شرکتهای دانشبنیان ابزار مؤثری برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی بهشمار میروند که میتوانند در استفاده بهینه از شرایط زندگی، کار و تولید، بهبود سطح درآمد و ارتقای وضعیت اجتماعی جامعه نقش بسزایی ایفا کنند. با توجه به جایگاه مهم این بخش در اقتصاد ایران، از منظر نظری و همچنین قابلیتهای نهفته آن، شناسایی عوامل تأثیرگذار و روشهای فعالسازی این پتانسیلها از اهمیت ویژهای برخوردار شده است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و از نقطه نظرِ رویکرد، آمیخته (کیفی-کمی) است. بخش کیفی این پژوهش با استفاده از تحلیل تم انجام شده است. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی و کارشناسان حوزه کسبوکارهای دانشبنیان استان ایلام بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، 15 نفر انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی شامل تمامی کارکنان کسبوکارهای دانشبنیان استان ایلام به تعداد 315 نفر بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده و فرمول کوکران تعداد 173 نفر انتخاب گردید. برای گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محققساخته استفاده گردید. بر اساس یافتههای بخش کیفی تعداد 47 مقوله در قالب 4 طبقه (عوامل مدیریتی، اجتماعی-فرهنگی، شخصیتی و آموزشی) شناسایی و ارائه شد که بر اساس بخش کمّی، بیشترین تأثیر در توانمندسازی کسبوکارهای دانشبنیان در استان ایلام مربوط به عامل مدیریتی و کمترین تأثیر از میان چهار عامل شناسایی شده مربوط به عامل شخصیتی بود. بر اساس نتایج، بررسی و بهرهگیری از تجارب مدیریتی کشورهای پیشرفته و موفق در حوزه کسبوکارهای دانشبنیان پیشنهاد میشود.