلایی و منطقی پیروی ننموده و فرایند تصمیمگیری کارآفرینانه با تصمیمگیری مدیران متفاوت است بهطوری که الگوها و چارچوبهای موجود قادر به توصیف این فرایندها نیست.
تفکر خلاق به کارآفرینان کمک میکند تا در محیطهای پیچیده و نامطمئن بتوانند تصمیمات خود را با کیفیت بیشتری اتخاذ کنند (سیمن و همکاران، 2000؛ گریرو استفنز[51]، 2001). پژوهشهایی که توسط دیوی و همکاران[52] (2022) صورت گرفت بیانگر این است که ویژگیهای کارآفرینان نظیر خلاقیت تأثیر معناداری بر تصمیمات کارآفرینانه زنان دارد. همچنین لی و همکاران[53] (2020) و کانتون و همکاران[54] (2019) دریافتند که خلاقیت تصمیمات اثربخشی را برای کارآفرینان فراهم میکند. بوزنیتز[55] (1999)، نشان داد که ارتباطی مستقیم بین استفاده از تفکر خلاق و اکتشافات ذهنی در فرایند تصمیمگیری کارآفرینان وجود دارد.
اطلاعات اساس تصمیمگیری کارآفرینان است (اردکانی و آورگانی، 2021) و مهمترین نیاز یک کارآفرین، داشتن اطلاعات دقیق برای اتخاذ تصمیم درست است (موزلی[57]، 2020). کارآفرینان ابتدا سعی کردند با استفاده از پیشبینی اطلاعات بیشتری در مورد گزینههای مورد نظر جمعآوری کنند و قبل از اجرای پرهزینه گزینهها، بازده را به حداکثر برسانند و با استفاده از منطق در تصمیمگیریهای مختلف، خطر پنهان کردن اطلاعات مهم را برای کارآفرینان کاهش دهند (کلر و همکاران[58]، 2022). کارآفرینان برای ایجاد راهکارها و راهبردهای مناسب به جستجو و پردازش اطلاعات میپردازند (دکورت و ورمولن، 2010)؛ بنابراین کارآفرینان جستجوی خود را برای اطلاعات با تمرکز بر اصول ساده و در محیط خود محدود میکنند و در نهایت بهدنبال اخذ تصمیمات بهینه هستند (مارتینا[59]، 2020)؛ که این اطلاعات برای تصمیمگیرندگان به تصمیمات مؤثرتری منجر میشود (را جرز و همکاران[60]، 2019).
ریسکپذیری بر رفتارهای کارآفرینانه نقش دارد (استریت کروز و همکاران[62]، 2019). پژوهشهای انجام شده حاکی از آن است که افرادی که گزینههای ممکن برای تصمیمگیری را به شیوهای منطقی و با دقت زیاد بررسی میکنند، در موقعیتهای ریسک به شیوه اجتناب عمل میکنند؛ یعنی هنگام تصمیمگیری در موقعیتهای ریسک، شهودات و هیجانات و... تحتتأثیر این موقعیتها قرار میگیرند (بچا را و همکاران[63]، 1994). اورو و همکاران[64] (2011)، دریافتند که ریسکپذیری زنان کارآفرین با فرایند تصمیمگیری آنان رابطه دارد؛ بنابراین ویژگیهای جنسیتی مثل میزان ریسکپذیری مردان نسبت به زنان (پروکپ[65]، 2021)، تصمیمگیری سریع مردان نسبت به زنان (سید[66]، 2019) و ویژگیها فیزیولوژیکی افراد کارآفرین بر عملکرد کسبوکارها مؤثر هستند (بارن و تانگ[67]، 2011).
محدودیتهای موجود در تصمیمگیری در درون سازمانها مؤثرتر از محدودیتهای محیطی بر روی تصمیمگیری است. در نتیجه ویژگیهای درونی یک کسبوکار مؤثرتر از عوامل محیطی بر روی تصمیمگیری افراد است. فرایند تصمیمگیری مؤثر میتواند بهوسیله تنوعی از فاکتورهای سازمانی نظیر؛ ساختار، قدرت توزیع، استراتژیهای گذشته، سیستم درونی، اندازه، همکاری و عملکرد گذشته باشد (رمانلی و تاشمن[68]، 1896). پاپادکیس و همکاران[69] (1998) دریافتند که مشخصات درونی کسبوکار نظیر؛ برنامهریزی رسمی، عملکرد، اندازه کسبوکار و نوع مالکیت عوامل معنادار تری از تأثیر متغیرهای محیطی بر روی تصمیمگیری هستند. آلبانا و چیلد[70] (2007) در پژوهشی به این نتایج دست یافتند: الف: عوامل سازمانی، محیطی و ویژگیهای تصمیم با تصمیمگیری مدیران رابطه دارند و ب: عوامل محیطی نسبت به ویژگیهای سازمانی و اهمیت تصمیم تأثیر کمتری بر روی تصمیمگیری دارد. در ادامه به بررسی نقش تحقیق و توسعه، همکاری و همکاران، اندازه و عملکرد بر تصمیمگیری کارآفرینان در کسبوکارها پرداخته شدهاست:
واحدهای تحقیق و توسعه در واقع تلاش داخلی کسبوکار بهمنظور دست یافتن به دانش، تکنولوژی و اطلاعات مورد نیاز برای رسیدن به اهداف سازمان است (هول و کوین[72]، 2010؛ گیرما و همکاران[73]، 2009؛ لی و کوژیکود[74]، 2009؛ پورنام و همکاران[75]، 2009). متسون و همکاران[76] (1994) اهمیت کیفیت تصمیمات توسط واحد تحقیق و توسعه را مورد تأکید قرار دادهاند. از طرفی عدم وجود سیستم تحقیق و توسعه مناسب باعث تأثیر منفی بر عملکرد کسبوکارها میگردد (لی و همکاران[77]، 2011).
همکاران مهمترین عامل در تصمیمگیریهای فردی افراد هستند (گوکری[79]، 2005). همکاری، در ارتباط بودن و مساعدت با دیگر کسبوکارها عامل مؤثری در عملکرد کارآفرینان است (نونکا و تاکوچی[80]، 1995). مشارکت و حضور در کنفرانس و انجام وظایف مدیریتی با همکاری دیگر مجریان کسبوکارهای مشابه و دیگر همکاران نمونههایی از فعالیتهای هستند که باعث افزایش عملکرد کارآفرینان در کسبوکارها میشود (گازمان-کوواس و همکاران[81]، 2009)؛ و این همکاری کارآفرینان با یکدیگر در فرایند تصمیمگیری آنها نقش به سزایی دارد (شفرد و همکاران[82]، 2015؛ دلیگیانی و همکاران[83]، 2016). پژوهشهای نیومن و همکاران[84] (2018) و بروگست و همکاران (2012) نشان دادد که میزان مشارکت و همکاری کارآفرینان در فرایندهای تصمیمگیری بهشدت بر جهتگیری کسبوکار تأثیر میگذارد. در نتیجه همکاری، کارکنان را به رفتار نوآورانه بر میانگیزد و تمایل آنها را برای قبول مسئولیت در هنگام تصمیمگیریهای مستقل تقویت میکند (لیائو و همکاران[85]، 2017؛ پارک و همکاران[86]، 2016)؛ و این امر نیاز کسبوکار به ایجاد رویههای تصمیمگیری کارآفرینانه مناسب را بهمنظور حفظ موقعیت بازار خود در یک محیط تجاری متلاطم با رقابت قوی نشانمیدهد (کاپوتو و پلگرینی[87]، 2019؛ ریالتی و همکاران[88]، 2017).
اندازه یک کسبوکار جزء ویژگیهای درونی یک سازمان و کسبوکار محسوبمیشود (واونا و پیانتا[90]، 2008). اسنیمن و دریو[91] (2003) توافق دارند که اندازه کسبوکار میتواند بر فرایند تصمیمگیری مؤثر باشد. همچنین در کسبوکارهای بزرگتر فرایند تصمیمگیری بیشتر بهصورت رسمی صورتمیگیرد (پاپادکیس و همکاران، 1998).
آلپورت[92] (1924) تأکید میکند که حضور دیگران باعث تحریک یک عضو میشود تا بیشتر متعهد شود. برای انجام کارهای دشوار در گروههای بزرگ، برخی از اعضا ممکن است منفعل شوند (لیدن و همکاران[93]، 2004). این بدان معنی است که در گروههای بزرگ برخی از اعضا ممکن است به افرادی غیر مولد تبدیل میشوند (عثمانی[94]، 2020).
امروزه کارآفرینان معمولاً بهدنبال بالا بردن کارایی و عملکرد کسبوکار خود هستند، زیرا همیشه باید به این فکر باشند که چه راهی انتخاب کنند، و چه کاری را چه کسی و در چه موقع و کجا و چگونه انجام دهد (کونتز و ویهریچ[96]، 1998). از طرف دیگر، تصمیمگیری نقش اصلی بر مدیریت دارد که این تصمیمات بر عملکرد و موفقیت کسبوکار تأثیرگذار است (اولیویرا و همکاران[97]، 2023). پژوهشها نشانمیدهد؛ افرادی که بهتنهایی اقدام به تصمیمگیری میکنند نسبت به افرادی که در تیم و گروه به اخذ تصمیمات میپردازند، ریسک و خطای بیشتری دارند (تن[98]، 1995) و در نتیجه به اثربخشی و عملکرد پایینتری منجر میگردد (اشمیت و همکاران[99]، 2001).
کیفیت عملکرد کارآفرینان در کسبوکارها تابعی از کیفیت تصمیمات آنها است و این تصمیمات محرک کلیدی برای موفقیت کسبوکارها در محیطهای بینالمللی است (نمکووا و همکاران[100]، 2015). پژوهشهای اسمیت و همکاران[101] (1988) بیانگر این است که ارتباط معناداری بین عملکرد گذشته و تصمیمگیری افراد وجود داشته است.
در کارآفرینی، محیط اطراف کسبوکار، بهعنوان یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر تصمیمات کارآفرینی، مورد توجه قرار میگیرد (ملوویک و همکاران، 2022). نویسندگانی نظیر هارت و بنبری[102] (1994) با بحث و پژوهش بر روی عوامل محیطی نشان دادند که ویژگیهای محیطی تأثیر معناداری بر تصمیمگیری افراد دارد. میلر و فریسن[103] (1983) دریافتند که ویژگیهای محیطی رابطه معناداری با درجهای از تحلیل در فرایند تصمیمگیری دارد. کوکالز[104] (1991) این فرضیه را مورد حمایت قرار داد که پیچیدگی محیطی رابطه معناداری با تصمیمگیری دارد. البته، چندین نویسنده و پژوهشگر شواهد و مدارکی مغایر با این ارائه نمودند، برای مثال پاپادکیس (1998) گزارش دادند که بین ویژگیهای محیطی و تصمیمگیری هیچگونه رابطه معنادار آماری وجود ندارد.
نتایج پژوهشهای ملوویک و همکاران (2022) حاکی از آن است که بین تصمیمگیری و ویژگیهای محیطی ارتباط معناداری وجود دارد. بیشتر مطالعات ارتباط معناداری را بین ویژگیهای محیطی و تصمیمگیری نشان میدهند و بیان میدارند که عوامل محیطی تأثیر زیادی در تصمیمگیریهای بلندمدت دارند (جونس و همکاران، 1992). با توجه به اینکه شرایط محیطی مانند عوامل سیاسی بر رفتار کارآفرینان تأثیر میگذارد (استم[105]، 2008: 5) در محیط نامطمئن نیز آگاهی از عوامل تأثیرگذار بر فرایند تصمیمگیری ضروری است. در ادامه به نقش عوامل فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، رقبا و بازار بهعنوان عوامل محیطی بر تصمیمگیری کارآفرینان پرداخته میشود:
فرهنگ بهعنوان سیستم زیربنایی ارزشهای مختص یک گروه یا جامعه خاص تعریف میشود (مولر و توماس[107]، 2001) فرهنگ یک جنبه مهم هویت است که فرد را بهسمت ترجیح فرایندها و روشهای خاص زندگی و تصمیمگیری سوق میدهد (ساراسواثی، 2001). پژوهشگرانی نظیر بوزنیتز و همکاران[108] (2000)، جورج و زهرا[109] (2002)، مولر و همکاران[110] (2002) فرهنگ را بهعنوان تعدیلکننده بین شرایط اقتصادی و نهادی و کارآفرینی میدانند (لبنان و چن[111]، 2009) که با جنبههای گوناگونی نظیر کارآفرینی سروکار دارد (زاخاراکیس و همکاران[112]، 2007). فرهنگ ملی روحیه کارآفرینی را بهطور قابل توجهی تحتتأثیر قرار میدهد (زهرا[113]، 2007)، لذا چارچوبهای تصمیمگیری کارآفرینان تحتتأثیر ابعاد مختلف تشکیلدهنده فرهنگ قرار میگیرد (توماس و مولر[114]، 2000).
یکی از عوامل اصلی مؤثر بر تصمیمات کارآفرینی، عوامل اقتصادی است (دی سیلوا[116]، 2010). محیط اقتصادی نقش قابل ملاحظهای در ترغیب و موفقیت یا شکست کارآفرینان ایفا میکند. محیط اقتصادی به آن عوامل اقتصادی اطلاق میگردد که در شناسایی فرصتهای کسبوکار و تصمیم برای قطعیت بخشیدن به این فرصتها مؤثر است. مطابق با پژوهش لویس و هاروی[117] (2001) دیدگاههای بینالمللی بر عدم قطعیت محیطی در سیاست و عدم قطعیت در اقتصاد کلان تمرکز دارد. فرآیند تصمیمگیری در سازمانها توسط عوامل مختلفی از جمله اقتصادی، اجتماعی، شخصی و روانی تعیین میشود. همچنین هدف تجاری و حساب اقتصادی بهعنوان مهمترین عوامل اقتصادی مؤثر بر فرایند تصمیمگیری شناساییشدهاند (کوزیول-نادولنا و بیر[118]، 2021).
بنیانهای سیاسی موجب توسعه و حمایت رفتار کارآفرینانه مثل برنامههای انکوباتور، محرکهای مالیاتی و تشویق و ایجاد و توسعه کسبوکارهای کارآفرینانه میگردد (موریس و لویس[120]، 1995: 36). از طرف دیگر سیاستهای مالی که در کشورهای مختلف از آن بهعنوان یکی از مهمترین سیاستها بهمنظور توسعه کارآفرینی اجتماعی استفاده شدهاست (فری و پریر[121]، 2010؛ اول اسلام[122]، 2007). سیاستهای دولت نظیر سیاستهای مالی و مالیاتی، سیاستهای آموزشی و سیاستهای حمایت از کارآفرینی میتوانند بر روی رشد کارآفرینی و مهمتر از همه بر تصمیمگیری کارآفرینان تأثیرگذار باشند (کری و همکاران[123]،2020).
عوامل محیطی بر تصمیمگیری کارآفرینی تأثیر میگذارد این امر نیاز کسبوکار به ایجاد رویههای تصمیمگیری کارآفرینانه مناسب را در یک کسبوکار بهمنظور حفظ موقعیت بازار خود در یک محیط تجاری متلاطم با رقابت قوی نشانمیدهد (کاپوتو و پلگرینی[125]، 2019). مطابق با مطالعات؛ لویس و هاروی[126] (2001) عدم قطعیت محیطی بر میزان تقاضا و رقبا تمرکز دارد. از طرفی کارآفرینان با مطالعه دانش کسبوکارهای موجود در بازار برای ایجاد یک سرمایهگذاری رقابتی جدید، فعالیت تجاری را شروع میکنند (فاشارت و گروبر[127]، 2011). دین و شرفمن[128] (1993) دریافتند که بین رقابت و سطوح فرایند تصمیمگیری رابطه منفی وجود دارد. وقتی رقابت اندک باشد تأثیر آیندهگرایی بنگاهها بر کارآفرین شدن آنها چندان قابل توجه نیست؛ زیرا در این شرایط مدیریت بنگاهها پیچیدگی کمتری دارند. بنابراین ضرورت اتخاذ جهتگیری کارآفرینانه کمتر احساس میشود (مارتین و جوالگی[129]، 2016). در مقابل وقتی رقابت شدت میگیرد بنگاههای آیندهگرا از ظرفیت چشماندازگرایی خود کمک میگیرند تا با سرمایهگذاری در زیرساختهای تحقیق و توسعه محصولات و خدمات جدید، بهخصوص نوآوریهای رادیکال را تقویت کنند؛ زیرا میدانند برای بقا در بلندمدت راهی جز نوآوری و خروج از اقیانوس قرمز رقابت در پیش ندارند (کیم و موبورن[130]، 2017).
مدل اولیه این پژوهش بر اساس اطلاعات جمعآوری شده مربوط به دیدگاههای علمی و پژوهشهای کاربردی انجام شده در داخل و خارج از کشور نظیر پژوهشهای البانا و چیلد (2007)، اردکانی (2013) و اردکانی و آورگانی (2021) شکل گرفت و در مرحله بعدی با توجه به منطقه مورد مطالعه و شرایط خاص، مدلی متناسب با آن، بومی و ایجاد شدهاست.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و شناسایی عوامل مؤثر بر تصمیمگیری کارآفرینان در کسبوکارهای کوچک و متوسط در شهر زاهدان از جمله عوامل فردی، سازمانی، محیطی و ویژگیهای خاص تصمیم و بررسی ارتباط بین متغیرهای اصلی با یکدیگر است. در نهایت فرضیات و پرسشهای پژوهش به شرح ذیل مطرح میشود:
فرضیه اصلی (H): ویژگیهای خاص یک تصمیم بر روی تصمیمگیری کارآفرینان تأثیر دارد.
فرضیه فرعی اول (H1): عوامل فردی بر ویژگیهای یک تصمیم تأثیر دارد.
فرضیه فرعی دوم (H2): عوامل محیطی بر ویژگیهای یک تصمیم تأثیر دارد.
فرضیه فرعی سوم (H3): عوامل سازمانی بر ویژگیهای یک تصمیم تأثیر دارد.
پرسش اصلی پژوهش: عوامل مؤثر بر تصمیمگیری کارآفرینان در کسبوکارهای کوچک و متوسط چیست؟
پرسش اول (Q1): بین ویژگیهای فردی و محیطی چه ارتباطی وجود دارد؟
پرسش دوم (Q2): بین ویژگیهای فردی و سازمانی چه ارتباطی وجود دارد؟
پرسش سوم (Q3): بین ویژگیهای محیطی و سازمانی چه ارتباطی وجود دارد؟
شکل 1. مدل مفهومی پژوهش (با اقتباس از پژوهشهای البانا و چیلد (2007)، اردکانی (2013) و اردکانی و آورگانی (2021))
روششناسی پژوهش
روش پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر زمانی تک مقطعی است و ماهیت روش پژوهش مورد استفاده توصیفی – پیمایشی است؛ و جهت بررسی روابط بین متغیرها و بررسی تأثیرات و روابط علی بین آنها، از روش معادلات ساختاری است و از نرمافزارهای SPSS26 و Amos18 بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها بهره گرفته شدهاست. در این پژوهش جهت جمعآوری مبانی نظری موضوع از روش کتابخانهای استفاده شدهاست. برای جمعآوری دادههای مربوط به مبانی نظری و پیشینه پژوهش از اسناد و مدارک استفاده گردید. برای گردآوری دادهها در حوزه ادبیات پژوهش، از فیشبرداری استفاده گردید. جهت برسی متغیرها و آزمون فرضیههای پژوهش از روش میدانی و ابزار پرسشنامه البانا و چیلد (2007)، اردکانی (2013) و اردکانی و آورگانی (2021) استفاده گردید؛ و در نهایت پرسشنامهای شامل 62 سؤال بسته با مقیاس طیف لیکرت پنجتایی طراحی و تنظیم شد.
جامعه آماری پژوهش شامل 270 نفر کارآفرینان مشغول به فعالیت در کسبوکارهای کوچک و متوسط در شهر زاهدان است. شهر زاهدان دارای 2 شهرک صنعتی زاهدان-کامبوزیان و زاهدان-میر جاوه است که عمده کارآفرینان در این دو شهرک صنعتی مشغول به فعالیت هستند. نمونه آماری پژوهش حاضر نیز کارآفرینان کسبوکارهای کوچک و متوسط شهر زاهدان بودند و دلیل انتخاب این افراد از آن جهت است که آنها نزدیکترین کسانی هستند که بهطور ملموس درگیر فعالیت در بخش کسبوکارهای کوچک و متوسط در این شهر هستند و از نزدیک با چالشها، تنگناها و واقعیتهای موجود روبهرو میشوند؛ بنابراین با توجه به مکان، زمان و اهمیت انتخاب نمونه آماری در نتایج، از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شد..
روشهای مختلفی جهت تعیین حجم نمونه وجود دارد که دقیقترین روشها، روشهای ریاضی جهت محاسبه حجم نمونه هستند. با توجه به اینکه متغیرها (سؤالات) از نوع چند ارزشی با مقیاس فاصلهای هستند و حجم جامعه محدود است از فرمول کوکران به شرح ذیل استفاده شدهاست:
|
معادله 1. فرمول کوکران: |
که در آن: : حجم نمونه؛ : حجم جامعه آماری؛ : درصد افرادی که فاقد آن صفت در جامعه هستند ( )؛ : مقدار اشتباه مجاز؛ : مقدار نسبت صفت موجود در جامعه است. اگر در اختیار نباشد میتوان آن را 5/0 در نظر گرفت. در این حالت مقدار واریانس به حداکثر مقدار خود میرسد؛ : احتمال توزیع نرمال، اگر سطح خطا برابر با 5% باشد برابر با 96/1 است ( ).
با در نظر گرفتن مطالب پیشگفته و جایگذاری تعداد جامعه آماری، حجم نمونه بهشکل زیر محاسبه میشود:
|
معادله 2 |
بر اساس حجم نمونه تعیین شده و جهت حصول اطمینان بیشتر 195 پرسشنامه در بین کارآفرینان توزیع شد. لازم به ذکر است که از بین پرسشنامههای توزیع شده در بین کارآفرینان 189 عدد برگشت داده شد و با بررسیهای صورت گرفته تنها 186 عدد از پرسشنامهها قابل استفاده برای تجزیه و تحلیل دادهها بود.
جهت سنجش روایی پرسشنامه مورد نظر در اختیار تعدادی از اساتید دانشگاه و متخصصین قرار داده شد و پس از اخذ نظرات آنان اقدامات اصلاحی در پرسشنامههای اولیه اعمال گردید؛ و در مرحله بعد محقق بهصورت آزمایشی تعدادی پرسشنامه را بهصورت تصادفی بین کارآفرینان، متخصصین و اساتید دانشگاه توزیع و جمعآوری نمود؛ و در نهایت پس از اعمالنظر افراد پرسشنامه نهایی تدوین شد. سرانجام در مرحله بعد پرسشنامه نهایی در بین نمونه آماری توزیع و جمعآوری گردید که مبنای تجزیه و تحلیل دادهها قرار گرفت. ضریب آلفا کرونباخ[131] محاسبه شده برابر با 961/0 بود که بیشتر از 70/0 است و میتوان نتیجه گرفت که قابلیت اعتماد پرسشنامه پژوهش در حد مطلوب قرار دارد. در ادامه بهمنظور حصول اطمینان بیشتر، بار عاملی تأییدی هر سؤال و مقدار معناداری آنها نیز بهصورت جداگانه بررسی گردید.
یک مدل اندازهگیری، جزئی از مدل معادله ساختاری است که نحوه سنجش یک متغیر پنهان را با استفاده از دو یا تعداد بیشتری متغیر مشاهده شده تعریف میکند. مدل ساختاری نشان دهنده ارتباط بین متغیرهای مکنون پژوهش است؛ بنابراین با استفاده از مدل معادلات ساختاری به بررسی فرضیههای پژوهش پرداخته شدهاست. در اینجا هرکدام از متغیرهای پژوهش، متغیر پنهان هستند.
در اینجا متغیر تصمیمگیری متغیر درونی است که تحتتأثیر سایر متغیرهای بیرونی (مستقل) در مدل است. با توجه به تأثیری که متغیرهای درونی (وابسته) از سایر متغیرهای موجود در مدل میپذیرند؛ میتوان نتیجه گرفت که هر متغیر درونی در نقش متغیر وابسته نیز میباشد. در اینجا Z متغیر خطا در مدل ساختاری متغیر درونی است. بهازای هر متغیر درونی در مدل ساختاری یک متغیر خطا وجود دارد که نمادی از ناتوانی متغیرهای مستقل حاضر در مدل در تبیین یک متغیر وابستهاست.
از نظر قاسمی (1389) با توجه به وجود اجزای متعدد در مدلهای نظری تدوینشده، میبایست پژوهشگران قبل از برآورد مدل تدوینشده، ابتدا مدلهای اندازهگیری حاضر در مدل تحقیق را برآورد و آزمون نمایند. در شکل زیر مدل اولیه فرضیات و سؤالات پژوهش همراه با بار عاملی هر یک از سؤالات پرسشنامه نشان داده شدهاست:
شکل 2. مدل اولیه فرضیات و سؤالات پژوهش همراه با بار عاملی
اعداد گویههای پرسشنامه همان بارهای عاملی تأییدی هستند که برای بهدست آوردن آنها هر یک از مدلهای اندازهگیری بهطور جداگانه در نرمافزار اجرا شدند و برای هرکدام از آنها بار عاملی و معناداری بهدست آمد که نشانمیدهد آن سؤال به چه میزان متغیر مورد نظر را تبیین کرده است. بارهای عاملی تأییدی نشاندهنده میزان تبیین آن متغیر توسط پرسش مربوطه است که در جدول زیر بیان شدهاست:
جدول 1. بارهای عاملی و مسیر پرسشهای پژوهش (یافتههای پژوهش)
|
متغیر |
مسیر |
ضریب تأثیر / بار عاملی (Estimate) |
خطای استاندارد (S.E) |
مقدار بحرانی (C.R) |
معناداری (P-Value) |
نتیجه |
||
|
تصمیمگیری |
تصمیمگیری |
← |
D1 |
67/0 |
- |
- |
- |
|
|
تصمیمگیری |
← |
D2 |
7/0 |
12/0 |
49/8 |
*** |
تأیید |
|
|
تصمیمگیری |
← |
D3 |
87/0 |
14/0 |
17/9 |
*** |
تأیید |
|
|
تصمیمگیری |
← |
D4 |
76/0 |
14/0 |
22/8 |
*** |
تأیید |
|
|
تصمیمگیری |
← |
D5 |
38/0 |
1/0 |
74/4 |
*** |
تأیید |
|
|
ویژگیهای خاص تصمیم |
انگیزه تصمیم |
← |
S1 |
79/0 |
- |
- |
- |
|
|
انگیزه تصمیم |
← |
S2 |
86/0 |
08/0 |
13 |
*** |
تأیید |
|
|
انگیزه تصمیم |
← |
S3 |
87/0 |
07/0 |
76/12 |
*** |
تأیید |
|
|
انگیزه تصمیم |
← |
S4 |
73/0 |
07/0 |
16/10 |
*** |
تأیید |
|
|
انگیزه تصمیم |
← |
S5 |
61/0 |
08/0 |
21/8 |
*** |
تأیید |
|
|
اهمیت تصمیم |
← |
S6 |
33/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
اهمیت تصمیم |
← |
S7 |
41/0 |
42/0 |
99/2 |
0 |
تأیید |
|
|
اهمیت تصمیم |
← |
S8 |
72/0 |
98/0 |
38/2 |
02/0 |
تأیید |
|
|
اهمیت تصمیم |
← |
S9 |
37/0 |
31/0 |
73/2 |
01/0 |
تأیید |
|
|
عدم قطعیت تصمیم |
← |
S10 |
79/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
عدم قطعیت تصمیم |
← |
S11 |
87/0 |
09/0 |
04/12 |
*** |
تأیید |
|
|
عدم قطعیت تصمیم |
← |
S12 |
75/0 |
08/0 |
05/10 |
*** |
تأیید |
|
|
ویژگیهای فردی |
ریسکپذیری |
← |
I1 |
69/0 |
- |
- |
- |
|
|
ریسکپذیری |
← |
I2 |
88/0 |
13/0 |
41/10 |
*** |
تأیید |
|
|
ریسکپذیری |
← |
I3 |
79/0 |
15/0 |
36/8 |
*** |
تأیید |
|
|
ریسکپذیری |
← |
I4 |
59/0 |
15/0 |
52/6 |
*** |
تأیید |
|
|
اطلاعات |
← |
I5 |
27/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
اطلاعات |
← |
I6 |
52/0 |
65/0 |
99/2 |
0 |
تأیید |
|
|
اطلاعات |
← |
I7 |
63/0 |
91/0 |
55/2 |
01/0 |
تأیید |
|
|
اطلاعات |
← |
I8 |
74/0 |
09/1 |
53/2 |
01/0 |
تأیید |
|
|
تفکر خلاق |
← |
I9 |
76/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
تفکر خلاق |
← |
I10 |
87/0 |
09/0 |
51/11 |
*** |
تأیید |
|
|
تفکر خلاق |
← |
I11 |
81/0 |
1/0 |
34/10 |
*** |
تأیید |
|
|
تفکر خلاق |
← |
I12 |
53/0 |
11/0 |
64/6 |
*** |
تأیید |
|
|
تفکر خلاق |
← |
I13 |
44/0 |
1/0 |
64/5 |
*** |
تأیید |
|
|
ویژگیهای سازمانی |
همکاری |
← |
F1 |
82/0 |
16/0 |
33/8 |
*** |
تأیید |
|
همکاری |
← |
F2 |
89/0 |
16/0 |
69/8 |
*** |
تأیید |
|
|
همکاری |
← |
F3 |
79/0 |
14/0 |
83/8 |
*** |
تأیید |
|
|
همکاری |
← |
F4 |
63/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
تحقیق و توسعه |
← |
F5 |
8/0 |
09/0 |
57/10 |
*** |
تأیید |
|
|
تحقیق و توسعه |
← |
F6 |
82/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
تحقیق و توسعه |
← |
F7 |
71/0 |
09/0 |
22/9 |
*** |
تأیید |
|
|
تحقیق و توسعه |
← |
F9 |
17/0 |
1/0 |
06/2 |
04/0 |
تأیید |
|
|
مالی |
← |
F8 |
7/0 |
07/0 |
78/10 |
*** |
تأیید |
|
|
مالی |
← |
F10 |
14/0 |
08/0 |
81/1 |
07/0 |
عدمتأیید |
|
جدول 1. بارهای عاملی و مسیر پرسشهای پژوهش (یافتههای پژوهش)
|
متغیر |
مسیر |
ضریب تأثیر / بار عاملی (Estimate) |
خطای استاندارد (S.E) |
مقدار بحرانی (C.R) |
معناداری (P-Value) |
نتیجه |
||
|
ویژگیهای سازمانی |
مالی |
← |
F11 |
89/0 |
- |
- |
- |
|
|
مالی |
← |
F12 |
87/0 |
07/0 |
52/14 |
*** |
تأیید |
|
|
مالی |
← |
F13 |
63/0 |
08/0 |
59/8 |
*** |
تأیید |
|
|
اثربخشی |
← |
F14 |
9/0 |
21/0 |
14/6 |
*** |
تأیید |
|
|
اثربخشی |
← |
F15 |
75/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
اثربخشی |
← |
F16 |
11/0 |
09/0 |
34/1 |
18/0 |
عدمتأیید |
|
|
اثربخشی |
← |
F17 |
1/0 |
12/0 |
3/1 |
2/0 |
عدمتأیید |
|
|
اندازه |
← |
F18 |
8/0 |
56/1 |
35/1 |
18/0 |
تأیید با ارفاق |
|
|
اندازه |
← |
F19 |
46/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
ویژگیهای محیطی |
فرهنگ |
← |
E1 |
56/0 |
12/0 |
18/7 |
*** |
تأیید |
|
فرهنگ |
← |
E2 |
03/1 |
28/0 |
09/6 |
*** |
تأیید |
|
|
فرهنگ |
← |
E3 |
61/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
رقبا |
← |
E4 |
52/0 |
09/0 |
25/6 |
*** |
تأیید |
|
|
رقبا |
← |
E5 |
67/0 |
09/0 |
81/8 |
*** |
تأیید |
|
|
رقبا |
← |
E6 |
92/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
اقتصادی |
← |
E7 |
82/0 |
17/0 |
83/7 |
*** |
تأیید |
|
|
اقتصادی |
← |
E8 |
86/0 |
17/0 |
59/8 |
*** |
تأیید |
|
|
اقتصادی |
← |
E9 |
61/0 |
- |
- |
- |
|
|
|
سیاسی |
← |
E10 |
74/0 |
3/0 |
72/5 |
*** |
تأیید |
|
|
سیاسی |
← |
E11 |
8/0 |
31/0 |
95/5 |
*** |
تأیید |
|
|
سیاسی |
← |
E12 |
82/0 |
27/0 |
86/6 |
*** |
تأیید |
|
|
سیاسی |
← |
E13 |
51/0 |
- |
- |
- |
|
|
مدل اولیه از طریق معادلات ساختاری بهوسیله نرمافزار آموس طراحی شد و پارامترهای معنادار نشده حذف شدند. با توجه به مقدار معناداری (P-Value) در جدول بالا سؤال F10 از متغیر مالی و سؤالات F16 و F17 از متغیر اثربخشی بهدلیل عدم معناداری حذف شدند زیرا قابلیت تبیین و اعتماد کمی داشتند و مابقی سؤالات پرسشنامه از قابلیت بالایی برای سنجش متغیرهای پژوهش برخوردار بودند و به قوت خود باقیماندند.
در بخش قبل با انجام تحلیل عاملی تأییدی و اطمینان از روایی، زمینه لازم برای استفاده از مدل ساختاری در این بخش جهت آزمون فرضیههای تحقیق فراهم شد. یکی از مزایای اصلی مدل معادلات ساختاری امکان برآورد و آزمون همزمان ارتباطهای دوبهدوی متغیرهای تحقیق است. بر این اساس در این پژوهش جهت برآورد و آزمون فرضیههای تحقیق از مدل معادلات ساختاری بهره گرفته شد. این امر با استفاده از نرمافزار Amos18 صورت گرفت. در این راستا پس از تهیه فایل دادهها با SPSS26 و ترسیم مدلهای مورد آزمون در صفحه میانجی Amos18 نسبت به برآورد پارامترها اقدام و در مورد تأیید یا رد فرضیهها تصمیمگیری شدهاست. در ادامه با حذف سؤالات مورد نظر و اصلاحات لازم، مدل نهایی بهشکل زیر ارائه شدهاست:
شکل 3. مدل نهایی اصلاح شده با ضرایب معنیداری و بارگذاریهای عاملی تأییدی
حال جهت آزمون فرضیهها و پرسشهای پژوهش برای بررسی میزان مناسب بودن مدل معادلات ساختاری ابتدا شاخصهای مدل به شرح زیر مورد بررسی قرار گرفته است:
کای اسکوئر (χ2)[132] که این شاخص، هرچه مقدار آن کوچکتر باشد برازش دادهها به مدل بهتر است؛ و درجه آزادی (df)[133] این شاخص درجه آزادی مدل را نشانمیدهد و مقدار آن نباید کوچکتر از صفر باشد. از آنجا که شاخص کای اسکوئر بهنجار یا نسبی (df/χ2) برابر با 47/2 و بین 1 و 3 است؛ بنابراین مدل تأیید میگردد. شاخص میانگین مجذور خطاهای مدل (RMSEA)[134] که این شاخص هر چه به 05/0 نزدیکتر باشد مدل، کاراتر خواهد بود؛ در این پژوهش این مقدار برابر 09/0 گزارش شدهاست. شاخص توکر – لویس (TLI)[135]، این شاخص نشان دهنده برازش برای داده است که سطحی بین صفر (عدم برازش) و یک (برازش کامل) است و در این پژوهش مقدار 0.67 گزارش شدهاست. شاخص برازش تطبیقی مقتصد (PCFI)[136]، این شاخص را میتوان شاخص برازش تطبیقی (CFI) دانست که حداقل 5/0 برای قابل قبول بودن مدل ذکر گردیده که در این مدل مقدار 64/0 گزارش شدهاست؛ و شاخص نیکویی برازش (GFI)[137] و شاخص برازش افزایشی (IFI)[138] که این شاخصها بین صفر و یک قرار دارد و هرچه به عدد یک نزدیکتر باشد کارایی مدل بالاتر خواهد بود. در این مدل این شاخصها بهترتیب 62/0 و 69/0 گزارش شدهاست. در نهایت شاخص ریشه دوم میانگین مربعات باقیمانده (RMR)[139] که یکی از شاخصهای برازش است و حداقل مقدار برای این شاخص صفر است یعنی حالتی که برازش کامل و ماتریس باقیمانده یک ماتریس صفر که در این پژوهش مقدار 13/0 بهدست آمده است (قاسمی، 1400).
در این مدل بر اساس نتایج جدول بالا، همه شاخصهای برازش کلی مدل مربوط به فرضیات پژوهش در محدوده قابل قبول قرار دارند. در نتیجه در ادامه باید به بررسی معناداری بارهای عاملی و ضرایب مدل پرداخته شود. جدول زیر شاخصهای جزئی متغیرهای پژوهش را نشانمیدهد.
جدول 2. شاخصهای جزئی و مسیر فرضیههای پژوهش (یافتههای پژوهش)
|
فرضیات |
مسیر |
ضریب تأثیر (Estimate) |
خطای استاندارد (S.E) |
مقدار بحرانی (C.R) |
معناداری (P) |
نتیجه آزمون |
||
|
فرضیه اصلی (H) |
ویژگیهای تصمیم |
← |
تصمیمگیری |
77/0 |
71/0 |
5/2 |
01/0 |
تأیید |
|
فرضی فرعی اول (H1) |
عوامل فردی |
← |
ویژگیهای تصمیم |
0/0 |
05/0 |
03/0 |
98/0 |
رد |
|
فرضیه فرعی دوم (H2) |
عوامل محیطی |
← |
ویژگیهای تصمیم |
13/0 |
1/0 |
17/1 |
24/0 |
رد |
|
فرضیه فرعی سوم (H3) |
عوامل سازمانی |
← |
ویژگیهای تصمیم |
86/0 |
13/0 |
37/2 |
02/0 |
تأیید |
نتایج جدول بیانگر این است که بارهای عاملی و ضرایب تأثیر دارای تفاوت معنادار با صفر هستند. همچنین مقدار P مربوط به ضریب ساختاری متغیر نیز کمتر از 05/0 و معنادار است؛ بنابراین شاخصهای جزئی برازش نیز مورد تأیید هستند. بر اساس نتایج نشان داده شده در جدول بالا میتوان نتیجه آزمون فرضیه اصلی را اینگونه بیان کرد که ضریب تأثیر ویژگیهای تصمیم بر تصمیمگیری کارآفرینان برابر با 77/0 بوده است و با توجه به کمتر بودن مقدار P از 05/0 و مقدار بحرانی (CR) برابر 87/6 (بزرگتر از 96/1) میتوان ادعا کرد که فرضیه اصلی پژوهش مورد تأیید قرار میگیرد. در نهایت میتوان بیان نمود که ویژگیهای خاص یک تصمیم بر تصمیمگیری کارآفرینان تأثیر معناداری، دارد.
بر اساس نتایج ارائه شده در جدول بالا میتوان نتیجه آزمون فرضیات فرعی را اینگونه بیان کرد که:
فرضیه فرعی اول (H1): ضریب تأثیر متغیر عوامل فردی بر ویژگیهای تصمیم برابر با 000/0 است و با توجه به مقدار P و مقدار بحرانی (CR) میتوان ادعا نمود که فرضیه فرعی اول پژوهش در نمونه پژوهش مورد تأیید قرار نمیگیرد؛ و در نهایت عوامل فردی بر ویژگیهای تصمیم تأثیرگذار نیست.
فرضیه فرعی دوم (H2): ضریب تأثیر متغیر عوامل محیطی بر ویژگیهای تصمیم برابر با 13/0 و با توجه به بزرگتر بودن مقدار P از 05/0 و مقدار بحرانی (CR) برابر 17/1 میتوان ادعا کرد که فرضیه فرعی دوم پژوهش مورد تأیید قرار نمیگیرد؛ بنابراین عوامل محیطی بر ویژگیهای تصمیم تأثیر ندارند.
فرضیه فرعی سوم (H3): ضریب تأثیر عوامل سازمانی بر ویژگیهای تصمیم برابر با 86/0 است و مقدار P این گویه از 05/0 کوچکتر بوده و مقدار بحرانی (CR) برابر با 37/2 که در محدوده قابل قبولی قرار دارد میتوان ادعا نمود که فرضیه فرعی سوم پژوهش در نمونه پژوهش مورد تأیید قرار میگیرد؛ بهعبارت دیگر عوامل سازمانی بر ویژگیهای تصمیم در این کسبوکارها تأثیر مثبت و مستقیمی دارد.
بررسی پرسشهای پژوهش
در این قسمت به بررسی سؤالات پژوهش مبنی بر وجود ارتباط دوسویه میان متغیرهای ویژگیهای فردی و محیطی و سازمانی میپرداخته شدهاست. در جدول ذیل روابط دوسویه بین متغیرها تحلیل شدهاست:
جدول 3. بررسی ارتباط دوسویه بین عوامل مؤثر بر تصمیمگیری (یافتههای پژوهش)
|
پرسشها |
مسیر |
ضریب تأثیر (Estimate) |
خطای استاندارد (S.E) |
مقدار بحرانی (C.R) |
معناداری (P) |
نتیجه آزمون |
||
|
پرسش اول (Q1) |
ویژگی فردی |
↔ |
ویژگی محیطی |
15/0 |
01/0 |
35/1 |
18/0 |
رد |
|
پرسش دوم (Q2) |
ویژگی فردی |
↔ |
ویژگی سازمانی |
58/0 |
04/0 |
46/3 |
00/0 |
تأیید |
|
پرسش سوم (Q3) |
ویژگی محیطی |
↔ |
ویژگی سازمانی |
16/0 |
01/0 |
31/1 |
19/0 |
رد |
با توجه به نتایج جدول بالا، نتایج پرسشهای پژوهش حاضر را میتوان به شرح ذیل بیان نمود:
پرسش اول (Q1): مقدار ارتباط دوسویه بین دو متغیر ویژگیهای فردی و محیطی برابر با 0.15 است و با توجه به اینکه مقدار معناداری بزرگتر از 05/0 است میتوان گفت که بین این دو متغیر ارتباط دوسویه وجود ندارد.
پرسش دوم (Q2): مقدار ارتباط دوسویه بین متغیرهای ویژگیهای فردی و سازمانی برابر با 0.58 است. با توجه به کوچکتر بودن مقدار P از 05/0 و مقدار بحرانی (CR) برابر 3.46 میتوان نتیجه گرفت که بین ویژگیهای فردی و سازمانی ارتباط دوسویه وجود دارد.
پرسش سوم (Q3): مقدار ارتباط دوسویه بین متغیرهای ویژگیهای محیطی و سازمانی برابر با 0.16 است. با توجه به بزرگتر بودن مقدار P از 05/0 و مقدار بحرانی (CR) برابر 1.31 میتوان نتیجه گرفت که بین ویژگیهای محیطی و سازمانی ارتباط دوسویه وجود ندارد.
هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر تصمیمگیری کارآفرینان در کسبوکارهای کوچک و متوسط شهر زاهدان است. ابتدا با توجه به مطالعات انجام شده مهمترین عوامل مؤثر بر تصمیمگیری کارآفرینان مورد شناسایی شامل ویژگیهای خاص یک تصمیم (شامل؛ اهمیت تصمیم، عدم قطعیت تصمیم و انگیزه تصمیم)، عوامل فردی (شامل؛ تفکر خلاق، اطلاعات و ریسکپذیری)، عوامل سازمانی (شامل؛ تحقیق و توسعه، همکاران، اندازه کسبوکار و عملکرد کسبوکار از نظر کارایی و مالی آن) و عوامل محیطی (شامل؛ عوامل فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی، رقبا و بازار) است. سپس به بررسی تأثیر هر یک از این عوامل و ابعاد آن بر تصمیمگیری کارآفرینان در کسبوکارهای کوچک و متوسط به شرح ذیل پرداخته شد:
ویژگیهای خاص یک تصمیم که در بر گیرنده ابعاد عدم قطعیت، انگیزه تصمیم و اهمیت تصمیم است نقش غالب در تصمیمگیری کارآفرینان شهر زاهدان بازیمیکند؛ و فهم کارآفرینان از نقش ویژگیهای خاص یک تصمیم در تصمیمگیریهایشان محدود است پس کارآفرینان برای اجرای تصمیمات خویش باید جوانب و نتایج انواع تصمیمات را مورد بررسی قرار دهند. بهبیان دیگر کارآفرینان مشغول به فعالیت در کسبوکارهای کوچک و متوسط شهر زاهدان میتوانند تصمیمات خود را طبقهبندی و اولویتبندی نمایند و هر اقدامی را بهعنوان یک فرصت یا بحران در برنامه و اهداف خود در نظر داشتهباشند. در خصوص اهمیت تصمیم میتوان چنین نتیجه گرفت که؛ همه تصمیماتی که کارآفرینان اتخاذ و اجرا مینمایند، از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند. بهگونهای که تصمیمات کارآفرینان، منعکسکننده اهداف کسبوکار است و نیازمند بهدقت و اطلاعات بیشتری در این خصوص است. نتایج فوق با پژوهشهایی نظیر پاپادکیس و همکاران (1998) و البانا و چیلد (2007) همسو است.
در تصمیمگیری معمولاً به توصیف فعالیتهایی که در فرایند تصمیمگیری رخ میدهند پرداخته میشود؛ اما چگونگی شناخت مسئله یا فرصت تصمیم و از آن مهمتر چگونگی ابداع گزینهها، اطلاعات، خلاقیت و ریسکپذیری در گرو ویژگیهای فردی است و نتایج مطالعه فوق نشانمیدهد عوامل فردی نتوانسته است نقش مؤثری بر تصمیمگیری کارآفرینان شهر زاهدان داشتهباشد؛ بنابراین از این منظر میتوان گفت کارآفرینان این شهر در تصمیمگیریهای خود بیشتر بهصورت گروهی عمل کرده و زیاد بر پایه اطلاعات شخصی اکتفا نمیکنند و از طرف دیگر ریسکپذیری را کاهش میدهند تا بتوانند کسبوکار خود را در این شرایط ادامه دهند. اطلاعات نقش اساسی در تصمیمگیری کارآفرینان بازیمیکند جریان اطلاعات همانند جریان خون، نقش اساسی در حفظ حیات و سلامت کسبوکارهای کوچک و متوسط دارد. از آنجا که اطلاعات، اساس تصمیمگیری است؛ بخشی از ساخت سازمانی که فراگرد جریان اطلاعات را تنظیم میکند نظیر واحد تحقیق و توسعه، میبایست مورد توجه بیشتری قرار گیرد. کارآفرینان این کسبوکارها باید توجه داشتهباشند در مواردی که تجربه و اطلاعات موجود ناچیز است، در اخذ تصمیم بسیار احتیاط نمایند و تصمیمی که بر مبنای نود درصد اطلاعات و ده درصد قضاوت شهودی اتخاذ میشود، یک تصمیم خوب بهشمار میآید. با در نظر گرفتن اینکه تفکر خلاق قوانین قضاوتی، سازوکارهای شناختی، میانبرهای شناختی و عقاید انتزاعی و قضاوتهای ذهنی هستند لذا کارآفرینان میتوانند در محیطهای پیچیده و نامطمئن با استفاده از تفکر خلاق تصمیمات مناسبتری اتخاذ نمایند. نتایج فوق با پژوهشهای اردکانی و آورگانی (2021) همسو نیست.
تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که عوامل محیطی بهخوبی نتوانسته است تصمیمگیری کارآفرینان را تحتتأثیر قرار دهد پس میتوان چنین نتیجه گرفت که شرایط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی متفاوتی در این شهر دیدهمیشود و کارآفرینان برای حفظ و ادامه کسبوکار بر اهداف و چشمانداز کسبوکار توجه دارند. مطالعه نقش شرایط اقتصادی بر تصمیمگیری کارآفرینان بیانگر این است که حمایت دولت و شرایط اقتصادی تأثیر مثبتی بر روی تصمیمات کارآفرینان خواهد داشت یعنی اینکه هر چه شرایط اقتصادی بهتر و مطلوبتر باشد کارآفرینان در تصمیمگیری بهتر عمل کرده و در نتیجه منجر به عملکرد بهتری میگردد. همچنین میتوان پی برد که فرهنگهای متفاوت در شهر زاهدان رویکردهای غیر مشابهی در تصمیمگیری کارآفرینان داشته است. رقابت پایین بین کسبوکارهای کوچک و متوسط در این شهر باعث شدهاست که کارآفرینان در اخذ تصمیمات به کسبوکارهای دیگر توجهی نداشتهباشند و تصمیمات خود را با توجه به عوامل دیگر اتخاذ نمایند. در مجموع این عوامل باعث شدهاست تا کارآفرینان در هنگام اخذ تصمیمات خویش به منابع دیگری مراجعه نمایند. نتایج مطالعه فوق با پژوهشهای اردکانی (2013) همسو است.
تصمیمگیری مؤثر میتواند بهوسیله تنوعی از فاکتورهای سازمانی، نظیر؛ ساختار، قدرت توزیع، استراتژیهای گذشته، سیستم درونی، اندازه، همکاری و عملکرد گذشته باشد. با مطالعه نقش عملکرد بر تصمیمگیری کارآفرینان در این پژوهش میتوان گفت عملکرد کسبوکار مورد مطالعه تأثیر مستقیمی بر روی تصمیمگیری کارآفرینان در بر داشته است. در این پژوهش بهمنظور بررسی دقیقتر و کاملتر، عملکرد کسبوکارها از دو بعد یعنی عملکرد از نظر مالی (شامل گویههای؛ نرخ بازگشت سرمایه، سوددهی عملیات، نرخ رشد فروش و...) و اثربخشی (شامل گویههای؛ کارایی عملیات، رضایتمندی کارکنان، کیفیت محصولات و...) آن مورد بررسی قرار گرفت که نتایج آزمون نشان داد هر دو بعد یعنی مالی و اثربخشی بر تصمیمگیری تأثیر مثبتی داشتهاند. اندازه کسبوکار از نظر تعداد کارکنان، میزان سرمایه، تعداد سطوح مدیریتی و مبادلات تأثیر معنیداری بر روی تصمیمگیری کارآفرینان داشته است؛ بنابراین اندازه یک کسبوکار جزء ویژگیهای درونی یک کسبوکار کوچک و متوسط محسوبمیشود و عامل مهمی در فعالیت و اقدامات و تصمیمگیریهای کارآفرینان است. مطالعه نقش همکاران بر تصمیمگیری کارآفرینان نشان داد که همکاران، عامل مؤثری در تصمیمگیری کارآفرینان هستند. پس وجود جو صداقت و صمیمیت در میان همکاران باعث بهبود در فرایند تصمیمگیری در میان کارآفرینان گشته و آنها میتوانند با اطمینان بیشتر تصمیمات مناسبتری را اتخاذ نمایند. گازمان-کوواس و همکاران (2009) معتقدند که مشارکت، همکاری با دیگران و همکاران نمونههایی از فعالیتهایی است که باعث بهبود در عملکرد کارآفرینان در امر تصمیمگیری میشود. نتایج بررسی فوق با پژوهشهای البانا و همکاران (2007) و اردکانی (2013) همسو است.
در پاسخ به پرسشهای پژوهش میتوان چنین بیان نمود؛ از بین ویژگیهای فردی، محیطی و سازمانی فقط بین عوامل فردی و سازمانی ارتباط دوسویه وجود دارد و این ارتباط مثبت و مستقیم است؛ بنابراین میتوان گفت که عواملی نظیر تحقیق و توسعه، همکاران و عملکرد، عوامل فردی نظیر ریسکپذیری و تفکر خلاق و اطلاعات کارآفرینان را تحتتأثیر خویش قرار میدهد و برعکس ویژگیهای فردی نیز ویژگیهای سازمانی را جهت تصمیمگیری کارآفرینان تحتتأثیر قرار میدهد؛ که تاکنون چنین ارتباطی در پژوهشها انجام نشده است و میتوان آن را نقطه شروعی برای بررسی روابط دوسویه متغیرها در پژوهشهای آتی دانست.
شرایط زندگی و محیط کسبوکار شهر زاهدان که کارآفرینان در آن رشد یافتهاند بر شکلگیری شخصیت، ریسکپذیری و محیط کاری و در نهایت تصمیمگیری آنها تأثیر گذاشته است و این شرایط منجر به اتخاذ تصمیمگیریهای متفاوتی شدهاست؛ بنابراین با در نظر گرفتن وضعیت منطقه مورد مطالعه پیشنهادهای ذیل برای کارآفرینان شهر زاهدان مطرح میگردد:
[1]. Van Auken et al.
[2]. Hubner et al.
[3]. Frese et al.
[4]. Wurth et al.
[5]. Desi et al.
[6]. McMullen
[7]. Sarasvathy
[8]. Peer et al.
[9]. Grégoire & Cherchem
[10]. McKelvieet al.
[11]. Baumeister et al.
[12]. Brouthers et al.
[13]. Davidson & McFadden
[14]. Melović et al.
[15]. Pleskac et al.
[16]. Todd & Gigerenzer
[17]. Whittier et al.
[18]. Meyer & Goes
[19]. Simon et al.
[20]. Decision importance
[21]. Liebregts et al.
[22]. Ozdemir et al.
[23]. Balabonienė &Večerskienė
[24]. Gigerenzer & Gaissmaier
[25]. Luan et al.
[26]. Decision unsertainty
[27]. Vecchiato
[28]. Grant
[29]. Cornelius et al.
[30]. Lin et al.
[31]. Choi et al.
[32]. Ho et al.
[33]. Decision motive
[34]. Ashmos et al.
[35]. De Keersmaecker et al.
[36]. La Pira
[37]. Block & Sandner
[38]. Shane et al.
[39]. Gabrielsson & Politis
[40]. Fredrickson
[41]. Schneider & Meyer
[42]. De Kort & Vermeulen.
[43]. Albar & Jetter
[44]. Kahneman & Frederick
[45]. Creative thinking
[46]. Gustafsson
[47]. Curseu et al.
[48]. Abosuliman et al.
[49]. Abramek & Sołtysik
[50]. Abd Rahman et al.
[51]. Greer & Stephen
[52]. Dewi et al.
[53]. Li et al.
[54]. Cantone et al.
[55]. Busenitz
[56]. Information
[57]. Mosley
[58]. Koller et al.
[59]. Martina
[60]. Rodgers et al.
[61]. Risk-taking
[62]. EstradaCruz et al.
[63]. Bechara et al.
[64]. Ürü et al.
[65]. Prokop
[66]. Said
[67]. Baron & Tang
[68]. Romanelli & Tushman
[69]. Papadakis et al.
[70]. Elbanna & Child
[71]. Research & Development (R & D)
[72]. Hull & Covin
[73]. Girma et al.
[74]. Li & Kozhikode
[75]. Puranam et al.
[76]. Matheson et al.
[77]. Lee et al.
[78]. Coopration
[79]. Gucray
[80]. Nonaka & Takeuchi
[81]. Guzmán-Cuevas et al.
[82]. Shepherd et al.
[83]. Deligianni et al.
[84]. Newman et al.
[85]. Liao et al.
[86]. Park et al.
[87]. Caputo & Pellegrini
[88]. Rialti et al.
[89]. Size
[90]. Vaona & Pianta
[91]. Snyman & Drew
[92]. Allport
[93]. Liden et al.
[94]. Osmani
[95]. Performance
[96]. Koontz & Weihrich
[97]. Oliveira et al.
[98]. Tan et al.
[99]. Schmidt et al.
[100]. Nemkova et al.
[101]. Smith et al.
[102]. Hart & Banbury
[103]. Miller & Friesen
[104]. Kukalls
[105]. Stam
[106]. Cultural
[107]. Mueller & Thomas
[108]. Busenitz et al.
[109]. George & Zahra
[110]. Mueller et al.
[111]. Liñán & Chen
[112]. Zacharakis et al.
[113]. Zahra
[114]. Thomas & Mueller
[115]. Economical
[116]. De Silva
[117]. Lewis & Harvey
[118]. Kozioł-Nadolna & Beyer
[119]. Political
[120]. Morris & Lewis
[121]. Ferri & Prior
[122]. Ul Islam
[123]. Carree et al.
[124]. Competaitors
[125]. Caputo & Pellegrini
[126]. Lewis & Harvey
[127]. Fauchart & Gruber
[128]. Dean & Sharfman
[129]. Martin & Javalgi
[130]. Kim & Mauborgne
[131]. Cronbach's Alpha
[132]. Chi-Square
[133]. Degree of Freedom
[134]. Root Mean Square Error of Approximation
[135]. Tucker-Lewis Index
[136]. Parsimonious Comparative Fit Index
[137]. Goodness of Fit Index
[138]. Incremental Fit Index
[139]. Root Mean Square Residual