واکاوی عوامل مؤثر بر توسعۀ کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه مدیریت، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.

2 گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

چکیده

کارآفرینی به‌عنوان عامل کلیدی رشد و توسعه اقتصادی با ایجاد کسب‌وکارهای جدید منجر به افزایش تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه شده و از این طریق نقش مهمی در ارتقای توسعه متوازن منطقه‌ای ایفا می‌کند. این امر به‌ویژه برای کشورهای در حال توسعه که فقر و بیکاری از مسائل اساسی فراروی آن‌ها است اهمیت دارد. از ‌این‌رو این مطالعه به واکاوی عوامل مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام برای دست‌یابی به آثار و پیامدهای مثبت ایجاد کسب‌وکارهای کارآفرینانه پرداخته است. رویکرد پژوهش حاضر آمیخته (کیفی-کمی) از نوع اکتشافی می‌باشد. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل کلیه خبرگان و جامعه آماری در بخش کمی صاحبان کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام بود. در بخش کیفی با به‌کارگیری روش گلوله‌برفی مشارکت‌کنندگان انتخاب شدند که با 12 نفر اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی نیز 120 نفر از صاحبان کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه به‌صورت تمام‌شماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق‌ساخته بود. تحلیل داده‌ها در بخش کیفی با استفاده از تحلیل مضمون و در بخش کمی با مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. بر اساس نتایج، 57 شاخص در قالب 15 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی شامل قابلیت‌های بازاریابی، هوشمندی رقابتی، خط‌مشی دولت، توانمندسازی کارآفرینانه، ارتباطات استراتژیک و مقبولیت اجتماعی شناسایی شدند که در بخش کمی نیز تأثیر هر یک از آنان ارزیابی و نهایتاً تأیید شدند. پیشنهاد می‌شود که سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان کلان و همچنین مسئولان محلی با توجه به شاخص‌ها و مضامین شناسایی‌شده، برنامه‌های حمایتی و آموزشی متناسبی را برای صاحبان کسب‌وکارهای خانگی تدوین و اجرا کنند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقدّمه

کار در خانه قدمت دیرینه‌ای داشته و شاید بتوان گفت که پیشینه آن به ظهور مفهوم خانه و یکجانشینی انسان بازمی‌گردد. بخش اعظم فعالیت‌های اقتصادی مردمان قبل از عصر صنعتی شدن در خانه‌ها و محل زندگی‌شان انجام می‌شده و خلط مفهوم خانه و کسب‌وکار مفهوم غریبی نبوده است. با انقلاب صنعتی و گسترش نظام کارخانه‌ای رفته‌رفته مرز میان خانه و محل کار پررنگ‌تر شده به‌طوری که مراکز صنعتی و تجاری به‌عنوان محلی برای فعالیت اقتصادی و خانه به کانونی گرم و آرام‌بخش برای مردمان خسته از کار روزانه در این مراکز تبدیل شد. وقوع یک شوک اقتصادی در اثر بحران انرژی اپک در سال ۱۹۷۳ باعث شد که توجه دوباره نسبت به خانه به‌عنوان محل کار جلب شود (خنیفر و دیگران، ۱۳۸۹). صاحب‌نظران این حوزه معتقدند که سه عامل دیگر باعث شده‌است که کسب‌وکارهای خانگی در سال‌های اخیر روند رو به رشدی را طی کند که عبارت‌اند از:

  • ظهور و گسترش فناوری‌های جدید به‌ویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات که باعث رونق و توسعه کارهای از راه دور و کسب‌وکارهای اینترنتی از قبیل خرید و فروش اینترنتی شده‌است.
  • تغییر ساختار صنعتی و کوچک‌تر شدن سازمان‌ها و برون‌سپاری‌هایی که از یک‌سو موجب افزایش احساس ناامنی شغلی در افراد و تلاش بیشتر برای خوداشتغالی و کسب‌وکار مستقل و از سوی دیگر توجه به کسب‌وکارهای خانگی شده که می‌تواند مرجع مناسبی برای این برون‌سپاری باشد.
  • تغییر ارزش‌های اجتماعی هم چون تمایل افراد به آزادی و استقلال بیشتر در کار و حضور بیشتر در کنار خانواده از یک‌سو و ارتقای سطح استاندارد زندگی در میان خانواده‌های امروزین که نیاز به درآمد بیشتر را طلب می‌کند از سوی دیگر، دو نیروی متضاد هستند که برآیند آن‌ها راه‌اندازی یک کسب‌وکار در خانه ر ا سبب می‌شود.

     یک کسب‌وکار هنگامی راه‌اندازی می‌شود که شخصی به این نتیجه برسد که می‌تواند از طریق تولید کالا یا خدمات و فروختن و ارائه آن به مردم، سود کسب کرده، به جامعه‌ی خود کمک کند (واکر و وبستر[1]، ۲۰1۴). طبق ماده 2 «قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی» منظور از مشاغل یا کسب‌وکار خانگی، آن دسته از فعالیت‌هایی است که با تصویب ستاد ماده 3، توسط عضو یا اعضای خانواده در فضای مسکونی در قالب یک طرح کسب‌وکار بدون ایجاد مزاحمت و ایجاد اخلال در آرامش واحدهای مسکونی هم‌جوار شکل می‌گیرد و منجر به تولید خدمت و یا کالای قابل عرضه به بازار خارج از محیط مسکونی می‌گردد (کرمی، 1400).

     کسب‌وکارهای خانگی اغلب جزء کسب‌وکارهای خیلی کوچک جای می‌گیرند و به‌طور معمول برای نامیدن فعالیت تجاری که در درجه اول در محل سکونت یا محل مسکونی قرار دارد یا متمرکز در خانه است، استفاده می‌شود. افزون بر این بیشتر مالک یا مالکان کسب‌وکار خانگی، در محل قرار گرفتن کسب‌وکار ساکن هستند. اگرچه این نوع کسب‌وکارها اغلب جزو بخش پنهان و غیررسمی اقتصاد هستند، اما نقش قابل توجهی در ثروت و رشد اقتصادی یک جامعه و توسعه سرمایه اجتماعی آن دارند. چنانچه به باور برخی اندیشمندان، فرصت‌های کسب‌وکار خانگی باعث خویش فرمایی در راستای رفع کاستی‌ها و تأمین نیازهای محلی یک اقتصاد شده و راه را برای توسعه پایدار اقتصادی هموار می‌کند (مقسم و همکاران، 1398).

     امروزه کسب‌وکارهای خانگی از بخش‌های مهم فعالیت‌های اقتصادی کشورهای پیشرفته است و رشد فزاینده آن‌ها نقش مهمی در تولید ناخالص ملی کشورهای صنعتی داشته است. به‌طور مثال در کشورهای پیشرفته از جمله آلمان و انگلستان 15 تا 20 درصد کل شاغلان این کشور در بخش کسب‌وکارهای خانگی، مشغول به فعالیت هستند که به‌طور متوسط سالانه بیش از 200 هزار دلار فروش دارند (گابریل و بیتچ[2]، 2019). کسب‌وکارهای خانگی ممکن است از طریق افزایش تولید و کاهش قیمت‌ها، رقابت در بخش اقتصادی را افزایش دهند. همچنین ممکن است دیدگاه‌های جدید و منحصربه‌فردی را در ارائه کالا و خدمات به ارمغان بیاورند و به بازارهای کوچک و جدیدی که نسبت به شرکت‌های بزرگ‌تر سودآوری و جذابیت کمتری دارند کمک کنند (صالح[3]، 2021).

     شواهد نشان‌می‌دهد که در کشورهای صنعتی غربی، کسب‌وکارهای خانگی، نسبت به دیگر کسب‌وکارها شیوع بالاتری داشته‌اند. اگر از دریچه مدیریتی به این پدیده بنگریم متوجه مزایای زیادی خواهیم شد. از آنجایی‌که سود هر ابتکار و کارآفرینی در این نوع کسب‌وکارها به‌طور مستقیم نصیب خود فرد می‌شود، انگیزه فرد برای کارآفرینی و خلاقیت افزایش می‌یابد و زمینه توسعه خانواده‌های کارآفرین و در نهایت، جامعه کارآفرین مهیا می‌شود. همچنین فرد در این نوع کسب‌وکارها به‌روش و سلیقه خود عمل می‌کند و تصمیم‌گیرنده اصلی در انتخاب روش کار، خود فرد است و این منجر به‌نوعی خودمدیریتی و خودکنترلی در افراد می‌شود (مراد نژادی و واحدی، 1398).

     در این نوع کسب‌وکارها افراد مجبور به کار کردن در یک بازه زمانی مشخص نخواهند بود و به این ترتیب ساعات کاری انعطاف‌پذیر خواهند شد که برای افراد خوشایندتر است. از طرفی به‌علت اینکه افراد زمان بیشتری را در کنار خانواده سپری می‌کنند، تعادل بین کار و زندگی برقرار شده و این منجر به افزایش کیفیت زندگی کاری می‌شود (احمد[4]، 2020). بررسی نشان‌می‌دهد با گسترش روزافزون فناوری‌های نوین به‌ویژه فناوری دیجیتالی و گسترش فضای مجازی فرصت‌های زیادی برای مشاغل خانگی ایجاد شده‌است به‌طوری که 20 درصد درآمد کشورهای در حال توسعه از مشاغل خانگی به‌دست می‌آید که نمونه آن کشورهای چین و بنگلادش هستند. کسب‌وکار خانگی از نظر ایجاد شغل، نوآوری در عرضه محصول یا خدمت موجب تنوع و دگرگونی زیادی در اجتماع و اقتصاد کشور می‌شود (فلاح، 1397).

     اهمیت توسعه کسب‌وکارهای خانگی و نقش حیاتی آن در توسعه و پیشبرد کشورها بر هیچ‌کس پوشیده نیست. در عین حال، تغییر شرایط اقتصادی، زیست‌محیطی و سیاسی- اجتماعی در سرتاسر جهان چالش‌های جدی را برای تولید و فروش محصولات به‌خصوص تولید در مقیاس کوچک به وجود می‌آورد. کسب‌وکارهای خانگی اگر جهت فروش محصولات به بازار برسند از قدرت چانه‌زنی برای تعیین شرایط تجارت برخوردار نیستند. کسب‌وکارهای خانگی در دوران کرونا نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا کردند، زیرا توانستند از رفت و آمده‌ای غیر ضروری جلوگیری کنند و برای افرادی که به‌دلیل بحران کرونا شغل خود را از دست داده‌بودند، ایجاد درآمد نمایند. امروزه بخش قابل توجهی از اشتغال دنیا در بخش مشاغل خرد و بنگاه‌های کوچک شکل گرفته است. همچنین می‌توان به این نکته اشاره نمود که خانه برای زن یک محل بدیهی برای شروع کسب‌وکار است که نشان‌دهنده‌ی یک گزینه موقعیتی کم‌خرج برای وی است تا نقش‌های کار و خانواده را ترکیب نماید (لاسکاکوو اسمیت-هانتر[5]، 2004).

     برخی دیگر از مهم‌ترین مزایای کسب‌وکار خانگی عبارت‌اند از: آزادی و استقلال عمل بیشتر، ساعات کاری انعطاف‌پذیر، ایجاد تعادل و موازنه بیشتر بین کار و زندگی، پایین بودن هزینه راه‌اندازی، پایین بودن میزان ریسک، امکان کار کردن پاره‌وقت، راحت‌تر بودن تربیت بچه‌ها، داشتن فرصت و زمان بیشتر، تناسب با ویژگی‌های جسمی افراد معلول و کم‌توان، احتمال موفقیت بیشتر، تناسب با اقشار مختلف و احساس راحتی بیشتر (گابریل و بیتچ، 2019). فعالیت‌های افرادی که در استخدام هیچ سازمانی نبوده و به‌طور مستقل برای ایجاد ارزش‌افزوده به کارهای تولیدی، خدماتی و فروش در خانه می‌پردازند کسب‌وکار خانگی کارآفرینانه گفته‌می‌شود. کار خانگی مفهوم وسیعی است که صاحبان و اداره‌کنندگان کسب‌وکارهای خانگی را نیز شامل می‌شود (سلیمان[6]، 2009).

     سالازار[7] (2001) در یک نوع‌شناسی از کارکنان خانگی آن‌ها را بر اساس چگونگی استخدام و نوع کنترل و مدیریتی که بر کار دارند به چهار دسته تقسیم می‌کند که دسته چهارم آن افرادی هستند که خود به‌طور مستقل یک فعالیت اقتصادی را راه‌اندازی کرده و در باره تولید، ارائه خدمت و فروش محصول خود تصمیم‌گیری می‌کنند، چنین فعالیت‌هایی را کسب‌وکار خانگی (پرات[8]، 2000) و صاحبان و بنیان‌گذاران آن را کارآفرینان خانگی (تامپسون[9]، 2009) می‌نامند. با بررسی تعاریف انواع کسب‌وکارهای کوچک و متوسط می‌توان به این نتیجه دست یافت که شناسایی و بهره‌گیری از فرصت‌های کارآفرینانه و ایفای نقش بسزا در ایجاد اشتغال و کارآفرینی ویژگی بارز کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه است، بنابراین کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه را به این صورت تعریف کرد: هر نوع فعالیتی که در آن فرد یا افرادی در محل زندگی خود بدون اینکه در استخدام یا مدیریت دیگری باشند به‌طور مستقل و برای ایجاد ارزش‌افزوده، به تولید، ارائه خدمت و فروش می‌پردازند.

     در مورد اهمیت و ضرورت انجام این پژوهش میتوان به دو خلأ علمی و کاربردی اشاره کرد. نخست در خصوص خلأ علمی اینکه بررسی‌های پژوهشگر نشان‌می‌دهد مطالعاتی که تاکنون در مورد کسب‌وکارهای خانگی صورت گرفته است اکثراً در حوزه کسب‌وکارهای روستایی و کشاورزی بوده است که در این پژوهش، قلمرو گسترده‌تری مد نظر است و مدلی که ارائه خواهد شد در ارتباط با توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در همه صنایع و حوزه‌ها است که تاکنون کمتر پژوهشی با این عنوان انجام‌شده است. لذا انجام این پژوهش دانشی به ادبیات نظری توسعه کسب‌وکارهای خانگی اضافه خواهد کرد. دیگر در مورد خلأ کاربردی اینکه امروزه کسب‌وکارهای خانگی به‌عنوان راهکاری مهم برای ایجاد اشتغال و درآمد در سراسر جهان محسوب می‌شوند. قابلیت انجام این نوع کسب‌وکار در «منزل» سبب ایجاد مزایای بسیاری برای شاغلین آن‌ها می‌شود که از جمله می‌توان به ایجاد توازن بین مسئولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، حذف هزینه‌های مربوط به خرید، رهن و اجاره کارگاه، ایاب و ذهاب، استفاده از نیروی کار سایر اعضای خانواده و ایجاد زمینه‌های کار خانوادگی و امکان انتقال تجارب از طریق آموزش غیر رسمی به شیوه استادشاگردی بین اعضا خانواده اشاره نمود.

     یکی از مناطقی که در آن استقبال قابل توجهی از طرح ساماندهی مشاغل خانگی شده‌است، استان ایلام است؛ زیرا این استان به‌خاطر انزوای جغرافیایی، کوهستانی بودن، دوری از مراکز صنعتی و خدماتی، عدم تطابق مکانی منابع آب و خاک، کمبود تأسیسات مهار و انتقال آب، غلبه واحدهای بهره‌برداری خرد زراعی، پایین بودن سطح مکانیزاسیون، ضعف شدید مالی بخش خصوصی و به‌طور کلی ساختار سنتی و معیشتی تولید، سهم بخش کشاورزی در ایجاد اشتغال آن سیر نزولی دارد (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان ایلام، برنامه آمایش سرزمین استان ایلام، 1397: 93) در این میان تمرکز 37 درصد شاغلان تحصیل‌کرده استان در شهرستان ایلام (مرکز آمار ایران، سالنامه آماری استان ایلام، 1395: 59) و نیز در کل کاهش سهم جمعیت روستایی این استان در سال 1395 به کمترین میزان خود (8/37 درصد) در دوره‌های سرشماری رسیده است، نشان از مهاجر فرستی آن دارد و مبین ضعف در بنیان‌های اقتصادی جامعه روستایی است. در چنین شرایطی هم‌زمان با اجرای قانون «طرح ساماندهی مشاغل خانگی» که در آبان 1389 در سطح ملی تصویب شد، در استان ایلام نیز مورد استقبال روستاییان بیکار، کم‌درآمد یا فاقد درآمد قرار گرفته است. به‌گونه‌ای که طبق آمار مأخوذه از دستگاه‌های اجرایی این استان، تعداد 1476 نفر از روستاییان طی سال‌های 1396 تا 1398 با دریافت تسهیلات کم‌بهره (4 درصد) از محل طرح مذکور مشاغل مختلفی را ایجاد کرده‌اند (مظفری و همکاران، 1401).

     با توجه به مزایای فراوان کسب‌وکارهای خانگی و نقش مهم و ضروری آن‌ها در توسعه اقتصادی استان ایلام در شرایط کنونی اقتصاد کشور، مسئله اصلی که پژوهشگران را وادار به انجام پژوهش حاضر کرد، پاسخ‌گویی به این سؤال اساسی است که چه عواملی بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام تأثیرگذارند؟

     پیشینه پژوهش‌های انجام‌شده در مورد کسب‌وکارهای خانگی می‌تواند به شناسایی شاخص‌ها و عوامل توسعه کسب‌وکارهای خانگی کمک شایانی کند. کرمی (1400) در مطالعه‌ای به بررسی تأثیر روابط بین قابلیت‌های ارزشی سازمانی و عملکردهای استراتژیک بر رشد کسب‌وکارهای خانگی در صنایع خانگی شهر تهران پرداخته‌است و در نهایت به این نتیجه دست یافته است که بین قابلیت‌های ارزشی سازمان و عملکردهای استراتژیک با رشد کسب‌وکارهای خانگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. صالح (2021) نیز در مطالعه‌ای به بررسی نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات، شبکه‌های اجتماعی و کوئید- 19 بر کسب‌وکارهای خانگی در کویت پرداخته‌اند و در نهایت به این نتیجه دست یافته است که فناوری اطلاعات و ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی بر رشد کسب‌وکارهای خانگی در کویت تأثیر مثبت و معناداری دارند و بحران کوئید- 19 نیز از موانع اصلی رشد این کسب‌وکارها بوده است.

     احمد (2020) در مطالعه‌ای به نقش دانشگاه‌ها در ایجاد کسب‌وکارهای خانگی در آینده توسط دانشجویان پرداخته‌است و بیان کرده است که؛ آموزش‌های کارآفرینانه، مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و آموزش‌های بازاریابی بیشترین تأثیرگذاری بر انگیزش ایجاد کسب‌وکارهای خانگی را دارند.

     مرادنژادی و واحدی (1398) در مطالعه‌ای به واکاوی موانع راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانگی در مناطق روستایی استان ایلام پرداخته‌اند و در نهایت به این نتیجه دست‌یافته‌اند که؛ موانع مالی، موانع بازار، موانع کانال‌های توزیع و واسطه‌ها، موانع قیمتی و موانع رفتاری و نگرشی مهم‌ترین موانع راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانگی در استان ایلام هستند.

     مقسم و همکاران (1398) در مطالعه‌ای با عنوان؛ توسعه کسب‌وکارهای تولیدی کوچک و متوسط بر پایه تأثیرپذیری از عملکرد و نوآوری در فناوری، در نهایت به این نتیجه دست‌یافته‌اند که؛ عملکرد و نوآوری در فناوری بر توسعه کسب‌وکارهای تولیدی کوچک و متوسط تأثیر مثبت و معناداری دارند.

     مگاراوالی و سامپاگنارو[10] (2019) در مطالعه‌ای به پیش‌بینی رشد کسب‌وکارهای کوچک و متوسط خانگی پرداخته‌اند و در نهایت به این نتیجه دست‌یافته‌اند که نوآوری استراتژیک، تفکر کارآفرینانه، آینده‌نگری و تعامل مهم‌ترین عوامل مؤثر بر رشد بالای شرکت‌های خانگی هستند.

     فلاح (1397) در مطالعه‌ای به شناسایی پیشران‌های مؤثر در توسعه کسب‌وکارهای خرد در بخش مشاغل خانگی روستایی، پرداخته‌است و در نهایت به این نتیجه دست یافته است که؛ عواملی چون فرهنگ‌سازی کارآفرینانه، ظرفیت‌سازی کارآفرینانه و توانمندسازی کارآفرینانه، مهم‌ترین پیشران‌های توسعه کسب‌وکارهای بسیار کوچک در بخش مشاغل خانگی روستایی‌اند.

     مدرسی (1397) در مطالعه‌ای به تحلیل سیستماتیک عوامل مؤثر بر رشد کسب‌وکارهای خانگی زنان، پرداخته‌است و در نهایت به این نتیجه دست یافته است که؛ تحصیلات، تجربه، ارتباطات و انگیزش مهم‌ترین عوامل مؤثر بر رشد کسب‌وکارهای خانگی هستند.

     بینز و همکاران[11] (2018) در مطالعه‌ای به بررسی نقش برند تجاری خانواده در راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانگی پرداخته‌اند و در نهایت به این نتیجه دست‌یافته‌اند که؛ برند تجاری خانوادگی بر انگیزه ایجاد کسب‌وکارهای خانگی تأثیر مثبت و معناداری دارد.

     وودفیلد و همکاران[12] (2017) در مطالعه‌ای به بررسی نقش کارآفرینی پایدار در موفقیت کسب‌وکارهای خانگی پرداخته‌اند و در نهایت به این نتیجه دست‌یافته‌اند که کارآفرینی پایدار بر موفقیت کسب‌وکارهای خانگی تأثیر مثبت و معناداری دارد و تاب‌آوری این کسب‌وکارها را افزایش می‌دهد.

     زینتی فخرآباد و بکها (1395) در مطالعه‌ای به بررسی ظرفیت‌های توسعه کسب‌وکارهای خانگی در فرایند توانمندسازی زنان روستایی در شهرستان کرج پرداخته‌اند و در نهایت به این نتیجه دست‌یافته‌اند که؛ بین توسعه کسب‌وکارهای خانگی و توانمندسازی زنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

     نجفی و صفا (1393) در مطالعه‌ای به بررسی کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه و موانع و چالش‌های توسعه آن‌ها در مناطق روستایی، پرداخته‌اند و در نهایت به این نتیجه دست‌یافته‌اند که موانع و مشکلات مالی و همچنین ضعف در مهارت‌های مدیریتی مهم‌ترین چالش‌های توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه هستند. بررسی برخی تحقیقات نشان‌می‌دهد پنج عامل انگیزه‌های کارآفرینانه، خانوادگی، کارجویانه، مالی و اعتقادی به‌ترتیب اولویت در مجموع بیش از 60 درصد انگیزه‌های کارآفرینی خانگی را تبیین می‌نماید (خنیفر و همکاران، 1389).

     نتایج پژوهش چانگ و همکاران[13] (2009) نشان‌می‌دهد که سرمایه‌ی اجتماعی خانوادگی که به‌عنوان حمایت خانوادگی اندازه‌گیری شده‌است، منجر به آمادگی سرمایه‌گذاری و تصمیمات راه‌اندازی می‌گردد و دارای تأثیر مستقیم و غیر مستقیم بر سرمایه‌گذاری است.

     پژوهش‌های رودریگز و سانتوس[14] (2009) نشان داد که انگیزه‌های زنان کارآفرین برای راه‌اندازی کسب‌وکار بیشتر تحت‌تأثیر شیوه‌های تبعیض‌آمیز بازار کار نسبت به انگیزه‌های درونی مثل نیاز به استقلال است. دانشگاه‌ها در ایجاد کسب‌وکارهای خانگی در آینده توسط دانشجویان می‌توانند نقش به سزایی داشته‌باشند و از طریق آموزش‌های کارآفرینانه، مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و آموزش‌های بازاریابی بیشترین تأثیرگذاری بر انگیزش ایجاد کسب‌وکارهای خانگی را مهیا کنند (احمد، 2020).

روش پژوهش

پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی است چراکه به‌دنبال پاسخ‌گویی به یک مسئله و مشکلی است و هدف اصلی این پژوهش ارائه مدلی برای توسعه کسب‌وکارهای خانگی در استان ایلام است. رویکرد این پژوهش آمیخته اکتشافی از نوع کیفی – کمی است. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل خبرگان حوزه کارآفرینی و کسب‌وکارهای خانگی (کارآفرینان برتر در استان ایلام، صاحبان مشاغل خانگی و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها) است. برای انتخاب نمونه در بخش کیفی با استفاده از روش گلوله‌برفی تعداد 12 نفر تا اشباع نظری انتخاب‌شده‌اند. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل صاحبان مشاغل و کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام است که با توجه به آمار منتشر شده از سوی پارک علم و فناوری استان ایلام، تعداد آن‌ها برابر با 120 کسب‌وکار در نظر گرفته‌شده‌اند که با توجه به حجم پایین جامعه آماری از تمام‌شماری استفاده شده‌است. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی نیز پرسش‌نامه محقق‌ساخته است. برای بررسی اعتبار و صحت سنجی کیفی از روش‌های چک کردن و سه سویه سازی استفاده شد.

     برای بررسی کیفیت داده‌های کیفی از یک فرد خبره (آشنا با موضوع مورد مطالعه و نحوه کدگذاری در روش تحلیل مضمون) خواسته شد تا به‌عنوان همکار پژوهشگر 3 مورد مصاحبه را به‌کمک پژوهشگر کدگذاری کند. با توجه به اینکه این میزان شاخص کاپای بیشتر از 60 درصد است می‌توان ادعا کرد که پژوهش حاضر از پایایی خوبی برخوردار است. همچنین برای بررسی روایی پرسش‌نامه‌ها از روایی محتوایی استفاده شده که مورد تأیید 10 نفر از خبرگان و اساتید متخصص گروه مدیریت قرار گرفته است. برای بررسی پایایی پرسش‌نامه نیز ضریب آلفا کرونباخ مربوط به‌کل گویه‌های پرسش‌نامه حاضر 91/0 به‌دست آمد که نشان داد این پرسش‌نامه از پایایی مناسبی برخوردار است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از تحلیل مضمون که روشی برای شناخت، تحلیل و گزارش الگوهای موجود در داده‌های کیفی است استفاده شده‌است. این روش فرایندی برای تحلیل داده‌های متنی است و داده‌های پراکنده و متنوع را به داده‌هایی غنی و تفصیلی تبدیل می‌کند (براون و کلارک[15]، 2006). در بخش کمی نیز برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل معادلات ساختاری در نرم‌افزار پی. ال.اس. استفاده شده‌است.

نتایج پژوهش

نتایج کیفی

در این بخش از پژوهش نتایج کیفی حاصل از مصاحبه با 12 نفر از خبرگان حوزه کارآفرینی و کسب‌وکارهای خانگی ارائه شده‌است. بر این اساس، ابتدا مضامین فرعی عوامل مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه استخراج گردید و سپس در قالب مقوله‌های کلی به‌عنوان مضامین اصلی دسته‌بندی شدند و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای این منظور با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون، مصاحبه‌ها تجزیه و تحلیل شد و مقوله‌های فرعی و اصلی استخراج شد. در جدول (1) کدها و فراوانی آن‌ها مشخص‌شده است.

جدول 1. استخراج مضامین فرعی از مصاحبه‌های انجام‌شده (مأخذ: یافته‌های پژوهش)

منابع

فراوانی

کدهای گزینشی

ردیف

M1, M2, M3,M4, M6, M7, M8, M9, M10, M11, M12

11

بازاریابی برای محصولات خانگی

1

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10, M11, M12

12

دسترسی به بازار مناسب

2

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7,M9, M10, M11,

10

توسعه مراکز تخصصی حمایت از کسب‌وکارهای خانگی

3

M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10

8

تغییر نگرش جامعه به کار

4

M1, M6, M7, M8, M9, M10, M11, M12

8

فرهنگ خطرپذیری در خانواده‌ها

5

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M8, M9, M10, M11, M12

11

حمایت‌های مادی و معنوی از طرف خانواده

6

M4, M5, M6, M7, M8, M10, M12

7

فرهنگ شکست‌پذیری

7

M1, M2, M3,M4, M5, M7, M8, M9, M10, M12

10

خلاقیت و نوآوری

8

M1, M2, M3,M4, M5,M9, M10, M11,

8

برگزاری کلاس‌های همایشی

9

M1, M2,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M12

9

تجربه‌های قبلی

10

M2, M3,M4, M6, M8, M9, M10, M11

8

انگیزه‌های کارآفرینانه

11

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M9, M10, M11

10

ارتقا مهارت‌های فروش

12

ادامه جدول 1. استخراج مضامین فرعی از مصاحبه‌های انجام‌شده (مأخذ: یافته‌های پژوهش)

منابع

فراوانی

کدهای گزینشی

ردیف

M1, M2, M6, M7, M8, M9, M10, M12

8

دخالت دولت در بازار

13

M1, M2, M3,M4, M5,M7, M9, M10

8

توجه به زیرساخت‌های آموزشی و فرهنگی از سوی دولت

14

M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10, M11, M12

10

سیاست‌های تشویقی دولت

15

M2, M5, M7, M8, M9, M11, M12

7

رقابتی شدن فضای کسب‌وکار

16

M1, M3,M4, M5, M6, M8, M9, M10, M11

9

نظارت بر استانداردهای کیفیت محصولات

17

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M9, M10, M12

9

توجه به ویژگی‌های تولید کیفی

18

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M8

8

جذابیت محصولات تولیدی در بازار مصرف

19

M2, M3,M4, M5, M6, M7, M8,

7

تمرکز بر مشتری

20

M1, M2, M3,M4, M5, M7, M8, M12

8

شفاف‌سازی و تنظیم بازار محصولات

21

M1, M2, M6, M7, M8, M9, M10, M11

8

باز بودن بازارهای داخلی

22

M2, M3,M4, M5, M9, M10, M11

7

رقابت با سایر شرکت‌ها

23

M1, M2, M3, M6, M7, M8, M9, M10, M11

9

رقابت بین کسب‌وکارهای خانگی

24

M1, M2, M3,M4, M5, M8, M9,

7

جو و فضای مناسب بین کسب‌وکارهای خانگی

25

M1, M3,M4, M5, M6, M7, M9, M10, M11, M12

10

توجه به چالش‌های کسب‌وکارهای خانگی

26

M1, M2, M3,M4, M5, M7, M8, M9, M10, M11, M12

11

توجه به تولید محصولات بر اساس نیاز جامعه

27

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10

10

فرهنگ‌سازی در زمینه مصرف محصولات خانگی

28

M2, M3, M5, M6, M7, M8, M9, M10, M11, M12

10

توجه به مبحث مشتری‌مداری

29

M1, M2,M6, M7, M8, M9, M10, M11

8

رضایت و تأمین نیازهای ارباب‌رجوع

30

M1, M2, M5, M6, M7, M8, M9, M11, M12

9

اعتماد جامعه به کسب‌وکارهای خانگی

31

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7

7

برنامه‌ریزی راهبردی برای حمایت از کسب‌وکارهای خانگی

32

M1,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10, M12

9

اعتماد مشتریان بالقوه

33

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M12

10

حمایت‌های ویژه دولت و ارگان‌های دولتی از کسب‌وکارهای خانگی

34

M1, M3,M4, M5, M7, M8, M9, M10, M12

9

سطح درآمد کسب‌وکارهای خانگی

35

M1, M2, M3,M4, M5, M9, M11, M12

8

شناسایی کسب‌وکارهای مناسب

36

M1,M4, M5, M6, M7, M8, M10, M12

8

فضای مناسب برای انجام کار

37

M2, M3,M4, M5, M7, M8, M9, M10, M11, M12

10

همکاری اعضای خانواده

38

M1, M2,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10, M12

10

کافی بودن امکانات جهت راه‌اندازی

39

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M8, M9, M10, M11, M12

11

مدیریت مناسب کسب‌وکارهای خانگی

40

M1, M2, M3,M4, M7, M8, M9, M10, M11, M12

10

داشتن مهارت کافی

41

M1, M3,M4, M5, M6, M7, M9, M11, M12

9

ویژگی‌های فردی

42

M1, M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10

9

قیمت‌گذاری راهبردی

43

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M9, M10, M11, M12

11

ارتقا کیفیت محصولات

44

M1, M2,M4, M5, M7, M8, M10,M12

8

آسان شدن شرایط تبلیغ

45

M1, M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10, M12

10

ایجاد بازار محلی برای فروش محصولات خانگی

46

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10, M12

11

پرداخت تسهیلات بانکی با شرایط مطلوب

47

M1, M3,M4, M5, M6, M7, M8, M9, M10, M11, M12

11

دادن وام با شرایط و تسهیلات مناسب‌تر

48

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M10, M11, M12

10

افزایش حمایت‌های مالی و اعتباری

49

ادامه جدول 1. استخراج مضامین فرعی از مصاحبه‌های انجام‌شده (مأخذ: یافته‌های پژوهش)

منابع

فراوانی

کدهای گزینشی

ردیف

M1, M2, M3, M5, M6, M7, M8, M10, M11

9

کاهش بوروکراسی‌های اداری

50

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M8, M9,

8

کارآمد بودن قوانین

51

M1, M2, M3, M6, M7, M8, M9, M10, M11

9

کاهش پیچیدگی‌ها و سخت‌گیری‌های قوانین

52

M1, M2, M3,M4, M5, M7, M8, M9, M10, M12

10

معافیت‌های مالیاتی

53

M1, M2, M3,M4, M5,M7, M8, M9, M10

9

استفاده از تکنولوژی‌های نوین

54

M1, M6, M7, M8, M9, M11, M12

7

نزدیکی به پارک‌های علم و فناوری

55

M1, M2, M3,M4, M5, M7, M8, M10,

8

قابلیت‌های فناورانه

56

M1, M2, M3,M4, M5, M6, M7, M9

8

ایجاد و تقویت بخش پژوهش و توسعه

57

در این مرحله، کدهای گزینشی به‌دست آمده از تحلیل مصاحبه، مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت به‌منظور پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، پژوهشگر کدهای استخراج شده که بیش‌ترین هم معنایی و مفهوم مشترک را نسبت به‌هم داشتند کنار یکدیگر قرار داده و معانی و مفاهیم جدید را به وجود آورده‌است. نتایج نهایی این بخش در جدول (2) در قالب کدهای گزینشی، مضامین فرعی و اصلی نشان داده شده‌است.

جدول 2. کدهای گزینشی، مضامین فرعی و اصلی (یافته‌های پژوهش)

ردیف

کدهای گزینشی (مضامین اولیه (پایه))

مضامین فرعی

(مضامین سازماندهنده)

مضامین اصلی (مضامین فراگیر)

1

بازاریابی برای محصولات خانگی

توسعه ارتباطات و سرمایهگذاری مشترک

ارتباطات استراتژیک

2

دسترسی به بازار مناسب

3

توسعه مراکز تخصصی حمایت از کسبوکارهای خانگی

4

بهرهگیری از تکنولوژیهای نوین

استفاده از تکنولوژیهای ارتباطی و اطلاعاتی

5

قابلیتهای فناوراته

6

تقویت بخش پژوهش و توسعه

7

نزدیکی به پارکهای علم و فناوری

8

پرداخت تسهیلات بانکی با شرایط مطلوب

حمایتهای مالی دولت

خط‌مشی دولت

9

دادن وام و تسهیلات آسان

10

افزایش حمایتهای مالی و اعتباری

11

کاهش بوروکراسیهای اداری

حمایتهای قانونی دولت

12

کارآمدن بودن قوانین

13

کاهش پیچیدگیها و حذف قوانین زائد

14

معافیتهای مالیاتی

15

دخالت دولت در بازار

دخالت دولت

16

توجه به زیرساختهای آموزشی و فرهنگی از سوی دولت

17

سیاستهای تشویقی دولت

18

خلاقیت و نوآوری

توانمندسازهای فردی

توانمندسازی کارآفرینانه

19

برگزاری کلاسهای آموزشی

20

تجربههای قبلی

21

انگیزههای کارآفرینانه

22

ارتقا مهارتهای فروش

23

مدیریت مناسب کسبوکارهای خانگی

ویژگیها و مهارتهای لازم

24

داشتن مهارتهای راهاندازی کسبوکار

25

ویژگیها و توانمندیهای فردی

ادامه جدول 2. کدهای گزینشی، مضامین فرعی و اصلی (یافته‌های پژوهش)

ردیف

کدهای گزینشی (مضامین اولیه (پایه))

مضامین فرعی

(مضامین سازماندهنده)

مضامین اصلی (مضامین فراگیر)

26

تغییر نگرش جامعه به کسبوکارهای خانگی

اعتقاد و باور اجتماعی به کسبوکارهای خانگی

مقبولیت اجتماعی

27

برنامهریزی راهبردی برای حمایت اجتماعی از کسبوکارهای خانگی

28

اعتماد مشتریان بالقوه

29

حمایتهای ویژه از سوی جامعه و ارگانهای مربوطه

30

فرهنگ خطرپذیری در خانوادهها

ایجاد جایگاه مناسب اجتماعی برای کسبوکارهای خانگی

31

حمایتهای مادی و معنوی از سوی خانوادهها

32

فرهنگ شکستپذیری

33

ایجاد ذهنیت مثبت در اجتماع نسبت به کسبوکارهای خانگی

34

شفافسازی و تنظیم بازار محصولات

رقابت سالم در بازار

هوشمندی رقابتی

35

باز بودن بازارهای داخلی

36

رقابت با سایر شرکتها

37

رقابت بین کسبوکارهای خانگی

ایجاد فضای رقابتی بین کسبوکارهای خانگی

38

جو و فضای مناسب بین کسبوکارهای خانگی

39

توجه به چالشهای کسبوکارهای خانگی

40

رقابتی شدن فضای کسبوکار

ارتقا توان رقابتپذیری کسبوکارهای خانگی

41

نظارت بر استانداردهای کیفیت محصولات

42

توجه به ویژگیهای تولید کیفی

43

جذابیت محصولات تولیدی در بازار مصرف

44

تمرکز بر مشتری

45

قیمتگذاری راهبردی

آمیخته بازاریابی

قابلیتهای بازاریابی

46

ارتقا کیفیت محصولات

47

آسان شدن شرایط تبلیغ

48

ایجاد بازار محلی برای فروش محصولات خانگی

49

شناسایی کسبوکارهای مناسب

فراهم بودن شرایط راهاندازی کسبوکارها در منازل

50

فضای مناسب برای انجام کار

51

همکاری همهجانبه اعضای خانواده

52

کافی بودن امکانات

53

سطح درآمد کسبوکارهای خانگی

54

توجه به تولید محصولات بر اساس نیاز جامعه

شناخت و توجه ویژه به نیازهای جامعه در محصولات خانگی

55

فرهنگسازی در زمینه مصرف محصولات خانگی

56

رضایت و تأمین نیازهای اربابرجوع

57

توجه به بحث مشتریمداری

     با توجه به شناسایی مضامین اصلی و فرعی در نهایت مدل توسعه کسبوکارهای خانگی بهصورت شکل شماره (1) است.

شکل 1. مدل توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه (مأخذ: یافته‌های پژوهش)

نتایج کمی پژوهش

در این بخش داده‌های کمی لازم با استفاده از پرسش‌نامه پژوهشگر ساخته بر اساس خروجی بخش کیفی، گردآوری شده و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مدل‌های اندازه‌گیری مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت مدل پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل مسیر آزمون گردید. نتایج نشان داد متغیرهای شناسایی‌شده در این پژوهش دارای 57 شاخص است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی در جدول (3) گزارش شده‌است.

جدول 3. نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای شناسایی‌شده (مأخذ: یافته‌های پژوهش)

نتیجه

ضریب معناداری

بار عاملی

شاخصها

عوامل شناساییشده

تأیید

22/10

73/0

بازاریابی برای محصولات خانگی

توسعه ارتباطات و سرمایهگذاری مشترک

تأیید

03/9

60/0

دسترسی به بازار مناسب

تأیید

80/9

66/0

توسعه مراکز تخصصی حمایت از کسبوکارهای خانگی

تأیید

22/10

68/0

بهرهگیری از تکنولوژیهای نوین

استفاده از تکنولوژیهای ارتباطی و اطلاعاتی

تأیید

62/11

79/0

قابلیتهای فناوراته

تأیید

61/11

84/0

تقویت بخش پژوهش و توسعه

تأیید

72/11

80/0

نزدیکی به پارکهای علم و فناوری

تأیید

45/8

58/0

پرداخت تسهیلات بانکی با شرایط مطلوب

حمایتهای مالی دولت

تأیید

73/8

74/0

دادن وام و تسهیلات آسان

تأیید

91/8

77/0

افزایش حمایتهای مالی و اعتباری

تأیید

90/8

77/0

کاهش بوروکراسیهای اداری

حمایتهای قانونی دولت

تأیید

62/8

73/0

کارآمد بودن قوانین

تأیید

01/10

68/0

کاهش پیچیدگیها و حذف قوانین زائد

تأیید

32/7

55/0

معافیتهای مالیاتی

تأیید

98/9

68/0

دخالت دولت در بازار

دخالت دولت

تأیید

56/10

73/0

توجه دولت به زیرساختهای آموزشی و فرهنگی

تأیید

61/10

73/0

سیاستهای تشویقی دولت

تأیید

62/9

67/0

خلاقیت و نوآوری

توانمندسازهای فردی

تأیید

47/9

65/0

برگزاری کلاسهای آموزشی

تأیید

48/10

74/0

تجربههای قبلی

تأیید

13/10

71/0

انگیزههای کارآفرینانه

تأیید

07/8

55/0

ارتقا مهارتهای فروش

ادامه جدول 3. نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیرهای شناسایی‌شده (مأخذ: یافته‌های پژوهش)

نتیجه

ضریب معناداری

بار عاملی

شاخصها

عوامل شناساییشده

تأیید

38/15

82/0

مدیریت مناسب کسبوکارهای خانگی

ویژگیها و مهارتهای لازم

تأیید

37/13

75/0

داشتن مهارتهای راهاندازی کسبوکار

تأیید

54/12

71/0

ویژگیها و توانمندیهای فردی

تأیید

04/16

85/0

تغییر نگرش جامعه به کسبوکارهای خانگی

اعتقاد و باور اجتماعی به کسبوکارهای خانگی

تأیید

49/14

80/0

برنامهریزی راهبردی برای حمایت اجتماعی از کسبوکارهای خانگی

تأیید

44/15

82/0

اعتماد مشتریان بالقوه

تأیید

16/15

81/0

حمایتهای ویژه از سوی جامعه و ارگانهای مربوطه

تأیید

06/13

72/0

فرهنگ خطرپذیری در خانوادهها

ایجاد جایگاه مناسب اجتماعی برای کسبوکارهای خانگی

تأیید

18/9

55/0

حمایتهای مادی و معنوی از سوی خانوادهها

تأیید

17/14

77/0

فرهنگ شکستپذیری

تأیید

68/15

82/0

ایجاد ذهنیت مثبت در اجتماع نسبت به کسبوکارهای خانگی

تأیید

52/16

85/0

شفافسازی و تنظیم بازار محصولات

رقابت سالم در بازار

تأیید

94/12

79/0

باز بودن بازارهای داخلی

تأیید

01/12

72/0

رقابت با سایر شرکتها

تأیید

77/10

66/0

رقابت بین کسبوکارهای خانگی

ایجاد فضای رقابتی بین کسبوکارهای خانگی

تأیید

87/12

79/0

جو و فضای مناسب بین کسبوکارهای خانگی

تأیید

49/10

66/0

توجه به چالشهای کسبوکارهای خانگی

تأیید

62/12

78/0

رقابتی شدن فضای کسبوکار

ارتقا توان رقابتپذیری کسبوکارهای خانگی

تأیید

09/11

69/0

نظارت بر استانداردهای کیفیت محصولات

تأیید

22/16

82/0

توجه به ویژگیهای تولید کیفی

تأیید

49/5

52/0

جذابیت محصولات تولیدی در بازار مصرف

تأیید

67/5

69/0

تمرکز بر مشتری

تأیید

70/6

54/0

قیمتگذاری راهبردی

آمیخته بازاریابی

تأیید

28/7

61/0

ارتقا کیفیت محصولات

تأیید

37/8

80/0

آسان شدن شرایط تبلیغ

تأیید

65/14

82/0

ایجاد بازار محلی برای فروش محصولات خانگی

تأیید

31/7

72/0

شناسایی کسبوکارهای مناسب

فراهم بودن شرایط راهاندازی کسبوکارها در منازل

تأیید

75/8

56/0

فضای مناسب برای انجام کار

تأیید

14/12

77/0

همکاری همهجانبه اعضای خانواده

تأیید

90/12

82/0

کافی بودن امکانات

تأیید

93/15

85/0

سطح درآمد کسبوکارهای خانگی

تأیید

71/8

71/0

توجه به تولید محصولات بر اساس نیاز جامعه

شناخت و توجه ویژه به نیازهای جامعه در محصولات خانگی

تأیید

70/9

88/0

فرهنگسازی در زمینه مصرف محصولات خانگی

تأیید

65/7

80/0

رضایت و تأمین نیازهای اربابرجوع

تأیید

83/8

80/0

توجه به بحث مشتریمداری

     با توجه به اینکه همه بارهای عاملی بزرگ‌تر از 50/0 به‌دست آمد و از طرفی نیز همه ضرایب معناداری بزرگ‌تر از 96/1 بود لذا تحلیل عاملی تأییدی نشان از تأیید شاخص‌ها و عوامل شناسایی‌شده مدل دارد. آن‌گونه که شکل (2) نشان‌می‌دهد با استفاده از نرم‌افزار ویژوال پی آل اس مدل ساختاری پژوهش بررسی شده‌است.

 

شکل 2. مدل ساختاری پژوهش (مأخذ: یافته‌های پژوهش)

     از شاخص GOF برای برازش کلی مدل ساختاری پژوهش استفاده شده‌است. مقدار GOF مدل ساختاری پژوهش به‌صورت زیر است:

GOF = √8102/0 × 590/0 =69/0

     با توجه به سه مقدار 01/0، 25/0 و 36/0 که به‌عنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای GOF معرفی شده‌است. حاصل شدن 69/0 برای GOF نشان از برازش کلی قوی مدل ساختاری پژوهش دارد. نتایج کلی فرضیه‌های پژوهشی در قالب جدول (4) به‌صورت خلاصه انعکاس یافته‌اند.

جدول 4. بررسی فرضیههای تحقیق (مأخذ: یافتههای پژوهش)

فرضیه اصلی تحقیق

ضریب مسیر

آماره t

نتیجه فرضیه

قابلیت‌های بازاریابی  توسعه کسب‌وکارهای خانگی

820/ 0

465/ 11

تائید

توانمندسازی کارآفرینانه  توسعه کسب‌وکارهای خانگی

698/0

459/ 9

تائید

ارتباطات استراتژیک  توسعه کسب‌وکارهای خانگی

645/ 0

937/ 9

تائید

هوشمندی رقابتی  توسعه کسب‌وکارهای خانگی

799 / 0

376/ 10

تائید

مقبولیت اجتماعی  توسعه کسب‌وکارهای خانگی

625/ 0

094 / 9

تائید

خط‌مشی دولت  توسعه کسب‌وکارهای خانگی

775/ 0

155/ 10

تائید

     همان‌طور که مشاهده می‌شود، با توجه به اینکه اعداد معناداری فرضیه‌های پژوهش همگی بزرگ‌تر از 96/1 شده‌اند و ضرایب مسیر نیز همه مثبت شده‌اند لذا می‌توان نتیجه گرفت که عوامل شناسایی‌شده بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام تأثیر مثبت و معناداری دارند.

بحث و نتیجهگیری

پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام صورت پذیرفت. از آنجایی‌که شناسایی مؤلفه‌ها و عناصر مؤثر بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی، هدف و غایت نهایی پژوهش در مرحله کیفی بود، لذا در این پژوهش در بخش کیفی از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد. بخش کمی پژوهش در قالب سه نوع تجزیه و تحلیل انجام‌شده است. در این بخش از آماره تی، تحلیل عاملی تأییدی و مدل ساختاری عوامل شناسایی‌شده استفاده شد. در ابتدا به‌منظور بررسی وضعیت عوامل شناسایی‌شده در جامعه آماری مورد نظر از آماره تی استفاده شد، سپس با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی به بررسی متغیرهای شناسایی‌شده و روایی سازه آن‌ها و همچنین میزان برازش مدل پرداخته شد. در این بخش همه عناصر شناسایی‌شده در بخش کیفی پژوهش مورد تأیید قرار گرفتند. در مرحله بعد تجزیه و تحلیل‌های کمی فرضیه‌های پژوهشی حاصل از بخش کیفی پژوهش با استفاده از مدل ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. در این بخش نیز مشخص شد قابلیت‌های بازاریابی، توانمندسازی کارآفرینانه، ارتباطات استراتژیک، هوشمندی رقابتی، مقبولیت اجتماعی و خط‌مشی دولت که به‌عنوان شش متغیر تأثیرگذار بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام مطرح هستند، دارای تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه هستند که این عوامل در پژوهش‌های مگاراوالی و سامپاگنارو (2019)، کرمی (1400)، احمد (2020)، فلاح (1397) و مدرسی (1397) نیز دیده می‌شوند. نتایج پژوهش نشان داد قابلیت‌های بازاریابی یکی از عوامل اصلی توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام است که با داشتن بیشترین ضریب مسیر در بین عوامل شش‌گانه شناسایی‌شده دارای تأثیر بیشتری است و با توجه به اینکه یکی از متغیرهای اصلی و تأثیرگذار بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه است لذا استفاده از ابزارها و تاکتیک‌های آمیخته بازاریابی و برنامه‌ریزی در این خصوص جهت آموزش‌های کارآفرینانه، مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و آموزش‌های بازاریابی بیشترین تأثیرگذاری بر انگیزش ایجاد کسب‌وکارهای خانگی داشته (احمد، 2020) و نیز شناخت و توجه ویژه به نیازهای جامعه در محصولات خانگی و توجه به تولید محصولات بر اساس نیاز جامعه می‌تواند منجر به بهبود و توسعه کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه در استان ایلام گردد.

ارتباطات استراتژیک با دو مضمون فرعی توسعه ارتباطات و سرمایه‌گذاری مشترک و استفاده از تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی نیز به‌عنوان یکی دیگر از مضامین اصلی در توسعه کسب‌وکارهای خانگی در این پژوهش مشخص گردید که توجه به توسعه مراکز تخصصی حمایت از کسب‌وکارهای خانگی، بهره‌گیری از تکنولوژی‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی (اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و...)، قابلیت‌های فناورانه و غیره می‌تواند با شکل دادن ارتباطات استراتژیک در قالب شبکه‌های ارتباطی رسمی و غیر رسمی بر رشد و توسعه این کسب‌وکارها مؤثر باشد (صالح، 2021). نتایج تحقیقات نشان‌می‌دهد که شبکه‌های غیر رسمی، منابع حیاتی ارتباطات و اطلاعات هستند که می‌توانند بر بهبود اجزای وابسته اعتماد، مشارکت و عمل متقابل تأثیرگذار باشند. همچنین می‌توان گفت شاغلان خانگی باسابقه‌تر به‌طور مثبتی در شبکه‌های رسمی به‌امید به‌دست آوردن سود بیشتر مشارکت می‌کنند (تاگارت[16]، 2009). یکی دیگر از متغیرهای اصلی و تأثیرگذار بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی، هوشمندی رقابتی است که بایستی با ارتقا توان رقابت‌پذیری کسب‌وکارهای خانگی با استفاده از توجه به ویژگی‌های تولید کیفی، جذابیت محصولات تولیدی و تمرکز بر مشتریان، همچنین شناسایی چالش‌های پیشِ روی کسب‌وکارهای خانگی و برنامه‌ریزی در جهت رفع این چالش‌ها هوشمندی رقابتی و در نهایت کسب‌وکارهای خانگی را توسعه بخشید.

 مقبولیت اجتماعی می‌تواند از طریق آشنایی خانواده‌ها با فرهنگ خطرپذیری، حمایت‌های مادی و معنوی خانواده‌ها از مشاغل خانگی و نیز ایجاد نگرش و ذهنیت مثبت در خانواده‌ها در خصوص اهمیت و موفقیت مشاغل خانگی بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی تأثیرگذار باشد. این عامل در تحقیق لی و جونز[17] (2008) نیز تحت عنوان خلق مهارت‌های اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که کارآفرینان خانگی قادر به خلق سرمایه‌ی اجتماعی شناختی هستند و بنابراین یادگیری و کسب توانایی حمایت کسب‌وکار که شامل حمایت احساسی، اطلاعاتی، مشورتی و تجهیزات است، در این گروه می‌تواند منجر به بهبود و توسعه کسب‌وکار گردد.

ارتقا مهارت‌های فروش، داشتن مهارت‌های حداقلی در راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک، استفاده از افراد باتجربه و مشاوره از افرادی که در مشاغل خانگی موفق بوده‌اند به‌عنوان توانمندسازهای کارآفرینانه بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی تأثیرگذار هستند. همان‌طور که برخی تحقیقات بر نقش دولت در حمایت حقوقی و معنوی، فرهنگ‌سازی و ترویج روحیه کارآفرینی، حمایت مشاوره‌ای و خدماتی و غیره در توسعه کسب‌وکارهای خانگی تأکید دارد. دولت از طریق برنامه‌ریزی و طراحی استراتژی و سیاست‌هایی در خصوص حمایت‌های مالی و قانونی از کسب‌وکارهای خانگی، پرداخت تسهیلات و وام‌های بانکی با شرایط ویژه برای مشاغل خانگی و کاهش بوروکراسی و پیچیدگی‌های اداری در خصوص راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانگی می‌تواند خط‌مشی‌های تأثیرگذاری بر توسعه کسب‌وکارهای خانگی داشته‌باشد.

 

[1]. Walker & Webster

[2]. Gabriel & Bitsch

[3]. Saleh

[4]. Ahmad

[5]. Loscocco & Smith-Hunter

[6]. Sulaiman

[7]. Salazar

[8]. Pratt

[9]. Thompson

[10]. Megaravalli & Sampagnaro

[11]. Binz et al.

[12]. Woodfield et al.

[13]. Chang et al.

[14]. Rodríguez & Santos

[15].  Braun & Clarke

[16]. Taggart

[17]. Lee & Jones

منابع
خنیفر، حسین؛ احمدی‌آزرم، هادی؛ زمانی‌فر، محسن (1389). نقش انگیزه‌ها و عوامل جمعیت‌شناختی در کارآفرینی خانگی. ماهنامه اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی، 1 (127)، 77-59.
زینتی فخرآباد، حسین؛ بکها، فاطمه (1395). بررسی ظرفیت‌های توسعه کسب‌وکارهای خانگی در فرایند توانمندسازی زنان روستایی (مطالعه موردی: شهرستان کرج). فصلنامه ایدههای نو در علوم و فناوری، 1 (3)، 38-26.
فلاح، محمدرضا (1397). شناسایی پیشران‌های مؤثر در توسعه کسب‌وکارهای بسیار کوچک (میکرو) در بخش مشاغل خانگی روستایی. پژوهشهای بازاریابی نوین، 8 (3)، 140-119. doi:10.22108/nmrj.2018.108568.1539
کرمی، مجتبی (1400). بررسی تأثیر روابط بین قابلیت‌های ارزشی سازمانی و عملکردهای استراتژیک بر رشد کسب‌وکارهای خانگی (مورد مطالعه: صنایع خانگی شهر تهران). فصلنامه پژوهشهای پیشرفت و تعالی، 20 (1)، 67-48.
مدرسی، میثم (1397). تحلیل سیستماتیک عوامل مؤثر بر رشد کسب‌وکارهای خانگی زنان. فصلنامه راهبرد توسعه، 55 (1)، 186-160.
مراد نژادی، همایون؛ واحدی، مرجان (1398). واکاوی موانع راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانگی در مناطق روستایی استان ایلام. فصلنامه تحقیقات اقتصاد کشاورزی، 11 (43)، 318-303.
مقسم، یاسر؛ سعیدی، پرویز؛ دیده‌خانی، حسین؛ مهرابیان، احمد (1398). توسعه کسب‌وکارهای تولیدی کوچک و متوسط بر پایه تأثیرپذیری از عملکرد و نوآوری در فناوری. فصلنامه مدیریت توسعه فناوری، 7 (1)، 194-163.
نجفی، بهمن؛ صفا، لیلا (1393). بررسی کسب‌وکارهای خانگی کارآفرینانه و موانع و چالش‌های توسعه آن‌ها در مناطق روستایی. فصلنامه کارآفرینی در کشاورزی، 1 (2)، 73-61.
References
Ahmad, T. (2020). Universities preparing students for future challenges of family business enterprises. World Journal of Entrepreneurship, Management and Sustainable Development, 16 (2), 57-69. doi: 10.1108/WJEMSD-05-2020-111.
Binz Astrachan, C., & Botero, I. C. (2018). We are a family firm”: An exploration of the motives for communicating the family business brand. Journal of Family Business Management, 8 (1), 2-21. doi: 10.1108/JFBM-01-2017-0002.
Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative Research in Psychology, 3  (1), 77-10.
Chang, E., Memili, E., Chrisman, J., Kellermanns, F., & Jess C. (2009). Family Social Capital, Venture Preparedness and Start-Up Decisions. Family Business Review, 22 (1), 279-292.
Fallah, M. R. (2018). Identifying Drivers Affecting Micro-business Development in Rural Home Business. New Marketing Research Journal, 8 (3), 119-140. doi: 10.22108/nmrj.2018. 108568.1539 (in Persian).
Gabriel, A., & Bitsch, V. (2019). Impacts of succession in family business: A systemic approach for understanding dynamic effects in horticultural retail companies in Germany. Journal of Small Business and Enterprise Development, 26 (3), 304-324. doi: 10.1108/JSBED-01-2018-0030.
Karami, M. (2021). Investigating the effect of relationships between organizational value abilitys and strategic performance On the growth of home businesses (Case study of home industries in Tehran). Progress and Excellence Research, 20 (1), 47-68. (in Persian).
Khanifar, H., Ahmadi-Azerm, H., & Zamani-Far, M. (1389). The role of motivations and demographic factors in home entrepreneurship. Social, Economic, Scientific and Cultural Monthly, 1 (127), 59-77. (in Persian).
Lee, R., & Oswald, J. (2008). Networks, Communication and Learning during Business Start-up: The Creation of Cognitive Social Capital. International Small Business Journal, 26 (1), 559-594.
Loscocco, K., & Smith-Hunter, A. (2004). Women home-based business owners: insights from comparative analyses. Women in Management Review, 19, 164-173.
Madrasi, M. (2017). Systematic analysis of factors affecting the growth of women's home businesses. Development Strategy Quarterly, 55 (1), 160-186.http://rahbord-mag.ir/Article/13971004166412.(in Persian).
Megaravalli, A.V., & Sampagnaro, G. (2019). Predicting the growth of high-growth SMEs: evidence from family business firms. Journal of Family Business Management, 9 (1), 98-109. doi: 10.1108/JFBM-09-2017-0029.
Moghassem, Y., Saeidi, P., Moghassem, Y., & Mehrabian, A. (2019). Development of small and medium-sized manufacturing firms based on the impact of manufacturing firm performance and technological innovation. Journal of Technology Development Management, 7 (1), 163-194. doi: 10.22104/jtdm.2019.3303.2142
Moradnezhadi, H., & Vahedi, M. (2019). Analyzing Barriers of Home Businesses Start up in Rural Areas of Ilam Province. Agricultural Economics Research, 11 (43), 303-318. 20.1001.1.20086407.1398.11.43.15.4. (in Persian).
Najafi, B., Safa, L. (2014). Study of the Entrepreneurial Home-based Businesses and their Barriers and Challenges in Rural Areas. Journal of Studies in Entrepreneurship and Sustainable Agricultural Development, 1 (2), 61-73. (in Persian).
Pratt, J. H. (2000), Home-based Business: The Hidden Economy, Report for the United States Small Business Administration, Dallas, TX.
Rodríguez, M. J., & Santos, F. J. (2009). Women nascent entrepreneurs and social capital in the process of firm creation. Int Entrep Manag, 5 (1), 45–64.
Salazar, C. (2001). Building Boundaries and Negotiating Work at Home. Communications of ACM, 3(1), 162-16919.
Saleh, Y. (2021). ICT, social media and COVID-19: evidence from informal home-based business community in Kuwait City. Journal of Enterprising Communities: People and Places in the Global Economy, 15 (3), 395-413. doi: 10.1108/JEC-07-2020-0131.
Sulaiman, R., Shariff, S. S. M., & Ahmad, M. S. (2009). The e-business potential for home-based businesses in Malaysia: a qualitative study. International Journal of Cyber Society and Education, 2(1), 21-36.‌
Taggart, J. D. (2009). Networking experiences of Australian home based Businesses. Thesis of Doctor, Southern Cross University, NSW, Australia.
Thompson, P., Jones-Evans, D., & Caleb, K. (2009). Women and home-based entrepreneurship: evidence from United Kingdom. International Small Business Journal, 27 (1), 227-239.
Walker, E., & Webster, B. (2004). Gender issues in homebased businesses. Women in Management Review, 19 (1), 404- 412.
Woodfield, P., Woods, C. & Shepherd, D. (2017). Sustainable entrepreneurship: another avenue for family business scholarship?. Journal of Family Business Management, 7 (1), 122-132. doi: 10.1108/JFBM-12-2015-0040.
Zinati Fakhrabad, H., & Bekha, F. (2015). Investigating home business development plans in the empowerment process of rural women (case study: Karaj city), New Ideas in Science and Technology Quarterly, 1 (3), 2-38. (in Persian).