مفهوم‌پردازی عوامل زمینه‌ای قصد کارآفرینانه در نظام آموزش عالی ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه کارآفرینی و توسعه روستایی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

2 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

چکیده

کارآفرینی نقش حیاتی در پیشبرد توسعه اقتصادی و ارتقای سطح زندگی افراد جامعه ایفا می‌کند. ترویج کارآفرینی میان دانش‌آموختگان دانشگاهی، در ایجاد اشتغال و کاهش معضل بیکاری می‌تواند بسیار اثرگذار باشد. یکی از عواملی که به‌شدت با پیش‌بینی رفتار کارآفرینانه مرتبط است، قصد کارآفرینی است. از این‌رو این پژوهش با هدف شناسایی نقش عوامل زمینه‌ای در شکل‌گیری قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی در نظام آموزش عالی ایران بر اساس تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده انجام پذیرفت. برای این منظور اثر سه متغیر مهم زمینه‌ای، یعنی حمایت دانشگاهی درک شده، حمایت دولتی درک شده و حمایت محیطی درک شده بر قصد کارآفرینانه دانشجویان در نظام آموزش عالی کشاورزی ایران مورد بررسی قرار گرفت. نمونۀ آماری پژوهش شامل 455 نفر از دانشجویان سال چهارم دوره کارشناسی رشته‌های کشاورزی در نظام آموزش عالی ایران بودند که به روش نمونه­‌گیری چندمرحله‌­ای از 9 دانشگاه کشور انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری درک‌شده و همچنین، حمایت دانشگاهی درک­شده و حمایت محیطی درک‌شده تأثیر مثبت و معناداری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی در نظام آموزش عالی ایران داشتند؛ ولی تأثیر حمایت دولتی درک­‌شده بر قصد کارآفرینانه دانشجویان تأیید نشد. یافته­‌های این پژوهش دستاوردهای نظری و کاربردی مناسبی برای کمک به سیاست‌گذاران، برنامه­‌ریزان و آموزش‌گران نظام آموزش عالی کشاورزی ایران در جهت ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان به همراه دارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقدّمه

در شرایط حال روزبه‌روز به تعداد افراد بیکار یا در جستجوی شغل در جوامع مختلف اضافه می‌شود. به‌گونه‌ای که امروزه بیکاری یکی از نگرانی‌های اصلی سیاست‌مداران نهادهای دولتی و آموزشی در جامعه تلقی می‌شود که به‌عنوان یک بیماری فرآیند توسعه در کشورهای مختلف به‌خصوص ملل درحال‌توسعه را مختل می‌کند (شیری، 1401 الف). اهمیت این امر تا آنجاست که ثبات و زوال برخی از دولت‌ها درگرو حل بحران بیکاری است (بادپا و شیری، 1401). این مسئله در کشورهای جهان سوم با شرایط حادتری مواجه است؛ به‌طوری که در کشور ایران نیز جمعیت بیکار کشور در چند دهه اخیر به‌صورت فزاینده‌ای افزایش یافته‌است (شیری[1]، 2021؛ شیری و همکاران، 2022؛ شیری و همکاران، 2017 الف؛ شیری و همکاران، 2017 ب).

در این راستا، با توجه به آمار و اطلاعات سازمان‌های مرتبط، نرخ بیکاری دانش‌آموختگان نظام آموزش عالی ایران نیز مانند سایر کشورهای درحال‌توسعه به‌صورت تصاعدی افزایش یافته‌است (شیری، 1401 ب؛ شیری و همکاران، 1400). به‌گونه‌ای که بحران بیکاری به‌ویژه بیکاری دانش‌آموختگان نظام آموزش عالی به آفت مهمی برای برنامه‌های توسعه کشور تبدیل شده که پیامدهای غیرقابل جبرانی بر پیکره اجتماع در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی وارد خواهد نمود (قاسمی و همکاران، 1388). در این راستا، نه‌تنها دانش‌آموختگان بخش کشاورزی (با نرخ بیکاری 8/24%) از این قاعده مستثنی نیستند؛ بلکه به‌صورت حاد تری از مشکلات مذکور رنج می‌برند؛ چراکه امروزه بیکاری دانش‌آموختگان رشته‌های کشاورزی به یکی از چالش‌های اساسی بخش کشاورزی تبدیل شده و ذهن تمامی سازمان‌های فعال در حوزه توسعه کشاورزی را به خود مشغول کرده است (شیری، 1401 الف).

نتایج پژوهش‌های کریمی و همکاران (1395)، پور آتشی (2015)، شیری و همکاران (2017 الف)، شیری و همکاران (2017 ب)، گیاکومین[2] و همکاران (2022)، شیری (1401 ب)، مهدی‌زاده و همکاران (2021) و شیری و همکاران (2022) نیز نشان‌دهنده ضعف دانش، نگرش‌ها و نیات کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی ایران است. افزون بر این، نتایج مطالعات سازمان دیده‌بان جهانی کارآفرینی[3] نیز بیانگر آن است که وضعیت گرایش‌ها و ادراکات کارآفرینانه در بین جمعیت 18 تا 64 ساله ایران نسبت به کشورهای هم‌گروه (اقتصادهای منبع‌محور) از وضعیت مناسبی برخوردار نیست؛ برای مثال، کشور ایران از لحاظ نیت کارآفرینانه رتبه پنج از بین شش کشور هم‌گروه خود کسب کرده است (سینگر[4]، 2014). از این‌رو، کشور ایران هنوز به‌عنوان اقتصادی منبع‌محور (عامل محور) در نظر گرفته‌می‌شود که پایین‌ترین رتبه را در گزارش رقابت‌پذیری جهانی از لحاظ قصد و رفتار کارآفرینانه در بین دانشجویان را به خود اختصاص داده است (کلی و همکاران[5]، 2016).

با توجه به اهمیت و ضرورت توجه به قصد کارآفرینانه و عوامل مؤثر بر آن به‌منظور ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان نظام آموزش عالی کشاورزی ایران در این مطالعه با بررسی ادبیات کارآفرینی، تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده آجزن[6] (1991) به‌عنوان چارچوبی مناسب برای شناسایی تبیین‌کننده‌های قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی ایران انتخاب شد. دلیل انتخاب این نظریه، جامعیت آن و همچنین کاربردپذیری آن در تبیین پدیده‌های اجتماعی و اقتصادی است که در مطالعات مختلف تأیید شده‌است.

در این راستا، بررسی جامع ادبیات کارآفرینی نشان‌می‌دهد که اگرچه تأکید زیادی بر مدل‌های نیت‌محور شده‌است؛ ولی تأثیر متغیرهای زمینه‌ای و موقعیتی بر شکل‌گیری قصد کارآفرینانه دانشجویان به‌صورت دقیق و عمیق مورد تحلیل قرار نگرفته‌است (تریودی و همکاران[7]، 2017).

در این زمینه، مهدی‌زاده و همکاران[8] (2021)، شیری و همکاران (2022)، خوش‌مرام و همکاران (2020) و شیری (1401 ب) بر اهمیت و ضرورت شناسایی نقش متغیرهای زمینه‌ای و محیطی بر قصد و رفتار کارآفرینانه دانشجویان تأکید نموده‌اند. در این راستا، مطالعه حاضر به‌دنبال ادغام سه متغیر مهم زمینه‌ای، یعنی حمایت دانشگاهی درک‌شده، حمایت دولتی درک‌شده و حمایت محیطی درک‌شده در تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده آجزن برای پیش‌بینی قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی ایران است. با این اوصاف، پژوهش حاضر از لحاظ نظری و کاربردی دارای نوآوری و دستاوردهای مهمی است. در بحث نظری با وجود این‌که مطالعاتی مختلفی در داخل و خارج از کشور در این خصوص انجام شده‌است؛ ولی هیچ‌کدام از مطالعات داخلی در کل کشور طراحی و انجام نشده است. این در حالی است که مطالعه حاضر تأثیر عوامل زمینه‌ای بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی در کل کشور را بررسی کرده است. در بعد دستاوردهای کاربردی، مدیران و سیاست‌گذاران دولتی و آموزشی می‌توانند از نتایج این پژوهش در جهت تدوین برنامه‌ها و اقداماتی برای تقویت قصد و رفتار کارآفرینانه دانشجویان استفاده‌کنند.

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده

قصد کارآفرینانه می‌تواند به‌عنوان آگاهی هوشیارانه و اعتقاد راسخ (عقیده) افراد نسبت به راه‌اندازی یک طرح کسب‌وکار جدید در آینده تعریف شود (تامپسون[9]، 2009)؛ بنابراین، فرآیند شروع یک کسب‌وکار یا شرکت جدید می‌تواند به‌صورت داوطلبانه و با نیتی آگاهانه[10] در نظر گرفته شود (لینان و همکاران[11]، 2013). به‌طوری که این سازه می‌تواند از یک‌سو به‌عنوان تنها پیشگوی مقدم و بسیار قوی رفتارهای کارآفرینانه در نظر گرفته شود (اوتیو و همکاران[12]، 2001؛ کروگر و همکاران[13]، 2000)؛ و از سوی دیگر، می‌تواند به‌عنوان یک متغیر وابسته در مطالعات کارآفرینی در نظر گرفته شود که عوامل بیرونی بر آن تأثیر می‌گذارند (تامپسون، 2009؛ لینان و همکاران، 2013).

بر اساس تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده آجزن، سه عامل انگیزشی به‌عنوان پیش‌نیازهای ایجاد کسب‌وکارهای کارآفرینانه بر قصد کارآفرینانه افراد تأثیر می‌گذارند. این سه سازه مقدم به‌صورت زیر تعریف می‌شوند: نگرش فردی نسبت به کارآفرینی که به میزان ارزش‌گذاری مثبت یا منفی یک فرد در باره ایجاد یک کسب‌وکار جدید اشاره دارد؛ هنجارهای ذهنی که به فشار و یا تأیید تعداد زیادی از افراد جامعه در راستای کارآفرین شدن فرد اشاره دارد؛ و کنترل رفتاری درک‌شده، این سازه میزان ادراک افراد از سختی یا آسانی راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید (کارآفرین شدن) را نشان‌می‌دهد (لینان و همکاران، 2013). در این راستا، شیری و همکاران (2017 الف)، شیری و همکاران (2017 ب)، پنگ و همکاران[14] (2012)، هویر[15] و لینان (2013) و شیری (1401 ب) در مطالعات خود نیز تأثیر مستقیم و غیر مستقیم هنجارهای ذهنی، نگرش نسبت به کارآفرینی و کنترل رفتاری درک‌شده کارآفرینی بر قصد کارآفرینانه دانشجویان را تأیید نموده‌اند. بر این اساس، می‌توان فرضیه‌های زیر در خصوص روابط بین عوامل انگیزشی و قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی را تدوین نمود:

فرضیه یک: نگرش نسبت به کارآفرینی تأثیر مثبت و معنی‌داری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان دارد.

فرضیه دو: هنجارهای ذهنی تأثیر مثبت و معنی‌داری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان دارد.

فرضیه سه: کنترل رفتاری درک‌شده تأثیر مثبت و معنی‌داری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان دارد.

عوامل زمینهای

عوامل زمینه‌ای به مجموعه وسیعی از عواملی که ممکن است بر تمایل افراد برای درگیری در فعالیت‌های کارآفرینانه تأثیر بگذارد، اشاره دارد (خوش‌مرام و همکاران[16]، 2020؛ لوج و فرانک[17]، 2003). بر اساس نظریه اقتصاد نهادی[18]، عوامل زمینه‌ای- محیطی می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش و رفتار اقتصادی افراد نظیر کارآفرینی داشته‌باشند (نورث[19]، 1990؛ 2005). به‌طوری که این عوامل می‌توانند تسهیل‌گر یا بازدارنده فعالیت‌های کارآفرینانه باشند و نقش مهمی در شکل‌گیری تمایل افراد برای ایجاد یک کسب‌وکار کارآفرینانه دارند (خوش‌مرام و همکاران، 2020؛ گیاکومین و همکاران[20]، 2022؛ لوج و فرانک، 2003؛ پیتاوی و کاپ[21]، 2007). در این زمینه، شاپیرو (1982) بیان نمود که امکان‌پذیری و نگرش کارآفرینانه به سیستم‌های اجتماعی (حمایت‌های آموزشی و حرفه‌ای) که افراد بخشی از آن‌ها هستند، بستگی دارد.

     فرانک و لوج (2003) نیز بیان کردند که هم عوامل محیطی کلان (نظیر بازار و سیاست‌های دولت) و هم عوامل محیطی خرد (نظیر دانشگاه) برای بروز نیات کارآفرینانه در بین دانشجویان بسیار مهم هستند. طبق گفته آن‌ها، عوامل محیطی- زمینه‌ای می‌توانند فعالیت‌های کارآفرینی را تسهیل کنند و یا مانع ایجاد آن شوند و نقش مهمی در تصمیم‌گیری فرد برای تأسیس یک کسب‌وکار جدید ایفا می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که مطالعات مختلفی نقش تعیین‌کننده عوامل محیطی و زمینه‌ای بر رفتارها و اقدامات کارآفرینانه در شرایط مختلف را تأیید کرده‌اند (گیاکومین و همکاران، 2022؛ شیری و همکاران، 2012؛ مهدی‌زاده و همکاران[22]، 2021؛ خوش‌مرام و همکاران، 2020).

پژوهشگران مختلف عوامل زمینه‌ای مؤثر بر قصد کارآفرینانه دانشجویان را شامل: درک یا تصورات افراد از حمایت دانشگاهی، حمایت محیطی و حمایت دولتی طبقه‌بندی نموده‌اند (کریمی[23]، 2014؛ فینی و همکاران[24]، 2009). حمایت دانشگاهی درک‌شده به تصور مثبت دانشجویان از فراهم بودن امکان کسب دانش، مهارت و روحیات مورد نیاز برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای کارآفرینانه در دانشگاه اشاره دارد؛ حمایت محیطی درک‌شده به تصور دانشجویان از مثبت بودن شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای کارآفرینانه اشاره دارد؛ و حمایت دولتی درک‌شده به تصور مثبت دانشجویان از حمایت‌های دولت در زمینه اصلاح قوانین و مقررات، کاهش بوروکراسی و عوامل مالی برای راه‌اندازی کسب‌وکار کارآفرینانه اشاره دارد (کریمی، 2014).

مطالعات مختلفی نشان داده‌اند که نگرش نسبت به کارآفرینی (گوتنر و همکاران[25]، 2012؛ فینی و همکاران، 2012) ؛ کنترل رفتاری درک‌شده (شیری و همکاران، 2012؛ گوتنر و همکاران، 2012؛ فینی و همکاران، 2012)؛ و هنجارهای ذهنی (پنگ و همکاران، 2012) می‌توانند اثر متغیرهای زمینه‌ای را بر قصد کارآفرینانه تسهیل کنند. در این راستا، پنگ و همکاران (2012) در پژوهشی تأثیر محیط کارآفرینانه (حمایت‌های محیطی درک‌شده) را بر هنجارهای ذهنی، نگرش نسبت به کارآفرینی و کنترل رفتاری درک‌شده تأیید کردند.

شیری و همکاران (2012) تأثیر حمایت اجتماعی درک‌شده بر مطلوبیت درک‌شده کارآفرینی و کریمی (2014) تأثیر حمایت‌های دولتی درک‌شده بر کنترل رفتاری درک‌شده کارآفرینی را تأیید نمودند. تریودی (2017) نیز نشان داد که حمایت محیطی و دانشگاهی درک‌شده به‌صورت غیر مستقیم از طریق عوامل انگیزشی بر شکل‌گیری قصد کارآفرینانه دانشجویان تأثیر می‌گذارند. شیری (1401 ب) نیز در مطالعه‌ای نشان داد که عوامل محیطی به‌صورت غیر مستقیم بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی تأثیر می‌گذارند. از این‌رو، می‌توان فرضیه‌های زیر در خصوص روابط بین عوامل زمینه‌ای و قصد کارآفرینانه دانشجویان را تدوین نمود:

فرضیه چهارم: حمایت دانشگاهی درک‌شده تأثیر غیر مستقیم مثبت و معنی‌داری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان دارد.

فرضیه پنجم: حمایت دولتی درک‌شده تأثیر غیر مستقیم مثبت و معنی‌داری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان دارد.

فرضیه ششم: حمایت محیطی درک‌شده تأثیر غیر مستقیم مثبت و معنی‌داری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی دارد.

با توجه به فرضیات پژوهش در خصوص رابطه بین عوامل زمینه‌ای و قصد کارآفرینانه و با مبنا قرار دادن تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده آجزن (1991)، چارچوب مفهومی پژوهش به‌صورت زیر شکل می‌گیرد (شکل 1).

شکل 1. مدل مفهومی پژوهش

روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، کمی، با توجه به هدف کاربردی و به‌لحاظ گردآوری و تحلیل داده‌ها توصیفی- همبستگی بود که با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانشجویان سال چهارم کشاورزی در نظام آموزش عالی کشور به تعداد 2779 نفر بودند. تعداد 455 نفر از آن‌ها به‌روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای از نه دانشگاه (دانشگاه تهران 48 نفر، دانشگاه رازی 41 نفر، دانشگاه تبریز 61 نفر، دانشگاه صنعتی اصفهان 30 نفر، دانشگاه زابل 83 نفر، دانشگاه فردوسی مشهد 42 نفر، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان 64 نفر، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 49 نفر و دانشگاه شیراز 37 نفر) برای مطالعه انتخاب شدند. میانگین سن دانشجویان 21/23 سال با انحراف‌معیار 95/1 سال بود و تعداد 276 نفر (7/60%) دختر و تعداد 179 نفر (3/39%) از آن‌ها پسر بودند. پرسش‌نامه شامل 18 گویه به کار گرفته‌شده توسط لینان و همکاران (2013) برای سنجش ابعاد نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده شامل نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری درک‌شده و قصد کارآفرینانه بود.

     متغیرهای نهفته نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک‌شده در قالب طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت (1- کاملاً مخالفم و 5- کاملاً موافقم) ارزیابی شدند. قصد کارآفرینانه از طریق پنج سؤال سه‌گزینه‌ای مورد ارزیابی قرار گرفت؛ به‌گونه‌ای که از پاسخ‌گویان درخواست شد که یکی از سه گزینه بدون قصد (نمره صفر)، قصد متوسط (نمره یک) و قصد قوی (نمره دو) را انتخاب کنند. برای مثال، از افراد مورد مطالعه خواسته شد که عبارت زیر را تکمیل کنند: «من مطمئن هستم که یک روز... الف: در یک سازمان دولتی یا خصوصی استخدام خواهم شد (نمره صفر)، ب: یک شرکت کارآفرینانه را با کمک دیگران راه‌اندازی خواهم کرد (نمره یک) و خودم کسب‌وکار کارآفرینانه‌ای را راه‌اندازی خواهم کرد (نمره سه).» بر این اساس، میانگین نمره قصد کارآفرینانه بین صفر و دو بود.

     عوامل زمینه‌ای با استفاده از 14 گویه در قالب طیف پنج‌درجه‌ای لیکرت (1- کاملاً مخالفم تا 5- کاملاً موافقم) بررسی شد. برای این منظور، با بررسی مقیاس‌های تورکر و سلکوک[26] (2009) تعداد پنج گویه برای سنجش حمایت دانشگاهی درک‌شده، شش گویه برای بررسی حمایت دولتی درک‌شده و سه گویه برای ارزیابی حمایت محیطی درک‌شده طراحی شد. روایی پرسش‌نامه با استفاده از نظرات متخصصان موضوع و روایی همگرا و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی از نرم‌افزارهای SPSS نسخه 25 و SmartPLS نسخه 3 بهره گرفته شد. برای این منظور در بخش آمار توصیفی از میانگین و انحراف‌معیار و در بخش آمار استنباطی از مدل‌سازی معادلات ساختاری در دو بخش ارزیابی مدل اندازه‌گیری و ارزیابی مدل ساختاری استفاده گردید.

یافته‌ها

آمار توصیفی

نتایج حاصل از بررسی وضعیت متغیرهای اصلی پژوهش در جدول 3 ارائه شده‌است. یافته‌ها نشان داد که دانشجویان کشاورزی در ایران قصد کارآفرینانه متوسط به پایینی دارند. بر اساس نتایج پژوهش میانگین نمره متغیرهای نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک‌شده کارآفرینی در بین پاسخگویان بالاتر از متوسط بود. این در حالی است که بر اساس نتایج پژوهش مشخص شد که وضعیت عوامل زمینه‌ای، یعنی حمایت دولتی درک‌شده، حمایت محیطی درک‌شده و حمایت دانشگاهی درک‌شده در نظام آموزش عالی ایران از دیدگاه دانشجویان مورد مطالعه پایین‌تر از سطح متوسط بود.

مدل‌سازی معادلات ساختاری

از مدل‌سازی معادلات ساختاری برای بررسی اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل شش متغیر مستقل نگرش نسبت به کارآفرینی (ATE)، کنترل رفتاری درک‌شده (PBC)، هنجارهای ذهنی (SN)، حمایت دانشگاهی درک‌شده (PUS)، حمایت دولتی درک‌شده (PGS) و حمایت محیطی درک‌شده (PES) بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی ایران استفاده شد.

     به‌منظور بررسی برازش، روایی و پایایی مدل اندازه‌گیری تأثیر عوامل زمینه‌ای بر رفتار کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. شاخص‌های نیکویی برازش (جدول 1)، خلاصه نتایج (جدول 2) و ضرایب هم‌بستگی و جذر میانگین واریانس استخراج‌شده (جدول 3) حاصل از ارزیابی مدل اندازه‌گیری تأثیر عوامل زمینه‌ای بر رفتار کارآفرینانه در ادامه ارائه‌شده‌اند.

جدول 1. شاخص‌های نیکویی برازش مدل پیشنهادی پژوهش

شاخص برازش

SRMR

D_LS

D_G

NFI

Rms_Theta

مقادیر معیار

<0.10

>0.05

>0.05

>0.80

<0.12

مقادیر میدانی

0.07

0.64

0.53

0.84

0.10

     نتایج پژوهش نشان داد که شاخص‌های ارزیابی نیکویی برازش مدل اندازه‌گیری متغیرهای نهفته پژوهش از مقدار مناسبی برخوردار بودند (جدول 1)؛ بنابراین، داده‌ها از لحاظ آماری با ساختار عاملی و زیربنای نظری هفت متغیر نهفته (سازه) پژوهش سازگاری داشتند.

جدول 2. خلاصه نتایج ارزیابی مدل‌های اندازه‌گیری پژوهش

سازه‌ها

نشانگرها

β

T-value

α

CR

AVE

قصد کارآفرینانه (EI)

EI1

84/0

39/49**

92/0

94/0

76/0

EI2

87/0

35/64**

EI3

90/0

85/80**

EI4

92/0

82/97**

EI5

82/0

45/47**

نگرش نسبت به کارآفرینی (ATE)

ATE1

81/0

39/31**

90/0

93/0

72/0

ATE2

88/0

89/57**

ATE3

83/0

47/37**

ATE4

87/0

63/51**

ATE5

85/0

28/59**

کنترل رفتاری درک‌شده (PBC)

PBC1

90/0

43/102**

92/0

94/0

76/0

PBC2

91/0

53/94**

PBC3

90/0

07/90**

PBC4

81/0

39/42**

PBC5

83/0

01/41**

هنجارهای ذهنی (SN)

SN1

86/0

00/53**

85/0

91/0

77/0

SN2

88/0

11/64**

SN3

89/0

04/61**

حمایت دانشگاهی درک‌شده (PUS)

PUS1

83/0

39/25**

89/0

92/0

70/0

PUS2

86/0

01/24**

PUS3

81/0

95/36**

PUS4

87/0

48/24**

PUS5

82/0

82/31**

حمایت دولتی درک‌شده (PGS)

PGS1

80/0

39/25**

86/0

90/0

65/0

PGS2

81/0

01/24**

PGS3

82/0

95/36**

PGS4

79/0

48/24**

PGS5

81/0

82/31**

حمایت محیطی درک‌شده (PES)

PES1

87/0

31/47**

82/0

89/0

73/0

PES2

85/0

58/38**

PES3

83/0

33/29**

** معناداری در سطح خطای یک درصد

     با توجه به نتایج ارائه شده در جدول 2، بار عاملی استاندارد شده (β) تمامی نشانگرهای انتخابی برای سازه‌های مورد نظر بالا (بالاتر از 70/0) و از لحاظ آماری در سطح خطای یک درصد معنادار بودند (P <0.01). این نتایج شواهد کافی را برای تأیید تک‌بُعدی بودن نشانگرهای انتخابی در هر یک از سازه‌های مربوطه فراهم کرد؛ بنابراین، می‌توان اظهار کرد که نشانگرهای انتخابی برای هر یک از سازه‌های مربوطه به‌درستی انتخاب‌شده‌اند. افزون بر این، بر اساس نتایج ارائه شده در جدول مذکور، مشخص می‌شود که پایایی ترکیبی (CR) تمام سازه‌های پژوهش بیشتر از 90/0 و ضریب آلفا کرونباخ آن‌ها نیز بالاتر از 89/0 بود؛ بنابراین، تمام متغیرهای نهفته (سازه‌ها) مدل اندازه‌گیری پژوهش از پایایی مناسبی برخوردار بودند. همچنین، نتایج نشان داد که میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE) برای تمام سازه‌های پژوهش بیشتر از 72/0 بود؛ بنابراین، تمام سازه‌های مدل اندازه‌گیری پژوهش از روایی همگرای مناسبی برخوردار بودند.

جدول 3. میانگین، انحرافمعیار، همبستگی و جذر میانگین واریانس استخراج‌شده متغیرهای پژوهش

متغیرها

میانگین (انحرافمعیار)

1

2

3

4

5

6

7

1- نگرش به کارآفرینی

67/3 (97/0)

85/0a

 

 

 

 

 

 

2- قصد کارآفرینانه

96/0 (71/0)

55/0

87/0a

 

 

 

 

 

3- کنترل رفتاری

01/3 (04/1)

43/0

63/0

87/0a

 

 

 

 

4- حمایت محیطی

88/2 (86/0)

14/0

18/0

33/0

85/0a

 

 

 

5- حمایت دولتی

51/2 (85/0)

02/0

11/0

26/0

62/0

81/0a

 

 

6- حمایت دانشگاهی

46/2 (98/0)

11/0

19/0

32/0

54/0

65/0

84/0a

 

7- هنجارهای ذهنی

25/3 (88/0)

38/0

48/0

39/0

20/0

16/0

22/0

88/0a

a جذر میانگین واریانس استخراج‌شده

     بر اساس نتایج ارائه شده در جدول (3)، به‌طور کلی جذر میانگین واریانس استخراج‌شده برای هر یک از سازه‌ها (0.75<AVE <0.88) بزرگ‌تر از هم‌بستگی بین سازه‌ها (0.02<r<0.70) بود. این نتیجه نشان داد که نشانگرهای انتخابی برای هر سازه درصد بالایی از واریانس مشترک آن سازه نسبت به سایر سازه‌ها در مدل اندازه‌گیری را به اشتراک می‌گذارند؛ بنابراین، روایی تشخیصی سازه‌های موجود در مدل اندازه‌گیری پژوهش تأیید شد.

     پس از تأیید مدل‌های اندازه‌گیری تأثیر عوامل زمینه‌ای بر قصد کارآفرینانه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی، به‌منظور آزمون فرضیه‌های پژوهش در قالب چارچوب پیشنهادی از روش تحلیل مسیر (ارزیابی مدل ساختاری) استفاده شد. مدل مسیر پژوهش با نمایش بارهای عاملی استاندارد شده (شکل 2) و خلاصه نتایج (جدول 4) حاصل از ارزیابی مدل ساختاری پژوهش در ادامه ارائه شده‌است.

 

شکل 2. مدل ساختاری پژوهش در حالت استاندارد

جدول 4. اثرات مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرهای پیش‌بین بر قصد کارآفرینانه

پیش‌بین‌ها

ملاک

اثر مستقیم

اثر غیر مستقیم

اثر کل

نگرش نسبت به کارآفرینی

قصد کارآفرینانه

29/0**

-

29/0**

کنترل رفتاری درک‌شده

43/0**

-

43/0**

هنجارهای ذهنی

20/0**

24/0**

44/0**

حمایت دانشگاهی درک‌شده

-

16/0**

16/0**

حمایت دولتی درک‌شده

-

06/0-

06/0-

حمایت محیطی درک‌شده

-

**17/0

17/0**

     نتایج ارائه شده در جدول (4)، بیانگر این است که متغیرهای نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک‌شده تأثیر مثبت و معناداری به‌صورت مستقیم بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی ایران دارند. همچنین نتایج نشان داد که دو عامل زمینه‌ای یعنی حمایت دانشگاهی درک‌شده و حمایت محیطی درک‌شده تأثیر مثبت و معناداری به‌صورت غیر مستقیم بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی دارند، ولی تأثیر حمایت دولتی درک‌شده بر قصد کارآفرینانه دانشجویان تأیید نشد؛ بنابراین، فرضیه‌های اول، دوم، سوم، چهارم و ششم تأیید و فرضیه پنجم رد شد. افزون بر این، نتایج پژوهش نشان‌می‌دهد که متغیرهای پیش‌بین (عوامل انگیزشی و زمینه‌ای) در مجموع 5/52% از تغییرات واریانس قصد کارآفرینانه دانشجویان در نظام آموزش عالی ایران را تبیین می‌کنند که درصد قابل توجهی است.

بحث و نتیجهگیری

نتایج پژوهش نشان داد که کنترل رفتاری درک‌شده تأثیر مثبت و معناداری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی داشت. این یافته با نتایج مطالعات کروگر و همکاران (2000)، لینان و چن (2009) تریودی (2017)، شیری و همکاران (2017 الف) و شیری و همکاران (2017 ب) همخوانی دارد. نظر به اینکه کنترل رفتاری درک‌شده به درک فرد از آسانی یا سختی درگیر شدن در فعالیت‌های کارآفرینانه اشاره دارد (لینان و همکاران، 2013)؛ بنابراین درک مثبت فرد از توانایی‌های کارآفرینانه خود، او را به‌دنبال کردن فعالیت‌های (رفتارهای) کارآفرینانه هدایت می‌کند؛ چراکه افراد معمولاً تمایل به انجام رفتارهایی دارند که فکر می‌کنند و یا انتظار دارند که بتوانند به‌خوبی آن را کنترل و مدیریت کنند. افزون بر این، نتایج نشان داد که نگرش نسبت به کارآفرینی تأثیر مثبت و معناداری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی داشت. این یافته با نتایج مطالعات؛ لینان و چن (2009)، تریودی (2017)، شیری و همکاران (2017 الف) و شیری و همکاران (2017 ب) هم‌راستا است.

     پر واضح است که نگرش مثبت افراد نسبت به کارآفرینی منجر به ایجاد قصد کارآفرینانه در آن‌ها می‌شود؛ چراکه نگرش نسبت به رفتار به‌عنوان ارزشیابی مثبت و منفی فرد از رفتار تعریف می‌شود (آجزن، 1991). بدین معنی که اگر فردی نگرش مثبتی نسبت به کارآفرینی داشته‌باشد؛ یعنی آن فرد کارآفرینی را به‌عنوان فعالیت شغلی مطلوب و با نتایج خوب درک نموده و به‌احتمال‌زیاد در صدد دنبال کردن فعالیت کارآفرینی برمی‌آید. همچنین، نتایج پژوهش نیز نشان داد که هنجارهای ذهنی تأثیر مثبت و معناداری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی داشت. نظر به اینکه از یک‌سو، وقتی که افراد محیط فرد از فعالیت‌های کارآفرینانه او حمایت کنند، این احتمال وجود دارد که فرد در جهت انتخاب فعالیت کارآفرینی از خود تمایل نشان دهد (لینان، 2008). از سوی دیگر، با توجه به اینکه کشور ایران یک جامعه جمع‌گرا است و افراد نسبت به خواسته‌ها و انتظارات گروه مرجع خود تعهد و مسئولیت بالایی دارند (هافستد و هافستد[27]، 2005)؛ بنابراین، دور از انتظار نیست که هنجارهای ذهنی در بین دانشجویان کشاورزی هم‌سو با نیت کارآفرینانه آن‌ها باشد.

یافته‌های پژوهش بیانگر این بود که حمایت دانشگاهی درک‌شده تأثیر مثبت و معناداری به‌صورت غیر مستقیم بر قصد کارآفرینانه داشت. این یافته با نتایج مطالعات؛ تورکر و سلکوک (2009)، پور آتشی (2015) و تریودی (2017) هم‌خوانی دارد. در این راستا، شاپیرو (1982) نیز بیان نمود که امکان‌پذیری و نگرش کارآفرینانه افراد به حمایت‌های آموزشی محیط اطراف آن‌ها از فعالیت‌های کارآفرینانه بستگی دارد؛ بنابراین، یک محیط دانشگاهی حمایت‌کننده با حمایت‌ها و برنامه‌های مختلف (نظیر، فراهم کردن دانش، مهارت و روحیات کارآفرینانه) دانشجویان را برای کارآفرین شدن تحریک می‌کند و آن‌ها را به‌سوی تدوین و اجرای طرح‌ها و فعالیت‌های کارآفرینانه تشویق می‌کند (سچوارز و همکاران[28]، 2009).

بر این اساس، بدیهی است که وقتی دانشجویان تصور کنند که محیط (از جمله محیط دانشگاهی و آموزشی) از فعالیت‌های کارآفرینی حمایت می‌کند، نیات، نگرش‌ها، هنجارها و ادراکات کارآفرینانه مناسبی در آن‌ها شکل گیرد. نتایج حاضر شواهد مناسبی را برای اثبات دیدگاه «قابل یادگیری بودن فرآیند کارآفرینی» ارائه می‌دهد و نقش کلیدی نظام‌های آموزشی را در توسعه نیات کارآفرینانه دانشجویان آشکار می‌کند. افزون بر این، یافته‌های پژوهش نشان داد که حمایت دولتی درک‌شده تأثیر معناداری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی ایران نداشت. این یافته‌ها برخلاف نتایج مطالعه تورکر و سلکوک (2009) است. نظر به این‌که حمایت دولتی درک‌شده به تصور مثبت دانشجویان از حمایت‌های دولت در زمینه اصلاح قوانین و مقررات، کاهش بوروکراسی و عوامل مالی برای راه‌اندازی کسب‌وکار کارآفرینانه اشاره دارد (کریمی، 2014)؛ و مکانیسم‌های سیاسی و اقتصادی در بخش‌های خصوصی و عمومی تحت نظر دولت در هر کشوری در شکل‌گیری و توسعه فعالیت‌های کارآفرینانه نقش مهمی ایفا می‌کنند و در چنین سیستم‌هایی همیشه برخی فرصت‌ها و تهدیدها برای کارآفرینان بالقوه (نظیر دانشجویان) و بالفعل وجود دارد (تورکر و سلکوک، 2009)؛ بنابراین افراد بر اساس تصور خود از مکانیسم‌های سیاسی و اقتصادی و همچنین فرصت‌ها و تهدیدهای موجود برای وارد شدن به بازار کار و یا راه‌اندازی کسب‌وکارها تصمیم می‌گیرند. پر واضح است در جامعه‌ای که برای راه‌اندازی و توسعه کسب‌وکارهای کارآفرینانه چالش‌ها و مشکلات متعددی وجود داشته‌باشد، مردم آن جامعه تمایل کمتری برای دنبال کردن چنین فعالیت‌هایی داشته‌باشند.

همان‌گونه که پیش‌تر بیان شد، بر اساس نظر حسینی و اسکندری (2013) و سرافراز و فقیه (2011) موانع و مشکلات فراوانی برای راه‌اندازی و توسعه کسب‌وکارهای کارآفرینانه در کشور وجود دارد. بر این اساس، یافته حاضر مبنی بر عدم تأثیر حمایت‌های دولتی درک‌شده بر قصد کارآفرینانه دانشجویان نظام آموزش عالی کشاورزی کشور قابل توجیه است. در نهایت، یافته‌های پژوهش نشان داد که حمایت محیطی درک‌شده تأثیر مثبت و معناداری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان داشت. این یافته با نتایج مطالعات؛ پنگ و همکاران (2012)، شیری و همکاران (2012)، شیری (1401 ب) و تریودی (2017) هم‌خوانی دارد. نظر به این‌که حمایت محیطی درک‌شده به تصور دانشجویان از مثبت بودن شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای کارآفرینانه اشاره دارد (کریمی، 2014)؛ و بر طبق نظریه یادگیری اجتماعی عوامل محیطی تأثیر قابل توجهی بر فرآیندهای یادگیری و شناختی دارند (بندورا[29]، 1997)؛ بنابراین این عوامل می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری تصمیمات کارآفرینانه افراد داشته‌باشند (نورث، 1990؛ 2005)؛ بنابراین، دور از انتظار نیست که حمایت‌های محیطی در جامعه سبب شکل‌گیری نیات، نگرش‌ها، هنجارها و ادراکات کارآفرینانه دانشجویان شوند.

به‌طورکلی، نتایج حاصل از پژوهش قابلیت کاربرد تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده آجزن (1991) در حوزه کارآفرینی در بافت ایران و در بین دانشجویان نظام آموزش عالی کشاورزی کشور را تأیید کرد. درواقع، نتایج این مطالعه شواهدی مبنی بر اهمیت و ضرورت تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده را برای پیش‌بینی قصد و رفتار کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی کشور ارائه داد. افزون بر این، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که عوامل زمینه‌ای می‌توانند در جهت پیش‌بینی نیات و رفتارهای کارآفرینانه دانشجویان در نظام آموزش عالی کشاورزی کشور مورد استفاده قرار گیرند. درواقع، نتایج مذکور شواهدی مبنی بر امکان تلفیق عوامل زمینه‌ای را در تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده آجزن (1991) به‌منظور تبیین قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی در ایران ارائه داد.

دستاوردها و پیشنهادهای پژوهش

پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی تأثیر عوامل زمینه‌ای بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد که دستاوردهای نظری و کاربردی مناسبی برای ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان به‌همراه دارد.

در بحث دستاوردهای نظری، پژوهش حاضر ضمن آزمون تئوری رفتار برنامه‌ریزی‌شده آجزن (1991) در یک کشور درحال‌توسعه (ایران) گسترده با فرهنگ‌ها و ارزش‌های متنوع، به ادبیات قصد کارآفرینانه کمک می‌کند. یافته‌های این پژوهش اهمیت متغیرهای بیرونی (عوامل زمینه‌ای) را به‌منظور پیش‌بینی قصد کارآفرینانه دانشجویان برای پژوهشگران و صاحب‌نظران حوزه قصد کارآفرینانه آشکار کرد. در بحث دستاوردهای کاربردی، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان نهادهای دولتی و مؤسسات آموزشی ایران می‌توانند از دانش و آگاهی حاصل‌شده از این پژوهش در جهت تدوین راهکارها، محتوا و روش‌های آموزشی اثربخش برای ترویج کارآفرینی در بین دانشجویان کشاورزی استفاده نمایند؛ چراکه ترویج کارآفرینی با بهبود نگرش‌ها، هنجارها و ارزش‌ها، ادراکات و نیات کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی منجر به شکل‌گیری طرز تفکر کارآفرینانه در آنان می‌شود. مهم‌ترین دستاورد شکل‌گیری چنین طرز تفکری در دانشجویان کشاورزی، تغییر دیدگاه آن‌ها نسبت به مقوله مهم اشتغال است؛ به‌گونه‌ای که آنان را از افراد منفعل و جویای کار به «شغل‌آفرین» تبدیل می‌کند. در این راستا، با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهایی به‌صورت زیر جهت کمک به سیاست‌گذاران نهادهای دولتی و آموزشی ارائه می‌شود:

- بهره‌گیری استادان و مدرسان آموزش عالی کشاورزی از روش‌های فعال آموزش و یادگیری، نظیر ایده‌پردازی، یادگیری تجربی و خدمت‌محور، کار تیمی و عملی، تفکر انتقادی و حل مسئله در آموزش کشاورزی؛

- دعوت از کارآفرینان و به‌ویژه دانش‌آموختگان موفق در زمینه کارآفرینی به‌منظور حضور در کلاس‌های درس و بیان تجارب موفق خود و همچنین تسهیل ارتباط، تعامل و تبادل‌نظر دانشجویان با آنان؛

- حمایت‌های مالی، فنی- مشاوره‌ای و انگیزشی استادان و مدیران دانشکده‌های کشاورزی از اجرا و راه‌اندازی ایده‌ها و طرح‌های کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی و تجاری‌سازی آن‌ها؛

- تدوین آیین‌نامه‌ای برای گذراندن دوره کارآموزی دانشجویان رشته‌های کشاورزی در کسب‌وکارهای کارآفرینانه مرتبط و یا تشویق و ترغیب دانشجویان به راه‌اندازی کسب‌وکارهای دانشجویی در محیط دانشگاه به‌جای گذراندن دوره کارآموزی؛

- برگزاری جشنواره‌ها و برنامه‌های منظم سالیانه تحت‌عنوان «کارآفرین برتر دانشجویی» برای معرفی و تجلیل از دانشجویان و دانش‌آموختگان برتر کارآفرین در سطوح مختلف گروه‌های آموزشی، دانشکده‌ها و دانشگاه‌های کشاورزی کشور؛

- برگزاری سمینارها، کارگاه‌ها و دوره‌های آموزش کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار به‌منظور تقویت نگرش و ارتقای توان علمی و عملی دانشجویان نسبت به مباحث و فعالیت‌های کارآفرینانه؛

- تدوین آیین‌نامه‌های حمایتی مناسب برای راه‌اندازی و توسعه هر چه بیشتر شرکت‌های دانش‌بنیان در دانشگاه‌ها به‌منظور حمایت از طرح‌های خلاقانه و کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی؛

- تقویت تسهیلات قانونی از جمله تسهیلات بانکی، کاهش تعرفه‌ها و میزان بیمه و همچنین تسهیل روند ثبت و راه‌اندازی کسب‌وکارهای کارآفرینانه در بخش کشاورزی؛

- طراحی، تدوین و اجرای برنامه‌ها و فیلم‌هایی با عنوان «فرهنگ کار و کارآفرینی» در رسانه‌های جمعی مختلف با تأکید بر توسعه کسب‌وکارهای کارآفرینانه در بخش کشاورزی.

 

[1]. Shiri

[2]. Giacomin

[3]. Global Entrepreneurship Monitor (GEM)

[4]. Singer

[5]. Kelley et al.

[6]. Ajzen

[7]. Trivedi et al.

[8]. Mehdizadeh et al.

[9]. Thmpson

[10]. Conscious Intentionality

[11]. Liñan et al.

[12]. Autio et al.

[13]. Krueger et al.

[14]. Peng et al.

[15]. Heuer

[16]. Khoshmaram et al.

[17]. Luthje and Frank

[18]. Institutional economic theory

[19]. North

[20]. Giacomin et al.

[21]. Pittaway & Cope

[22]. Mehdizadeh et al.

[23]. Karimi

[24]. Fini et al.

[25]. Goethner et al.

[26]. Turker & selcuk

[27]. Hofstede & Hofstede

[28]. Schwarz et al.

[29]. Bandura

منابع
بادپا، بهروز؛ شیری، نعمت‌اله (1401). اثر مؤلفه‌های تصمیم‌گیری مالی و سرمایه‌گذاری بر قصد کارآفرینانه دانشجویان رشته حسابداری ایران. مجله دانش حسابداری، 13 (3)، 88-65.
شیری، نعمت‌اله (1401 الف). طراحی الگویی برای ترویج فعالیت‌های کارآفرینانه در تعاونی‌های دانشجویی کشاورزی. فصلنامه تعاون و کشاورزی، 10 (40)، 81-53.
شیری، نعمت‌اله (1401 ب). واکاوی تعیین‌کننده‌های محیطی قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی (مطالعه موردی: دانشگاه ایلام). نشریه راهبردهای کارآفرینی در کشاورزی، 9 (17)، 103-94.
شیری، نعمت‌اله؛ مراد نژادی، همایون؛ مهدی‌زاده، حسین؛ صی‌محمدی، سمیره (1400). فرصت‌های راه‌اندازی تعاونی‌های دانشجویی در دانشگاه ایلام: راهنمایی برای توسعه تعاونی‌های کشاورزی و خدماتی. فصلنامه تعاون و کشاورزی، 10 (39)، 96-75.
قاسمی، جواد؛ اسدی، علی؛ حسینی‌نیا، غلامحسین (1388). بررسی عوامل تأثیرگذار در ایجاد روحیه کارآفرینی دانشجویان تحصیلات تکمیلی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران. تحقیقات اقتصاد و توسعه کشاورزی ایران، دوره 2-40 (2)، 79-71.
کریمی، سعید؛ ملا میرزایی، فاطمه؛ موحدی، رضا (1395). تأثیر آموزش کارآفرینی و سودمندی آن بر قصد کارآفرینانه دانشجویان کشاورزی دانشگاه‌های غرب کشور. پژوهش مدیریت آموزش کشاورزی، 38، 65-51.
References
Ajzen I. (1991). The theory of planned behavior. Organizational Behavior and Human Decision Processes, 50 (2), 179-211.
Autio, E., Keeley, R.H., Klofsten, M., Parker, G.G.C. & Hay, M. (2001). Entrepreneurial intent among students in Scandinavia and in the USA. Enterprise and innovation management studies, 2 (2), 145-161.
Badpa, B., & Shiri, N. (2022). The Effects of Financial and Investment Decision-Making Components on Entrepreneurial Intention among Iranian Accounting Students. Journal of Accounting Knowledge, 13(3), 65-88. doi: 10.22103/jak.2021.18257.3578 (in Persian).
Bandura, A. (1977). Self-efficacy: Toward a unifying theory of behavioral change. Psychological Review, 84 (2), 191-215.
Fini, R., Grimaldi, R. & Sobrero, M. (2009). Factors fostering academics to start up new ventures: An assessment of Italian founders’ incentives. The journal of technology transfer, 34, 380-402.
Fini, R., Grimaldi, R., Marzocchi, G.L. & Sobrero, M. (2012). The determinants of corporate entrepreneurial intention within small and newly established firms. Entrepreneurship theory and practice, 36 (2), 387-414.
Ghasemi, J., Asadi, A., & Hoseininia, G. (2009). Investigating Factors Affecting Entrepreneurial Mentality of Tehran University’s Graduate Students. Iranian Journal of Agricultural Economics and Development Research, 40(2), 71-79. (in Persian).
Giacomin, O., Janssen, F., Shinnar, R. S., Gundolf, K., & Shiri, N. (2022). Individual religious affiliation, religiosity and entrepreneurial intentions among students in four countries. International Small Business Journal, 0(0). doi: 10.1177/02662426221097910
Goethner, M., Obschonka, M., Silbereisen, R. K. & Cantner, U. (2012). Scientists’ transition to academic entrepreneurship: Economic and psychological determinants. Journal of economic psychology, 33 (3), 628-641.
Heuer, A. & Liñán, F. (2013). Testing alternative measures of subjective norms in entrepreneurial intention models. International Journal of Entrepreneurship and Small Business, 19 (1), 35-50.
Hofstede, G. & Hofstede, G. J. (2005). Cultures and organizations: Software of the mind. New York, NY: McGraw Hill.
Hossinei, M. & Eskandari, F. (2013). Investigating entrepreneurial orientation and firm performance in the Iranian agricultural context. Journal of Agriculture Science and Technology, 15, 203-2014.
Karimi, S. (2014). Analysing and promoting entrepreneurship in Iranian higher education. Submitted in fulfilment of the requirements for the degree of doctor at Wageningen University.
karimi, S., Molamirzaie, F., Movahedi, R. (2016). The Impact of Entrepreneurship Education and Its Benefits on Entrepreneurial Intentions of Agricultural Students in West Iran Universities. Journal of Agricultural Education Administration Research, 8(38), 51-65. doi: 10.22092/jaear.2016.107203 (in Persian).
Kelly, D., Singer, S. & Herrington, M. (2016). GEM Global Report 2015/2016. Available at: http://www.gemconsortium.org/report (accessed July 26, 2016).
Khoshmaram, M., Shiri, N., Shinnar, R. S., & Savari, M. (2020). Environmental support and entrepreneurial behavior among Iranian farmers: The mediating roles of social and human capital. Journal of Small Business Management, 58(5), 1064-1088. doi:10.1111/jsbm.12501
Krueger, N. (2000). The cognitive infrastructure of opportunity emergence. Entrepreneurship Theory and Practice, 24 (3), 5-24.
Liñan, F. & Chen, Y.W. (2009). Development and cross-cultural application of a specific instrument to measure entrepreneurial intentions. Entrepreneurship Theory and Practice, 33 (3), 593-617.
Liñán, F. (2008). Skill and value perceptions: How do they affect entrepreneurial intentions?. International Entrepreneurship and Management Journal, 4 (3), 257-272.
Liñan, F., Nabi, G. & Krueger, N. (2013). British and Spanish entrepreneurial intentions: A comparative study. Revista de Economía Mundial, 33, 73-103.
Luthje, C. & Franke, N. (2003). The making of an entrepreneur: Testing a model of entrepreneurial intent among engineering students at MIT. Research and Development Management, 33 (2), 135-147.
Mehdizadeh, H., Gholami, H., Shiri, N. & Khoshmaram, M. (2021). Predicting entrepreneurial opportunity recognition in higher education: a case from Iran. Journal of Applied Research in Higher Education, 13 (4), 944-960.
North, D. C. (1990). Institutions, institutional change and economic performance. Cambridge: Cambridge University Press.
North, D. C. (2005). Understanding the process of economic change. Princeton: Princeton University Press.
Peng, Z., Lu, G. & Kang, H. (2012). Entrepreneurial intentions and its influencing factors: A survey of the university students in China. Creative Education, 3(8), 95–100.
Pittaway, L. & Cope, J. (2007). Entrepreneurship education: A systematic review of the evidence. International Small Business Journal, 25 (5), 479–510.
Pouratashi, M. (2015). Entrepreneurial intentions of agricultural students: Levels and determinants. The Journal of Agricultural Education and Extension, 21 (5), 467-477.
Sarfaraz, L. & Faghih, N. (2011). Women’s entrepreneurship in Iran: A GEM based-data evidence. Journal of Global Entrepreneurship Research, 1 (1), 45-57.
Schwarz, E. J., Wdowiak, M. A., Almer-Jarz, D.A. & Breitenecker, R. J. (2009). The effects of attitudes and perceived environment conditions on students' entrepreneurial intent. Education and Training, 51 (4), 272-291.
Shapero, A. (1982). The entrepreneurial event. Kent, C.A. (ed.) in The Environment for Entrepreneurship, Lexington, Mass: Lexington Books, D.C. Heath and Company, p.21-40.
Shiri, N. (2021). Attitude toward organic agribusiness: an approach to developing sustainable business. British Food Journal, 123 (10), 3265-3276. doi: 10.1108/BFJ-02-2021-0166
Shiri, N. (2022a). Designing a Model for Entrepreneurial Activities Extension in Agricultural Students’ Cooperatives. Co-Operation and Agriculture, 10(40), 53-81. doi: 10.22034/ajcoop.2022.279922.1667 (in Persian).
Shiri, N. (2022b). Analysis of Environmental Determinants of Entrepreneurial Intention among Agricultural Students (Case Study of Ilam University). Journal of Entrepreneurial Strategies in Agriculture, 9(17), 94-103. doi:10.52547/jea.9.17.94 (in Persian).
Shiri, N., Mehdizadeh, H., Khoshmaram, M., & Azadi, H. (2022) Determinants of entrepreneurial alertness: towards sustainable agribusiness development. British Food Journal, 124 (7), 2279-2298. doi: 10.1108/bfj-07-2021-0825
Shiri, N., Mirakzadeh, A. A., & Zarafshani, K. (2017b). Promoting Entrepreneurial Behavior among Agricultural Students: A Two-Step Approach to Structural Equation Modeling. International Journal of Agricultural Management and Development, 7(2), 211–221.
Shiri, N., Mohammadi, D., & Hosseini, S. M. (2012). Entrepreneurial intention of agricultural students: effects of role model, social support, social norms, and perceived desirability. Archives of Applied Science Research, 4 (2), 892-897.
Shiri, N., Moradnezhadi, H., Mahdizadeh, H., & Seymohammadi, S. (2021). Opportunities for Student Cooperatives Startup at Ilam University: Guidelines for the Development of Agricultural and Service Cooperatives. Co-Operation and Agriculture, 10(39), 75-96. doi: 10.22034/ajcoop.2021.129182 (in Persian).
Shiri, N., Shinnar, R. S., Mirakzadeh, A. A., & Zarafshani, K. (2017a). Cultural values and entrepreneurial intentions among agriculture students in Iran. International Entrepreneurship and Management Journal, 13 (4), 1157-1179. doi:10.1007/s11365-017-0444-9
Singer, S., Amors, J. E. & Moska. (2014). GEM Global Report 2014. Available at: http://www. gemconsortium.org/report
Thompson, E. R. (2009). Individual entrepreneurial intent: Construct clarification and development of an Internationally Reliable Metri. Entrepreneurship Theory and Practice, 33 (3), 669-694.
Trivedi, R. H. (2017). Entrepreneurial-intention constraint model: A comparative analysis among post-graduate management students in India, Singapore and Malaysia. International entrepreneurship and management Journal. Doi: 10.1007/s11365-017-0449-4.
Turker, D. & Selcuk, S. S. (2009).Which factors affect entrepreneurial intention of university students?. Journal of European Industrial Training, 33 (2), 142-159.