این پژوهش با هدف بررسی تأثیر همزمان پیشرانهای شناختی و انگیزشی بر قصد و تابآوری کارآفرینانه انجام شده است. با وجود غنای ادبیات مرتبط با قصد کارآفرینانه، تعامل همزمان ظرفیتهای شناختی و محرکهای انگیزشی در شکلدهی به قصد، و همچنین نقش قصد بهعنوان پیشزمینه تابآوری کارآفرینانه، تاکنون کمتر بهصورت تجربی مورد ارزیابی قرار گرفته است. علاوه بر این، این مطالعه نقش تعدیلگر جنسیت در روابط میان پیشرانها و قصد کارآفرینانه را نیز آزمون کرده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی–همبستگی است. دادهها از ۱۲۷ کارآفرین مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران گردآوری شد و ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای استاندارد جهت سنجش پیشرانهای شناختی و انگیزشی، قصد کارآفرینانه و تابآوری کارآفرینانه است. تحلیل دادهها با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی در نرمافزار اسمارت پیالاس4 انجام گرفت. برای آزمون نقش تعدیلگر جنسیت از تحلیل چندگروهی و برای بررسی میانجیگری از روش بوتاسترپینگ با ۵۰۰۰ بازنمونهگیری استفاده شد. یافتهها نشان دادند که تمامی پیشرانهای شناختی و انگیزشی اثر مثبت و معناداری بر قصد کارآفرینانه دارند و در این میان، انگیزه و دانش کارآفرینی قویترین پیشبینها هستند. همچنین، قصد کارآفرینانه اثر مثبت و معناداری بر تابآوری کارآفرینانه دارد. نتایج تحلیل میانجیگری بیانگر میانجیگری کامل قصد کارآفرینانه در روابط میان انگیزه، دانش کارآفرینی، شناسایی فرصت و نگرش نوآورانه با تابآوری، و میانجیگری جزئی در رابطه بین ریسکپذیری و تابآوری است. نتایج تحلیل چندگروهی نیز نشان داد که جنسیت نقش تعدیلگر معناداری در این روابط ندارد. در مجموع، یافتهها بیانگر آن است که قصد کارآفرینانه سازوکاری کلیدی برای تبدیل ظرفیتهای شناختی و انگیزشی به تابآوری عملیاتی است. این پژوهش با بازتعریف قصد کارآفرینانه بهعنوان محرکی پیشدستانه برای تابآوری، به غنای نظری نظریه رفتار برنامهریزیشده و ادبیات تابآوری کارآفرینانه کمک میکند و بر ضرورت تقویت همزمان سرمایههای شناختی و انگیزشی کارآفرینان برای مواجهه مؤثرتر با شوکهای محیطی تأکید دارد.