نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 بخش تحقیقات اقتصادی –اجتماعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی سیستان و بلوچستان، زابل، ایران.
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
مقدّمه
امروزه توسعه روستایی بیشتر از همیشه به توسعه کارآفرینی وابستهاست و پژوهشگران، کارآفرینان روستایی را بزرگترین اهرم توسعه مناطق روستایی قلمداد میکنند (آگاروال و همکاران[1]، 2018). در واقع توسعه کارآفرینی تا حدود زیادی از توانمندسازی ساختاری ذینفعان روستایی متأثر است (هنائو زاپاتا و پیرو[2]، 2018). در کشورمان کاهش سرمایهگذاری در اقتصاد کشور از یکسو و بهرهوری پایین و گرایش به تعدیل نیروی انسانی در سازمانها از سوی دیگر، بیکاری را به معضل بزرگ اقتصادی و اجتماعی در ایران تبدیل نمودهاست، توسعه کارآفرینی یکی از نیازهای جدی اقتصاد ایران است (موسوی و همکاران، 1400: 212)؛ بهعبارت دیگر، با افزایش عدم اطمینان محیطی، تغییرات سریع و چالشهای جدید جهانی، یکی از راهکارهای مؤثر در جهت تطابق با تحولات مداوم و ربودن گوی سبقت از رقبا گرایش بهسمت کارآفرینی است، زیرا محیط پیشِ روی جوامع امروز، پیوسته در حال تغییر است و این کارآفرینان هستند که الگویی برای مقابله و سازگاری با این شرایط پر تغییر و پویا فراهم میآورند و زنان نیز در این میان یک عنصر مهم در فرایند کار و کارآفرینی بهشمار میروند (ربیعی و سرابی، ۱۳۹۲: ۶۷-۳۳).
نقش زنان روستایی نیز بهعنوان نیمی از جمعیت روستا در تحقق اهداف توسعه روستایی، نقشی انکارناپذیر است. کارآفرینی و اشتغال زنان روستایی ضمن افزایش درآمد خانواده، بهواسطه کاهش تفاوت و شکاف موجود بین خانوارهای شهری و روستایی، صرفهجویی در هزینههای تولید محصولات زراعی و دامی، بهبود وضعیت سواد و بهداشت خانواده، تأمین هزینههای خانوار بهعنوان سرپرست و نیز کاهش مهاجرت به شهرها میتواند زندگی روستایی و در نهایت کل جامعه را تحتتأثیر قرار دهد (شاه وند و همکاران، 1401: 159). با وجود آنکه مشارکت زنان در راهاندازی کسبوکارهای کارآفرینانه در سراسر جهان روزبهروز در حال افزایش است، بررسیها نشانمیدهد تعداد زنان کارآفرین بسیار کمتر از مردان است (ولیزاده و همکاران، 1401: 700).
در کشور ایران، مقایسه گزارشهای منتشر شده توسط مرکز آمار در سال 1385 و 1395 نشانمیدهد نرخ بیکاری در مناطق روستایی برای مردان و زنان روستایی در سال 1395 بهترتیب 2/10 و 8/8 درصد و در سال 1395 بهترتیب 5/18 و 6/31 درصد بود که نشانمیدهد با گذشت 10 سال نرخ بیکاری در هر دو جمعیت افزایش یافته است و این افزایش در جامعه زنان روستایی چشمگیرتر است. زنان با وجود اینکه 3/49 درصد از جمعیت انسانی کشور را تشکیل میدهند، سهم 33 درصدی از نیروی کار را دارند. این دادهها نشانمیدهد با گذر زمان و افزایش جمعیت، نقش زنان در مشارکت اقتصادی بیش از پیش نادیده گرفته شدهاست و تمهیدات انجام شده برای افزایش اشتغال زنان روستایی از طرف بخش خصوصی و دولتی آنطور که باید، مفید نبوده است. در صورت ادامه روند بیکاری زنان روستایی و عدم استفاده از پتانسیل این قشر از جامعه، افزایش فقر، نابرابریهای اجتماعی و سرکوب جنسیتی محتمل خواهد بود (سیمونز و براون[3]، 2008). این در حالی است که بدون جلب مشارکت اقتصادی زنان در راهاندازی کسبوکارهای کوچک و متوسط، دستیابی به اهداف توسعه پایدار 2030 و رسیدن به پتانسیل کامل اقتصادی و اجتماعی برای کشورهای در حال توسعه چالشبرانگیز خواهد بود (بانکجهانی[4]، 2016).
در سیستان و بلوچستان بهدلیل نوع صنایعدستی آن، زنان نقش پررنگتری را ایفا میکنند. با توجه به نوع صنایعدستی سیستان و بلوچستان، زنان در ساخت ۹۰ درصد صنایعدستی این استان دخیل هستند. هنر زنان بلوچ و سیستانی در سطح بسیار بالایی است، بهطوری که میتواند در دنیا مطرح شود، اما عدم برنامهریزی و عدم ایجاد تشکل باعث شده تا هنر، فرهنگ و آداب و رسوم این منطقه کمتر دیده شود. همچنین صنایعدستی سیستان و بلوچستان تجسمی از لطافت و هنر مردم این منطقه است که اگر مورد حمایت قرار گیرد و بتوان از ظرفیتهای آن بهطور صحیح بهره برد، مشکلات اقتصادی استان را تا حد زیادی رفع خواهد کرد.
به دلیل نبود بازارچههای صنایعدستی و همچنین نبود حمایتهای لازم از این صنعت قدیمی در این استان مرزی، بسیاری از صنایعدستی این منطقه بهدست فراموشی سپرده شده و بسیاری دیگر رفتهرفته جایگاه خود را از دست داده است. صنایعدستی میتواند ضمن اشتغالزایی، فرهنگ و سنت را در جامعه ترویج دهد. صنایعدستی سیستان و بلوچستان یکی از محورهای توسعه اقتصادی جهت رفع مشکل بیکاری است و توجه این صنایعدستی زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی را فراهم میکند. همچنین با توجه به نرخ بیکاری بالا در این استان بهخصوص برای زنان، توجه به صنایعدستی میتواند راهِ حلی برای کاهش بیکاری و ایجاد کارآفرینی در این استان باشد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سرمایه اجتماعی در کارآفرینی زنان شاغل در صنایعدستی روستاهای بخش لاشار شهرستان نیکشهر مورد کنکاش قرار گرفته و درصدد پاسخگویی به سؤالات اساسی زیر طراحی شدهاست:
1- مهمترین عامل کارآفرینی در بین زنان روستایی در بخش لاشار کدام است؟
2- در بین متغیرهای سرمایه اجتماعی کدام متغیر بیشترین تأثیر را بر کارآفرینی دارد؟
3- آیا بین سرمایه اجتماعی و ویژگیهای فردی کارآفرینان زن روستایی ارتباط معنیداری وجود دارد؟
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
امروزه توسعه روستایی بیشتر از همیشه وابسته به توسعه کارآفرینی است و دانشمندان، کارآفرینان روستایی را بزرگترین اهرم توسعه سکونتگاههای روستایی در نظر میگیرند (اگراروال[5]، 2018). همچنین کارآفرینی با تنوعبخشی به تولید محصولات و افزایش سطح اشتغال و کسبوکار در سطح جامعه، نابرابری و شکاف اقتصادی و اجتماعی را در جوامع کاهش میدهد و عاملی آسانتر در جهت رسیدن به توسعه پایدار است (ایگان[6] 2015). توسعه کارآفرینی با افزایش رقابتپذیری و تحریک نوآوریها نیز به اشتغالزایی، افزایش تولیدات و ارزش افزوده محصولات روستاییان و در نهایت توسعه روستایی منجر خواهد شد (هارپا[7]، 2017). کائو و استیونسون 1985 کارآفرینی را تلاشی برای ایجاد ارزش از طریق بهکارگیری فرصتهای تجاری موجود تعریف کردهاند. تشخیص فرصت و تحمل ریسک برای دریافت نوع خاصی از پاداشها، دلایلی برای راهاندازی کارآفرینی است (آموفه[8]، 2021).
کارآفرینی اجتماعی بهمعنای ایجاد ارزش اجتماعی بهجای ایجاد منافع اقتصادی است (بدی و یداو[9]، 2019). بر اساس گزارش مانیتور جهانی کارآفرینی (GEM)، 126 میلیون زن در 67 اقتصاد در سرتاسر جهان کسبوکارهای جدید را راهاندازی یا اداره میکنند و تخمین زده میشود که 98 میلیون کسبوکار مستقر را اداره میکنند. بسیاری از زنان کارآفرین نهتنها برای خود و همبنیان گذار انشان شغل ایجاد کردهاند، بلکه دیگران را نیز استخدام کردهاند (کلی و همکاران[10]، 2011). این نشانمیدهد که نقش زنان کارآفرین در اقتصاد جهانی بهطور قابل توجهی در حال افزایش است. یکی از مهمترین عوامل در بازار جهانی، رشد تهاجمی تعداد زنان کارآفرین است (آریفین و همکاران[11]، 2020).
شکل 1. ویژگیهای یک کارآفرین اجتماعی، مأخذ: (پانگریا[12]، 2019).
مشارکت زنان در سرمایهگذاریهای اجتماعی یک حوزه روبهرشد است و با وجود اینکه ارزشهایی که بر زنان درگیر در کارآفرینی تجاری تأثیر میگذارد، بررسیشده است، اما اطلاعات کمی در باره ارزشهایی که کارآفرینی اجتماعی تحت رهبری زنان، ایجاد میکنند وجود دارد (بروگویست و بروین[13]، 2019). توافق کلی در باره ماهیت کارآفرینی، شروع تغییر از طریق خلق یا نوآوری است که با ریسک همراه است (جایادتا، 2017).
پژوهش در زمینه سرمایه اجتماعی با دشواریهای زیادی همراه است. هیچ راه مستقیمی برای اندازهگیری اجتماعی وجود ندارد، زیرا سرمایه اجتماعی ابعاد زیادی را در بر میگیرد. سرمایه اجتماعی چندوجهی است و محققان عواملی را که فکر میکنند بیشتر با تحقیقاتشان مرتبط است، انتخاب میکنند. از طرف دیگر بهرهوری نیز دشوار است. بهرهوری نسبت دروندادها به بروندادها را مقایسه میکند. پایه اصلی سرمایه اجتماعی بر اهمیت روابطی است که ایجاد ارتباط با دیگران و حفظ آن باعث میشود که افراد کارهایی را که بهتنهایی از انجام آن عاجزند به انجام برسانند. این افراد از طریق مجموعهای از شبکهها به یکدیگر مرتبط میشوند و با علاقهمندی به ارزشهایی که باور دارند، با سایر اعضا سهیم شده و نوعی سرمایه را به وجود میآورند.
در این ارتباط هر چه انسان افراد بیشتری را بشناسد سرمایه اجتماعیاش غنیتر میگردد (شهرکی و حیدری، ۱۳۹6). تحولات و تغییرات سریع و شتابان جامعه بینالمللی، گذار از جامعه سنتی به جامعه اطلاعاتی و همچنین تغییر اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی، نیازمند راهکارهای مختلفی جهت فراهم کردن امکان رشد و توسعه اقتصادی در جامعه است (دیوسالار و بزرگی، ۱۳۹۱: ۲). از طرفی امروزه توسعه متکی بر وجود منابع طبیعی فراوان، ذخایر زیرزمینی و نظام سیاسی و اجتماعی خاصی نیست. تحقق اهداف توسعه دوران کنونی در گرو آدمی است و نه طبیعت. آدمی است که منابع اصلی را فراهم میسازد و عامل اصلی همه توسعههای اقتصادی از ذهن برمیخیزد.
قدرت، ابتکار و تکاپوی سازنده نهتنها در یک زمینه، بلکه در بسیاری از زمینهها از وجود آدمی فوران میکند. در این میان، کارآفرینی بهعنوان پدیدهای که اصلیترین سرمایه مورد نیاز آن داشتن خلاقیت، جسارت، پیشرفت و بهرهگیری بهموقع از فرصتهاست، از مهمترین منابع بالقوه اقتصادی، افزایش بهرهوری، کالا و خدمات جدید محسوب میگردد (میرزائی، ۱۳۹۳: ۹). از مشکلات اساسی کشورهای در حال توسعه، اتکای بیش از حد درآمد دولت به صادرات یک یا تعداد محدودی کالا است. این موضوع در ایران بهصورت وابستگی درآمد دولت به صادرات نفت به وضوح نمایان بوده و این در حالی است که نوسان قیمت نفت و آسیبپذیری اقتصاد تکمحصولی، لزوم بازنگری و توجه عمیق به سیاستهای توسعه اقتصادی کشور را ایجاب میکند تا بتوان راههای منجر به توسعه درآمدهای غیر نفتی را ایجاد کرد (مطیعی لنگرودی و همکاران، ۱۳۹۷: ۲).
کارآفرینی، فرایند خلق چیزهای جدید و باارزش از طریق اختصاص زمان و تلاش مورد نیاز، در نظر گرفتن ریسکهای مالی و روانی و اجتماعی همراه با رسیدن به پاداشهای پولی و رضایت فردی و استقلال است. نقش کارآفرینی و وجود افراد کارآفرین میتواند تعیینکننده باشد و شاید به همین دلیل، اقتصاددانان، کارآفرینی را موتور رشد اقتصادی تعبیر کردهاند، کارآفرینی از طریق کشف فرصتها و بهرهبرداری مناسب از آنها، ایجاد فرصتهای اشتغال و تغییر در محیط زندگی میتواند به توسعه کمک کند (اکبرپور، ۱۳۹۵: ۵۲).
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی «Entrepreneurs» بهمعنای متعهد شدن سرچشمه گرفته است. کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن 16 میلادی تاکنون بهنحوی کارآفرینی را در نظریههای اقتصادی خویش تشریح نمودهاند (شریفزاده و همکاران، ۱۳۹۶: ۱۸). فرایندی که بتواند با استفاده از خلاقیت، چیز نویی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسک و بهکارگیری همراهان به وجود آورد کارآفرینی گویند. کارآفرینی فقط فردی نیست. سازمانی هم میتواند باشد حتی شرکتهای بزرگ اعم از دولتی و خصوصی هم میتوانند به کارآفرینی دست زنند. امروزه حتی صحبت از دولت کارآفرین به میان آمده است (نوابخش، 1396: ۱۲).
جدول ۱. سیر تکاملی تعاریف کارآفرینی
|
ردیف |
محقق |
تعاریف |
|
۱ |
باتیست سی (۱۸۱۹) |
کسی که ابزار تولید را فراهم میآورد. |
|
۲ |
دراکر (۱۹۸۹) |
یک رفتار است و در واقع به کار بردن مفاهیم و تکنیکهای مدیریتی، استانداردسازی محصول، بنا نهادن کار بر پایه آموزش است. |
|
۳ |
آرتور کول (۲۰۰۳) |
فعالیت هدفمند که شامل یک سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. |
|
۴ |
نشتات (۲۰۰۵) |
کارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصتها و ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یک کسبوکار میداند. |
|
۵ |
سیتومورانگ و میرزانتی (۲۰۱۲) |
سازماندهی تولید و اعمال شیوههای نوین و سودآور و مقابله با خطرات احتمالی در فعالیتهای اقتصادی. |
|
۶ |
جوگیتا و ایمانتاس (۲۰۱۵) |
تلاشی است برای ایجاد ارزش از طریق شناخت فرصتهای شغلی، مدیریت، ریسک مناسب و استفاده از مهارتهای مدیریتی و ارتباطی بهمنظور بسیج نمودن منابع انسانی و مالی برای به ثمر رسیدن یک پروژه. |
|
۷ |
پیتینو و همکاران (۲۰۱۸) |
فرآیند یا مفهومی است که در طی آن فرد کارآفرین با ایدههای نو و خلاق و شناسایی فرصتهای جدید، با بسیج منابع به ایجاد کسبوکار و شرکتهای نو، سازمانهای جدید و نوآور رشد یابنده مبادرت میورزد. این امر توأم با پذیرش خطرات است ولی اغلب منجر به معرفی محصول یا ارائه خدمت به جامعه میشود. بنابراین «کارآفرینان» عوامل تغییر هستند که گاهی موجب پیشرفتهای حیرتانگیز نیز شدهاند. |
با توجه به تعاریف پیشگفته در یک تعریف جامع، کارآفرینی را میتوان ایجاد کسبوکارهای نوآورانه تلقی کرد. فعلاً در کشور ما نظام آموزشدهنده، افرادی را پرورش میدهد که فقط میتوانند شکافهای شغلی بسیار تعریف شده را پر کنند و بنابراین باید حرکتی عظیم در راستای تولید کارآفرینان بهعنوان قطب عملیاتی و توسعه پایدار کشور صورت گیرد که این بهمعنای اتصال جامعه با صنعت و فناوری است. از گذشتههای بسیار دور صنایعدستی در استان سیستان و بلوچستان نیز جایگاهی ممتاز داشته است.
امروزه نیز صنایعدستی در استان سیستان و بلوچستان از لحاظ تأمین درآمد پس از کشاورزی و دامداری از موقعیت ویژهای برخوردار است. اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچهای ساکن، کشاورزی و برای بلوچهای متحرک، دامپروری است که متأسفانه در سالهای اخیر بهعلت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم استان سیستان و بلوچستان، بهناچار به فعالیتهای غیر کشاورزی روی آوردهاند و سعی کردهاند با توسل به فرآوردههای مذکور، زندگی خود را سروسامان بخشند، صنایعدستی بیانگر چهرهای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقشهای سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی مفهوم مییابند. زنان روستایی نیز در کنار خانهداری و کمک به امر کشاورزی و دامداری به ساخت انواع صنایعدستی اشتغال دارند. هنرهای دستی مردم استان سیستان و بلوچستان عبارتاند از: قالیبافی، گلیمبافی، چادربافی، سفرهبافی، حصیربافی، نمدمالی، سوزندوزی، سکهدوزی، سفالسازی، خراطی و لنجسازی (راشدی، ۱۳۹۵: ۶۵).
به هر حال، بر اساس مطالعات، توسعه کارآفرینی از راهبردهای مهم توسعه روستایی است که در دهههای اخیر برای غلبه بر مسائل اقتصادی – اجتماعی پیشِ روی جوامع روستایی مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا ذوالفقاری (1402)، به تبیین رابطه سرمایه اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی پرداختهاست. بر اساس یافتههای پژوهش، بین سرمایه اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی 65/0، بین اعتماد اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی 48/0، بین انسجام اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی 57/0، بین مشارکت اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی 50/0، بین تعهد اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی 48/0، بین باورهای مذهبی و کارآفرینی اجتماعی 38/0 و بین تعلق اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی 55/0 رابطه معنیدار وجود دارد.
اکبرپور (1402) به مدلسازی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی پرداختهاست. بر اساس نتایج، واگذاری وامهای بانکی با بهره کم و دوره بازپرداخت بلندمدت، به افراد پیشرو در زمینه فعالیتهای کارآفرینی و خرید تضمینی محصولات پیشنهاد گردیدهاست. شاه وند و همکاران (1401) الگوی پارادایم توسعه کارآفرینی اجتماعی زنان روستایی را با استفاده از تئوری بنیانی مورد بررسی قرار دادهاند. نتایج نشان داد مهمترین جنبه تأثیرگذار در کارآفرینی اجتماعی، جنبه فرهنگی-اجتماعی است. بعد از آن بهترتیب جنبههای روانشناختی، اقتصادی، زیستمحیطی، فناوری و قانونی-سیاسی قرار داشتند.
بهمنی و همکاران (1399) به تبیین نقش میانجی همدلی در ارتباط بین سرمایههای روانشناختی و کارآفرینی اجتماعی زنان روستایی پرداختهاند. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که بین سرمایهی روانشناختی و کارآفرینی اجتماعی زنان رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین، سرمایهی روانشناختی بر کارآفرینی اجتماعی با نقش میانجی همدلی با ضریب 48/0 تأثیر معنیداری دارد. بنیاسدی (۱۳۹۰) به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با کارآفرینی روستایی (مطالعه موردی: روستای شهرستان کرمان) پرداخت و به این نتیجه رسید که بین کارآفرینی روستایی و سرمایه اجتماعی، کارآفرینی و همبستگی، کارآفرینی و آگاهی، کارآفرینی و مشارکت ارتباط مستقیم و معنیداری وجود دارد.
ربیعی و صادقزاده (۱۳۹۰) به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با کارآفرینی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که شرایط محیطی متأثر از سرمایه اجتماعی میتوانند فرصت خلاقیت به کارآفرینی را دستخوش تغییر کنند. داشتن شبکهای از روابط گسترده، بالا بودن اعتماد و تبادل اطلاعات، میل به کارآفرینی را افزایش خواهد داد. بالا بردن حمایت اجتماعی از ریسک خلاقانه، ارتقا روحیه کار تیمی و فعالیتهای مشارکتی عوامل ارتباطی و روابط متقابل با اعتماد، زمینههای اجتماعی کارآفرینی بهشمار میآیند.
ربیعی و سرابی (۱۳۹۲) به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر کارآفرینی زنان (مطالعه موردی: انجمن زنان مدیر کارآفرین) پرداختند و به این نتیجه رسیدند که رابطه مثبت و معناداری میان سرمایه اجتماعی و هر سه بعد آن (ساختاری، رابطهای و شناختی) با کارآفرینی زنان برقرار است و در بررسی اینکه کدامیک از ابعاد سرمایه اجتماعی بیشترین تأثیر را بر کارآفرینی زنان دارند، مشخص شد که در میان ابعاد سرمایه اجتماعی، بعد ساختاری دارای بالاترین تأثیر بر کارآفرینی زنان است و پس از آن بعد شناختی قرار دارد و بعد رابطهای دارای کمترین تأثیر بر کارآفرینی زنان است.
جمشیدی و همکاران (۱۳۹۲) به پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل پیشبرنده و بازدارنده توسعه کارآفرینی زنان روستایی» پرداختند. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده است. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان روستایی بخش میانکوه تشکیل دادند. با استفاده از تحلیل عاملی عوامل اقتصادی، مشارکت اجتماعی، محیطی، فردی و مدیریتی، سیاسی، زیرساختی و ترویجی بهعنوان عوامل پیشبرنده و بازدارنده توسعه کارآفرینی مشخص شدند.
یعقوبی فرانی و همکاران (۱۳۹۳) به پژوهشی با عنوان «تحلیل عوامل مؤثر بر کارآفرینی زنان روستایی» پرداختهاند. پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش زنان روستایی کارآفرین استان همدان بودند. یافتههای پژوهش نشاندهنده وجود رابطه معنادار بین ویژگیهای شخصیتی، وضعیت اقتصادی و شرایط اجتماعی-فرهنگی زنان با سطح کارآفرینی آنها و نیز عدم وجود رابطه معنادار بین وضعیت خانوادگی و سطح کارآفرینی است.
برقی و همکاران (۱۳۹۷) با بررسی و تبیین نقش سرمایه اجتماعی در شکلگیری زمینه کارآفرینی روستاییان بخش سیدان شهرستان مرودشت به این نتیجه رسیدند که بین کارآفرینی روستایی و سرمایه اجتماعی ارتباط مثبت و معنیداری وجود دارد. افرادی که سرمایه اجتماعی بالایی دارند زمان اندکی را صرف حراست و حمایت از خود در جهت استثمار شدن در تعاملات اقتصادی و نظارت بر عملکرد دیگران مینماید و این باعث میشود که افراد زمان بیشتری را جهت فکر کردن، خلاقیت، نوآوری و در نهایت کارآفرینی داشتهباشند. هرگونه بهبود در سرمایه اجتماعی و عوامل مرتبط با آن به بهبود در کارآفرینی منجر میشود.
ری گالواو و همکاران[14] (2020) به بررسی توسعه کارآفرینی در روستاهای مرکزی کشور پرتغال پرداختهاند. نتایج نشانمیدهد که اجرای برنامه ویژه کارآفرینی با درگیر کردن بازیگران محلی (مؤسسات آموزشعالی، انجمنهای تجاری و انجمنهای توسعه محلی) اجازه ایجاد شبکهای را داد که منجر به ایجاد یک اکوسیستم کارآفرینی در یک قلمرو روستایی شد.
آگاروال و همکاران[15] (2020) پس از بررسی رویکرد کیفی عوامل حیاتی برای توسعه کارآفرینی اجتماعی زنان در هند، نشان دادند که عوامل فردی، اجتماعی و محیطی بر موفقیت زنان کارآفرین اجتماعی مؤثر واقع میشوند.
استفن و همکاران[16] (۲۰۱۸) به پژوهشی با عنوان «توانمندسازی زنان در شرق آفریقا: توسعه یک معیار قابل مقایسه بین کشورها» پرداختند. این پژوهش در میان زنان متأهل ۱۵ تا ۴۹ سال اتیوپی، کنیا، رواندا، تانزانیا و اوگاندا انجام شدهاست. یافتههای پژوهش نشاندهنده یک مدل سهگانه دامنه توانمندسازی و میزان درآمد زنان، نگرشهای جنسیتی مربوط به سوء استفاده از همسر و مشارکت زنان در تصمیمات خانگی است.
کومار[17] (۲۰۱۷) به پژوهشی با عنوان «شناسایی عوامل مؤثر بر توانمندسازی زنان روستایی منطقه پاتنا در هند» پرداختند. در این پژوهش، توانمندسازی زنان مناطق روستایی منطقه پاتنا در سه بعد، یعنی روانشناسی، اجتماعی و اقتصادی، بررسی شد. نتایج بیانگر آن بود که به جلسات آموزشی بیشتری درزمینه فعالیتهای تولیدی درآمدزا نیاز داشته و نیز به ایجاد زمینه برای توسعه مهارت و استعداد افراد با شرکت در برنامههای آموزشی مختلف نیازمند هستند. بررسیها نشان داد پیشرفت قطعی در زمینه رفاه روانشناختی و توانمندسازی اجتماعی زنان روستایی در نتیجه مشارکت در مؤسسات مالی و اجتماعی وجود دارد.
گوتام و میش را[18] (۲۰۱۶) به پژوهشی با عنوان «بررسی چالشهای کارآفرینی زنان روستایی» پرداختند. جامعه آماری پژوهش زنان روستایی در استان تمیل نادو هندوستان بود. یافتههای پژوهش آنها نشان داد که مهمترین موانع توسعه کارآفرینی در میان زنان روستایی هند را کمبود آموزش، کمبود اعتماد به نفس، نبود آگاهی در مورد تواناییهایشان و نیز نداشتن استقلال مالی تشکیل دادهاند.
پون و همکاران[19] (۲۰۱۲) به بررسی سرمایه اجتماعی و کارآفرینی زنان در مناطق روستایی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه اجتماعی خانواده باعث افزایش احتمال اشتغال زنان میشود، اما سرمایه اجتماعی سازمانی اثر متضاد دارد. بهعنوان بخشی از سرمایه اجتماعی خانواده، کودکان و اعضای خانواده مذکر به مشاغل، درآمد و شبکههای اجتماعی کمک میکنند.
نوآوری
به هر حال با توجه به پیشینههای بررسیشده، با وجود آنکه تاکنون عوامل مؤثر بر کارآفرینی روستایی در ابعاد مختلف مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته، ولی در هیچیک از این پژوهشها، نقش سرمایه اجتماعی در کارآفرینی زنان روستایی با تأکید بر صنایعدستی بررسی نشده است. لذا این پژوهش در این زمینه میتواند یافتهها و نتایج نسبتاً جدیدی را ارائه نماید.
روش پژوهش
شهرستان نیکشهر با وسعت 12280 کیلومتر مربع معادل 6/6 درصد از مساحت استان سیستان و بلوچستان را به خود اختصاص داده است. این شهرستان با موقعیت جغرافیایی 60 درجه و 13 دقیقه طول شرقی و 26 درجه و 13 دقیقه عرض شمالی از شمال به شهرستانهای ایرانشهر و دلگان، از شرق به شهرستان قصرقند، از غرب به شهرستان فنوج و استان هرمزگان و از جنوب به شهرستانهای کنارک و چابهار محدود شدهاست. بخش لاشار از توابع شهرستان نیکشهر با ۴۵۸۰ کیلومترمربع وسعت از شمال به بخش بمپور شهرستان ایرانشهر، از جنوب به شهرستان نیکشهر و بخش قصرقند از شرق به شهرستان سرباز و از غرب به بخش فنوج منتهی میشود و فاصله مرکز بخش (است که) با شهر نیکشهر ۱۱۰ کیلومتر است. (استانداری سستان و بلوچستان: ۱۳۹۸).
شکل 2. موقعیت سیاسی بخش لاشار در استان و کشور (ترسیم نگارندگان، ۱۴۰۳)
بخش لاشار دارای ۶۰۰۰ خانواده کشاورز و ۲۰۰۰ خانواده دامدار است. مساحت کلی اراضی کشاورزی این بخش ۲۲۵۳ هکتار میباشد که ۸۷۳ هکتار آن زراعی و ۱۳۸۰ هکتار باغی است. در این بخش ۲۲۰۰۰ هکتار اراضی قابل احیا وجود دارد. دامداری در این منطقه از اصولیترین امور بوده و از نظر مهاجرت ۶ درصد نیروی کار آن در کشورهای خارجی حوزه خلیج فارس مشغول به کار هستند. در این منطقه ۳۰ روستای بالای ۲۰ خانوار وجود دارد که حدود ۵۲۳۸ خانوار با جمعیت ۲۲۵۶۱ نفر در آن روستاها ساکن میباشند (سازمان جهاد کشاورزی، ۱۳۹۷ به نقل از پاکزاد، 1395). پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و از روش توصیفی - تحلیلی بهمنظور بررسی پارامترهای مورد بررسی سود جسته و همانند بسیاری از پژوهشها دارای دو زیر بخش عمده جهت انجام بوده است.
بخش اول را مطالعات اسنادی و کتابخانهای جهت بررسی مواردی چون ادبیات نظری موضوع و پیشینه تحقیق به خود اختصاص داده و بخش دوم در قالب پژوهش میدانی و پیمایشی جهت جمعآوری اطلاعات و سپس تدوین و تکمیل پرسشنامه انجام پذیرفتهاست. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با تأیید کارشناسان مربوطه انجام شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ 85/0 α= برآورد گردیده که با توجه به آستانههای در نظر گرفته شده در منابع علمی معتبر، از قابلیت اعتماد مطلوبی برخوردار است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان کارآفرین بخش لاشار در شهرستان نیکشهر است. با توجه به تعداد روستاهای بخش لاشار. محقق روستاهایی را شناسایی نمود که در آن زنان به فعالیت و کار مشغول هستند. بر این اساس تعداد ۱۶ روستا در دو بخش شهرستان نیکشهر بهصورت هدفمند انتخاب شد.
جدول ۲. روستاهای مورد پرسشگری در تحقیق
|
ردیف |
روستا |
جمعیت (نفر) |
مرد (نفر) |
زن (نفر) |
خانوار |
جمعیت زنان بالای ۱۵ سال |
|
۱ |
تنگ سرحد |
۱۷۸۹ |
۹۰۹ |
۸۸۰ |
۴۶۵ |
۶۴۰ |
|
۲ |
هریدوک |
۱۵۶۹ |
۷۹۴ |
۷۷۵ |
۳۹۷ |
۵۷۶ |
|
۳ |
پیپ |
۱۵۵۰ |
۷۴۸ |
۸۰۲ |
۴۴۱ |
۵۸۷ |
|
۴ |
جاکس |
۸۵۳ |
۴۳۲ |
۴۲۱ |
۲۲۵ |
۳۰۵ |
|
۵ |
ورکات |
۵۶۷ |
۲۸۵ |
۲۸۲ |
۱۵۴ |
۲۰۴ |
|
۶ |
پیر کشان |
۳۱۴ |
۱۶۴ |
۱۵۰ |
۹۴ |
۱۱۱ |
|
۷ |
سرخکان |
۷۵ |
۴۳ |
۳۲ |
۲۴ |
۲۱ |
|
۸ |
جان آباد |
۷۸ |
۴۱ |
۳۷ |
۲۷ |
۲۴ |
|
۹ |
گتی تسک |
۶۴ |
۲۷ |
۳۷ |
۱۶ |
۲۹ |
|
۱۰ |
کهنک میرآباد |
۱۰۹۳ |
۵۲۶ |
۵۶۷ |
۲۹۴ |
۳۶۹ |
|
۱۱ |
عیسی آباد |
۶۳۵ |
۳۲۶ |
۳۰۹ |
۱۳۸ |
۲۳۲ |
|
۱۲ |
هیدوچ |
۴۴۸ |
۲۱۵ |
۲۳۳ |
۱۰۲ |
۱۵۹ |
|
۱۳ |
گسک محمدآباد |
۴۹۰ |
۲۵۲ |
۲۳۸ |
۱۱۳ |
۱۴۸ |
|
۱۴ |
دپگزان |
۲۵۴ |
۱۲۴ |
۱۳۰ |
۶۶ |
۸۶ |
|
۱۵ |
بغدان |
۱۸۹ |
۹۵ |
۹۴ |
۴۹ |
۷۲ |
|
۱۶ |
رزی |
۱۴۱ |
۷۰ |
۷ |
۳۸ |
۵۴ |
در پژوهش حاضر حجم نمونه بهصورت تمام پرسشگری انجام شدهاست. به این صورت که تعداد ۱۶ واحد کارآفرینی زنان در منطقه شناسایی شد و زنان و مردان متولی کارآفرینی زنان در این مناطق مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفتند. حجم نمونه پرسشگری در این پژوهش تعداد 50 نفر هستند[20]. در مراحل بعدی تحقیق تحلیل دادههای گردآوریشده در قالب پرسشنامه با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای تحلیل عاملی، و ضریب همبستگی پیرسون انجام پذیرفت.
یافتهها
میانگین سنی جامعه نمونه ۴/۴۶ سال، با حداقل ۲۳ سال و حداکثر ۶۸ سال و از لحاظ سواد، ۶۸ درصد آنها زیر دیپلم و ۳۲ درصدشان بالاتر از دیپلم بودهاند. بیشترین حوزه کارآفرینی در منطقه مورد مطالعه مربوط به پریواردوزی و گلدوزی است (جدول ۳).
جدول ۳. فراوانی فعالیتهای تولیدی پاسخگویان
|
کسب کار در منطقه مورد مطالعه |
فراوانی |
|
صنایعدستی تولیدی با برگ درخت داز |
۵ |
|
حصیربافی تولیدی با برگ درخت خرما |
۹ |
|
سوزندوزی، سیاهدوزی و سکهدوزی |
۱۰ |
|
پریواردوزی (گلدوزی سنتی ساکنان نیکشهر) |
۱۵ |
|
محصولات تولیدی بهوسیله خرما و انبه |
۹ |
|
صنایع تبدیلی در بخش دامداری |
۲ |
در خصوص پاسخ به پرسش اول: به نظر میرسد ویژگی روانشناختی بیشترین تأثیرگذاری را بر کارآفرینی زنان روستایی داشتهباشد. از نتایج حاصل از پرسشنامه در محیط SPSS بهروش تحلیل عاملی استفاده شد. نتایج نشان داد که ویژگی روانشناختی (انگیزه، پشتکار، تجربه و مهارت) با بار عاملی (۵۶/۱۰) در رتبه اول، نظام تجاری و قوانین حاکم بر آن با بار عاملی (۷۷/۵) در رتبه دوم، خطرپذیری و دسترسی به تسهیلات با بار عاملی (۴۳/۲) در رتبه سوم قرار گرفتند. بر اساس نتایج جدول (۴)، عوامل یادشده تأثیرگذاری بیشتری نسبت به سایر عوامل در کارآفرینی زنان روستایی داشتهاند بهطوری که افراد صاحبنظر (زنان روستایی کارآفرین) معتقدند بودهاند که مهمترین عامل ویژگیهای روانشناختی و درونی افراد است که باعث میشود زنان برای ایجاد کسبوکار قدم بردارند. آنها معتقد بودهاند که اگر افراد منابع درآمدی هم نداشتهباشند ولی انگیزه کار را داشتهباشند میتوانند زمینههای کار را برای خود فراهم کنند؛ البته در مرحله بعد حمایت مالی و بازار مناسب را بهعنوان زمینههای توسعه کار میدانستند.
جدول ۴. آزمون بارتلت و مقدار عددی KMO عوامل کارآفرینی
|
Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy. |
736/0 |
|
|
Bartlett's Test of Sphericity |
Approx. Chi-Square |
601/884 |
|
درجه آزادی |
231 |
|
|
سطح معنیداری |
000. |
|
بهمنظور آزمون پرسش دوم از روش تحلیل عاملی استفاده گردید. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل عاملی در جدول (۵) مشخص شد که مشارکت و آگاهی اجتماعی مهمترین عامل تأثیرگذار بر کارآفرینی در بین زنان روستایی بوده است. اعتماد اجتماعی و انسجام اجتماعی در رتبههای بعدی قرار دارند.
جدول ۵. عوامل استخراجشده، بار عاملی و نامگذاری برای کارآفرینی
|
ردیف |
شاخص |
بار عاملی |
عنوان عامل |
بار عاملی کل (رتبه عامل) |
|
۱ |
تا چه اندازه از زنان در امور مدیریتی و گروههای ثانویه (دهیاری، شورا و هیئتامنای مسجد) روستا استفاده میشود |
۵۵۸/۰ |
مشارکت و آگاهی اجتماعی |
اول (۹/۰۲۹)
|
|
۲ |
تا چه اندازه در مراسمات روستا (عزاداری، جشن، مراسمات محلی و ملی) مشارکت داشتهاید. |
۴۵۶/۰ |
ادامه جدول ۵. عوامل استخراجشده، بار عاملی و نامگذاری برای کارآفرینی
|
ردیف |
شاخص |
بار عاملی |
عنوان عامل |
بار عاملی کل (رتبه عامل) |
|
۳ |
تا چه اندازه در انتخابات روستا شرکت داشتهاید. |
۷۴۵/۰ |
مشارکت و آگاهی اجتماعی |
اول (۹/۰۲۹) |
|
۴ |
تا چه اندازه در پروژهای در روستا شرکت داشتهاید که سودی برای شما نداشتهاست |
۵۸۸/۰ |
||
|
۵ |
تا چه اندازه در کمک به افراد نیازمند در روستا مشارکت داشتهاید |
۷۲۵/۰ |
||
|
۶ |
تا چه اندازه در کمک به همنوع ان بحرانزده مشارکت داشتهاید |
۹۱۱/۰ |
||
|
۷ |
تا چه اندازه در دعوت مجامع ادبی، هنری و توریستی به روستای خود مشارکت داشتهاید |
۹۱۴/۰ |
||
|
۸ |
تا چه اندازه در محافل و جلسات روستای خود مشارکت دارید. |
۸۶۶/۰ |
||
|
۹ |
تا چه اندازه روزنامههای کشور را مطالعه میکنید |
۶۲۶/۰ |
||
|
۱۰ |
تا چه اندازه به اخبار و رسانههای کشور توجه دارید |
۸۳۸/۰ |
||
|
۱۱ |
تا چه اندازه از اینترنت جهت آگاهی و بهدست آوردن اطلاعات استفاده میکنید. |
۸۸۸/۰ |
||
|
۱۲ |
تا چه اندازه از مشکلات دیگران آگاهی دارید |
۹۱۴/۰ |
||
|
۱۳ |
تا چه اندازه مدیران روستا (دهیار، اعضا شورا) به شما اعتماد دارند |
۶۶۱/۰ |
اعتماد اجتماعی |
دوم (۱۸۸/۱) |
|
۱۴ |
تا چه اندازه ساکنان روستا به شما اعتماد دارند |
۵۲۷/۰ |
||
|
۱۵ |
تا چه اندازه در تأمین خدمات مناسب در روستا نظیر آب، برق، تلفن و راه مناسب در روستا مشارکت داشتهاید |
۲۳۴/۰ |
آبادانی |
هفتم (۲۳۴/۰) |
|
۱۶ |
تا چه اندازه در کارهای دستهجمعی (کمک در کشاورزی، خیاطی، سوزندوزی و...) روستا شرکت میکنید |
۴۱۹/۰ |
کنش مشترک |
پنجم (۴۸۱/۰) |
|
۱۷ |
تا چه اندازه در برپایی نمایشگاهها در روستا بهخصوص صنایعدستی مشارکت دارید |
۴۸۱/۰ |
||
|
۱۸ |
تا چه اندازه در حل مشکلات اقتصادی روستا مشارکت دارید |
۷۲۷/۰ |
انسجام اجتماعی |
سوم (۱۶۲/۱) |
|
۱۹ |
تا چه اندازه در حل مشکلات اجتماعی روستا مشارکت دارید |
۴۳۵/۰ |
||
|
۲۰ |
تا چه اندازه در پاکیزه نگهداشتن روستا مشارکت دارید. |
۴۵۴/۰ |
آگاهی |
ششم (۴۵۴/۰) |
|
۲۱ |
تا چه اندازه در ارتقا و آبادانی روستا مشارکت دارید |
۶۲۹/۰ |
اتحاد و همدلی |
چهارم (۹۲/۰) |
|
۲۲ |
تا چه اندازه دوستانی دارید که میتوانید با آنها درد دل کنید |
۲۹۱/۰ |
برای پاسخ به پرسش سوم از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شدهاست. با توجه به نتایج جدول (۶) میتوان گفت که با اطمینان ۹۹/۰ و سطح خطای کوچکتر از ۰۱/۰ بین سرمایه اجتماعی و کارآفرینی رابطه وجود دارد. از طرفی مقدار این رابطه که برابر ۳۶۹/۰ است بهصورت مستقیم (مثبت) و قابل قبول است. بدین ترتیب که با بالا رفتن سرمایه اجتماعی، میزان کارآفرینی نیز افزایش خواهد یافت. همچنین نتایج آزمون همبستگی نیز نشانمیدهد که مقدار ۸۷۲/۰ مقدار همبستگی بالا بین متغیرهای مستقل (سرمایه اجتماعی) و وابسته (کارآفرینی) پژوهش را نشانمیدهد. ضریب تعیین ۷۶۰/۰ بیانگر این است که متغیر مستقل (سرمایه اجتماعی) توانسته است میزان زیادی از واریانس متغیر وابسته (کارآفرینی) را تبیین نماید. همچنین بر مبنای ضریب تعیین تعدیل شده متغیر مستقل سرمایه اجتماعی توانسته است ۶/۴۲ درصد از تغییرات متغیر وابسته کارآفرینی را تبیین نماید.
با توجه به اینکه مجموع مجذورات باقیمانده (۴۳/۵) از مجموع مجذورات رگرسیون (۲/۱۷) کمتر است لذا نشاندهنده قدرت تبیین بالای مدل در توضیح تغییرات متغیر وابستهاست. مقدار F نیز در این پژوهش بیانگر این است که متغیر مستقل از قدرت تبیین بالایی برخوردار بوده و قادر است بهخوبی میزان تغییرات و واریانس متغیر وابسته را توضیح دهد. در مجموع ضریب رگرسیون استاندارد شده متغیر مستقل سرمایه اجتماعی در سطح خطای کوچکتر از ۰۱/۰ معنیدار است؛ بنابراین میتوان گفت که متغیر سرمایه اجتماعی بر کارآفرینی روستاییان مؤثر است؛ یعنی با افزایش یک انحراف استاندارد در متغیر سرمایه اجتماعی، میزان کارآفرینی روستاییان افزایش مییابد.
جدول ۶. ضریب همبستگی پیرسون رابطه بین سرمایه اجتماعی و کارآفرینی
|
|
کارآفرینی |
|
|
سرمایه اجتماعی |
ضریب همبستگی پیرسون |
۳۶۹/۰ |
|
سطح معنیداری |
۰۰۱/۰ |
|
|
تعداد نمونه |
۵۵ |
|
بحث و نتیجهگیری
زنان نیمی از افراد هر جامعه را تشکیل میدهند و جامعهای که بخواهد نسلی بارور و پویا در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تربیت کند نیازمند نیروی عظیمی از جامعه، یعنی زنان خواهد بود. با توجه به اینکه زنان روستایی هم در محیط خانه و خارج از آن، مشغول انجام فعالیتهای اقتصادی هستند، شایسته است سهم آنان بهطور دقیق در تمامی فعالیتها تعیین گردد. در این راستا پژوهش حاضر به بررسی نقش سرمایه اجتماعی در کارآفرینی زنان روستایی پرداخته که در راستای تحقق این هدف، اطلاعات حاصل از پرسشنامههای خانوار و روستا و فرمهای مشاهدات میدانی در ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتههای حاصل از تحلیل عاملی نشانمیدهد که ویژگی روانشناختی (انگیزه، پشتکار، تجربه و مهارت) با بار عاملی (۵۶/۱۰) در رتبه اول قرار گرفته است. یافتههای این پژوهش با مطالعات شاه وند و همکاران (1401) همخوانی دارد. همچنین مشارکت و آگاهی اجتماعی در رتبه بعدی مهمترین عامل تأثیرگذار بر کارآفرینی در بین زنان روستایی بوده است. در این ارتباط مطالعات یوسفی و شفیعی ثابت (1400) نیز نشان داده که توانمندسازی ساختاری ذینفعان روستایی با نقش میانجی اثرات اجتماعی - فرهنگی ادراکشده از توسعه کارآفرینی بر مشارکت آنان در بعد اجتماعی - فرهنگی کارآفرینی تأثیر مثبت و معنادار داشته است.
به هر حال، زنان منطقه لاشار شهرستان نیکشهر، در سالهای گذشته توانستهاند با وجود تمام مشکلات نقش خود را در کارآفرینی و اشتغال در بین مردان نشان دهند. زنان این منطقه توانستهاند با حمایتهای بسیار کم، اما با پشتکار و تلاش در این زمینه گام بردارند و بهعنوان سمبل در جنوب استان سیستان و بلوچستان برای کارآفرینی نمونههای موفقی باشند. استفاده از پتانسیلها و توانایی این زنان باعث شده تا سایر زنان روستایی نیز در چنین امری گام بردارند؛ البته باید خاطرنشان کرد که توسعه کارآفرینی زنان نیاز به حمایتهای بسیاری دارد. در این پژوهش بهمنظور کارآفرینی پایدار و ایجاد اشتغال زنان روستایی پیشنهادهایی ارائه میشود، امید است که مورد توجه برنامهریزان قرار گیرد.
- برگزاری انواعی از کارگاهها و دورههای آموزشی با هدف کارآفرینی و بهبود سبک زندگی در منطقه مورد مطالعه. در این زمینه میتوان دوره مهارتهای کارآفرینی و کلاسهای مهارتآموزی مرتبط با مشاغل خانگی را برای زنان روستایی برگزار کرد. همچنین برگزاری دورههای ترویجی و آموزشی برای زنان روستایی منطقه مورد مطالعه در زمینه پیشرفت اعم از تولیدی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، محیطی و... برگزار نمود.
- افزایش سطح سواد در منطقه مورد مطالعه. نتایج پژوهش نشان داد که زنان از سطح سواد مناسبی برخوردار نمیباشند و مهمترین دلیل آن را هم میتوان در عدم وجود زیرساختهای مناسب در روستاهای مورد مطالعه دانست. اگر سطح سواد زنان روستایی بخش لاشار ارتقا یابد میتوانند در زمینه فروش و نوع محصول با توجه به نیاز بازار برنامهریزی کنند و در نتیجه در زمینه کار موفقتر باشند. در این زمینه میتوان به ارائه آموزشهای لازم بهمنظور برداشتن موانع فرهنگی بهویژه زمینههای مختلف مدیریت اقتصادی خانواده، آگاهی زنان از حقوق خود و ضرورت ادامه تحصیل دختران بهمنظور حضور مؤثرتر در فرایند توسعه روستایی پرداخت.
- بدیهی است از طریق تقویت روابط پایدار، نهادی شده و شبکهای، بهویژه در قالب تشکلهای گروهی و شبکههای اجتماعی همچون تعاونیها و انجمنهای زنان و شبکههای تولیدی، میتوان زمینه افزایش انسجام، اعتماد و مشارکت گروهی و تسهیل کنش جمعی و بهتبع آن توانمندسازی زنان روستایی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را فراهم کرد.
- فراهم کردن زمینههای بالا بردن مقدار سلامت جسمی در میان زنان روستایی از راه افزایش شاخصهای مرتبط با رفاه مادی و اجتماعی و شاخصهای کیفیت زندگی از جمله امید به زندگی که هر کدام بهنوبه خود در افزایش مقدار توانمندی زنان روستایی و کارآفرینی تأثیرگذار باشد.
- فراهم نمودن تسهیلات مناسب جهت توسعه کارآفرینی برای زنان روستایی. با توجه به اعتقادات اهل سنت در زمینه وامهای بانکی نهادهای دولتی باید شرایطی را فراهم کنند تا زنان و مردان کارآفرین بتوانند از این تسهیلات جهت کارآفرینی استفادهکنند.
- حمایت دولت از طریق اجرای طرحهای اجتماعمحور. در حال حاضر در منطقه مورد مطالعه بنیاد برکت و بنیاد علوی زیر نظر کمیته فرمان حضرت امام (ره) در حال فعالیتهای اشتغالزایی هستند اما این پروژه نتوانسته تمام منطقه مورد مطالعه را پوشش دهد. با توسعه چنین طرحهایی میتوان زمینههای مناسب اشتغال را در منطقه مورد مطالعه فراهم نمود.
- استفاده از ظرفیتهای علمی کشور در منطقه مورد مطالعه. با توجه به اینکه حصیربافی، پریواردوزی و... در منطقه مورد مطالعه توسط زنان روستایی انجاممیشود و اینگونه صنایعدستی بازار مناسبی را با توجه به طرحهای اجتماعمحور منابع طبیعی در استان پیدا نمودهاست، پارک علم و فناوری میتواند با دادن ایدههای خلاقانه صنایعدستی منطقه را بهسوی بازارهای جهانی سوق دهد.
[1]. Aggarwal etal
[2]. Henao-Zapata and Peiro
[3]. Simmons & Braun
[4]. World Bank Group
[5]. Aggarwal
[6]. İyigün
[7]. Harpa
[8]. Amofah
[9]. Bedi & yadav
[10]. Kelly et al.
[11]. Arifin et al.
[12]. Pangriya
[13]. Borquist & Bruin
[14]. ReiGalvão et al
[15]. Agarwal et al.
[16]. Stephanie et al.
[17]. Kumar
[18]. Gautam & Mishra
[19]. Poon et al.
[20]. زمانی که جامعه آماری یک تحقیق؛ کارشناسان و افراد صاحبنظر باشند انتخاب 25 نفر به بالا بهعنوان نمونه، از نظر علمی مناسب است. به عبارتی در تحقیقات متخصصمحور که نمونه از بین کارشناسان و افراد صاحبنظر انتخاب میشوند؛ نیازی به استفاده از فرمولهای آماری نیست.